سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۱۸

پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۱۸

اصلاح یا انقلاب – کدامین گزینه، کدامین راهکار ( قسمت اول )

رفرم محصول فرعی مبارزه انقلابی است، انقلابیون از رفرم برای بیداری و تشكل توده ها و پیشبرد اهداف انقلابی خود استفاده می كنند، در جریان مبارزه برای تحقق این رفرمها توده های مردم تجربه سیاسی مهمی كسب می كنند

هدف از این نوشتار انتخاب گزینه ای مناسب با شرایط روز جامعه ایران در مبارزه برای رسیدن به استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی است.
سی سال پر مخاطره را زیر استبداد رژیم اسلامی سپری کرده ایم، تاکنون تلاشهای بسیاری از طرف گروه های سیاسی و اجتماعی بطور مسالمت آمیز و یا قهرآمیز برای رهایی از یوغ استبداد به شکلهای مختلف انجام داده ایم و هر بار با سرکوب و خشونتی مظاعف از طرف حکومت اسلامی مواجه گشتیم.

برای انتخاب آگاهانه هر کدام از گزینه های فوق(اصلاح یا انقلاب) می بایست پارامترهای مختلفی را قبل از انتخاب مد نظر قرار داد، هر فرد یا گروهی طبعا گزینه ای را انتخاب خواهد نمود که به منافع فردی و یا حزبیش نزدیک بوده و امکان دستیابی به آن با توجه به هزینه های احتمالی قابل دسترس باشد.
مهمترین عوامل تاثیرگذار در این انتخاب علاوه بر تحلیل از شرایط عینی جامعه، داشتن ارزیابی از تناسب نیروهای مداخله گر داخلی و خارجی در عرصه سیاسی و اجتماعی است.

انتخاب هر کدام از دو گزینه فوق به عوامل مختلفی بستگی خواهد داشت، در وحله اول باید دانست برای چه هدف و نیازی مجبور به گزینش یکی از دو مورد خواهیم بود، اصلاحات و یا انقلاب اجتماعی در مبارزات سیاسی راهکارهای هستند که فرد و یا جمع متناسب با هدف کوتاه مدت و یا غایی خود بر می گزیند و قبل از گزینش راهکار باید علاوه بر توان جنبش، شرایط جامعه و قدرت حاکم را مورد ارزیابی قرار داد.
بنابراین باید تعریفی از دو گزینه فوق ارائه گردد تا دریابیم شرایط امروز اجتماعی و اقتصادی کشور ایران با کدامیک از دو گزینه مطرح شده مطابقت دارد.

گزینه اصلاحات
اصلاح یا رفرم همانطور که از نامش پیداست، یعنى تجدید فرم، دوباره شکل دادن، تجدید آرایش ، چون با روبنا و اشکال پدیدهها سروکار دارد و قصد تغییر ماهوى و زیربنایى آنها را نخواهد داشت، لذا ممکن است چنین اقداماتی از طرف مردم و یا بخشهایی از قدرت حاکم براى تغییر و تعویض برخى از جنبههاى حیات اقتصادى، سیاسى و اجتماعى بدون آنکه بنیاد نظام کهنه را دگرگون سازد و یا قدرت سیاسی را از طبقه ای ارتجاعی به طبقه مترقی واگذار نماید درخواست گردد.اصلاحات راهکاری تدریجی ، مسالمت آمیز و کم هزینه بوده و برای اصلاح بخشی از امور مفید و با کاربست مناسب و هوشمندانه از آن در موقع مناسب می توان از بسیاری بحرانها جلوگیری نمود.
اصلاحات ممکن است یک و یا چند بخش از حیات سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و یا اقتصادی را در برگیرد و یا در بعضی از مواد قانونی ساختار موجود تغییراتی را خواستار شود.اصلاحات راهکاری است که زمینه های قانونی و یا انجام آن باید از طرف قدرت حاکم قابل پذیرش باشد و یا حاکم قانع شود که با انجام آن قدرت خود را از دست نخواهد داد و یا توسط آن می تواند بخشی از فشار مخالفین را بکاهد و یا از گسترش نارضایتی جلوگیری نماید، حکومتها در زمانهای معینی ناچارا و یا آگاهانه می توانند با پذیرش رفرم از بروز انقلاب جلوگیری کرده و یا در بین نیروهای انقلابی تفرقه و انحراف ایجاد نموده و یا انقلاب را به عقب رانند.

