ویژه نامه جان باختگان فدائی

بیژن اقدسی

فرمانده‌مان حمید
در آخرین نبرد
با دیدگان باز

رضا جوشنی

بهروز دوست، رفیق و همرزم زمان فعالیت‌های دانشجویی من بود. علی‌رغم این که خانواده‌اش در تبریز زندگی می‌کرد، ما مدت‌ها در‌‌ همان شهر با هم در یک خانه بودیم. دقت و پای‌بندی وی در انجام کارهایی که در...

نظر2
گردآوری: رضا کاویانی

پس از عملیات سیاهکل، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران رسماً اعلام موجودیت کرد و از این زمان تا هنگام هشتم تیر ماه ۱۳۵۵، رفیق حمید اشرف به عنوان عضو رهبری سازمان عمل کرد. در حالی که متوسط عمر یک چریک...

نظر1
مرضیە شفیع (شمسی)

هنوز طنین صدای بلند نسترن ال آقا که وارد خانه شد و با فریاد گفت: «حمید زنده است!» در برابر چشمان من است. روزنامه ای در دست داشت که خبر کشته شدن تعدادی از یاران در جنگ گریز با گزمه‌های رژیم، و...

پهلوان

حرف‎ها توسن باد
چشم‌هاتان همه تک اختر صبح !
سینه ها، چشمه‌ی خورشید بلوغ !
شهرتان، شهر افق
شعرتان، همهمه‌ی طوفان است.

حمید اشرف این پر آوازه ترین چریک فدایی خلق در تاریخ کشور ما چهره ای ماندگار و بی تکرار است.دفتر زنگی حمید قبل از پیایان سی سالگی به پایان رسید،زندگی پرشگفت این روح کاوشگر عاشق برای نوجوانان هایی...

طهماسب وزیری

بارفیق غزال آیتی حرکت کردم. رفیق را گریان و خسته دیدم و چشمان زیبایش را پر از اشک. غزال از من پرسید فهمیدی چی بر سرمان آمد؟ گفتم آره فهمیدم، ضربه خوردیم، برادرم علی اکبرهم رفت. با بغضی عمیق گفت:...

س.شکیبا

با یاد و خاطره بکتاش آبتین همیشه شریف وعزیز
و با احترام به مبارزان راه آزادی: هوشی مین، ارنستو چه گوارا و حمید اشرف