فرخ نعمت پور

طالبان و آیندە افغانستان

ایران کە خشنود از از سرگیری دوبارە روابط اقتصادی و تجاری خود با افغانستان بعد از تنشهای اخیر است، بە امکانات ژئوپولیتیک و جغرافی خود چشم دوختە است کە خود را در وجود مرز طولانی با این کشور، وجود بندر چاه بهار کە یگانە امکان ارتباط دریائی افغانستان با جهان از طریق آبهای آزاد است و نیز مسیر راە آهن خواف ـ هرات باز می یابند.

علمی را کە می خواهند نباشد

نوع برخورد خامنەای و فرماندە سپاە بە امر کرونا و واکسنهای خارجی کە کشور را بە فاجعەای تمام قد رهمنون شد، بخوبی نوع نگاە پیش برندگان گام دوم انقلاب در رابطە با پیوند میان جهان بینی انقلابی آقایان و علم را نشان می دهد. همە چیز حاکی از آن است کە آنان اساسا علم را پس زدەاند، و این پس زدگی در دولت سیزدهم بە اوج خود رسیدەاست.

پایان "هیجانات نظامی جهانی شدن"

در شرایط کنونی کە جهان از لحاظ آرایش قدرت در سطح جهانی پوست می اندازد، بهرحال نباید بمانند قدیم منتظر ایفاء نقش توسط سازمان ملل متحد بود؛ اما غیبت دخالت نظامی، در کوتاە مدت، منجر بە تقویت استفادە از اهرمهای اقتصادی و سیاسی خواهدشد، و البتە با این تاکید کە همزمان منجر بە همگرای ها و نزدیکی های بیشتر هم حتی در میان کشورهای متعارض خواهدشد. از یاد نبریم کە اروپا در این مورد استراتژی متفاوت تری نسبت بە ایالات متحدە دارد و بر خلاف این کشور معتقد بە بالا بردن فتیلە تعارض با چین نیست.

بخش: 

پازل تسلط خانوادگی بر مردم اقلیم کردستان کامل می شود

سالهاست جنبش حق طلبانە کردها در کردستان عراق از عشیرەگری و طایفەگرائی در رنج است و با حضور و تقویت موقعیت خانوادەهای بارزانی و طالبانی بر دو جریان مهم حزب دمکرات و اتحادیە میهنی، هم ایجاد حزب بە معنای مدرن و دمکراتیک آن بە سنگ خورد؛ و هم این خانوادەها برای تداوم تسلط خود بر اقلیم کردستان، از رانت، ایجاد نیروی ویژە امنیتی و نظامی مختص بخود، تسلط حزبی بر شریانهای اقتصادی و مالی، و نیز تطمیع مردم استفادە می کنند. روندی کە در آن بە بیگانگی مردم از قدرت سیاسی در کردستان عراق منجر شدە و لطمات جبران ناپذیری بە جنبش حق طلبانە کردها وارد کردەاست.

راستی کە افراطش آیندەای ندارد

اما وجود این فاصلە بە معنای کوتاەبودن آن نیست. با توجە بە مسیر طی شدە در جمهوری اسلامی و اعلام گام دوم انقلاب کە برخورد انقلابی را در رابطە با جهان و وضعیت داخلی می طلبد، جو بطورکلی مستعد تشدید تندروی در حاکمیت جمهوری اسلامی است. هیچ تضمینی در این مورد وجود ندارد کە کم کم جناح و یا نگاە مشهور بە حجتیە، مالک کل ساختار نشود، هرچند کە منطقا امکان این دگردیسی وجود ندارد.

طالبان وعدە می دهد و جمهوری اسلامی معذرت می خواهد!

در نفی تزویر و شکنجە

و درست در اینجا هم همان منش برخورد طالبانی تکرار می شود. اگر 'محمد مهدی حاج محمدی' رئیس زندانها واقعا از عدم تکرار می گوید، باید بداند و البتە می داند کە از جملە راەهای کنترل زندانها و نظارت بر آن امکان دسترسی سازمانهای حقوق بشر داخلی و بین المللی بر آنهاست؛ تنها راە آن، وجود آزادی بیان و حق تشکل در داخل کشور برای آحاد و جریانات مختلف سیاسی ـ فکریست. واقعیت این است کە حاج محمدی با دورزدن تمهیداتی کە وجود آنان اند کە رخت بربستن شکنجە و ضرب وشتم را از زندانها تضمین می کنند، نعل وارونە زدە و گوشت را کماکان در قفس گرگ بە امان خدا رها می کند!

