علی شاکری زند

مجازات شلاق برای معلمان کشور!

حکم شلاق برای معلمان، صدور حکم سقوط رژیم است!

اما داستان تنگی معیشت معلم، تحقیر او و سختی شرایط آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی با مشکلات آن دوران اختلاف کیفی دارد. در این رژیم همه باید تحقیر شوند، و بیش از همه معلمان که وظیفه ی پرورش روحی و اخلاقی نوباوگان و نوجوانان و انتقال فرهنگ ملی و آموختن حقایق علمی مورد قبول در جهان امروز به نسل جوان بر دوش آنان قرار دارد.

آزادی گرفتنی است نه دادنی

بر این عوامل بنیادی باید راه هایی را افزود که هر روز برای غارت منابع ارزی کشور ابداع می شود و به کار می افتد و هربار پس از گریز صدها میلیون دلار از این منابع به خارج از کشور، بی آنکه کسی بطور جدی پیگیر آن گردد، بخشی از آن «کشف» و اعلام می شود. از این جمله است وام های کلانی که قدرتمندان بدون هیچ ضمانت معتبری از بانک ها دریافت کرده اند و چون بانک ها قادر به واستاندن آنها نیستند با دادن وام های جدیدی از این دست به بدهکاران و پس‌گرفتن آنها از دست دیگر، به پس گرفتن وام های پیشین وانمود می کنند.

جدایی دین از حکومت یا حکومتِ لاییک*

کسانی که اعتقادات دینی خود را مستمسک دفاع از پیوند میان دین و حکومت قرارمی‌دهند اگر ریگی به کفش ندارند باید بدانند که در نظام لاییک، که حکومت حق دخالت در امور داخلی ادیان راندارد و مردم نیز نمی‌توانند گناهان مسئولان سیاسی را به پای دین و سران دینی بنویسند، احترام ادیان محفوظ‌تر است، اما خود آنها نیز باید حقوق یکدیگر را رعایت کنند!

ضرورت گام هایی کوتاه و سنجیده برای اتحاد آزادیخواهان واقعی

ورشکستگی اخلاقی کامل نظام حاکم و نشانه هایی از آغاز فروپاشی آن

... جستجوی علت اصلی وضع حاضر در داده های صرفأ اقتصادی، که همگی از مقوله ی معلول اند، نادرست خواهد بود؛ این علت را جز درعدم لیاقت عمومی زمامداران و جهالت عمیق و فساد دارودسته ای که همراه با خمینی قدرت سیاسی را به چنگ گرفتند نمی توان یافت. بهترین گواه این ادعا این که این دارودسته باصلاحیت ترین کسانی را که به خمینی پیوسته بودند و در صورت کار در یک چارچوب استوار بر دموکراسی می توانستند رفته رفته مدیریت لایقی را برای اداره ی امور کشور گردآورند، به سرعت کنار زدند.

کسانی که تروریست ها و خرابکاران را مردم می نامند

بخش دوم

آیا میان قانون اساسی مشروطه که، دست سلطان مستبد و روحانی مستبدتر را از امور حکومت کوتاه می کرد، ملت را منشاء همه ی قوای مملکت اعلام می داشت و پایه ی آن اصل حاکمیت ملی(ملت) بود و در نتیجه ی آن هر قانونی تنها به نام ملت و از طرف نمایندگان منتخب آن می توانست وضع شود و قانون اساسی جمهوری اسلامی که در آن حاکمیت و حق قانونگذاری منحصر به خداوند است، که چون نمی توان چراغ برداشته به دنبالش گشت، باید از نماینده ی او در زمین اطاعت کرد، می توان کمترین شباهتی یافت؟

کسانی که تروریست ها و خرابکاران را مردم می نامند!

جنبش ملیون و آزادیخواهان ایران برای پیشرفت کار خود در برابر (...) جمهوری اسلامی باید بتواند مسائل باریک و بسیار پیچیده ای را از پیش پای خود بردارد. اگر ما درباره ی چند موضوع تاریخی بدیهی قادر به داوری سنجیده و موضعگیری بدور از تعصب، و دست کم تبادل نظر منطقی با یکدیگر نباشیم قافله ی ما تا به حشر لنگ خواهد بود و هیچیک از ایرانیان امروز رنگ آزادی را نخواهند دید، حتی اگر هم ایرانی در جهان پرآشوب کنونی باقی بماند.

منشاء هراس شدید نظام از مردم! (بخش پایانی)

نتیجه این که، حاصل کار این رژیم درست وارونه ی آن "موفقیت اخلاقی و عملی مسئولان حکومت" است که از نظر ماکس وبر باید « نتیجه ی اجتماعی این حق انحصار مشروع استفاده از خشونت برای استقرار نظم (یعنی صلح و عدالت) » باشد.

منشاء هراس شدید نظام از مردم! (٢)

هنگامی که حربه ی خشونت در کاری که وارونه ی کارکرد اصلی آن است مورد استفاده قرار گرفت، نه برای خدمت به جامعه و شهروندان یعنی حفظ صلح و آرامش و عدالت در میان آنان، آن خشونت نشان عدم مشروعیت حکومت است زیرا جای مشروعیتی را پر می کند که وجود ندارد.

منشاء هراس شدید نظام از مردم!

هنگامی که مشروعیت نظام سیاسی در اذهان خود حاکمان مشکوک می نماید و آنان می بینند که هر زمان بخش های هرچه بیشتری از مردم به این عدم مشروعیت پی می برند و با رفتار خود، هرچند کاملاً مسالمت آمیز، این آگاهی خود را به ظهور می رسانند، حاکمان اگر نخواهند قدرت را به جامعه باز گرداننَد، در برابر خود چاره ای جز اعمال خشونت باز هم بیشتر و افزودن بر شدت آن نمی بینند.

رژیم راًی مردم را برای نمایش و کسب مشروعیت می خواهد

تنها راه این رهایی پشت کردن به رژیم حاکم و تنها گذاردن آن در جامعه است، یعنی آغاز نافرمانی مدنی، به همه ی شکل های ممکن آن یعنی تحریم ابتکارات حکومتی و عمل نکردن به دستورهای دولتی در همه ی موارد ممکن.
تحریم انتخابات یکی از نمایان ترین و کم خطرترین اشکال تحریم رژیم و نافرمانی مدنی از آن است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - علی شاکری زند