سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۰۳

یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۳

دلایل خوبی برای برابری بیشتر وجود دارد…

دلایل خوبی برای برابری بیشتر وجود دارد. نابرابری نه تنها به فقرا آسیب می رساند، بلکه به اقتصاد، دموکراسی و آب و هوا نیز آسیب می رساند. برای زنده ماندن به عنوان یک جامعه، باید ثروتی را که عده ای به دست آورده اند دوباره توزیع کنیم. نا برابری, نه برای اقتصاد که پویایی خود را از دست می دهد و نه برای جامعه ای که انسجام آن در حال تضعیف است , ارزش دارد.

  برگردانرضا کاویانی 

ثروتمندان ثروتمندتر و در نتیجهفقرا بیشتر می شونداین را ساختارهای اقتصادی سرمایه‌ داری، روابط مالکیت موجود و مکانیسم‌های توزیع ناعادلانه به ما نشان می دهد. به‌ویژه که نئولیبرالیسم با وجود بحران بانکی و مالی و  ناتوانی مشهود و عدم پاسخگویی آن در طول همه‌گیری کووید۱۹ و روندهای تورمی که هم اکنون نیز مشهود است، هژمونی خود را از دست نداده استاز آن به بعد, این سایه شوم فقر است که جامعه ما را در خود فرو می برد.  در حالی که در همین فاصله زمانیثروت به طور فزاینده ای در چند خانواده متمرکز تر شده استاز سوی دیگر، در سال ۲۰۲۲، فقر  از زمان اتحاد دو آلمان به سطح بی سابقه ای رسید۱۴/۲ میلیون نفر (۱۶/۸ درصد جمعیت), یعنی خانوار هاکمتر از ۶۰ درصد از درآمد متوسط  متناسب با نیازهای خود را در دسترس داشتند که برابر با مبلغ  ۱۱۸۶ یورو به ازای هرنفر در یک ماه  است.

بیشترین خطر فقر در بین بیکاران با ۴۹/۷ درصد، تک والدین با ۴۳/۲ درصد و غیر آلمانی ها با ۳۵/۳ درصد بوده استکودکان و جوانان با ۲۱/۸ درصد بیشتر از همیشه تحت تأثیر قرار گرفتندعلاوه بر این، خطر فقر در میان سالمندان همچنان در حال افزایش استاز سوی دیگر، دارایی های بزرگ خصوصی در دست چند نفر استپنج خانواده تجاری ثروتمند آلمانی (آلبرشت/هیستر، بوهرینگر، کونه، کوانت/کلاتن و شوارتزروی هم حدود۲۵۰ میلیارد یورو دارندیعنی برابر با  بیش از نیمی از جمعیت کشور، یعنی بیش از ۴۰ میلیون نفرحدود ۴۰ درصد از مردم هیچ ثروتی ندارند که قابل ذکر باشدبه بیان دقیق، بیش از ۳۰ میلیون نفر به اصطلاحدست به دهان زندگی می کنند، زیرا آنها هیچ اندوخته ای در صورت یک بحران مالی در کیسه خود ندارنددر واقع در صورت با مواجه با یک اخراج یا یک بیماری جدی,به زیر خط فقر پرتاب می شوند.

هیچ آینده خوشی بدون برابری وجود ندارد

توزیع مجدد عملا هر روز از پایین انجام می شود. به این مفهوم که افراد پایین دست که سخت کار می کنند,به میزان قابل توجهی پول و درآمد کمتری به دست می آورندتا جایی که آن ها را از یک زندگی آبرومندانه محروم می نمایدو برخلافکسانی که چیزهای زیادی دارندسود شرکت، فروش و سود سهام از سهامداران، سود سهام، بهره و همچنین درآمد اجاره و اجاره از شرکت های املاک و مستغلاتعمدتا به سمت بالا کشیده می شوندبنابراین آنچه ضروری است، توزیع مجدد ثروت از بالا به پایین از طریق یک سیاست مالیاتی متفاوت، تقویت خدمات عمومی و مراقبت های بهداشتی، و گسترش زیرساخت های اجتماعی، آموزشی و مراقبتی استاگر تصمیم گیرندگان سیاسی، بخواهند انسجام اجتماعی را تقویت کنند، سیاست های آنها باید سهم قابل توجهی در کاهش شکاف بین فقیر و غنی داشته باشد.

