سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۴۱

سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۴۱

کردهای بی ملیت سوریه

کسانی که دولت، خارجی تشخیصشان داد به دو بخش تقسیم شدند، به گروهی از آنان کارتهای شناسایی سرخ رنگی دادند و نامشان به عنوان خارجی در دفاتر دولتی ثبت شد، بی آنکه تابعیت کشور دیگری را داشته باشند، بدین ترتیب، این افراد به خارجیانی تبدیل شدند که تنها حق اقامت در سوریه دارند بی آنکه از حقوق شهروندی برخوردار باشند

اولیویه دو شوته، بازرس ویژه سازمان ملل متحد، در گزارشی پس از بازدید از سوریه، وضعیت این کشور را از لحاظ رعایت حقوق بشر، “اضطراری” توصیف کرده است.

آقای دو شوته که ملیت بلژیکی دارد بازرس ویژه در امور غذائی است و برای بازدید از وضعیت خشکسالی در شرق سوریه به این کشور سفر کرده اما در این سفر شاهد وضعیت زندگی کردهای سوریه بوده و بخش مهمی از گزارش خود را به مشکلات آنان اختصاص داده است.

آن گونه که در این گزارش آمده، ۳۰۰ هزار کرد در سوریه زندگی می کنند که فاقد ملیتند، یعنی دولت سوریه از اعطای تابعیت به آنان خودداری کرده و تابعیت دولت دیگری را هم ندارند و بنابراین از حقوق شهروندی محرومند؛ حق مالکیت اراضی، تحصیل رایگان، استفاده از خدمات بهداشت عمومی، داشتن گذرنامه برای سفر به خارج، استخدام در بخش های دولتی و عمومی از آنها دریغ می شود.

اولیویه دو شوته نوشته که چنین وضعیتی غیر قابل قبول است و باید فکری برای این کردهای بدون ملیت کرد.

این کردها در بخشی از سوریه زندگی می کنند که پنج سال خشکسالی شدید را پشت سر گذاشته، تا آنجا که آن گونه که در گزارش اولیویه دو شوته آمده، دامداران این منطقه بین هشتاد تا هشتاد و پنج درصد دام های خود را از دست داده اند و بیش از ۸۰۰ هزار نفر از مردم منطقه در فقر شدید زندگی می کنند.

این در حالی است که شرق سوریه منطقه ای نفت خیز است و تمامی تولید نفت سوریه که ۳۷۵ هزار بشکه در روز برآورد می شود از این منطقه استخراج می شود.

پناهگاه ناراضیان کرد

در مورد اینکه چه تعداد از جمعیت سوریه را کردها تشکیل می دهند آماری دقیق و رسمی در دست نیست.

منابع کرد ارقامی تا شش میلیون را ذکر می کنند که با توجه به جمعیت ۲۳ میلیونی سوریه چندان واقع بینانه به نظر نمی رسد. بیشتر منابع مستقل این رقم را حدود دو میلیون می دانند هرچند در برخی از آنها این میزان تا سه میلیون هم ذکر شده است.

منطقه تمرکز کردها، ناحیه موسوم به جزیره در گوشه شمال شرقی سوریه است، شهرستان عین العرب (کوبانی) در استان حلب و کوهستان موسوم به جبل الاکراد که کردها آن را چیای کورمانج می نامند و بخشی از آن در استان عنتب ترکیه قرار دارد نیز کردنشین است.

در نواحی دیگر شرقی و شمالی سوریه هم کردها در کنار عرب ها و اقلیتهای آشوری و ارمنی زندگی می کنند، بخشی از کردها هم به دمشق و دیگر شهرهای بزرگ مهاجرت کرده اند و حتی عده ای از آنان به لبنان کوچیده اند که به بخشی از آنها، تابعیت لبنانی اعطا شده است.

کردهای سوریه عمدتاً مسلمان و پیرو مذهب سنی شافعی اند، اقلیتی نیز از مذاهب علوی و یزیدی پیروی می کنند.

تا پیش از دهه شصت میلادی، کردها در حکومت سوریه مشارکت داشتند و دو تن از رؤسای جمهور این کشور، فوزی سلو و حسنی زعیم، کرد بودند، سوریه همچنین پناهگاه فعالان کرد ترکیه بود که در کشور خود تحت تعقیب قرار می گرفتند.

برخی از چهرهای معروف سیاسی و فرهنگی کرد مانند میرجلادت علی بدرخان و جگرخون، شاعر نامدار کرد از ترکیه به سوریه کوچیده بودند و یکی از همین کردهای ترکیه، عثمان صبری، در سال ۱۹۵۷ حزب دموکرات کرد را در سوریه بنیان نهاد.

