شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۵:۰۴

شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۵:۰۴

با شاعران «پاییز۱۳۹۴»

خزانی، مهدی اخوان ثالث
کاش چون پاييز بودم، فروغ فرخزاد
عيناَ، ضياء موحد
پراکنده چون چند پروانه در باد، علیشاه مولوی
با شاخه گل سرخی ... (به یاد رفقای به خون خفته تابستان 1367)، رحمان

خزانی

مهدی اخوان ثالث

 پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک
آنک ، بر آن چنار جوان ، آنک
 خالی فتاده لانه ی آن لک لک
 او رفت و رفت غلغل غلیانش
پوشیده ، پاک ، پیکر
عریانش
 سر زی سپهر کردن غمگینش
تن با وقار شستن شیرینش
پاییز جان ! چه شوم ، چه وحشتناک
 رفتند مرغکان طلایی بال
از سردی و سکوت سیه خستند
وز بید و کاج و سرو نظر بستند
 رفتند سوی نخل ، سوی گرمی
 و آن نغمه های پاک و بلورین رفت
پاییز جان ! چه شوم
، چه وحشتناک
 اینک ، بر این کناره ی دشت ، اینک
 این کوره راه ساکت بی رهرو
 آنک ، بر آن کمرکش کوه ، آنک
 آن کوچه باغ خلوت و خاموشت
از یاد روزگار فراموشت
 پاییز جان ! چه سرد ، چه درد آلود
 چون من تو نیز تنها ماندستی
 ای فصل فصلهای نگارینم
 سرد سکوت خود را بسراییم
پاییزم ! ای قناری غمگینم

***

 

کاش چون پاییز بودم

فروغ فرخ زاد

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم

برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد

آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد،
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من میخواند …شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد
در شرار آتش دردی نهانی

نغمه ی من 
همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر 
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

***

 

عیناً

ضیاء موحد

 

عیناً
مانند گربه،
که قوز می‌کند در گوشه‌یی،
و چشم
در چشم این وآن می‌دوزد،
چرتی
خمیازه‌ای
کش و قوسی،
آنگاه
آرام می‌خرامد تا حیات خلوت،
آنجا که سال‌هاست
دیوانه‌ی غریبی را زنجیر کرده اند،
و خیره می‌شود در چاه آب 

بر پله‌های خالی
پاییز
یک لایه گرد تازه
می‌افشاند،
و پشت در
سکو‌ها
ساکت
نگاه برهم می‌دوزند
عیناً
مانند گربه

***

 

 

پراکنده چون چند پروانه در باد

علیشاه مولوی

بی‌خاطره آن سیبِ کالِ کرمو
بیا برایت انار دانه کرده‌ام
یک پلانِ این پاییز
به تمام سکانس‌های تنبل آن تابستان می‌ارزد
انارها که رسیده‌اند و 
از تو هیچ خبری نیست
نیست که
چشم‌هایش شبیه چشم‌های دخترک فال‌فروش است و 
مثل یوزپلنگ می‌خندد
خواهش می‌کنم
قبل از حرکت زیر چرخ‌های اتومبیل‌تان را نگاه کنید
من گربه‌ام را گم کرده‌ام
کرده‌ام گم
لحظه‌ای را که سیاه‌ترین رنگ‌ها بود
برای آنها که از سرنوشت این رودخانه بیزارند
و از قرمز هم که اصلن رنگ قشنگی نیست
که 
آینه را از تب وسوسه مواج می‌کند
یا
رنگ شکوفه‌ای که انار می‌شود در شعر “سهراب”
یا
چراغی که دیگری را متوقف می‌کند
تا
من زودتر به تو برسم
یا 
روی گلبرگ‌های شقایق
در دامنه‌های «دنا»
بالاتر از بی‌قراری کبک‌ها
ابری بودم که جز قله دامنگیرم نبود
فراز بودی که فرود آمدم
حالا
در تو شاعری زندانی‌ست
در من شعر

***

 

با شاخه گل سرخی …(به یاد رفقای به خون خفته تابستان ۱۳۶۷)       

رحمان                         

با شاخه گل سرخی…

سپیده دمان که آفتاب

طلوع اش را

به ستیغ کوه ها

با رشته های زرین نوید می دهد

به دیدار خاطره هایم

درآمدی…

که آتش وجودم را

شعله برکشی

تو همسفر رویاهای غریبم

در درازنای عمرم

که بیش از آن

به شب گذشت

با بی شمار واژه گان

از یلدای دلگیر نفسگیر

به روشنایی دامنه ها

پناهم دادی

به ستایش انسان

که معجزه بهار است،

در برهوت زمستانی سخت.

…….

با شاخه گل سرخی

در انتظار تو

با انبوه رویاهای غریبم

هیمنه آتش

در من شعله ور است

تا از راه بیایی.

***

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۸ مهر, ۱۳۹۴ ۹:۵۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است. در شرایطی که رژِیم بیش از ۸۰ در صد از جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