اصغر فرهادی، کارگردان افتخارآفرین ایرانی، دومین بار بود که جایزه ی اسکار، بزرگترین جایزه ی سینمایی جهان را از آن خویش ساخت. این افتخار جهانی خود رخدادی آن قدر بزرگ است که تا دیرباز بر چهره ی سینمای منتقد و مردمی ایرانی پرتو افکند و ایران و ایرانی را در تاریخ سینمای جهان سربلند سازد؛ اما به همان اندازه نیز به سان پرچم مبارزه با فرمانهای خودسرانه ی ترامپ، رئیس جمهوری نوخاسته ی ایالات متحد که از هم اکنون به دشمنی کین توزانه در مقابل ملت بزرگ میهنمان برخاسته، به احتزاز درآمده است.
برخی بر این باورند که این رخداد مهم عالم سینما، تعلق جایزه ی اسکار فیلم خارجی اسکار به اصغر فرهادی، نمایشگر خلاقیت هنری اصغر فرهادی، سینماگر جامعه شناس و پیکاو ایرانی و نقش او در برملا کردن سهمی از درد و رنجهای مردم ایران بر روی پرده ی سینما است و به همین دلیل این جایزه به او تعلق گرفته است. برخی دیگر نیز از دگر سو این جایزه را برخوردار از سرچشمه ی سیاسی می دانند و براین عقیده اند که داوران اسکار به انگیزه ی سیاسی و برای رودررویی با سیاست ایران ستیزانه و زن ستیزانه ی ترامپ، به چنین اقدامی رو کرده اند و خواسته اند گامی معنی دار در مردود شمردن این سیاستها بردارند.
به باور من این دو دیدگاه هر دو درست و مکمل یکدگر اند. نه عقل سلیم ممکن است در خلاقیت، هنرمندی و اثرگذاری اجتماعی کار هنری اصغر فرهادی تردید کند و نه می توان کار او را در مقاومت مردم سرزمینمان در برابر کژروی های ترامپ و کابینه ی او از نظر دور داشت. بگذار بگویند که اسکار این جایزه را در واکنش به رفتار ترامپ داد. بگذار بگویند رودرروی ترامپ و برای همراهی با دمکراتها این جایزه را به فرهادی دادند. این گونه سخنان نه طرح ردّ خلاقیت فرهادی و نه قد برافراشتن سینمای ایران به نمایندگی او در برابر سیاستهای ایران ستیزانه ی ترامپ را در ذهنها جا می اندازد. شاید کسانی هم باشند که بگویند فرهادی که مایل نبود برای گرفتن جایزه به آمریکا برود، پس چرا این جایزه را پذیرفت و چرا آن دو قهرمان عرصه های علم و عمل در عالم فضانوردی، انوشه ی انصاری و فیروز نادری، نه آن دانشجوی گمنام آسیب دیده از فرمان ترامپ را، نماینده ی خود برای دریافت آن جایزه قرار داد؟ این که چرا فرهادی این جایزه را پذیرفت به گمان من به این دلیل بود که فرهادی و همه ی ما با قدرتمندان خودکامه، از جمله و به ویژه در شرایط امروز آن کشور، سر جنگ داریم و بر این باوریم که حساب ایشان را باید از حساب مردم هرجای جهان، از جمله و به ویژه ایالات متحد و نهاد هایی از قبیل نهاد مستقل سینمای جهانی، اسکار، جدا کرد. اما دلیل این که چرا او این دو تن، نه کسی از آن قبیل را که ایشان میگویند، به نمایندگی خویش برگزید نیز روشن است. این اقدام بسیار بخردانه بود و دو پیام مهم برای ترامپ و مردم جهان داشت. نخست این که، او نام آورانی در عرصه ی پیشبرد اندیشه و عمل تکنولوژِی فضایی، به سان پیشروترین عرصه ی امروز دانش و تکنولوژی جهان، را برای انجام این وظیفه ی افتخارآفرین برگزید و افتخار جهانی آنان را دوچندان ساخت. دوم این که، تأثیر توانمند هموطنان ما را در این عرصه ی جهانی به نمایش کذاشت و به ترامپ یادآورشد که هممیهنان ایرانی ما، آن چنان که او می اندیشد تروریست نیستند، بلکه کسانی نیز هستند که از میان آنان چنین بزرگانی در عرصه ی دانش و کنش علم و فن امروزی نیز برخاسته اند و کشور او بخشی از پیشرفتها در این پهنه را مدیون آنان است.
من، به سهم خود رخداد افتخارآمیزی را که با حضور و همت اصغر فرهادی و یاران سینمایی او در تاریخ سینمای ایران شکل گرفته است، به او و یارانش، همه ی سینماگران مردم دوست ایران، همه ی مردم ایران و جهان صمیمانه شادباش می گویم و پیروزیهای دیگر پیش رو را برای آنان آرزو میکنم.