فرخ نعمت پور

جنگ و گلهای یاس مادر (٢٤)

می دانستم مادر دلش از آنی کە نشان می داد تنگتر بود. اگر من و پدر دو مرد بودیم کە می توانستیم یکدیگر را بەعنوان مرد دیگری در خارج از وجود خود ببینیم، او هیچ زنی دیگر در کنارش نبود. او همانطوری کە تنها دختر خانوادە خود بودە، حالا هم بە طرز عجیبی تنها زن باقیماندە در این شهر بود.

جنگ و گلهای یاس مادر (٢٣)

شبی در حالیکە کنار بخاری نشستەام و دارم کتاب جغرافیای مدرسەام را همین طوری ورق می زنم، نقشە استان خودمان را نگاە می کنم. بە فاصلە شهر با مرز خیرە می شوم، و بعد بە فاصلە شهر با شهرهای دیگر. و ناگهان یادم می آید کە فاصلە ما تا نزدیکترین شهر از دو ساعت بیشتر نیست. با یک مینی بوس زردرنگ بدبوی گازوئیلی می توان از میان کوهها و گردنە سرکش میانە راە گذشت و بە آن رسید. و ناگهان همە چیز می تواند آنقدر متفاوت باشد کە انگار هیچ وقت هیچ جنگی وجود نداشتە است.

یک روحانی تندرو ادامە خواهد داد

میرحسین موسوی، کە بیش از دە سال است در حصر خانگی بسر می برد، در نوشتەای در مورد موروثی شدن رهبری در ایران هشدار دادەاست.
بە نظر می رسد هشدار میرحسین موسوی، بە فعل و انفعالات جدی تر در درون حاکمیت پیرامون امر رهبری نظام ربط داشتەباشد کە با مسن تر شدن خامنەای بیش از پیش بە دغدغە نظام تبدیل شدەاست.

امنیت ملی یا امنیت حاکمیتی

بخش مهمی از وظیفە دولتها تامین امنیت ملی ست. دولتها بە این منظور دست بە تخصیص بودجەهای کلان و متناسب می زنند و تلاش دارند کشورشان را از گزند احتمالی قدرتهای دیگر محفوظ دارند. اما امنیت بخودی خود و بدور از فاکتورهای دیگر معنا ندارد.

گلوبالیسمی بدون جایگزین

با فروپاشی بلوک شرق، جهان بە عینە وارد مرحلە جهانی شدن شد کە مشخصە آن از لحاظ تکنولوژیکی دیجیتالیسم و از لحاظ ایدئولوژیکی نئولیبرالیسم بود. در این مرحلە حتی کشوری مانند چین هم با شرایط جدید خود را انطباق داد، و با تلفیقی از نئولیبرالیسم و اقتصاد کنترل شدە دولتی بە پیشواز دنیای جدید رفت.

نگاهی بە اتحاد دوبارە حزب دمکرات کردستان ایران

بە احتمال قوی دو حزب دمکرات کردستان ایران و حزب دمکرات کردستان در روزهای آتی بعد از مدتها جلسات بحث و گفتگو دوبارە متحد خواهندشد، و در قالب یک حزب واحد بە فعالیت خود ادامە می دهند. امری بخودی خود مثبت کە در صحنە اپوزیسیون کردی می تواند بنوبە خود بە تکثر بدون معنی تشکلهای سیاسی همسو و مشابە پایان دهد.

بخش: 

جنگ و گلهای یاس مادر (٢٢)

و پدر، بیشتر، رادیوهای خارجی را دوست داشت. و گاهی وقتها من فکر می کردم کە ما اساسا خانوادە میهن پرستی نبودیم. اما راستی چرا پدرم دوست داشت جنگ را از رادیوهای خارجی بشنود؟ تا اینکە بعدها فهمیدم کە اتفاقا پدر میهن پرست ترین شخص ممکنی بود کە حداقل من می شناختم. آخر اگر کە نبود کە در شهرش باقی نمی ماند! و پدر بشدت بر این نگاە خودش پای می فشرد کە شروع جنگ، با وجود آغاز حملە از طرف یکی، اما امری دو جانبە است و بنابراین همە بنوعی مقصراند. و او وطن پرستی را در ماندن در خانە و کاشانە می دید تا اثبات کند کە نوع دیگری هم از دفاع از میهن وجود دارد.

راە تودە به دنبال چیست

به خوبی مشخص است کە راە تودە در این پاراگراف عملا دست بە تکرار مواضع تندروهای درون جمهوری اسلامی و نیز ادعاهای بیت رهبری می زند کە قویا پشت سر تجاوز روسیە قرارگرفتەاند. در واقع راە تودە بر خلاف مواضع بە ظاهر اصلاح طلبانەاش در مورد جمهوری اسلامی، در این مورد با رادیکالها و حجتیەای های درون نظام هم سنگر شدە و از موضع آنها با امر جنگ اوکراین برخورد می کند. راە تودە هر آنی را کە در ایران ضد تجاوز روسیە باشد، مشوق حملە بە ایران ارزیابی می کند! تهمتی سنگین کە ربطی منطقی و مستقیم بە چگونگی روندهای سیاسی منطقە ندارد. با این حساب همە احزاب کمونیست و چپ دنیا کە در اکثریت قریب بە اتفاق خود حملە روسیە بە اوکراین را محکوم کردند، باید طرفدار حملە غرب بە ایران باشند! هذیان گوئی نویسندگان این مطلب متاسفانە حدودی نمی شناسد.سرانجام اینکە راە تودە از دخالتهای جمهوری اسلامی در کشورهای منطقە از جملە عراق چیزی نمی گوید! مشخص نیست سایتی کە بشدت ضد امپریالیست است، چرا با تمایلات امپریالیستی و دخالتگرانە جمهوری اسلامی در منطقە مشکلی ندارد! یا اینکە ناسیونالیسم ایرانی چنان تاروپود نویسندگان این سایت را فراگرفتەاست کە عطای بنیان موضع را بە لقایش بخشیدە است!

بخش: 

مردم تایوان اند کە باید انتخاب کنند

درست است کە تایوان تاریخا بخشی از خاک چین محسوب می شود، اما وجود نظام سیاسی متفاوت دهەهاست کە آن را از چین متمایز می کند. نگاە دولت چین بە تایوان یک نگاە تاریخی بر اساس نگاە ناسیونالیستی است، اما نگاە تایوان بە سرزمین خود نگاهی بر اساس سیستم و شیوە زندگی دیگریست کە دهەهاست در این کشور شکل گرفتەاست. اینکە تایوان بخواهد کشوری مستقل بشود، و یا بە چین بپیوندد امریست داخلی و باید بر اساس رای مردم این کشور تعیین شود. بی گمان هرگونە بکارگیری زور از طرف کشورهای دیگر، مخل حق دموکراتیک ملتها در تعیین سرنوشت خود است،... امری بشدت ناقض اصول انسانی و دموکراتیک. چین باید بە تهدیدات خود پایان دهد، و با مشارکت جامعە بین المللی، بویژە سازمان ملل متحد، شرایط یک رفراندوم عادلانە را در این سرزمین فراهم آورد تا بدور از جنگ و تهدید، مردم این جزیرە بتوانند زندگی با چین و یا بدون چین را انتخاب کنند.

جنگ و چرخش بە راست

روسیە با حملە و تجاوز بە اوکراین، در واقع جهان را در آستانە تحول بزرگی قرار دادەاست، تحولی کە مشخصە آن تقویت چرخش بە راست در عرصە جهانیست. این تحول در کشورهائی مانند ایران منجر بە راستگرائی بیشتر می شود، و در کشورهای با سنت دمکراتیک منجر بە تضعیف سنتهای دمکراتیک.

جنگ و گلهای یاس مادر (٢١)

رودخانە کنارەهایش یخ زدەاست و برف بخشی از آن را پوشانیدەاست. پدر کە مدتیست بخاری هیزمی را بیرون آوردە، در پی هیزم بە رودخانە می آید. تا چشم کار می کند بە درازای آب روان درخت بید و چنار در سرمای بیرحم زمستان خوابیدەاند. و پدر با تبری کە از خانە یکی از همسایگان کوچ کردە پیداکردەاست، بە جانشان می افتد. و درختان ایستادە و خوابیدە می میرند. او ابتدا از درختانی کە تنە بزرگ ندارند شروع می کند.

جنگ و گلهای یاس مادر (٢٠)

و یک روز پدر هنگامیکە از گرفتن آذوقە از مقر نظامی باز می گردد، می بینم اخمهایش تو هم است. بعد معلوم می شود کە فرماندە بە او تشر زدە کە میهن پرستی تنها بە ماندن در شهر نیست، بلکە باید او و پسرش، کە من باشم، فعالانە در دفاع از آن مشارکت داشتەباشیم. پدر پوزخندی می زند و می گوید "میهن پرستی!" و آن شب هزار و یک دلیل می آورد کە جنگ میهن پرستانە اساسا وجود ندارد زیرا کە همە در برافروختن آن سهیم اند، چە کسی کە مقاومت می کند و چە آن کسی کە حملە را شروع می کند. حال هر کس بە فراخود موقعیت خود.

چپ روسوفیل یا روسوفیل چپ

و از همان زمان، مسئلە سیاست و قدرت سیاسی در ایران بە امر مقابلە با آنگلوفیلیسم تبدیل شد، کە سرانجام بعد از دهەها مبارزە با انقلاب بهمن بە تسلط این ایدە بر نظام سیاسی در کشور پایان داد و جریانی را بە قدرت رسانید کە با فاصلە گرفتن از شرق و غرب تلاش کرد بە خواست تاریخی ایرانیان کە ایجاد دولت مستقل بود جواب دهد. هرچند دولت نوین نیز بە علت تئوکراتیک بودن آن، خود نقض غرض بود و نتوانست امر استقلال را بە پیش ببرد. ضدیت جمهوری اسلامی با سکولاریسم، آزادی و دمکراسی کە مبانی اصلی دولت مدرن اند، نهایتا باز استقلال موقتی چند دهە اول بعد از انقلاب را بە زیر سئوال برد و هم اکنون با چرخش بە طرف شرق و بویژە روسیە، باز ما با پدیدە روسوفیلیسم روبرو هستیم. پدیدەای کە با آغاز جنگ اوکراین و تجاوز روسیە بە این کشور، تشدید یافتە و بیش از پیش بە هویت نظام اسلامی تبدیل می شود.

بخش: 

جنگ و گلهای یاس مادر (١٩)

چنین سکوتی، سکوتی برای خود نیست، بلکە مقدمە بی پایان رویدادهای بعدی است. و برای همین سرشار از ناگفتەهائیست کە قرار است هر چە سریعتر گفتەشوند. و در جنگ چنین است کە نە اخبار و نە انفجارها قرار نیست همە واقعیت را بیان کنند.

جنگ و گلهای یاس مادر (١٨)

و راستی چرا جنگ شدەبود؟ پدر طبق معمول بە همان تئوری توطئە در توجیە جنگ پناە می برد، و معتقد بود کە زمانی کە همە چیز بە هم می ریزد، عقل آدمها هم ثبات قبلی خود را از دست می دهد و تصور می کنند کە با کشتن همدیگر می توان دنیای بهتری بسازند. او جنگ را نتیجە انقلاب می دانست. و مادر این بار با عوض کردن راءیش آنرا ناشی از خواست خدا. و در اینجا پدر بشدت معترض می شد کە کارهای بد اساسا مال آدمهاست، و ربطی بە خدا ندارند!

جنگ و گلهای یاس مادر (١٦)

و روز عروسی، محلە پر از آوای موسیقی و رقص رنگها می شد. بوی بد و خوب عطرهای ارزان قیمت و گران قیمت بە همراە بوی میخک و گلاب در کوچە می پیچید. و بوی پلو هوا را می انباشت. مطربانی کە ساعتها می نواختند و عرق از سر و رویشان می بارید، در زیر آفتاب گرم تابستان تا ساعتها بە خواندن شادترین آهنگها ادامە می دادند.

جنگ و گلهای یاس مادر (١٥)

پدر آنقدر سرگرم رادیوهای بقول معروف بیگانە بود، سرش توی رادیوهای داخل نبود. تنها اینکە، طی روز، محض اطلاع مدتی بە اخبارشان گوش می داد و بعد بلافاصلە با نثارکردن چند فوش و یا جنباندن سر کە نشان از عدم رضایت داشت، آنها را می بست و بە سراغ کانالهای دیگر می رفت. پدر معتقد بود کە همە رادیوها، چە داخلی و چە خارجی لبریز از دروغ و اخبار نادرست بودند، اما همزمان تاکید می کرد کە رادیوهای داخل از همە بدتر بودند. می گفت اخبار هم درست مانند خود جنگ، عرصە جنگ است. و من از اینکە پدر می توانست این چنین پشت ماجراها را بخواند، بر خود می بالیدم. و پیش خودم می گفتم "خوبە کە یە آبدارچی اینقدر زرنگ باشە!"

جنگ و گلهای یاس مادر (١٤)

در شهر تا جائیکە من بەیاد دارم بە ندرت دوچرخە وجود داشت. یک از آنها مال مردی بود بنا کە هر روز صبح با دوچرخەاش سر کار می رفت، و غروب هم با همان دوچرخە، در حالیکە داخل توبرەای کە بر ترکش آویزان بود و میوە و خرید روزانە را داشت، با لباسهای خاک آلود و کثیف اش بە خانە بر می گشت. مردی تنومند، با سنی نزدیک بە پنجاە سال، با جامانەای بر سر و نگاههائی کە تنها چرخ جلو را می دیدند. او بە کسی سلام نمی کرد، اما جواب همە سلامها را خیلی محترمانە و با گرمی خاصی می داد. "نور دو دیدە منی عزیز!" تکیە کلام او در جواب بە همە بود، حتی بە بچەها. آدم گاهی وقتها احساس می کرد کە این تکیە کلام تنها یک عادت کلامیست، و پشت آن در واقع هیچگونە احساس و گرمی ای وجود نداشت. البتە عادی هم بود. تن سنگین و خستە او کە پاهایش گاها آن را بە زحمت می کشیدند، بە نظر راە دیگری باقی نمی گذاشت. و من همیشە آدمهای شیرین کلام را دوست داشتم. همین باعث شد کە من احساس خوبی نسبت بە استاد و بطور خاص بە دوچرخە پیدا کنم.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرخ نعمت پور