سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۳:۳۷

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۷

سایهٔ شعر و غزل کوچیده‌ست!

در این فضایِ سرد، در این قصورِ نور، در این وفورِ نور: شهر خالی‌ست از تقاطع نور سایهٔ شعر و غزل کوچیده‌ست

شهر خالی‌ست از تقاطع نور،

سایهٔ شعر و غزل کوچیده‌ست!

هیچ‌کس نیست که بردارد گام،

خلاء سایه جهان آزرده‌ست!

 

از «نخستین نغمه‌ها»([۱])ی حضور

تا به پایانِ دمِ بیداری

پر ز ارکانِ تب و «آتش»([۲]) بود،

او که هم‌زاد ربِّ «آرش»([۳])([۴]) بود

با دمِ مهرِ «گالیا»([۵]) در دل

با تبِ مهرِ «گالیا» در جان

ره به آفاقِ مهرِ مردم زد

دل به آمالِ جانِ مردم داد

 

از عمقِ جان خود

در سوگِ یار خود([۶])

در سوگِ ناجیانِ سحر جاودان نوشت:

«کیوان ستاره شد

کیوان ستاره بود

با نور زندگی کرد

با نور درگذشت»([۷])

 

با کلکِ «محتشم»([۸]) به «سراب»([۹]) آن چنان گذشت

رسمِ «سیاه‌مشق»([۱۰]) هم‌چون جوانه کشت

بانگِ «سرایِ بی‌کسی»([۱۱]) از بامِ خانه داد

با صد غمِ عظیم به ارکانِ جان خود

 

هم‌زادِ خانه بود،

هم‌رازِ خانه بود،

در داغِ «ژاله»([۱۲]) طردِ عدو را رقم نوشت

 

از خانهٔ قلم([۱۳]) چو ز یاران رمانده شد،

ره خارج از کرانه نزد تا به روزِ حد

از خانه کی گسست؟

از خانه کی برید؟

 

بر این سبیلِ خود

از بی‌بدیلِ خود

در بندِ([۱۴]) خون نشست

از خلق کی گسست؟

 

با یادِ پیرِ دِیر، احسانِ([۱۵]) یارِ غار

دل‌خون([۱۶]) حکایتِ غمِ دوران کرانه زد

 

با یادِ «ارغوان»([۱۷])

با عطرِ «ارغوان»

در دشتِ «ارغوان»

نظمِ «سپیده»([۱۸]) بر دلِ آفاق برکشید،

بر گامِ نغمه زد

 

با نفسِ پروقار،

با کلکِ بس‌عظیم

«آزادیِ»([۱۹]) نفس،

«آزادی» از قفس،

از قیدوبندِ ظلمت و بیداد برگرفت

بر بامِ خانه کشت

بر جانِ خانه کشت

بر جنسِ او نوشت،

با شوقِ او نوشت:

«تو ای پری کجای»([۲۰]) جهان«ی» که میهنم

در سوگِ رنگ و قامت تو می‌زند امید

این سان که میهنم

این سرسرایِ شامخ و دیرینِ روزگار

با صد امیدِ نیک

به سویت روانه است!

 

در این غزل-ترانهٔ فقدانِ جاودان

زین رو قلم زنم،

زین سان رقم زنم

در این فضایِ سرد،

در این قصورِ نور،

در این وفورِ نور:

شهر خالی‌ست از تقاطع نور

سایهٔ شعر و غزل کوچیده‌ست

 

 

پنج‌شنبه، ۱۹ مرداد ۱۴۰۲

بیژن اقدسی

 

[۱] نخستین نغمه‌ها نخستین مجموعهٔ شعر امیرهوشنگ ابتهاج (سایه)، که در سال ۱۳۲۵ و در ۱۹سالگی شاعر منتشر شد.

[۲] آتش- اشاره به مطلع شعر سایه با عنوان کیوان ستاره بود: «ما از نژاد آتش بودیم:». این شعر در مجموعهٔ یادگار خون سرو، ۱۳۵۸ منتشر شد.

[۳] آرش- اشاره به شعر سیاوش کسرایی با عنوان آرش کمانگیر.

[۴] ربِّ «آرش»- استعاره‌ای از سیاوش کسرایی، خالق آرش کمانگیر، که به هم‌راه سایه از بنیان‌گذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود.

[۵] گالیا- نام دختری که سایه در جوانی عاشق او بود و اشعار عاشقانهٔ جوانی خود را برگرفته از این عشق سرود. بعدها سایه در شعری با عنوان «دیرست گالیا» به این بانوی جوان اشاره کرد.

[۶] یارِ خود- اشاره به مرتضی کیوان که دوست و رفیق سایه و او نیز به هم‌راه سایه از بنیان‌گذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود. مرتضی کیوان که عضو حزب تودهٔ ایران بود، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در شرایطی دستگیر شد که سه عضو سازمان نظامی حزب در خانهٔ او مخفی شده بودند. مرتضی کیوان در پاییز سال ۱۳۳۳ به جرم خیانت در زندان قصر تهران تیرباران شد.

[۷] «کیوان … با نور درگذشت»- گزاره‌هایی از شعر سایه با عنوان کیوان ستاره بود. برای توضیح بیش‌تر ن.ک. به زیرنویس‌های (۲) و (۶).

[۸] محتشم- باشکوه و نیز اشاره‌ای به «باغ محتشم»، محل مزار سایه.

[۹] سراب- مجموعهٔ شعر سایه که در سال ۱۳۳۰ منتشر شد.

[۱۰] سیاه‌مشق- مجموعهٔ شعر سایه که نخستین ویرایش آن فروردین سال ۱۳۳۲ منتشر شد.

[۱۱] سرای بی‌کسی- اشاره به ترانهٔ «در این سرای بی‌کسی» یا «در کوچه‌سار شب»، سرودهٔ سایه.

[۱۲] ژاله- اشاره به کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، که طی آن نیروهای حکومت نظامی محمدرضاشاه پهلوی در میدان ژالهٔ تهران به روی مردم آتش گشودند و بسیاری را کشتند. در اعتراض به این کشتار هوشنگ ابتهاج، محمدرضا لطفی، محمدرضا شجریان و حسین علیزاده از کار در رادیو استعفا دادند.

[۱۳] خانهٔ قلم- اشاره به کانون نویسندگان ایران و اخراج سایه و دیگر اعضای کانون که عضو یا نزدیک به حزب تودهٔ ایران بودند پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷.

[۱۴] در بند- اشاره به دورهٔ زندان سایه. در دور دوم دستگیری رهبری و نیروهای حزب تودهٔ ایران در اردیبهشت سال ۱۳۶۲، امیرهوشنگ ابتهاج نیز دستگیر شد. سال ۱۳۶۳ سایه با وساطت استاد محمدحسین شهریار از زندان آزاد شد.

[۱۵] پیر دیر، احسان- اشاره به احسان طبری از رهبران حزب تودهٔ ایران که در موج دوم یورش به حزب تودهٔ ایران دستگیر و تحت شکنجه وادار به اعتراف تلویزیونی شد. احسان طبری پس از انتقال از زندان به حصر خانگی، در سال ۱۳۶۸ درگذشت.

[۱۶] دل‌خون- اشاره به مثنوی «قصیدهٔ خون دل». این مثنوی را سایه سوگ احسان طبری سرود. طبری روز ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ در تهران درگذشت.

[۱۷] ارغوان- شعری با این عنوان که سایه در دوران زندان خود خطاب به درخت ارغوان خانهٔ خود سرود. ارغوان از معروف‌ترین اشعار سایه است.

[۱۸] سپیده- سپیده که با نام «ایران، ای سرای امید» نیز شناخته می‌شود، نام سرودی‌ست که شعر آن را سایه بر روی آهنگی از محمدرضا لطفی سروده است. این سرود بازتاب‌دهندهٔ فضای امید حاکم بر جامعه در دوران اولیهٔ پس از پیروزی انقلاب ۵۷ است.

[۱۹] آزادی- نام شعری از سایه که این شعر در مجموعهٔ یادگار خون سرو، ۱۳۵۸ منتشر شد.

[۲۰] تو ای پری کجایی- یا سرگشته، اشاره به ترانه‌ای بسیار معروف که آهنگ آن اثر استاد همایون خرم و شعر آن اثر سایه است.

تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد, ۱۴۰۲ ۷:۰۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا