دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۰:۰۰

دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۰:۰۰

جنبش زنان و لایحه حمایت از خانواده

کثریت گروههای جنبش زنان مخالفتی با همراهی با جنبش سبز ندارند اما اختلاف در نفوذ در بدنه مردمی جنبش سبز است و یا در حوزه رهبری جنبش سبز، به نوعی نفوذ در گروههای سیاسی اصلاح طلب

وقتی در سال ۸۶ دولت لایحه حمایت از خانواده را به محلس ارائه کرد شاید هیچ گاه نمی اندیشید که با مقاومت زنان جامعه مجبور به عقب نشینی شود اما این اتحاد زنان و مردان مخالف لایحه قدمی نو در تاریخ مبارزات ایران بود . اینکه فعالیت های مدنی بالاخره نتیجه ای مطلوب داشته باشد و مردم بتوانند از طریق راهکارهای مسالمت آمیز دولت و مجلس را مجبور کنند تا خواسته های شا ن را بپذیرد مسئله ای جدید به شمار می آمد ولو این خواسته در حد حذف دو ماده از یک لایحه باشد.

این اعتراضات مردمی و عکس العمل دولت، هر ایرانی را امیدوار و البته متعجب کرد. هر جا که روشنفکران مبارزه مسالمت آمیز را موفق نمی دانستند ما زنان عادت کرده بودیم که لایحه را به عنوان مثال بیاوریم و اینکه خواسته باید عمومی شود.

امسال اما پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و حوادث پس از آن که جنبش زنان هم مانند دیگران دچار بهت و سردرگمی شده بود، مجلس با روی کار آوردن مجدد لایحه، علاوه بر اینکه همه امید ها برای نتیجه دادن مبارزه مدنی را به نا امیدی سوق داد، یادآوری کرد که در سیستم بسته این دولت، سال گذشته اشتباهی رخ داده بود و درواقع، دولت تحت فشار عمومی مجبور شده بود که لایحه را پس بگیرد، اما امسال نیروی آن فشار را با توجه به حوادث اخیر بی زور می پندارد. این اتفاق، تلنگری نیز به جنبش زنان محسوب شد و پس از آن جنبش زنان اندیشید که در این وانفسا باید فکری هم برای مطالبات زنان کرد و آن را از یاد نبرد زیرا ممکن است همه آنچه را که در این صد سال بدست آورده بودیم نیز از ما بگیرند و مثلا حتی ممکن است در حق رای زنان نیز بازنگری رخ دهد.

پس از آن بود که سیل بیانیه ها و موضع گیری ها و سایت نوشته ها با این مضمون که ما هنوز فعالیت می کنیم اما شاید به گونه ای دیگر، سرازیر شد. و این شاید پرفایده ترین نتیجه مطرح شدن لایحه حمایت از خانواده در مجلس بود.

بیانیه های زنان داخل کشور و زنان خارج نشین و بیانیه این دو جمع در مخالفت با لایحه و همچنین نامه به موسوی و … از حرکت های زنان برای رسیدن به خواسته هایشان شد و البته در هشت مارس مراسمی با حضور زهرا رهنورد و عده کمی از فعالان شناخته شده جنبش زنان و عده زیادی از زنان فعال سیاسی برگزار شد و خواسته هایی را نیز مطرح کرد و بیشتر از آن سر و صدایی در رسانه ها برپا کرد که جنبش زنان همبستگی خود را با جنبش سبز جشن گرفت.

اما این سوال در ذهنها باقی ماند که جنبش سبز چیست و چه خواسته هایی دارد و ما زنان چه نقطه اشتراکی با جنبش سبز داریم و اساسا آیا زهرا رهنورد رهبر جنبش سبز محسوب میشود که حضورش نشانه این همبستگی باشد؟ و آیا صرفا اگر ما شال سبزی هم بر گردن کانون صنفی معلمان و جنبش کارگری بیندازیم و عکسی بگیریم همبستگی این دو جنبش صنفی با جنبش سبز را اعلام کرده ایم و این کافی است؟

در اینجا مصاحبه مهرنامه با نوشین احمدی خراسانی و همچنین مصاحبه محبوبه عباسقلی زاده با دویچه وله به کمک مان آمد. اما باز هم با خواندن این مصاحبه سوالات دیگری در ذهنمان نقش بست. این دو فعال شناخته شده جنبش زنان تحلیل کرده بودند که جنبش زنان باید با جنبش سبز همراه شود اما هنوز نگفتند این جنبش سبز چه خواسته هایی دارد که ما با آنها همراه شویم. این جنبش اصلاح طلب است یا به انقلاب می اندیشد و اگر هدفش اصلاح است چه چیز را قرار است اصلاح کند. آیا قرار است قانون اساسی اصلاح شود یا همان قانون اساسی سابق بماند؟ البته هر کسی که خود را جزئی از جنبش سبز می داند به این سوالات پاسخ داده اما هنوز توافقی روی هیچ کدام این مسائل وجود نداشته است.