اگر افزایش نابرابری اساساً پیامد مدرنیزاسیون نئولیبرالی جامعه ما باشد، تنها با حذف یا کاهش پیامدهای این فرآیند می توان با موفقیت با آن مبارزه کرداز آنجایی که نئولیبرالیسم به نابرابری اجتماعی مشروعیت می بخشد و حتی آن را ستایش می کند، برای اجتناب از فرآیندهای قطبی سازی اجتماعی در آینده باید با شدت بیشتری با آن مبارزه کردتوزیع مجدد ثروت بدون دور شدن از نئولیبرالیسم غیرقابل تصور است.

مؤثرترین تضمین برای تداوم نابرابری اقتصادیاجتماعی، بی تفاوتی اکثریت مردم است.

نابرابری و فقر روزافزون در جهان سرمایه داری

نابرابری و فقر روزافزون در جهان سرمایه داری

مؤثرترین تضمین برای تداوم نابرابری اقتصادیاجتماعی، بی تفاوتی اکثریت مردم استبنابراین شکستن آن باید مهمترین وظیفه منتقدان آن باشد. برای ترویج مبارزه با نابرابری به  اقدام عملی نیاز دارد، می تواند با آگاهی از معایب مرتبط با فقر و نابرابری اجتماعی، یا با آگاهی از مزایای برابری اجتماعی بدون فقر انگیزه یابدچرا افزایش نابرابری اجتماعی برای جامعه خوب نیست؟ چرا ثروت های کلان از یک سو و دستمزدهای کم، مستمری های ناچیز  و پرداخت های محدود از پایین,و در نتیجه عدم توزیع عادلانه ثروت, تا چقدر می تواند برای افراد و خانواده ها و جامعه, بشدت مشکل آفرین باشد؟

از طریق توزیع مجدد ثروت، تعداد نسبتا کمی از افراد بسیار ثروتمند و افراد دارای درآمد بالاچیزی را از دست می دهند، اما تعداد زیادی از محرومان، کم درآمدها و دریافت کنندگان مزایای انتقالی چیزی به دست می آورندبنابراین، گفتمان نابرابری باید با گفتمان برابری تکمیل شوداین باید بر اساس دیدگاه مثبت یک جامعه مبتنی بر همبستگی و عمدتا برابری طلب باشد و کسانی را که متفاوت فکر می کنند متقاعد کندیک جامعه برابر چه مزایای عظیمی به همراه خواهد داشت، و چه معنایی می تواند برای افراد و گروه های مردم داشته باشد؟

در رابطه با گروه‌هایی از مردم که در درجه اول باید به آنها پرداخته شود، استدلال‌های خوبی لازم است تا آنها را متقاعد کنیم که برابری بیشترهمه مردم را قادر می‌سازد تا زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشندآنچه مهم است آگاهی عمومی است که مبنای ذهنی حفظ یا تغییر شرایط درآمد و دارایی را تشکیل می دهد.

فقربه حضور وعلاقمندی و اعلام نظرافراد آسیب دیده اجتماعنسبت به سیاست و روند و فرایند انتخابات ها فاصله می اندازد.از طرف دیگر ثروتبدون توجه به انتخابات و روند های آنبر تصمیم‌ گیری های ایالت هاجای پای  تاثیر خود را باقی می گذارد.