میزان پیشروی و موفقیت اصلاحات در یک جامعه علاوه بر نیروهای مدافع اصلاح و قدرت حاکم به عواملی همچون هدف از اصلاح و تغییرات نیز بستگی خواهد داشت.اصلاح می تواند در کلیت یک جامعه صورت نگیرد و تنها بخش محدودی از جغرافیای یک کشور و یا اختیارات دولتی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی و ملی را پوشش دهد.
ولادیمیر ایلیچ لنین رهبر انقلاب اکتبر می نویسند: مفهوم رفرم بدون شک با مفهوم انقلاب متناقض است، فراموش کردن این تناقض و عدم توجه به مرز میان این دو مفهوم موجب بروز اشتباهات جدی می گردد ولی این تناقض مطلق و این مرز جامد نیست بلکه زنده و متحرک است لذا در هر مورد مشخص باید آن را معین کرد.
رفرم محصول فرعی مبارزه انقلابی است، انقلابیون از رفرم برای بیداری و تشکل توده ها و پیشبرد اهداف انقلابی خود استفاده می کنند، در جریان مبارزه برای تحقق این رفرمها توده های مردم تجربه سیاسی مهمی کسب می کنند.
چنانچه تناسب نیروهای تاثیر گذار در روند اصلاحات متناسب با مضمون نباشد، این حرکت می تواند از اهداف خود دور گشته و یا با شکست مواجه گردد.برای جذب و جلب توده ها در یک حرکت اصلاحی، رهبران باید اهداف، برنامه و راهکارهای مشخص خود را در ارتباط تنگاتنگ با مردم پیگیرانه دنبال نمایند.

چنانچه راهکاری مسالمت جویانه متناسب با اهداف و شرایط اتخاذ شود طبیعتا از پشتوانه عمومی بیشتری برخوردار خواهد شد زیرا مردم به شرکت در جنبشهای اعتراضی با هزینه کم راغبترند.البته عکس این موضوع نیز صادق است و آن اینست:چنانچه تاکتیک اصلاحی متناسب با اهداف نباشد و یا روزنه های اصلاح بطور عینی از طرف حاکمان سد شده باشد، جنبش مردمی نه تنها از اصلاحات سرخورده خواهد شد بلکه در اولین فرصت با استفاده از کمترین روزنه ها با نیرویی به مراتب جسورتر وارد میدان شده و به شکلی رادیکالی (انقلابی ) از موانع و حداقلهای اصلاحی خواهند گذشت.
انقلابیون تزهای اصلاح طلبان و رفورمیستها را که معتقدند با اصلاحات تدریجی و مداوم می شود همه مشکلات جامعه بشری را در جوامع طبقاتی حل کرد و یا اینکه دیگر انقلاب و حزب انقلابی ضرورتی ندارد را مردود می دانند زیرا طبقه حاکم سعی می نماید به رفرمهایی تن دهد که به سلطه و منافع آن صدمه نزند و از تحول بنیادی جلوگیری نماید، بنابراین تا زمانی که جامعه طبقاتی است بحرانها و تضادهای طبقاتی تشدید شده و بخش بیشتری از اقشار جامعه به طرف فقر و فلاکت سوق داده می شود.

گزینه انقلاب
تاریخ بشر مملو از تحولات انقلابی در تمام عرصه های زندگی است، در طول تاریخ هرگاه بشر از مرحله ای گذشته و به مرحله بالاتری از تکامل و پیشرفت نائل گردید از آن به عنوان تحولی انقلابی یاد کرده است. زندگی کنونی بشر حاصل انقلابات بسیاری در تمام شئون زندگیست، تاریخ جامعه بشری شاهد انقلابات عظیمی در نقاط مختلف دنیا بوده است، انسان اولیه توانست با بهره گیری از این روند انقلابی از کمون اولیه به نظام برده داری، فئودالی و سپس سرمایه داری گذر کند.
علم و تکنولوژی کنونی بشر حاصل تلاشهای کمی و کیفی انسانهای بیشماری بوده است که در طول تاریخ به آن غنی بخشیده اند، هرگاه این علوم و یا تکنولوژی بشری با تحولات عظیم و چشمگیری همراه بوده است با افتخار تمام از آن به عنوان انقلابی در علم ، صنعت، هنر و یا تکنولوژی یاد شده است.
کشف آتش، انقلاب صنعتی در اروپا، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب در قاره امریکا، انقلاب مشروطه، انقلاب اکتبر، انقلاب بهمن ۵۷ و انقلاب رایانه ای و ده ها انقلاب دیگر در گوشه و کنار زندگی بشرسبب شده است تا جامعه امروزی در قیاس با دوران اولیه پیشرفته تر باشد.

