جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۲۱

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۲۱

جنبش سبز، اصل ولایت فقیه و اعتقادات مذهبی

نه اسلام و نه اصل ولایت فقیه در قانون اساسی موانع غیر قابل نفوذی برسر راه جنبش اصلاح طلبی ایجاد نمی کنند. جنبش اصلاح طلبی در سیمای فعلی خود یعنی جنبش سبز همواره در تداوم بوده و رو به اعتلاست، و البته همچون هر جنبش مدنی دیگر با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت و تند روی به سرمنزل مقصود خواهد رسید

با فروکش کردن تظاهرات خیابانی پس از بیست و دو بهمن و در حالی که جنبش سبز در آستانه آزمونی دیگر در روز جهانی کارگر می باشد، وخود را برای پیوند با جنبش کارگری آماده می نماید، و در شرایطی که ماجراجویی های هسته ای رژیم کشور ما را با شمشیر داموکلس حمله نظامی و یا دستکم “تحریمهای فلج کننده” روبرو نموده و در معرض یک فاجعه دیگر قرار داده است، و دست آخر در روزهایی که دستگاه حاکم در ذیل مقابله با این تحریمها و به یمن قانون “هدفمند سازی یارانه ها” می رود تا فرماندهان ددمنش سپاه را به اربابان اقتصاد ایران بدل نماید، بر همگان واجب است تا با ارایه تصویری ممکن و در دسترس از توانمندیها و انتظارات از جنبش سبز دوام و پیشرفت آن را در جاده نیل به دمکراسی تضمین کنند.

با گذشت ده ماه از آغاز اعتراضات مردم با شعار “رای من کو؟”، جنبش اعتراضی ابعاد جدیدی یافته که عوامل اجتماعی بسیاری در این رشد و بالندگی موثر بوده اند و از جمله آنها می بایست به مقاومت رهبران اصلاحات و سوابق جنبش مدنی در ایران در قالب جنبش زنان، جنبش های دانشجویی و سندیکایی و همچنین اثرات اطلاع رسانی گسترده توسط رسانه های دنیای مدرن همچون اینترنت و موبایل اشاره نمود.

قبلا بارها گفته شده و نگارنده نیز در نوشتارهای قبلی بر خواست جنبش سبز بر اصلاح طلبی و نه انقلابیگری به حد کافی تاکید نموده ام، و قصد ورود دوباره به این بحث را نیز ندارم، اما اخیرا در مقالاتی که در برخی سایتها در این زمینه منتشر شده اند، بسیاری از دوستان مخالف اصلاحات پس از ناکارآمدی تحلیلهای قبلی شان برای محکوم نمودن اصلاح طلبی بحثهای جدیدی را مطرح نموده اند که می بایست به آنها پاسخ داده شود. اساسا این حامیان براندازی و انقلابیگری اینک بر این نکته مانور می کنند که جمهوری اسلامی به دو علت بنیادین غیر قابل اصلاح است.

نخست آنکه دین اسلام و مذهب شیعه به عنوان اساس ساختار فکری و اعتقادی دولتمردان جمهوری اسلامی ذاتا با دمکراسی و جنبش مدنی مردم ما منافات دارد، و اصلاحات در چارچوب این نظام و بنیادهای فکری آن غیرقابل تصور و امکان ناپذیر است.

بر اساس این قبیل تحلیلها علت دوم ناکارآمدی اصلاحات در قالب جمهوری اسلامی وجود اصل ولایت فقیه در قانون اساسی است که در سایه آن جنبش اصلاح طلبی محکوم به شکست قلمداد می شود.

این دلایل هر دو به علت برخورد با مسایل زیربنایی ومهم حایز اهمیت بوده و می بایست مورد بحث و دقت نظر بیشتر قرار بگیرند، لذا جا دارد که جداگانه هر یک را بررسی کنیم.

در پاسخ به دوستانی که دین اسلام را ذاتا مانع استقرار دمکراسی می دانند، باید متذکر شد که ایدئولوژی اسلامی در طول تاریخ و بنابر ضرورتهای گوناگون شکل گرفته و در بسیاری موارد تغییر یافته است و البته از اساس بخاطر ذات غیرعلمی خود هرگز چارچوب یکدست و همگنی نداشته است. روایات مستند و جعلی در کنار قوانین به ظاهر غیر قابل انعطاف موجود در این ایدئولوژی در بسیاری موارد متضاد و ناقض یکدیگرند. برای مثال بحث “جبر و اختیار” در اسلام و نیز “عدل الهی” به عنوان دو نمونه روشن از تناقضات فکری موجود در این جهان بینی هستند. قوانین اجتماعی و اقتصادی در شرع اسلام نیز از این قاعده مستثنی نیستند. برای مثال پیامبری که می گوید: “الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم” خود و پیروانش به زور سرنیزه و شمشیر و با قتل هر آنکس که به اسلام نمی گروید در ایران و سایر کشورهای تحت اشغال خود از کشته ها پشته ها ساختند، و ناگفته نماند که این “دین مبین” برده داری را در تمام جهان اسلام تا چندین قرن پس از ظهور این دین و علیرغم زوال آن در دنیای آن روز، رسمیت بخشید.

زندگی ائمه شیعه و کردار ایشان نیز سراسر نشان از همین تناقضات دارد. حسن بن علی با ستم خلیفه اموی همراهی می کند و به مال اندوزی می پردازد ولی برادرش در برابر ظلم قیام می کند و در جنگی نابرابر کشته می شود.

توجیهات فقهی مذهب شیعه در این خصوص را البته همه ما کمابیش می دانیم، ولی باید پذیرفت که این مذهب و اساسا ایدئولوژی اسلامی قابلیت توجیه و تبیین نظرات متناقض را در خود داشته و می توان همه نوع نگرشی را اعم از دمکراتیک و استبدادی با آموخته ها و دستورات آن هماهنگ نمود.

خمینی به عنوان نمونه ای از نسل فعلی ملایان که در جایگاه نیابت امام زمان هم بود، زمانی گفته بود “میزان رای ملت است” و در وقتش نیز با کمال وقاحت می گفت اگر سی و شش میلیون بگویند “بله” من می گویم “نه”.

پس بحث دوستانی که عدم انطباق دمکراسی با اسلام را پیش می کشند، هم درست است و هم غلط.اسلام موسوی و کروبی با اسلام خامنه ای و مصباح یزدی در یک قالب نمی گنجند و از آغاز جمهوری اسلامی نیز چنین بوده و خواهد بود. اسلام خمینی و منتظری نیز در اثر واقعیات و شرایط عینی جامعه از هم جدا شد و به رویارویی این دو یار غار انجامید. پس نباید رویکردهای سیاسی رهبران جمهوری اسلامی را بخاطر اعتقاد به مذهب یک کاسه نمود. باید پرسید کدام اسلام؟ آنکه منتظری می گفت و یا آنکه امر به قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ داد؟

بحث دوم قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی و اصل “ولایت مطلقه فقیه” در آن است. این بحث به این لحاظ قابل طرح است که فی الواقع ولایت فقیه ارتجاعی ترین بنیاد حکومت اسلامی است، ولی آیا اصلاح طلبان فعلی که بر ظرفیتهای دمکراتیک در قانون اساسی جمهوری اسلامی تاکید می کنند، با این اصل هم موافقند؟

رد نظریه “ولایت فقیه” که همواره با مخالفتهایی از درون روحانیت شیعه مواجه بوده است، در سالهای پس از حذف منتظری از جانشینی خمینی از طرف خود او به عنوان یکی از طراحان آن مطرح شد و امروز از سوی اغلب اصلاح طلبان و از جمله رهبران جنبش سبز پذیرفته شده است. اگر چه شاید موسوی، کروبی و خاتمی آن را هنوز به صراحت اعلام نکرده اند ولی کیست که نداند مخالفت و رویارویی آنها با دستگاه خامنه ای به معنای عدم پذیرش رای ولی امر مسلمین بوده و لذا در عمل به معنای رد این نظریه، پوچ و توخالی دانستن “ولایت فقیه” و مخالفت کردن با آن است.

موضوع رویارویی با ولایت فقیه و کاهش اختیارات آن هم اکنون حتی توسط بخش میانه رو جناح راست در حال پیگیری است و بارزترین نماد آن بحث تغییر قانون انتخابات است که در آن اکثریت مجمع تشخیص مصلحت نظام به هدایت هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی کمر به حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان بسته اند. بدیهی است که با حذف نظارت استصوابی و کاهش اختیارات رهبری که هم اینک راست افراطی را به وحشت انداخته است، عملا بحث مخالفت با “ولی فقیه و اختیارات نامحدودش” در بالاترین نهادهای حکومتی کلید خورده است.

شیخ محمد یزدی اخیرا با ابراز نگرانی از محدود شدن اختیارات رهبری به نوعی همین واقعیت را بیان می نماید. بی تردید همگان تایید خواهند نمودکه “ولایت فقیه” نه به لحاظ نام آن بلکه به علت اختیارات نامحدود و غیر قابل نظارت از سوی نهادهای منتخب مردم است که ارتجاعی می باشد و لذا اگر “یال و دم” این “شیر” حذف شود دیگر “شیر” نخواهد بود.

شیر بی یال و دم و اشکم که دید یک چنین شیری خدا کی آفرید

پس این بحث که قانون اساسی جمهوری اسلامی سد غیر قابل نفوذی در مقابل جنبش دمکراسی خواهی است البته اساسا بی ربط است، مگر آنکه دوستان ما همچون برخی از حضرات “اصل ولایت فقیه” را “وحی منزل” بدانند و قانون اساسی نظام را نیز لایتغیر که البته این دیگر از “پاپ کاتولیک تر بودن” است.

اکثریت رهبران جمهوری اسلامی همواره در گذشته و حال بر امکان اصلاح قانون اساسی مطابق نیازهای روز تاکید نموده اند، و این تغییرات بارها از سوی کروبی، موسوی و خاتمی در خلال جنبش سبز ممکن دانسته شده و واضح است که منظور رهبران جنبش سبز از چنین تغییراتی رنگ پرچم و سرود ملی نیست، بلکه از “اصل ولایت فقیه” صحبت می کنند.

جمعبندی مطلب این خواهد بود که نه اسلام و نه اصل ولایت فقیه در قانون اساسی موانع غیر قابل نفوذی برسر راه جنبش اصلاح طلبی ایجاد نمی کنند. جنبش اصلاح طلبی در سیمای فعلی خود یعنی جنبش سبز همواره در تداوم بوده و رو به اعتلاست و البته همچون هر جنبش مدنی دیگر با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت و تند روی به سرمنزل مقصود خواهد رسید.

تاریخ انتشار : ۲۹ فروردین, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۴ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