ظاهراً اکثریت جمعیت اخیراً نسبت به نابرابری اجتماعیاقتصادی حساس‌تر شده‌اندامروز وظیفه محدود کردن تفاوت‌های موجود در درآمد و ثروت را به دولت محول می‌کند، یعنی نه تنها امنیت داخلی و خارجی کشور بلکه امنیت معیشتی شهروندان را نیز تضمین می‌کندفراخوان های عمومی برای تفکر دقیق در مورد تفاوت درآمد در آلمان نیز در حال افزایش استاما آنچه بسیار مهمتر است، عدم تعادل در توزیع ثروت است که فقرا فقط از شکل منفی تعادل ثروت یعنی از بدهی ها سهم می برند.

اگر امکان ایجاد حساسیت بیشتر نسبت به فقر و نابرابری اجتماعی در میان مردم وجود نداشته باشد، فشار فراحزبی گسترده ای که برای به خود آوردن مسئولین سیاسی ضروری است، از بین خواهد رفتآنچه مورد نیاز است واکنش رسانه ای قوی تر به فرآیندهای بی ارزش سازی، به حاشیه راندن و فقیرسازی استهمچنین نیاز به سطح بالاتری از اخلاق اجتماعی است که با توجه به کمبود مسکن و اخاذی از اجاره بها در شهرهای بزرگ و کلان شهرها، به تدریج گرایشات از هم پاشیدگی و به محرومیت کشاندن هر چه بیشتربه طبقه متوسط منتقل می شود که به عنوان تهدیدی برای انسجام جامعه دیده می شود.

با این حال، هنوز در مورد وجود ترس مردمی که در این کشور تحت تأثیر فقر یا در معرض تهدید آن قرار گرفته اند، کمتر صحبت می شود. و مطمئناً برای کسانی که رنج می برند، صرفاً به این دلیل که مردم فقیر به دلیل نیازشان به شدت رنج می برند، نیستبه حاشیه رانده شده و طرد شده از نظر اجتماعی عارضه وخیمی دارد: اگرچه فقر مسری نیست، اما با فقرا مانند جذامیان رفتار می شود.

سطح بالاتری از برابری از نظر اقتصادی معقول، از نظر زیست محیطی ضروری، از نظر اخلاقی  عادلانه و از نظر سیاسی ممکن استبرای دستیابی به برابری بیشتر و شکستن بی‌تفاوتی نسبت به نابرابری، بسیاری از مردم باید آگاه باشند که توزیع مجدد ثروت فقط برای دستیابی به عدالت اجتماعی نیست، بلکه برای حفظ رفاه اجتماعی، تامین دموکراسی، نجات کره زمین و جلوگیری از جنگ استاین گزاره هاحوزه‌ های کلیدی را مشخص می‌کنند که در آنهااغنیا می‌توانند به حذف عدم تعادل توزیع جهانی کمک نمایند.

توانایی هدر ندادن منابع مالی برای زندگی خصوصی و همچنین تمایل به پس انداز با افزایش سطح درآمد و دارایی افراد بیشتر می شودبنابراین، تمرکز سرمایه در دست عده ای معدود، اقتصاد را از منابع مورد نیاز برای تحریک اقتصاد داخلی و در نتیجه غلبه بر بحران های اقتصادی به سبک کینزی محروم می کند.همچنینانحصارگرایی هانیروهای رشد اقتصاد را فلج می کند که خطر بحران سیستم را افزایش می دهد و افزایش ثروت خصوصی به نوبه خود باعث ایجاد فقر بیشتر می شود.

به صراحت می گویمنابرابری نه برای اقتصاد که پویایی خود را از دست می دهد ارزشمند است و نه برای جامعه ای که انسجام آن در حال کاهش است سودی داردتوزیع مجدد از بالا به پایین به نفع اقتصاد، تقویت قدرت خرید انبوه و تحریک اقتصاد در حال تضعیف خواهد بودبه ویژه، افزایش دائمی قدرت خرید گروه های کم درآمد از طریق اقدامات دولت مانند افزایش قابل توجه حداقل دستمزد، نه تنها از نظر اجتماعی منصفانه است، بلکه منطق اقتصادی نیز داردبه همین دلیل است که به نفع نظام است که شکاف بین فقیر و غنی را تا حدودی کم کند.

