سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۴:۳۶

سه شنبه ۸ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۴:۳۶

آشتی جوئی یا یک فرصت سوزی دوجانبه دیگر؟

خبرگزاری فارس با استناد به اظهارات روز یکشنبه آقای خامنه ای خبر روزنامۀ نیویورک تایمز دایر بر اعلام آمادگی ایران برای مذاکره مستقیم با امریکا توسط المالکی را "التماس وارونه واشنگتن برای مذاکره با تهران، از زبان نخست‌وزیر عراق" نامیده است و سایت دیگری از "ناامیدی غرب از بیانات رهبر" گزارش داده و، بی هیچ قصدی برای افشاگری، نوشته است: "البته شاید هیچ کشوری جز رژیم غاصب اسرائیل از این ناامیدی غرب شادمان نباشد"

پیامهائی که مقامات ایران و امریکا در این ۴۰ روزۀ پس از پیروزی آقای روحانی برای هم فرستاده اند، از جانب هر دو طرف، سخت متناقض می نمایند. آیا این پیامها دارای مضمون یکدستی اند؟ اگر آری، آیا پیام آشتی اند یا تشدید خصومتها؛ پیام آشتی ای که چنان که مرسوم دیپلماسی زمخت و زورمدار است، با تشر و تعرض طرفین به یکدیگر نیز توأم است؟ و اگر این پیامها نایکدست اند، آیا این نایکدستی ناشی از عملکرد مستقیم نیروهای مختلف – اعم از راست و “چپ” و میانه – در دو کشور است و یا گیج سری در بالاترین سطوح تصمیم گیری دو طرف، در تسلط بر وضعیت جدید پدیدآمده، موجب این نایکدستی است؟

نایکدستی در طرف امریکا آشکار است: تنها دو هفته پس از پیروزی آقای روحانی – کسی که در مبارزات انتخاباتی اش نوید “تعامل با جهان خارج” و کاهش تحریمها در صورت پیروزی اش در انتخابات را داده بود – مصوبه ماه ژانویه ۲۰۱۳  کنگره امریکا دایر بر تشدید تحریمها علیه ایران با امضای اوباما قانونیت یافت و به اجرا گذاشته شد. امری که به سادگی می توانست واقع نشود. این در حالی بود که کمیته روابط خارجی کنگره امریکا از اوباما خواسته بود که تحریمها علیه ایران را تشدید کند. شاید پیامهائی روشنتر از اینها، دایر بر این که “برآمد انتخاباتی مردم ایران برای گشودن مسیر دیگری در برنامۀ اتمی بر ما اثربخش نیست” ممکن نبود.

اما همچنین تنها دو هفته پس از اقدامات بالا، ۱۳۱ نفر از نمایندگان همان کنگره در نامه ای سرگشاده از اوباما خواستند که فرصت پیش آمده در اثر پیروزی روحانی در انتخابات برای توسل به دیپلماسی و مذاکره را از دست ندهد و تجدید دیپلماسی را “بخشی وسیعتر از استراتژی امریکا با ایران” خواندند. سوای چند نامه سرگشاده توسط سیاستمداران و نظامیان فعلی و سابق امریکا و نیز اروپا به اوباما، باز همان کنگرۀ امریکا در آخرین “تصمیم واره” اش محتملاً از تصویب لایحۀ دیگری برای تشدید تحریمها علیه ایران، که قاعدتاً باید تا پایان ماه ژوئیه (تا یک هفته بعد) صورت گیرد، صرف نظر کند و این اقدام احتمالی را تا سه ماه بعد و شاید هم دیرتر به تعویق اندازد. البته کشمکش در این باره میان افراطیون کنگره از سوئی با گرایشهای معتدل در درون کنگره و از سوی دیگر با اولاما که ظاهراً نگران عواقب منفی تصویب لایحه مذکور بر مذاکرات اتمی با ایران است، هنوز جریان دارد. بدون شک این پیامی مثبت اما کوچک است. نکته این است که با توجه به سابقه مناسبات بین دو کشور، حاصل جمع این پیامها عزمی را برای خاتمه دادن به وضع کنونی ترسیم نمی کند و این چندگانگی می تواند به عدم علاقه مندی کل هیئت حاکمۀ امریکا، سوای گرایش ضعیفی در درون آن، به خاتمه دادن به وضع کنونی تعبیر گردد.

طرف ایران را در نظر گیریم: به اعتباری می توان گفت که روند انتخابات اخیر، که به پیروزی روحانی انجامید، در تمامیت خود پیامی بسیار مثبت و قوی از جانب ایران – و نه فقط از جانب مردم، بلکه همچنین به درجاتی از جانب حاکمیت جمهوری اسلامی – به امریکا بود دایر بر این که در جستجوی راه تفاهمی برای کاهش و شاید رفع خصومتها با آن کشور، با شروع از مسئله پرونده اتمی است.

