ولتیر، مورخ، ادیب، و فیلسوف فرانسوی از خانواده ای حقوقدان و شهروند برخاسته بود. در زمان تبعید در انگلیس او به مطالعه قانون اساسی آن کشور و فلسفه ادراکی – احساسی لاک پرداخت. بعد از مدتی در دربار دولت پرویس آلمان، سرخورده از فرهنگ دوستی فریدریش دوم، او دشمن آشتی ناپذیر عقاید وحی یی و روحانیون مسیحی شد .
ولتیر جانبدار ایده خداشناسی عقلگرایانه و حکومت مطلقه فرهنگدوست بود. او سالها در راه عملی نمودن تولرانس دینی کوشش کرد. آثار ادبی ولتیر ادامه هنر کلاسیک فرانسه بود. وی با طنز به موضوعات سیاسی و فلسفی روز میپرداخت.
در عقاید او توجه به قوانین طبیعت مهم است. بعد از فاجعه زلزله در شهر لیسبون پرتقال، ولتیر به انتقاد از متافیزیک لایبنیتس پرداخت. او کوشید تا عناصر و افکار روشنگری را وارد زندگی و فرهنگ عوام نماید تا ایده هایش چهره عملی بخود بگیرند .ولتیر از این طریق مقدمات انقلاب فرانسه را تهیه نمود .
از جمله آثار ادبی فلسفی و تاریخی او – اودیپوس ، مجموعه نامه هایی پیرامون انگلیس و چیزهای دیگر، عناصر فلسفی، واژه نامه فلسفی، دوشیزه و دختره باکره شهر اورلئان، مقالاتی درباره تحمل دینی دیگران، عصر لودویک چهارده، سه تراژدی، حماسه پهلوانی های هاینریش چهارم، داستان و رمان، و فرزند طبیعت هستند.
ولتیر در سال ۱۷۲۶ بعد از آزادی اززندان در فرانسه به انگلیس رفت و در آنجا با فلسفه لاک و فیزیک نیوتن و دین دئیسم و لیبرالیسم آشنا شد. او در سال ۱۷۲۹ به فرانسه بازگشت و در سال ۱۷۳۴ نامه های فلسفی را پیرامون فرهنگ انگلیس منتشر کرد و به انتقاد شدید از روابط جامعه فرانسوی زمان خود پرداخت. بعد از مدتی مجلس فرانسه این اثر را ممنوع کرد .
او در سال ۱۷۳۵ به یک قصر فرار نمود و ۱۵ سال در آنجا بسر برد و به کار روی کتاب عناصر فلسفه نیوتن که کمک به نقد آثار نیوتن در فرانسه نمود پرداخت. ولتیر در سال ۱۷۵۱ کتاب لودویک چهارده را منتشرنمود. او در سال ۱۷۵۰ به دعوت فریدریک دوم به در بار دولت پرویس آلمان رفت و در آن فضای لیبرال به خلق آثار دیگری پرداخت .
ولتیر در سال ۱۷۵۳ آلمان را ترک کرد و به شهر ژنو در کشور سوئیس رفت و در سال ۱۷۷۸ به پاریس بازگشت و با استقبال عظیم هوادارانش روبرو شد. او در سال ۱۷۷۸ در فرانسه در گذشت.
ولتیر یکی از نمایندگان مهم روشنگری فرانسه است. او در طول عمرش به مبارزه علیه متافیزیک، خرافات، دگماتیسم، فناتیسم و غیر تولرانس پرداخت و میگفت انسان نباید نسبت به نظرات و عقاید گذشته غیرانتقادی باشد بلکه باید به آزمایش انتقادی آنان بپردازد و چنانچه آنان در مقابل این آزمایش دوام نیاورند باید در آنان تجدید نظر کند و نظرات دیگری را جانشین آنان کند .
او همچنین میگفت که عقل انسان باید تنها معیار فکر و عمل انسان باشد. ولتیر به انتقاد شدید از دگم های دینی نیز پرداخت، دگم هایی که از طرف کلیسای کاتولیک آنزمان تبلیغ میشدند . تئوری شناخت او بر اساس درک و احساس گرایی لاک بود .
ولتیر میگفت پایه شناخت انسانی باید قوای احساسات ادراکی باشند. او به رد تئوری ایده های ارثی دکارت پرداخت چون این ایده ها ریشه در درک قوای حسی ندارند. ولتیر در مقابل تئوریهای متافیزیک شکاک بود چون آنان نمیتوانند بر پایه تجربیات حسی باشند.
در زمان او، درک حسی لاک ، افکار علوم طبیعی نیوتون و باکون قطبی بودند در مقابل سنت فکری فرانسوی که بر راسیونالیسم دکارتی متکی بود .کتاب ۶ جلدی ” روح و اخلاق ملت “او پایه علوم اجتماعی مدرن است.
ولتیر به فرموله کردن برنامه ” حکومت مطلقه آگاه ” نیز پرداخت. در نظر او مسیر تاریخ را سه نیرو تعیین میکنند – شخصیت های کبیر، اتفاقات و حوادث، و اوضاع فرهنگی و اقتصادی. به نظر او ارزش تاریخ در حقایق مفیدی است که جامعه ببار می آورد وآن بعنوان پروسه تکامل عقل به حساب می آید .
ولتیر بعنوان یکی از آغازگران و مورخان عصر جدید علاقه خاصی به روابط اجتماعی و فرم های تفکر مرتبط با آن داشت. پرسشهای سیاسی و حقوقی و تحقیق در باره مسائل اقتصادی نقش مهمی در نظرات او دارند.
ولتیر یکی از مهمترین منتقدین آموزشهای کلیسای کاتولیک است گرچه او به رد خدا نمی پردازد. او چون یک دئیست فکر می کرد. طبق نظرات این فرقه ،یک خدای شخصی مافوق طبیعت وجود دارد که بعد از خلق جهان دخالتی در آن ندارد. افراد این فرقه به رد معجزه و نیروهای وحی و ماورای طبیعت نیز می پردازند .
طبق نظر ولتیر هر حرکت و اتفاق در جهان مانند نظم و ساختار و قانونمندی علتی دارد. فقط خداست که به جهان یک نظم و قانونمندی نیکو و ایده آل میدهد. به ادعای ولتیر دین نقش مهمی در جامعه انسانی دارد و ایمان بە خدا و ابدی بودن روح برای برنامه زندگی اشخاص اهمیت مهمی دارد .
جمله معروف ولتیر در پاسخ به آته ایست های فرانسه این بود که میگفت حتی اگر هم خدایی نباشد ، انسان باید به آفرینش دروغین آن بپردازد .
ولتیر مبلغ دینی باتقواست که در آن ایده آلهای برادری و عشق به همنوع نقش مهمی دارند. او در مقابل نظرات خوشبینانه عصر روشنگری شکاک و نا امید بود. مثلا او به رد نظرات لایبنیتس پرداخت که میگفت ما در بهترین جهان ممکن زندگی میکنیم .
ولتیر هدف زندگی را کوشش برای بهتر نمودن زندگی انسانها می دانست. آزادی بیان، لیبرالیسم سیاسی، برابری بر اساس قوانین عقل از جمله دیگر خواسته های او بودند. او حقوق طبیعی را که جهانشمول است و شامل تمام فرهنگ ها حتی ماقبل عیسی مسیح نیز میشوند اساس تئوری هایش قرار داد.
هیچکس به اندازه ولتیر برای ایده های روشنگری فرانسه مبارزه نکرد. ولتر تغییر مهمی روی فلسفه، ادبیات و علوم اجتماعی غرب گذاشت .او مثالی است برای متفکر مسئول چون کوشید تا با کمک آثارش در عمل اجتماعی انسانها دست ببرد. مهمترین دستاورد ولتیر کوشش در راه بردن ایده آل های روشنگری میان مردم ساده و عوام بود .