همچنانکه انتظار میرفت با رد گسترده افراد و نیروهاى مستقل و اصلاح طلب که براى انتخابات شوراهاى شهر خود را کاندید کردهبودند، راست بنیادگرا دور جدیدى از فعالیتهاى خود را براى تسلط کامل بر ارگانهاى کشورى آغاز نموده است. رد داوطلبان در سطحى است که آنچه از آنان باقى مانده است یا افراد وابسته به خود رژیم بهویژه در سطح جناح راست بنیادگراى آن است، و یا نیروها و افرادى که براى مردم ناشناخته هستند و بنابراین از شانس چندانى براى رقابت با افراد وابسته به خود رژیم برخوردار نیستند.
در حول و حوش این رد صلاحیتها، احمدى نژاد سلسله سفرهائى را براى دیدار از شهرهاى کردستان آغاز نمود، کهدر آن علاوه بر سخن گفتن درباره سیاستهاى کلان رژیم در مورد برنامههاى هستهاى، هدف از آن تاثیرگذارى بر جو افکار عمومى مردم کردستان در جهت جلب آنها به جناح خود در انتخابات خبرگان و شوراهاى شهر پیش رو بود. امرى که بىگمان از موفقیت برخوردار نخواهد شد. در واقع آنچه بیشتردر این سفرهاى نمایشى خود را نشان میداد، شتاب بیش از حد و ناسنجیده رئیس جمهور در ارائه برنامههایش بود.
اما همزمان با رد صلاحیتهای گسترده خبراز آن میرسد که رژیم به تشدید جو اختناق و سرکوب گسترده در کردستان روی آورده است. اکنون بهوضوح فضاى نسبتا باز گذشته که نتیجه قدرت اصلاحطلبها و اصلاحطلبى در دهه اخیر بود، کم کم به فضاى سابق البته با مشخصات ویژه خود برمیگردد. به طورى که سایه سنگین نیروهاى امنیتى و حضور آنها در زندگى روزمره مردم بهشدت احساس میشود. اوجگیرى این خصیصه خود حاکى از آن است که رژیم اقتدارگرا با رد گسترده صلاحیتها و تشدید جو سرکوب و اختناق میخواهد به زور افکار عمومى را به آن مسیرى سمت دهد که باب میل خودش است و افراد مورد دلخواه خود را نهایتا از صندوقهاى راى بیرون آورد.
آنچه که به جناح راست بنیادگرا در اجراى برنامههایش کمک میکند و زمینه جدى را براى آن فراهم آورده است، جو میلیتاریستى منطقه است که بهویژه بعد از آغاز جنگ عراق بهوجود آمده است. جنگی که زمینههاى بینالمللى و منطقهاى امکان صعود راست بنیادگرا را به نوک هرم قدرت فراهم آورد. این نیرو اکنون در شرایط احساس قدرتگیرى نسبى خود بعد از شکست سیاست آمریکا در عراق، متعرضتر شده است و از فرصت موقت پیشآمده براى تثبیت خود حداکثر استفاده را میبرد.
اما علیرغم این احساس قدرتگیرى، آنچه که رژیم در خود جامعه ایران با آن مواجه است، احساس سرد مردم و شکافى است که همیشه ایرانیان در رابطهی خود با جمهورى اسلامى احساس کردهاند. اگرچه احساس پیشروى در منطقه، دیکتاتورى موجود را در دور زدن بیشتر مردم جرى تر کرده است، اما به همان اندازه پشت جبهه رژیم که بخشهایی از مردمند، با ادامه این روند از حکومت دور شده، شرایط را براى آن نا امنتر میکند.