رنسانسی کە بە آن احتیاج داریم

بە این ترتیب مدعی جدیدی در منطقە با مختصات جدید شکل خواهدگرفت کە جنگ ایدئولوژیکی میان نحلەهای اسلامی در منطقە را شدت بیشتری خواهد بخشید. ایران نیز بەشیوە اتوماتیکی پایش بە این ماجرا کشیدە خواهد شد، و علیرغم همە ارتباطات گوناگونی کە با امارات اسلامی طالبان خواهد داشت، اما باید مرتب بر سر حدود و ثغور ایدئولوژی خود با آن در کشمکش باشد. و این چنین اسلامی ها بار دیگر در ابعادی متفاوت و البتە بە نوعی تکراری، دوبارە باعث رنجش همان یگانە خدایشان از خودشان خواهند شد.

نگاە 'پیشا نقد' سخنگوی حزب اعتماد ملی بە نقد

علاوە بر سلاح نقد، میان سلاح نقد و نقد مسلح، فضائی هست (بنام نقد تودەای) کە باید دیدە شود. مقدم گرامی بنابر منش اصلاح طلبی خود لازم نیست بە نقد مسلح برسد، اما باید بە همان معنای واقعی سلاح نقد پایبند باشد و فراتر از آن، فضائی را کە میان سلاح نقد و نقد مسلح هست را هم ببیند کە همانا تودەای کردن نظریە برای تغییر مسالمت آمیز از طریق ایجاد نقد تودەای است. اصلاح طلبان تا زمانی کە از درک اولیە و پیشا 'سلاح نقد' رهائی نیابند، نمی توانند حتی بر حاکمیت تاثیراتی را کە خود خواهان آنند داشتەباشند.

بە رهبران وارداتی ـ صادراتی نمی توان اعتماد کرد

تراژدی فرار اشرف غنی بوضوح بار دیگر این مسئلە را نشان می دهد کە رهبران وارداتی ـ صادراتی نە تنها ریشە در آب و خاک ندارند، بلکە بگاە خطرات زودتر از هر کسی دیگری صحنە را ترک می کنند. بهترین نمونە در این مورد محمد رضا شاە، آخرین شاە سلسلە پهلویست کە در دو مقطع تاریخی قبل از کودتای سال ٣٢ و پیروزی انقلاب بهمن، گریەکنان کشور را ترک کرد و نتوانست تا بە آخر بحران موجود در کشور خود را مدیریت کند. رهبرانی کە نمی مانند، یا عرضە ماندن ندارند؛ سرانجام علیرغم همە کمکهای خارجی، در روند تحولات اجتماعی ـ سیاسی می بازند و صحنە را بە رقبا و دشمنان خود تسلیم خواهند کرد.

بخش: 

جهان ناامن تر می شود

با شکست ترامپ و آمدن جو بایدن بە کاخ سفید، ایالات متحدە تلاش کرد بنوعی بە ارزشهای لیبرالیستی برگردد و با همیاری بیشتر با جهان، از زاویە دید این نگاە بە امر سیاست در عرصە بین المللی برخورد کند؛ اما وقایع افغانستان نشان دادند کە وضعیت پیچیدەتر از آنیست کە تصور می شود. سخنان اخیر او در خصوص اینکە آنها بخاطر امنیت خود وارد افغانستان شدند و نە بخاطر ملت سازی و دمکراسی، نشان از آن دارند کە اگرچە آمریکا تماما بە ناسیونالیسم ترامپی بازنگشتە است، اما نە می تواند تماما از زیر بار آن خارج شود و نە اساسا نیاز دارند کە بر مبنای همان ارزشهای لیبرالیستی (لااقل در مختصات قدیمی) با جهان برخورد کنند. گوئی کل سیستم و ساختار قدرت در ایالات متحدە بە نتایج کاملا متفاوتی رسیدەاست.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - فرخ نعمت پور