اما بحث ما این است که جنبش زنان در این شرایط باید چگونه برخورد کند؟

در مصاحبه نوشین احمدی آمده است که “کسانی که هنوز محافل خود را حفظ کرده اند به سرگرم کردن خود مشغولند” این سوال را به وجود می آورد اگر ما محافل خود را گسترش دهیم و از این طریق خواسته های خود را مانند قبل در جامعه مطرح کنیم و به جذب داوطلبان جدید بپردازیم و باز هم بر مطالبتمان اصرار بورزیم آیا صرفا خود را سرگرم کرده ایم؟ و همین کار قبل از انتخابات نه سرگرمی که آگاهی دادن و عمومی کردن خواسته های زنان و تغییر در جامعه محسوب می شد.

همچنین در مقاله نوشین احمدی درباره اشتراکات جنبش زنان و سبز بحث شده است که خشونت پرهیزی، پایگاه طبقه متوسط شهری و استفاده از انتخابات در ۲۲ خرداد از جمله آن اشتراکات بشمار می آید. اما هیچکدام از این اشتراکات به مطالبات جنبش زنان اشاره ای ندارد.

هر دو مصاحبه ذکر شده به نوعی بیان کرده اند که ما باید وارد عرصه تصمیم گیری و رهبری جنبش سبز شویم. محبوبه عباسقلی زاده در مصاحبه خود آورده است: “بنابراین همه کنشها و شرایطی که وجود دارد نشان میدهد که اگر جنبش زنان میخواهد وارد حوزه رهبری جنبش سبز شود، چارهای جز این ندارد که از گفتارهای جنسیت محور خودش را جدا کند و وارد گفتارهای تلفیقی شود، یعنی گفتارهایی که در ضمن این که جنسیتی است در بستر کلان جنبش سبز است.”

این همان حرف قدیم فعالان سیاسی زن است که تغییر از پایین جامعه ممکن نیست و اگر زنان بخواهند مطالباتشان را پیگیری کنند باید وارد عرصه قدرت سیاسی شوند. مسئله ای که فعالان زن با مخالفت با آن، وارد عرصه جمع آوری امضا برای کمپین شدند. این بحث می تواند دوباره نیز در عرصه جنبش زنان و خصوصا فعالین کمپین یک میلیون امضا مطرح شود و افراد پاسخ هایشان را به آن بدهند.

اما حتی اگر فرض را بر درست بودن این مسئله بگذاریم این سوال باقی می ماند که عرصه تصمیم گیری جنبش سبز کجاست؟ براستی آیا نزدیک شدن به موسوی و کروبی و خانواده این دو کاندیدای انتخاباتی زنان رابه پایگاه تصمیم گیری جنبش سبز نزدیک می کند؟ جنبش سبز تا ۲۲ بهمن امسال اصلی ترین پایگاهش خیابان بود و چقدر شعارهایی که ما در خیابان می شنیدیم با شعارهای موسوی و کروبی همخوانی داشت؟ پس جنبش سبز کیست؟ یک کنشگر کمپین اگر بخواهد خواسته هایش رابه عرصه ظهور برساند اگر خود را به خانواده کروبی نزدیک کند پیروزتراست یا مردم خیابان؟

نوشین احمدی در مقاله خود گفته است: “اما بی شک استمرار و بقاء کلیت یک جنبش اجتماعی و «پویایی» آن، مستلزم جذب نیروهای تازه نفس به بدنه جنبش، و نیز ایجاد «گفتمان های تازه» برای راه اندازی موج فکری و تحرک اجتماعی به منظور تعمیق و تداوم گفتمان برابری خواهی در قالب های تازه و قابل لمس است. منظور از جذب نیروهای جدید و تازه نفس، لزوماَ و حتماَ «افراد جدید» نیست بلکه منظور «نیروهای اجتماعی» است که می توانند «پتانسیل های جدید و عرصه های نوینی» را به روی فعالیت های جنبش زنان بگشایند.”