تحلیل در مورد کیفیتهای مهندسی انتخابات اخیر و مناسبات میان آقایان روحانی و خامنه ای و حدود مقبولیت اولی نزد دومی هر چه باشد، واقعیت این است که مسئله برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی به اعتراف و تأسف برخی از حلقه های قدرت در درون حاکمیت جمهوری اسلامی به معیار مقدمی برای دست زدن مردم به انتخاب از میان کاندیداها تبدیل شد و به میزان زیادی پیروزی روحانی را رقم زد. به قوت می توان گفت که درونمایه انتخابات اخیر همانا ابراز آگاهی به رابطۀ میان برنامۀ اتمی جمهوری اسلامی و خطر جنگ و درد تحریمها، و خواست پایان دادن به این دو، از جانب جامعۀ ایران بوده است. اما پس از این پیام، دیگر تقریباً هیچ پیامی بر زبان مقامات جمهوری اسلامی که حاکی از خواست و ضرورت مذاکره و رفع مخاصمه باشد، جاری نشده است. روحانی در کارزار انتخاباتی اش از “ضرورت تعامل با جهان خارج” و سپس از “امکان بازی برد-برد با امریکا” سخن گفته است. اما عناصری که او در نخستین مصاحبۀ مطبوعاتی پس از پیروزی اش، برای این تعامل به دست داد، ترسیم کنندۀ یک نقشۀ روشن و واقعبینانه برای کاهش تنش و شاید خاتمه دادن به آن نبود. به نظر می رسد آقای روحانی در “چنبرۀ اعتدال مورد نظرش راهی را که برای غلبه بر مقاومت و مخالفت افراطیون درون حکومت یافته، برپا نگهداشتن با و بیمورد رتوریک ضداسرائیلی است. چه در مصاحبۀ مطبوعاتی مذکور و چه در اظهارات چند روز پیش در میان جمعی از “جانبازان جنگ با عراق” توسل عیرضرور او به این رتوریک بازدارنده مشهود است.

با این حال آنچه موجب می شود بتوان مؤکداً از تناقض در پیامهای ارسالی از جانب ایران به امریکا نیز سخن گفت، آخرین  اظهارنظر آقای خامنه ای در بارۀ مذاکره با امریکا و در واکنش به همان علائم مثبت واصله از امریکا است. روز یکشنبه گذشته خامنه ای در دیدار با جمعی از مقامات ایرانی، امریکائیها را “غیرقابل اعتماد و غیرمنطقی، که در برخوردهاشان صادق نیستند” خواند و نسبت به مذاکره با امریکا ابراز بدبینی کرد. روشن است که چندان طولی نکشد تا اثر منفی این اظهارات به صورت تردید متناظری در علاقه مندی حاکمیت جمهوری اسلامی برای خاتمه دادن به وضع کنونی، حتی نزد با حسن نیت ترین نیروهای طرف مقابل، بروزکند و به سلاحی در خدمت افراطیون در هر دو طرف تبدیل شود. چنین نیز شد. “برداشت اشتباه از مواضع جمهوری اسلامی” مضمون مکرر تحلیل بسیاری از مطبوعات غرب از اظهارات خامنه ای بوده است و البته در مطبوعات ایران نیز وضع جز این نبوده است. ارائه دونمونه از این دست باید کفایت کند: خبرگزاری فارس با استناد به اظهارات مذکور، خبر روزنامۀ نیویورک تایمز دایر بر اعلام آمادگی ایران برای مذاکره مستقیم با امریکا توسط المالکی را “التماس وارونه واشنگتن برای مذاکره با تهران، از زبان نخست‌وزیر عراق” نامیده است و سایت دیگری متعلق به همان گرایشهای افراطی از “ناامیدی غرب از بیانات رهبر” گزارش داده و، بی هیچ قصدی برای افشاگری، نوشته است: “البته شاید هیچ کشوری جز رژیم غاصب اسرائیل از این ناامیدی غرب شادمان نباشد، زیرا صهیونیستها همواره به مذاکره بدبین و خواهان انتخاب گزینه نظامی در مواجهه با ایران بوده اند”.

البته باید گفت که اظهارات یکشنبه خامنه ای، اظهاراتی یک سویه نیستند. سویۀ ممکن دیگر در این اظهارات تصریح بر “غیرقابل اعتماد بودن امریکائیها” در لحظه ای است که دیگر راهی جز مذاکره نمانده و از زبان کسی که دیگر معلوم شده حتی در پروندۀ اتمی همیشه حرف آخر را نمی زده است.

تاریخ انتشار : ۵ مرداد, ۱۳۹۲ ۹:۰۹ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

#تنها_صداست_که_می_ماند

ظهر بود، فنجان چای را که گذاشتم کنار کامپیوتر، چشمم افتاد به آفتاب پشت پنجره… از بعضی خاطره ها، هزار بار هم که فرار کنی، مثل بَختک چسبیده اند به ذهنت و دست از کنج قلب و روحت برنمیدارند….

آفیش سرخ

نه خواهان شکوه بودید، نه خواهان اشک،

نه خواهان آوای ارگ‌ها، نه دعا برای مردگان،

آنک یازده سال، وه چه زود می‌گذرد، یازده سال،

زانگاه که سلاح برگرفتید،

مرگ  نمی‌زداید از خاطر، چشمان پارتیزان!

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

#تنها_صداست_که_می_ماند

آفیش سرخ

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی