جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۹:۳۴

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۹:۳۴

به جای طرح افزایش جمعیت، جوانان را از مملکت فراری ندهید

اما در این میان آنچه تاکنون از طرف مدیران ممکلت مورد غفلت قرار گرفته ریشه یابی خروج جوانان از کشور است. مسئولین از خود نمی پرسند چرا نیروی جوان و فعال آینده خود را در بیرون از مرزهای ایران می بیند؟ فراموش نباید کرد این ها همان کودکانی هستند که سی سال پیش به دنیا آمدند. ولی چون در وطن خود امنیت و آرامش نیافتند راه هجرت گزیدند.


در تاریخ خرداد ماه ۱۳۹۲ پیش نویس “طرح ۵۰ ماده‌ای جامع جمعیت و تعالی خانواده” با هدف رسیدن به نرخ باروری ۲.۵ درصد تا سال ۱۴۰۴ به هیات رئیسه مجلس ارائه شد. این طرح را ۵۰ نفر از نمایندگان امضا کرده بودند.[۱] نمایندگان محترم در طرح پیشنهادی خود اشاره می کنند که: “واقعیت آن است که بر اساس مطالعات انجام شده و نیز اطلاعات حاصل از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، میزان باروری کل در کشور به کمتر از ۲.۱ فرزند به ازای هر زن (حد جایگزینی) کاهش یافته است.”[۲]

ارائه دهندگان این طرح نگرشی یک سویه به هرم جمعیتی را مبنای نوشتن “طرح” خود قرار داده اند. بدون در نظر گرفتن این نکته که کاهش نرخ افرایش جمعیت به معنی پیرشدگی جمعیت آن جامعه  و یا کاهش جمعیت جامعه نیست. زیرا تا زمانی که  نرخ رشد جمعیت مثبت است جمعیت نیز در حال افزایش است و نیروی جوان وارد بازار کار می شود. در حال حاضر به دلیل بالا رفتن سطح آگاهی زنان نسبت به حقوق جنسی و جنسیتی خودشان نسبت به گذشته، دیگر کمتر تن به به بارداری های ناخواسته می دهند. افزایش نرح باروری[۳] بی رویه که در دهه ۶۰ روی داد سبب شد تا امروز در طول ۳۴ سال با افزایش جمعیتی بیش از دو برابر مواجه باشیم؛ بدون این که به فکر تامین فضای آموزشی مناسب، مسکن مناسب، بهداشت مناسب، بالا بردن کیفیت زندگی، تولید شغل و جذب نسل جوان در بازار کار باشیم. نتیجه بی برنامه گی  مسئولین و بعضا سطحی نگری ها و فشار های شدید اجتماعی از جمله تهدید و ترساندن و سرکوب جوانان توسط گشت های جورواجور ارشاد، بیکاری و ده ها معضل دیگر منجر به فرار مغزها و نسل جوان و پناه بردن به دنیای غرب شده است. بهتر است مسئولین محترم به جای فشار آوردن به زنان و خانه نشین کردن و به حاشیه راندن بیش از پیش آن ها و تبدیل زنان به ماشین جوجه کشی به بهانه تعالی خانواده، به دنبال برنامه ریزی برای نسلی باشند که به دلیل بی کفایتی ها و توزیع ناعادلانه امکانات سر از اعتیاد در آورده یا دست به خودکشی و دیگرکشی قاچاق مواد مخدر و باندهای قاچاق انسان می زنند. به قول معروف همین ها را که زاییده اید بزرگ کنید، نرخ رشد ۲.۵ درصد پیشکش تان.

در ماده ۹ “طرح” می خوانیم: “در کلیه بخش‌های دولتی و غیردولتی اولویت استخدام به ترتیب با مردان دارای فرزند و سپس مردان متاهل فاقد فرزند و سپس زنان دارای فرزند می باشد. به کارگیری یا استخدام افراد مجرد واجد شرایط در صورت عدم وجود متقاضیان متاهل واجد شرایط بلامانع است.” به زعم ارائه دهندگان طرح اول باید ازواج کرد بعد شاغل شد. لابد خرج و مخارج زندگی زوج جوان را پدر و مادرشان بدهند تا به سلامتی صاحب فرزندانی که شدند بدون مانع به استخدام بخش دولتی یا خصوصی درآیند. در این جاست که به این مغزهای متفکر باید آفرین گفت. حیف است که “برای اداره جهان” از این همه ایده و خلاقیت استفاده نمی شود!

