رضا رخشان

سهام عدالت یا تحقیر زحمتکشان؟

امروز در خیابان و در محل کار، هرکسی را که میبینی این حس تحقیر شدن را لمس کرده است و آنرا بازگو می کند. مگر با این مبلغ چکار میتوان کرد؟خیلی ها می گویند دولت واقعا خیال کرده که ما گداییم واین پول ناچیز را در دستانمان گذاشته است؟

پشیمانی موقوف!

شاید تنها کشوری که میشود هیچ کاری نکرد و محبوبیت داشت ایران باشد. یا اینکه دولتت در زمینه تحقق شعاریش شکست خورده باشد اما قهرمان اکثریت هم باشی.نمایندگان ناشناخته ای که بقول زیباکلام، عرضه بدست گرفتن یکی از کمسیونهای مجلس را ندارند را بر مردم تحمیل کنی و اکثریت همچنان پشت سرت باشند این چنین لیدر وقهرمانی، فقط در ایران بوجود می آید.

نمی خواهم برگردم

خب حالا می خواهم بپرسم که یعنی بازهم در ایران متولد می شوم؟یعنی دوباره در شوش و گرد و خاک هایش متولد می شوم؟دوباره شاغل در هفت تپه و تاخیرهای 4 ماهه حقوقی؟ وتا آن موقع، شاید تاخیرهای چند ساله حقوقی؟ آقا من نمی خواهم. این آخر بدبختیه.حالا نمیشود ما در جسم یک سویسی حلول کنیم؟یا در جسم یک دانمارکی؟حالا نمی شود که پدر ما از طبقه پولدارها باشد؟لااقل در زندگی بعدی، سوار پورشه ومازاراتی بشویم؟ما که شانس نداریم.میترسم من در جسم یک یمنی وبا زده، یا یک سومالی قحطی زده برگردم.

شبح خوفناک برنامه وبودجه در ایران

حرف دولتیان در مورد کمبودها ومشکلات دولت از سوی مردم باور نمی شود.همین مسئله فساد در دستگاه دولت است. امروز توده زحمتکشان ازاین امر معترضند که دستگاه دولت نسبت به خود ونزدیکانش حاتم بخشی و دست ودلبازی می کند اما زمانیکه به مردم میرسد خسیس میشود ومو را از ماست بیرون می کشند.

آقای زیبا کلام مغلطە می کنید!

راستش من سخنرانی جناب اقای زیباکلام را در روز دانشجو شنیدم.جدا از شرافت و انسانیتی که در ایشان سراغ داریم ولی حرفهای ایشان از ابتدا تا انتها مبتنی بر مغلطه و فاکتهای اشتباه بود. بە نظر من پذیرش آنها ما را از حقیقت دور می کند. کلیت بحث ایشان را میتوان دراین چند جمله ملاحظه کرد:چرا نباید از روحانی عبور کرد؟

من از همه شاکی ام

من از همه شاکی ام.از جامعه ای که ساده لوحانه، فریب میخورد.شاکیم، از خیلی از نخبگان و قهرمانان و برخی سیاسیون این کشور که هیچگونه افق دیدی نداشته اند.شاکی ام. از کارگری که ساده لوحانه به دولت فعلی آنهم با برنامه های اقتصاد لیبرالیستی که تماما ضد کارگریست رای داده است.شاکی ام ،از مردمانی که رای خودشان را مفت میفروشند.شاکی ام از خودم که فقط نق زدم و حرکتی نکردم.من از همه شاکی ام.

وقتی زن بی پناه است

می دانیم که 25نوامبر، روز نفی خشونت علیه زنان است.اما آن چیزی که مرا وادار به نگارش این مطلب نمود نه کلی گویی در باره این پدیده زشت انسانی که بطور مشخص، در حدود دو هفته پیش شاهد دو حادثه بسیار خشن و بیرحمانه نسبت به دو زن آنهم در همسایگی ام بودم .وسعت و شدت این خشونت آنچنان شدید بود که ما در بهت و ناباوری قرار داشتیم که مگر میشود این همه خشونت را درک کرد ؟

بخش: 

باز هم طومار، باز هم درخواست

ماجرای طومار نویسی هم چند روزی سروصدایی ایجاد می کند و رسانه ها در مورد آن سخن می رانند و بعد بدون دستاوردی تمام می شود. بنظر من باید ازین روشهای کهنه وبدون تنیجه عبور کنیم. بدنبال ساده کردن صورت مسئله نباشیم و شرط انجام هر گونه پراتیک کارگری، باید با در نظر گرفتن و همچنین درک عمیق تضاد آشتی ناپذیر کار و سرمایه باشد. هیچ تضادی را نمی توان با خواهش وریش گرو گذاشتن حل نمود.

بخش: 

آقای روحانی دست شما درد نکند!‍‍‍‍

اگر در قانون کار، قرارداد دائم و قرارداد موقت پیش بینی شده است، دست شما درد نکند که قرار داد سفید امضا را توسط کارفرمایانت باب کردی تا هروقت که خواستند و با هر بهانه ای و یا حتا بدون هیچ گونه بهانه ای کارگران را اخراج سازند تا این کارگران از نان شب بیفتند و هیچ فریاد رسی هم نداشته باشند.

بخش: 

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - رضا رخشان