مهرزاد وطن آبادی

کنگره دوم، گامی بسوی تهیه برنامه و یا نه طرح کلی خواهدبود؟

اگر بزرگان حزب چپ... مایل نیستند تا این بار نیز شکست جنبش دمکراتیک مردم به پای آنها و تئوریِهای گذارشان نوشته شود، بایستی در برنامه خود روش مبارزه (تاکتیک) در رسیدن به آلترناتیودموکراتیک جمهوری اسلامی، دایره اتحاد فراگیر، محدود شود. ضمنا هدایت خیزشهای آینده برعهده احزاب و گروه های تجمیع در اپوزوسیون دموکرات خارج کشور باضافه افراد و شخصیتهای حقیقی در بطن جامعه داخل کشور صورت خواهد گرفت، چنین پیوندی قطعا احتمال خشونت و خونریزی در این خیزشها بسیار کاهش خواهدیافت.

نگاه بهزاد کریمی، درآمدی کهنه بر گفتمانی مضمحل *1

گریز دوم این بار توسط رفیق بهزاد کریمی شد که بدون توجه به تجربه فریدون احمدی، لیکن با احتیاط تر بر طبل اتحاد یا ائتلاف جمهوریخواهان سکولار و دمکرات با رضا پهلوی می کوبید که غیر قابل تصور بود، بەهر ترتیب عنصر شناخته تر شده گرایش چپ، یعنی بهزاد کریمی از فرجام ائتلاف بی حاصل احمدی – آهی درس نمی گیرد و موقعیت ساختار ائتلافی را که به سطح ساختاری موسمی تنزل یافته است را نمی بیند و در صدد تجربه مجدد برمی آید در حالی که می داند تجربه را تجربه کردن خطاست.

تن دادن به سلطه اقتدارگرایان مابەازای سیاست تحریم انتخابات

 کیفرخواست کسانی که در سیاست مشارکت نمی کنند آن است که زیر سلطه آدم های کم‌خرد زندگی کنند. (افلاطون) 

فدائیان باید ترجیح دهند در آتش مبارزه با اقتدارگرای مرتجع بسوزند تا اینکه کبریت بر خرمن هستی جمهوریت بزند که بیشترین انتفاع را عاید اقتدارگرایان می کند. نمی شود خود را درصف مقدم مبارزه با اقتدارگرائی قرار دهی، ولی با اتخاذ سیاستی، هدف آنها را تامین کنی که ناخواسته خوش خدمتی به آنهایی خواهد شد، در حالی که دم از تضعیف و حذف آنها می زنید.

تحریم انتخابات در خدمت استحکام بیشتر نهاد های انتصابی

بنابراین انتخابات سیزدهمین رئیس جمهوری متفاوت از ادوار گذشته شده و دیگر در چارچوب فرمول دو قطبی قابل تعریف نیست، زیرا مانور تبلیغاتی این تعداد بی سابقه نامزد های پوزوسیون به روالی درآمده که از هم اکنون همه در کسوت اپوزیسیون ظاهر شده اند

پنجاه سالگی جنبش فدائیان سنگربان آزادی عدالت اجتماعی و سوسیالیسم

بهرحال ۵۰ سال از عمر جنبش فدائیان گذشت. باوجود اینکه جنبش فدائیان در روند فعالیت خود پوست اندازی کرد، ولی هنوز هم نقد شیوه مبارزه جنبش فدائیان جایگاه ارزشمند خود را حفظ کرده است. در زمینه نقد و ارزیابی تاکتیک و شیوه مبارزه جنبش فدائیان نقطه نظرات بسیارند. برخی می پندارند که سیاهکل و جنبش برآمد آن ناکام ماند

تداوم هویت مستقل سازمان فدائیان خلق – اکثریت - در پنجاه سالگی جنبش فدائیان

سرانجام سازمان با به حرکت درآمدن موج انقلاب در 1356 و آزادی زندانیان سیاسی در 1357، در موقعیت بهتری قرار گرفت و به جذب نیروهای جدید به ویژه در بین جوانان پرداخت و در میان سازمان‌های گوناگون چپ مارکسیستی پس از انقلاب، سازمان به صورت بزرگترین آن‌ها ظاهر شد. اما وقوع انقلاب بهمن 57 تلنگری بود به سازمان تا نفی مبارزه مسلحانه را قطعی و به ضرورت سازماندهی سیاسی - تشکیلاتی برسد. بدین ترتیب توانستیم از یک گروه بسته چریکی به یک سازمان سیاسی سراسری فراروئید که می توانست بر روند اجتماعی – سیاسی جامعه انقلاب کرده، تاثیرگذار باشد تا بدانجا که در سال‌های 1358 و 1359 نیز به عنوان بزرگترین سازمان منتقد حاکمیت برآمد انقلاب بهمن 57 یعنی جمهوری اسلامی محسوب می ‌شد.

جمهوری اسلامی شکست ترامپ و پیروزی جو بایدن

ایران در چنین وضعیت ست که می تواند هم به عنوان قدرت مطرح منطقه و هم در مقام دولت طلبکار در ماجرای برجام، نقشه راه و پیشنهادهایی روی میز مذاکره قرار دهد تا بتواند جامعه جهانی را همسو و توجه نیروهای معتدل را به سوی خود جلب کرده و بدین ترتیب محصول میلیارها دلار هزینه های لابی های ایران ستیز متخاصم را نقش بر آب کند. و در پایان اینکه در عین حال که دل بستن به بایدن مترادف بی هراسی از سیاست های ترامپ نبود ولی در رابطه با بایدن باید خوش خیالی پیشه نکرد و سیاستی معقول اتخاذ کرد تا هم ‌منافع ایران تامین شود و هم بختک تحریم ها از میان برداشته شود و از سوی دیگر سبب خارج شدن غول افراطی گری ترامپیستها از شیشه نشویم.

مصائب تحریم مردم ایران را می آزارد

سازمان به مثابه بخش عمده جریان چپ در حین مبارزه با نئولیبرالیسم به هیچ وجه نباید همدلی خود را با دیگر نیروهای اجتماعی بویژه مردم را از دست دهد. اگر سازمان همچون گذشته برای تامین منافع ملی در کنار مردم دیده شود. بدون تردید وزن و احترام نظیر گذشته را نصیب خود می نماید. به خاطر داشته باشیم که وظیفه سازمان در همراهی با مردم علیرغم مخالفت با حاکمیت مستقر بوده و خواهد بود.

سهل و ممتنع دومینوی انشعاب در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران

اصولا آن زمان که سازمان به مثابه جریان سیاسی چپ به نیروی عمده جامعه تبدیل شده بود. برای حضور فعال و موثرتر در عرصه سیاست آن روزگاران، چاره‌‌ای جز حفظ اتحاد برای یکپارچگی و انسجام نداشت. ولی متاسفانه بنا بدلائل تاریخی نظیر جوان بودن و فقدان دانش و تجربه سیاسی قادر نشد موقعیت خود را بعنوان نیروی عمده جامعه حفظ نماید تا اثرگذاری درخور ایجاد کند. اگر سازمان در آن روزهای سرنوشت ساز فاقد نقیصه بود، متوجه می شد سیاست عرصه تضادهاست و سیاستی که صد درصد مثبت و یا صد در صد منفی وجود ندارد. بنابراین با وجود بحران و ناتوانی در برونرفت از آن وضعیتی بوجود می آورند تا سازمان دیگر، آن سازمان بحرانزده قبل نباشد. این بحران، به میزانی که باعث تکه پاره شدن سازمان منسجمی شد، نتوانست منبع و منشاء تغییر و تحول شود و ناتوانی رهبری سازمان برای غلبه بر بحران را نشان ‌داد.

یاد باد سلحشوری رفیق کبیر حمید اشرف و یارانش

در سه‌شنبه سیاه، 8 تیر 1355، رفیق حمید اشرف در پی 13 سال تعقیب و 14 گریز از صحنه درگیری با ساواک، در میان همهٔ اعضای مرکزیت وقت سازمان مورد یورش ساواک و کمیته مشترک رژیم کودتایی محمدرضا شاهی قرار گرفت و بعد از مقاومت در برابر سرکوبگران سرانجام به همراه یاران خود جان‌باخت. رفیق حمید اشرف، که رهبر بلامنازع سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران بود. در این روز در ادامه حماسه سیاهکل و تثبیت حیات سچفخا- سازمان پرافتخار چریکهای فدائی خلق ایران – به چهره محوری و فراموش ناشدنی سازمان تبدیل شد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - مهرزاد وطن آبادی