در تبصره یک ماده ذکر شده آمده است: “مشاغلی از قبیل پزشکی، پرستاری، معلمی که به لحاظ ویژگی تفکیک جنسیتی وجود بانوان را در اولویت قرار می‌دهند از شمول این ماده مستثنی هستند و در صورت نیاز به اشتغال بانوان، اولویت به ترتیب با زنان دارای فرزند و سپس با زنان متاهل فاقد فرزند است.” در این تبصره دختران مجرد به کلی نادیده گرفته شده اند. دخترانی که با تمام محدودیت و فشار هایی که از ابتدای انقلاب تاکنون بدون وقفه به آن ها تحمیل شده ولی با تلاش خود توانستند در عرصه علم و دانش از مردان جامعه پیشی گرفته و همزمان نیز بر باورهای کلیشه ای جنسیتی غلبه یابد و وجود خودشان را به اثبات برسانند و بگویند که هستند و نباید حقوقشان نادیده گرفته شود. اما در این” طرح” می بینیم که باز هم به حاشیه راندن دختران در دستور کار قرار می گیرد. پس ازدواج شرط استخدام  می شود. بدیهی است که با وجود چنین طرح ها و قوانینی چه در انتظار دختران تحصیل کرده است که گناه شان مجرد بودن شان است. 

این که زنان چه بپوشند، چگونه رفتار کنند و در چه نقشی ظاهر شوند تازگی ندارد. در سیستم های ایدئولوژیک نقش هایی را برای زنان تعریف و یا به عبارتی به زنان تحمیل می شود. به طور مثال در دوران آلمان نازی به نقش مادری زن تاکید می شد. زن ایده آل باید تبار آریایی خود را از طریق صفات شخصیتی مانند وفاداری، فداکاری، استقامت و از خودگذشتگی نشان می داد. همچنین  باید به خاطر “جامعه ملی” به خصوص به عنوان یک مادر وظیفه خود را که فرزندآوری هر چه بیشتر بود انجام می داد.  در سال ۱۹۳۳ قانونی وضع شد که به مردان وام ازدواج پرداخت می شد به شرط آن که زن از حرفه ای که در آن مشغول بود منصرف شود. هدف دولت افزایش نرخ باروری حداقل ۴ فرزند بود. زنان از آموزش های حرفه ای کنار گذاشته می شدند و در مدارس فقط به پسران آموزش های حرفه ای داده می شد.[۴] 

با اندک نگاهی به وضعیت زنان در ۸۰ سال پیش در آلمان و نگاه حاکمیت به زنان در ایران، وجوه تشابه زیادی یافت می شود. از حذف زنان در برخی از رشته های فنی تا تفکیک جنسیتی و تنبیه زنان در استفاده از لوازم آرایش (در دوران آلمان نازی آرایش زنان ممنوع شد) گرفته تا حال که زنان با ماشین جوجه کشی اشتباه گرفته می شود. و حق زن بر بدن اش نادیده انگاشته می شود. 

حجت الاسلام طاهری برای حل “مشکل طلاق” پیشنهاد کلاس های آموزش دین و رفتار اسلامی را می دهد. وی معتقد است افرادی که طلاق می گیرند رفتار دینی ندارند و باید زوج  های جوان کلاس دینی هم بگذرانند. اینهم بی شباهت به کلاس های آموزش شوهرداری در دوران نازیسم نیست. به علاوه چنین اظهار نظرهایی در وهله اول، روش های خود نظام را زیر سئوال می برد. چرا که سی و پنچ سال تعلیمات دینی از سال اول دبستان جزو لاینفک مواد درسی بوده است و در چنین وضعیتی آیا باز هم لازم است برای زن و شوهر کلاس دینی بگذارید؟ لابد آن هم مانند مدرسه به صورت اجباری! 

اما در این میان آنچه تاکنون از طرف مدیران ممکلت مورد غفلت قرار گرفته ریشه یابی خروج جوانان از کشور است. مسئولین از خود نمی پرسند چرا نیروی جوان و فعال آینده خود را در بیرون از مرزهای ایران می بیند؟ فراموش نباید کرد این ها همان کودکانی هستند که سی سال پیش به دنیا آمدند. ولی چون در وطن خود امنیت و آرامش نیافتند راه هجرت گزیدند.

رضوان مقدم

پانوشت ها:

[۱] http://www.tasnimnews.com/Home/Single/78813

[۲] http://www.tasnimnews.com/Home/Single/78813

[۳] نرخ باروری، میانگین تعداد فرزندانی است که یک زن در طول زندگی‌اش به دنیا می‌آورد.

[۴] Christiane Wilke: Forschen, Lehren, Aufbegehren – ۱۰۰ Jahre akademische Bildung von Frauen in Bayern. Landeskonferenz der Frauen- und Gleichstellungsbeauftragten der bayerischen Hochschulen, 2003, abgerufen am 14. April 2008 Herbert Utz Verlag GmbH, München, ISBN 3-8316-0273-5. (p. 103).

تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