از سوی دیگر، قطبی شدن اجتماعیاقتصادی جامعه اثر معکوس دارد، زیرا تمایلات به سمت همبستگی زدایی، سیاست زدایی و دموکراسی زدایی را ترویج می کندبنابراین، بدتر شدن نابرابری هم برای انسجام اجتماعی و هم برای دموکراسیآلوده و سمی استگرایش های قطبی شدن اقتصادی و اجتماعی نیز به طور کلی منجر به گرایش های قطبی شدن سیاسی می شود، که آلمان را حتی قبل از شروع همه گیری کووید۱۹ در بهار ۲۰۲۰ به یک جمهوری پاره پاره” تبدیل کرد.

نابرابری فزاینده اقتصادیاجتماعی از سه جنبه, تهدیدی حاد برای دموکراسی به شمار می‌روداولاً، افراد آسیب‌دیده از فقر کمتر و کمتر در انتخابات شرکت می‌کنند، انتخاباتی که تشکیل‌ دهنده نظام نمایندگی پارلمانی است و همچنین پایین‌ترین آستانه مشارکت سیاسی آن استثانیاً، برخی از اعضای طبقه متوسط (پایینکه در خطر فقر هستند یا به ویژه از افول یا افول اجتماعی می ترسند، به ویژه در شرایط بحرانی، اعتماد خود را به نظام سیاسی و حزبی از دست می دهند، که این امر موجب ظهور راست می شود. “سازمان های جایگزین” جناح افراطیثالثاً، سرمایه و مالکیت رسانه ها به طور فزاینده ای در میان چند نفر از افراد بسیار ثروتمند متمرکز می شود، که به دست آوردن قدرت آنها را قادر می سازد تا بر تصمیمات دولتی به طور گسترده به نفع خود تأثیر بگذارند که دیگر نمی توان از تصمیم گیری دموکراتیک صحبت کرد.

تا زمانی که شرایط توزیع ناعادلانه ادامه داشته باشد، حفاظت از اقلیم، گونه‌ها و جانوران از حمایت لازم در میان جمعیت برخوردار نخواهد بود.

افزایش شکاف بین غنی و فقیر به طور خودکار منجر به بحران در نظام نمایندگی پارلمان نمی شوددلیل این امر بیشتر اشکالی از سیاست زدایی است که از طریق آن احزاب مستقر هم احساس سرخوردگی و هم واکنش های تدافعی را در بسیاری از مردم برمی انگیزندهم ایده‌آل برابری سیاسی برای همه شهروندان و هم مبنای مشروعیت دموکراسی از نابرابری فزاینده رنج می‌برند، زیرا این امر به کاهش تمایل فقرا برای مشارکت و همچنین به نمایندگی بیش از حد سیاسی از ثروتمندان، مرتبط استفقربه حضور و علاقمندی و اعلام نظرافراد آسیب دیده اجتماعنسبت به سیاست و روند و فرایند انتخابات ها فاصله می اندازد.از طرف دیگر ثروتبدون توجه به انتخابات و روند های آنبر تصمیم‌ گیری های ایالت هاجای پای  تاثیر خود را باقی می گذارد.

اما بحث بسیار مهم دیگری که علیه نابرابری صحبت می کند، در جهت توزیع مجدد ثروت است، ماهیت اکولوژیکی استزیرا نابرابری اجتماعیاقتصادی مانع از پایداری می شود یا حداقل مانع اجرای سیاسی آن می شودبه همین دلیل است که جنبش عدالت برای اقلیم که شعار «تغییر سیستم، نه تغییر اقلیم» در آن جای گرفته است، با هدف نجات کره زمین و توانمند ساختن بشریت برای زنده ماندن با نابرابری اجتماعی مبارزه می کندتا زمانی که شرایط توزیع ناعادلانه ادامه داشته باشد، اقلیم جامع، در جهت حفاظت از گونه ها و حیوانات, فاقد حمایت لازم در جامعه خواهد بود.

