سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۵

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۵

با شاعران «پاییز۱۳۹۴»

خزانی، مهدی اخوان ثالث
کاش چون پاييز بودم، فروغ فرخزاد
عيناَ، ضياء موحد
پراکنده چون چند پروانه در باد، علیشاه مولوی
با شاخه گل سرخی ... (به یاد رفقای به خون خفته تابستان 1367)، رحمان

خزانی

مهدی اخوان ثالث

 پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک
آنک ، بر آن چنار جوان ، آنک
 خالی فتاده لانه ی آن لک لک
 او رفت و رفت غلغل غلیانش
پوشیده ، پاک ، پیکر
عریانش
 سر زی سپهر کردن غمگینش
تن با وقار شستن شیرینش
پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک
 رفتند مرغکان طلایی بال
از سردی و سکوت سیه خستند
وز بید و کاج و سرو نظر بستند
 رفتند سوی نخل ، سوی گرمی
 و آن نغمه های پاک و بلورین رفت
پاییز جان ! چه شوم
، چه وحشتناک
 اینک ، بر این کناره ی دشت ، اینک
 این کوره راه ساکت بی رهرو
 آنک ، بر آن کمرکش کوه ، آنک
 آن کوچه باغ خلوت و خاموشت
از یاد روزگار فراموشت
 پاییز جان ! چه سرد ، چه درد آلود
 چون من تو نیز تنها ماندستی
 ای فصل فصلهای نگارینم
 سرد سکوت خود را بسراییم
پاییزم ! ای قناری غمگینم

***

 

کاش چون پاییز بودم

فروغ فرخ زاد

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم

برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد،
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من میخواند …شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد
در شرار آتش دردی نهانی

نغمه ی من 
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر 
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

***

 

عیناً

ضیاء موحد

 

عیناً
مانند گربه،
که قوز می‌کند در گوشه‌یی،
و چشم
در چشم این وآن می‌دوزد،
چرتی
خمیازه‌ای
کش و قوسی،
آنگاه
آرام می‌خرامد تا حیات خلوت،
آنجا که سال‌هاست
دیوانه‌ی غریبی را زنجیر کرده اند،
و خیره می‌شود در چاه آب 

بر پله‌های خالی
پاییز
یک لایه گرد تازه
می‌افشاند،
و پشت در
سکو‌ها
ساکت
نگاه برهم می‌دوزند
عیناً
مانند گربه

***

 

 

پراکنده چون چند پروانه در باد

علیشاه مولوی

بی‌خاطره آن سیبِ کالِ کرمو
بیا برایت انار دانه کرده‌ام
یک پلانِ این پاییز
به تمام سکانس‌های تنبل آن تابستان می‌ارزد
انارها که رسیده‌اند و 
از تو هیچ خبری نیست
نیست که
چشم‌هایش شبیه چشم‌های دخترک فال‌فروش است و 
مثل یوزپلنگ می‌خندد
خواهش می‌کنم
قبل از حرکت زیر چرخ‌های اتومبیل‌تان را نگاه کنید
من گربه‌ام را گم کرده‌ام
کرده‌ام گم
لحظه‌ای را که سیاه‌ترین رنگ‌ها بود
برای آنها که از سرنوشت این رودخانه بیزارند
و از قرمز هم که اصلن رنگ قشنگی نیست
که 
آینه را از تب وسوسه مواج می‌کند
یا
رنگ شکوفه‌ای که انار می‌شود در شعر “سهراب”
یا
چراغی که دیگری را متوقف می‌کند
تا
من زودتر به تو برسم
یا 
روی گلبرگ‌های شقایق
در دامنه‌های «دنا»
بالاتر از بی‌قراری کبک‌ها
ابری بودم که جز قله دامنگیرم نبود
فراز بودی که فرود آمدم
حالا
در تو شاعری زندانی‌ست
در من شعر

***

 

با شاخه گل سرخی …(به یاد رفقای به خون خفته تابستان ۱۳۶۷)       

رحمان                         

با شاخه گل سرخی…

سپیده دمان که آفتاب

طلوع اش را

به ستیغ کوه ها

با رشته های زرین نوید می دهد

به دیدار خاطره هایم

درآمدی…

که آتش وجودم را

شعله برکشی

تو همسفر رویاهای غریبم

در درازنای عمرم

که بیش از آن

به شب گذشت

با بی شمار واژه گان

از یلدای دلگیر نفسگیر

به روشنایی دامنه ها

پناهم دادی

به ستایش انسان

که معجزه بهار است،

در برهوت زمستانی سخت.

…….

با شاخه گل سرخی

در انتظار تو

با انبوه رویاهای غریبم

هیمنه آتش

در من شعله ور است

تا از راه بیایی.

***

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۸ مهر, ۱۳۹۴ ۹:۵۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!