عده ای از فعالان کمپین تلاش کرده اند با توجه به فضای کشور نیروهای تازه نفس را جذب کنند و با درخواست های زیادی که پس از انتخابات برای داوطلب شدن در کمپین وجود داشت بتوانند کمپین را گسترش دهند اما اگر منظور ایشا ن از جذب نیروهای تازه نفس همان طور که در بالا آمده است همان مردم خیابان نیست که جنبش سبز را آفریدند بلکه نیروهای سیاسی موجود در جامعه میباشد و این نقطه اختلافی است که فعالان زنان را می تواند به بحث گسترده ای در این زمینه وا دارد.

و اما امروز که بحث لایحه مطرح شده تکلیف جنبش زنان چیست؟ طیفی که همبستگی جنبش زنان با جنبش سبز را مطرح کرده هنوز اعلام نکرده است که در این هنگام چه باید کرد. آیا باید همچنان روی همبستگی با جنبش سبز تاکید کرد یا روی لایحه و آیا جنبش سبز که اکنون جنبش زنان را متحد خود می داند برای تصویب نشدن لایحه اقدامی کرده است؟ سایت های جنبش سبز بیانیه با بیش از ۳۰۰۰ امضا برای مخالفت با لایحه را هنوز در سایت هایشان منتشر نکرده اند.

فعالان جنبش زنان چه آنها که به کار محفلی قدیم خود مشغولند و چه آنها که همبستگی خود را با جنبش سبز اعلام کرده اند( زنان داخل کشور) در تمامی راهپیمایی ها به همراه مردم شرکت کرده اند، با خانواده زندانیان سیاسی همراه بوده اند و همینطور در حرکت های مخالف اعدام نیز حضور داشته اند. و اینبار نوبت جنبش سبز و فعالان سیاسی است که در این لایحه همبستگی خود را با فعالان جنبش زنان اعلام کنند و مانع به تصویب رسیدن لایحه حمایت از خانواده شوند.

جنبش سبز و جنبش زنان برای قرار گرفتن در کنار یکدیگر باید بتوانند تعریفی حقیقی و نه انتزاعی از همراهی جنبش زنان با جنبش سبز و برعکس آن را ارائه دهند. و یا فعالان جنبش اجتماعی در این برهه زمانی که لایحه حمایت از خانواده به تصویب می رسد و خود می تواند خانواده های نابسامان ایرانی را ویرانتر کند مانند سال گذشته نیاز به همبستگی برای مخالفت با تصویب این لایحه را دارد. همبستگی بین فعالان جنبش زنان در این زمان بسیار مهم تر از همبستگی با جنبش های سیاسی است. و همبستگی با فعالان سیاسی اگر به درستی تعریف شود نیز می تواند به سود هر دو جنبش باشد.علاوه بر این در شرایطی که هر گونه فعالیت سیاسی به شدت سرکوب می شود تقویت نهادهای مدنی می تواند مشارکت مردم را بیشتر کرده و با سازماندهی نیروها، کمک موثری نیز به فعالان سیاسی باشد.

اکثریت گروههای جنبش زنان مخالفتی با همراهی با جنبش سبز ندارند اما اختلاف در نفوذ در بدنه مردمی جنبش سبز است و یا در حوزه رهبری جنبش سبز، به نوعی نفوذ در گروههای سیاسی اصلاح طلب.

جنبش زنان همواره ارتباط با مردم را حفظ کرده و پیروزی خود را در این ارتباط موثر با مردم یافته است و امروز مردم بدنه همان جنبش سبز را تشکیل می دهند و به باور من جنبش زنان با توسعه و سازماندهی نیروهای مردمی می تواند برای هر دو جنبش موثر باشد و برای مذاکره با اصلاح طلبان و هر آنکس که خود را در موضع رهبری جنبش سبز می بیند باید در موقعیتی برابر پای میز مذاکره بنشیند. جنبش زنان در این سالها از پیروزترین جنبش های اجتماعی بوده و رهبران هر جنبش دموکراسی خواهی در ایران، با توجه به جایگاه جنبش زنان مطالبات آنها را خواهند پذیرفت به شرطی که فعالان زنان همچنان مطالباتشان را در سطح مردم عادی و نیز نخبگان مطرح کنند تا حاصل فعالیت چند ساله شان به فراموشی سپرده نشود.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۷ خرداد, ۱۳۸۹ ۷:۰۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

مطالعه »
آخرین مطالب

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

شاید کشته شدن ابراهیم رئیسی در پی سرنگونی بالگرد حامل او مهمترین خبر چند روز گذشته باشد. در پی چندگویی دست‌اندکاران حکومتی در آگاهی‌رسانی، بازار شایعات در ایران و جهان در این رابطه گرم شد. این و آن گفتن دست‌اندرکاران حکومتی و شایعه، و هم، پیشامد و اتفاق‌هایی چنین، حکومت اسلامی در ایران را از همان آغاز پیدایش، همراهی کرده‌اند.