این واقعیت که نابرابری فزاینده مانع اجرای ضروری حفاظت از محیط زیست و طبیعت، حفظ تنوع زیستی و ایجاد عدالت اقلیمی می‌شود را می‌توان مشاهده کرد، برای مثال، وقتی میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای را از بخش‌های به‌ویژه ممتاز و حاشیه‌نشین مقایسه کنیمجمعیت بدون تقلیل علائم بحران اکولوژیکی به مشکل رفتار (سوتوده‌ای فردی، یعنی نادیده گرفتن علل ساختاری آن‌ها که ریشه در نظام اقتصادی و اجتماعی سرمایه‌داری دارد، می‌توان گفت که در بالای هرم ثروت, آلاینده‌های محیطی،بزرگترین «قاتل‌های اقلیمی» و نابودکننده‌های گونه‌ها هستند.

ثروت را دوباره توزیع کنید

هدف نهایی یک سیاست معطوف به عدالت اجتماعی باید بازتوزیع منابع مادی باشد که صاحبان سرمایه و سرمایه گذاران مالی ثروتمند تاکنون فقط برای خود ادعا کرده اند، اما از جامعه و اعضای آن دریغ کرده و به گونه ای سوء استفاده نموده اند که برای کره زمین مخرب استو از نظر اکولوژیکی بسیار مشکوک استیافته های تحلیلی در مورد نابرابری شدید ردپای اکولوژیکی فقرا، ثروتمندان، و بیش از حد ثروتمندها نیز می تواند از نظر استراتژیک مثمر ثمر باشدپس توزیع مجدد دیگر صرفاً به عنوان یک الزام عدالت اجتماعی ظاهر نمی شود، بلکه به عنوان یک الزام عدالت اقلیمی نیز ظاهر می شود.

نابرابری در مقیاس بزرگ را نمی توان از نظر اخلاقی توجیه کرد، زیرا فقر حیثیت افراد آسیب دیده را نقض می کند – قطعاً می توان در این زمینه از خشونت ساختاری” یوهان گالتونگ   Johan Galtungصحبت کرد. ثروتبه دارندگان خود قدرت خاصی نسبت بر افراد کم درآمد و یا پایین دست می دهداز طرفی توزیع عادلانهتوزیع تقریباً مساوی ثروت است که همه افراد را قادر می‌سازد تا بدون هر گونه احساس دردمندی و تحقیراستعدادهای خود را شکوفا کنند و بدون اینکه در مقایسه با دیگران آسیب‌پذیر باشند، به طور بهینه رشد کنند.

اینکه آیا نابرابری در آینده بدتر خواهد شد یا تضعیف خواهد شد تا حد زیادی بستگی به اقداماتی دارد که برای مبارزه با آن در حوزه های مختلف سیاستی انجام می شودتصمیمات مجلس و دولت در دهه‌های گذشته که اغلب نابرابری بیشتری ایجاد می‌کند، نه بدون جایگزین است و نه برگشت‌ناپذیراز آنجایی که نابرابری اجتماعی با تصمیمات سیاسی (اشتباهبه نفع ثروتمندان و فوق ثروتمندان تشدید شده است، امکان کاهش آن از طریق مداخله دولت به نفع فقرا و برابری اجتماعی نیز وجود دارد.

نویسنده:

کریستوف بوتروگ Christoph Butterwegge از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۶ در دانشگاه کلن علوم سیاسی تدریس می کردکتاب آلمان در حالت بحرانرا نوشته استآخرین کتاب او با عنوان توزیع مجدد ثروت), همزمان با این مقاله در تاریخ  ۱۶,۵,۲۴ منتشر شد.

منبعمجله Jacobin

تاریخ انتشار : ۳ خرداد, ۱۴۰۳ ۲:۵۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت

آیا سامانه پدافند هوایی نوین ایران می‌تواند تغییر دهنده برنده بازی باشد؟

ملت ایران؛ تداوم یک هویت تاریخی در ورای تعاریف مدرن