انقلاب یک تحول کیفى و بنیادى، یک چرخش ساختاری و اساسى در حیات جامعه است. معناى انقلاب در علم جامعهشناسى عبارت است از سرنگونى یک نظام اجتماعى کهنه و فرسوده و جایگزین کردن آن با نظام اجتماعى نو می باشد. انقلاب در ساختار، بنیان، محتوى و ماهیت پدیدهها دست مىبرد و آن را دستخوش دگرگونى و تغییر مىنماید، انقلاب مهمترین مرحله در تکامل حیات جامعه است ، نتیجه ضرور و اجتناب ناپذیر تکامل جوامع منقسم به طبقات آشتی ناپذیر می باشد.

اما باید دانست انقلاب به خودی خود صورت نخواهد گرفت و به شکلی اراده گرایانه بر اساس خواست و میل گروهی نیز تحقق نخواهد پذیرفت بلکه امکان وقوع یک انقلاب اجتماعی زمانی مهیا خواهد بود که وضع انقلابی در جامعه پدیدار شود، از اینروی تضاد میان رشد نیروهای مولده و مناسبات تولیدی شرایط مادی انقلاب را فراهم می آورد و در آن مرحله معین انقلاب اجتماعی ضرورت خواهد یافت.
برای وقوع یک انقلاب اجتماعی علاوه بر شرایط مادی ، تغییرات معین دیگری که شرایط عینی نامیده می شود ضرورت دارد و بقول لنین مجموعه این تغییرات عینی را وضع انقلابی گویند.
لنین سه مشخصه عمده وضع انقلابی را چنین ذکر می کند: ۱- بحران ملی عمومی که هم استثمار شوندگان و هم استثمارگران را در بر می گیرد ۲- تشدید فوق العاده فقر و نیاز توده های زحمتکش ۳- تشدید قابل ملاحظه فعالیت توده های زحمتکش در نتیجه بحران عمومی و اقدامات هیئت حاکمه
وضع انقلابی معلول دگرگونی های عینی معین در زندگی اجتماعی است، آنچه مهم است انقلاب بدون وضع انقلابی میسر نمی باشد ولی ازهر وضع انقلابی، انقلاب پدید نخواهد آمد برای آنکه امکان تحول انقلابی به تحقق بپیوندد عامل ذهنی نیز ضرورت دارد.
علاوه بر نقش عوامل عینی و ذهنی در انقلاب باید به نقش رهبری انقلاب، اهداف و تاکتیکهای انقلابی نیز اشاره کرد، یک انقلاب اجتماعی تنها زمانی به اهداف خود می تواند دست یابد که از وجود تشکلی آگاه، پیشرو، منسجم ، پیگیر و از برنامه ای انقلابی متناسب با اهداف انقلابیون برخوردار باشد، جنگها و یا دخالتهای قدرتهای خارجی می تواند در پیروزی و یا شکست یک انقلاب تاثیر گذار باشد.
بقول لنین انقلاب مولود وضعی است که در آن به تغییرات پیش گفته دگرگونی ذهنی یعنی توانایی طبقه انقلابی به اقدامات توده ای نیرومندی اضافه شود تا بتواند در هنگام بحران دولت کهنه را سرنگون سازد.

از نظر مارکس پایه اقتصادی و عینی انقلاب اینطور تعریف شده است:نیروهای مولده جامعه در مرحله معینی از رشد خود با مناسبات تولیدی موجود و یا به بیانی با مناسبات مالکیت که در بطن آن رشد یافته اند در تضاد واقع می شوند، این مناسبات تولیدی به مانع و سدی در راه رشد نیروهای مولده مبدل می گردند، در این هنگام است که مرحله انقلاب اجتماعی آغاز می شود، انقلاب آن تضاد موجود را حل می کند و آن مناسبات کهنه تولیدی را از بین می برد، انقلاب طبقه حاکم را سرنگون و طبقه دیگر را که مدافع مناسبات تولیدی پیشرو است بقدرت می رساند.
مسله اساسی هر انقلابی عبارت خواهد بود از کسب قدرت سیاسی و مضمون آن کوتاه کردن دست طبقه حاکم فاسد است که راه تکامل و پیشرفت جامعه را سد کرده است.باید دید هر انقلابی چه تضادهایی را حل خواهد کرد و چه وظایف اجتماعی را انجام می دهد، چه قدرتی را ساقط و چه طبقه ای را در راس انقلاب قرار خواهد داد تا نوع آن انقلاب مشخص شود.
چنانچه انقلابیون پس از کسب قدرت سیاسی به اهداف اولیه انقلاب دستیابند و با اصلاحات مداوم آنرا را تداوم نبخشند، بمرور حمایت توده های مردم را از دست خواهند داد و خود در مقابل اهداف نهایی انقلاب خواهند ایستاد و نقش ضد انقلاب را ایفا خواهند نمود.
گذار قدرت دولتی از دست هر طبقه به دست طبقه دیگر انقلاب نیست، باید توسط توده های مردم انقلاب راه تکامل جامعه را بگشاید، انقلاب سراسر نظام اجتماعی و اقتصادی کهنه را عوض می کند و مناسباتی مترقی را جایگزین می نماید.
مستبدین و قدرتمندان حاکم به همراه رفرمیستها با همه ابزار تبلیغی خود سعی دارند به مردم بقبولانند که دوران انقلابات پایان یافته است و بشر می تواند با اصلاحات تدریجی مسیر متکاملی را در نظام طبقاتی سرمایه داری شاهد باشد، آنها انقلاب را معادل با تخریب و خشونت قلمداد می کنند تا مردم را از مبارزات انقلابی مایوس و گمراه نمایند، در حالی که این آنها هستند که سد راه ترقی و تحول در جامعه شده و توده ها را به فغان می رسانند و همین ها هستند که مبارزات تحول خواهانه مردم را با خشونت هرچه تمامتر پاسخ می دهند و هر روز که آنها به حاکمیت ارتجاعی و مستبدانه خود ادامه دهند سرمایه های بیشتری از مردم ویران خواهد شد و هزینه جبران تخریب بر دوش مردم خواهد افتاد.
مخالفین انقلاب از رادیکال شدن مبارزات مردم در شرایط بحرانی وحشت دارند و در رسانه ها توسط تئوریسینهای خود در نقد و نگوهش انقلاب داستانسرایی می کنند، در صورتیکه آنها در زمان انقلاب جانب ضد انقلابیون و جنایتکاران را خواهند گرفت و جنایتهای ضد انقلابیون را دفاع از دمکراسی و حقوق بشر قلمداد خواهند کرد.
آنها چشمهای خود را در هنگام کودتای نظامی و یا اشغال دیگر ملل توسط قدرتهای استعماری و امپریالیستی خواهند بست و از آن بعنوان صدور دمکراسی یاد خواهند کرد و با سرمایه عظیم مالی و رسانه ای به شکلهای علنی و مخفی توسط نیروهای وابسته داخلی سعی خواهند کرد نظم داخلی کشورها را دستخوش تغییرات هدایت شده مطابق با منافع غیر مشروع خود بنمایند و با افتخار از آن بعنوان انقلاب مخملی و یا رنگی نام برند.
آری، از دید آنها انقلاب تنها زمانی خوب و ایدآل است اگر در جهت منافع نامشروع قدرتمندان رنگی و خودباخته گان مخملی باشد! ( ادامه دارد )

تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد, ۱۳۸۸ ۷:۳۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از تیم ملی فوتبال ایران پشتیبانی کنیم

وقتی سرمایه‌داری حقارت خود را در شکوه فوتبال پنهان می‌کند!

جام جهانی ۲۰۲۶، بزرگ‌ترین جشن فوتبال جهان زیر سایه سیاست‌های ماجراجویانه آمریکا

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

مراقبت از وطن در مسیر آشتی | با زبانی سخن بگوییم که پُل می‌سازد، نه دیوار

استراتژی کلان نتانیاهو در حال فروپاشی است