صدور حکم دادگاه بین المللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو، گالانت و رهبران حماس!

در بیانیه دادستان کریم خان در مورد اقدامات اسرائیل آمده است: «تاثیرات استفاده از گرسنگی به عنوان یک روش جنگی، همراه با سایر حملات و مجازات‌های دسته‌جمعی علیه مردم غیرنظامی غزه، به طور حاد، قابل مشاهده و به‌طور گسترده شناخته شده است.»

مفهوم زمان در زندگی، نوع تفکر و جهان‌بینی ما…

آیا زمان آغاز و پایانی دارد؟ آیا می‌توان بین گذشته، حال و آینده تفکیک قائل شد؟ آیا ’حال‘ در علم فیزیک معنا دارد؟ آیا جهت‌ِ زمان در همه‌ی عرصه‌های طبیعی (فیزیک) به یک ‌سو است؟ آیا یک سویه بودن زمان در ترمودینامیک کلاسیک در مورد ترمودینامیک کوانتومی نیز صادق است؟

نظر مصطفی تاج‌زاده درباره پیشنهاد مهدی نصیری و «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده»!

اگر هم زمانی قرار بر تشکیل ائتلافی شد، باید بر مبنای پذیرش دمکراسی، حقوق بشر و حقوق شهروندی شکل بگیرد تا درنهایت به توسعه و امنیت پایدار در خاورمیانه‌ی آشوب‌زده کنونی برسد، نه اینکه از استبدادی به استبداد دیگری برویم.

خوانش سیاسی سقوط بالگرد و تاکتیک مقطعی…

مرگ رئیسی اگر نظام را در عزا نشاند، در مقابل اکثریت قاطع مردم را خوشحال کرد. در جامعه‌ای که «پشت سر مرده حرف نمی‌زنند»، شادی از مرگ در اصل نشانه‌ی سیاسی است! ابراز شادی از این نیستی سیاسی که شکل فراگیر هم دارد نه فقط جسارت جامعه را به رخ حکومت می‌کشد، که در هراس نظام از مردم نمود نمی‌یافت هرگاه کار آن به تهدید اشخاص و شبکه‌ها بخاطر شادمانی نمی‌کشید!

یادداشت

آیا مرگ رئیسی برای قربانیان فاجعه ملی یک بستار و ختم می‌آورد؟

“من انها را نمی بخشم. چرا باید انها را ببخشم وقتی که هنوزهم نمی خواهند حقیقت را بگویند؟ و مشکل در انست که آنها حتی از ما بخشش هم نمیخواهند، از کسانیکه عزیزانشان را از دست داده اند. آنها بخشش را از دولت طلب میکنند، انها هیچ زخمی به دولت نزده اند، آنها چه کرده اند، ظلم به ما روا شده است.”

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
پيام ها

دانشجویان آمریکایی در اعتراض به ادامه نسل کشی فلسطینیان توسط اسرائیل دانشگاه ها را به تصرف خود در آوردند!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)-حوزه آمریکا ضمن اعلام حمایت کامل از مبارزه دانشجویان و استادان در تمامی دانشگاه های آمریکایی شرکت کننده در این جنبش، به مقاومت نسل نوین دانشجویی درود میفرستد و برای ایشان در شکستن فضای تاریک تحمیل شده و تا موفقیت نهایی پیروزی آرزو می‌کند.

مطالعه »
بیانیه ها

مرگ رئیس دولت سیزدهم و چشم‌انداز پیشِ‌ رو

ابراهیم رئیسی بیش از چهار دهه در سمت‌های مختلف در کشتار سه نسل از مبارزین ایران نقش‌‌های مهمی ایفا کرده است. سال‌هاست نام رئیسی با فاجعۀ ملیِ کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ گره خورده است. هم از این روست که در تمام این سال‌ها خانوادۀ بزرگ دادخواهان به حقّ محاکمۀ عادلانه و مجازات او و دیگر آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی را پی‌گرفته‌اند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آن‌چه در هفته ۳۰ اردیبهشت تا ۵ خرداد گذشت …

صدور حکم دادگاه بین المللی کیفری برای بازداشت نتانیاهو، گالانت و رهبران حماس!

مفهوم زمان در زندگی، نوع تفکر و جهان‌بینی ما…

نظر مصطفی تاج‌زاده درباره پیشنهاد مهدی نصیری و «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده»!

خوانش سیاسی سقوط بالگرد و تاکتیک مقطعی…

نگاهی به دورنمای انقلاب در ایران…