سرخ ها و زردها

در سال های آغازین دهه ۱۹۶۰ میلادی که دولت عراق با جنبش خودمختاری طلبی ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعود بارزانی، رئیس کنونی دولت خودگردان کردستان عراق) درگیر بود، کردهای سوریه هم با جنبش بارزانی همدلی می کردند و فعالان سیاسی کرد به حمایت از این جنبش پرداختند.

همزمان، سوریه صحنه سیاسی نا آرام و بی ثباتی داشت و دولت این کشور از بیم سرایت جنبش بارزانی به خاک خود، اقداماتی برای مهار کردها آغاز کرد.

در سال ۱۹۶۲، دولت طرحی را در منطقه جزیره به اجرا در آورد که هدف از آن، سرشماری از مردم محلی به منظور صدور شناسنامه های جدید اعلام شد.

با پایان سرشماری، بخشی از کردهای جزیره که تعدادشان بین هفتاد تا یکصد و پنجاه هزار نفر برآورد شده، سوری شناخته نشدند و به گفته دولت، نتوانستند مدارک و دلائلی برای اثبات سوری بودن خود عرضه کنند.

اینکه دولت بر چه اساسی کردهای جزیره را سوری یا غیرسوری تشخیص داد بحث ها و اعتراضاتی برانگیخت، بخصوص اینکه نمونه هایی وجود داشت که در بعضی خانواده ها، برخی اعضای خانواده سوری شناخته شدند و بعضی غیرسوری یا اینکه مثلاً فردی مانند توفیق نظام الدین که رئیس ستاد ارتش سوریه بود، سوری شناخته نشد و تابعیتش از او سلب شد.

کسانی که دولت، خارجی تشخیصشان داد به دو بخش تقسیم شدند، به گروهی از آنان کارتهای شناسایی سرخ رنگی دادند و نامشان به عنوان خارجی در دفاتر دولتی ثبت شد، بی آنکه تابعیت کشور دیگری را داشته باشند، بدین ترتیب، این افراد به خارجیانی تبدیل شدند که تنها حق اقامت در سوریه دارند بی آنکه از حقوق شهروندی برخوردار باشند.

به عده دیگری هم تنها برگه ای زرد رنگ دادند، بی آنکه حتی نامشان را ثبت کنند؛ به این افراد که به “مکتوم” معروف شدند، تنها حقی که داده شد، ادامه زندگی در سوریه بود، بی آنکه از حقوق شهروندی یا حتی حقوق مربوط به خارجیان مقیم این کشور بهره ای ببرند.

این افراد و فرزندانشان که اکنون، بنابر گزارش اولیویه دو شوته، جمعیتشان به سیصد هزار نفر بالغ می شود همچنان در وضعیت بی ملیتی به سر می برند، در حالی که این وضعیت خلاف موازین بین المللی است که دولت سوریه به عنوان عضو سازمان ملل متحد ملزم به رعایت آنهاست.

اعلامیه حقوق کودک صادره از مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۹ و معاهده بین المللی حقوق کودک که سوریه از سال ۱۹۹۳ به آن پیوسته، دولتها را ملزم می کند که کودکان را پس از تولد ثبت نام و تابعیت آنها را بنابر قوانین خود، مشخص سازند.

بنابر ماده بند ج ماده ۳ قانون تابعیت سوریه، کودکانی که از پدر و مادری با تابعیت مجهول یا بدون تابعیت به دنیا بیایند، شهروند سوریه به شمار می روند اما دولت سوریه این قانون را تاکنون در مورد کردهای بدون تابعیت اجرا نکرده است.

پیامدهایی هم که نداشتن تابعیت برای این دسته از کردها در سوریه به همراه می رود، همچون محرومیت از تحصیل، ناقض معاهده بین المللی حقوق کودک، منشور ملل متحد و دیگر تعهدات دولت سوریه است.

تاریخ انتشار : ۱۸ شهریور, ۱۳۸۹ ۵:۴۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

تریتا پارسی: اما اسرائیل تنها تهدید برای توافق نیست. هم واشنگتن و هم تهران باید نظم و انضباط فوق‌العاده‌ای را اعمال کنند تا اطمینان حاصل شود که روایت‌های رقابتی آنها از پیروزی، اردوگاه مخالفان تندرو را در کشور دیگر تقویت نمی‌کند. در طول مذاکرات، ترامپ حساسیت بسیار کمی نسبت به اینکه چگونه پست‌های تحریک‌آمیز او در رسانه‌های اجتماعی، توانایی تهران برای سازش را پیچیده می‌کند، نشان داده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از غزه تا میناب | کودکان در جنگ | برنامه ویژه دوره هفدهم جشنواره بین‌المللی سینمای تبعید – سوئد

خون صلح، اضطراب جنگ

کانون مدافعان حقوق کارگر: پرویز قلیج خانی هم از میان ما رفت – یادش گرامی

قهرمانی زنان ایران؛ لبخند یک ملت در روزهای سخت

پنجمین نمایشگاه هنرهای تجسمی فرزانگان یک

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان