سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۳

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۳

جنبش سبز و گذار به مرحلهای نوین

بیانیه شماره هفده موسوی، علیرغم کاستیهای خود، بیانیه انعطاف و تعرض همزمان در شرایط کنونی است. بیانیه، حرکت و تغییر از یک شعار مشخص سیاسی "رای من کو؟" به طرح مطالبات عمومی تر در چهارچوب خواستهای گذار سیاسی می باشد. رسیدن به این خواستهها در واقع زدودن همه آن شرایطی است که منجر به پدیدههائی مثل پدیده دولت احمدی نژاد می شوند.

با انتشار بیانیه هفدهم آقای موسوی، موجی از اظهار نظرات در رسانهها از طرف طیفها و صاحب نظران گوناگون مطرح شد. به جرات می توان گفت که هیچ کدام از شانزده بیانیه قبلی میر حسین موسوی، به اندازه این بیانیه مورد توجه و واکنش جامعه سیاسی قرار نگرفت. این ناشی از دو مسئله بود: اول این که بیانیه در شرایط حاد شدن بیشتر جنبش و برخورد خشنتر کودتاگران انتشار یافت، که متعاقب آن بسیاری را نظر بر آن بود و هست که حاکمیت با این برخورد، خود را برای تعرض بیشتر از طریق نیروهای سرکوبگر آماده می کند؛ که البته دور جدید بگیروببندها و تهدیدات مکرر سران کودتا خود فاکتهای ناظر بر تایید این نگرش می باشند. دوم این که بیانیه موسوی با دور زدن زیرکانه امر انتخابات بیست و دو خرداد (عدم اشاره مستقیم به آن) و تاکید بر آزادیهای مطبوعاتی، احزاب و اجتماعات و جوابگو بون دولت در مقابل اعمال خود، فاز جدیدی را در جنبش سبز اعلام کرد. فازی که در آن جنبش دیگر نه از زاویه صرفاً “رای من کو؟” بلکه از زاویه طرح یک سری مطالبات عمومی، اما کاملا وابسته به گشایش فضای سیاسی، می خواهد راه آینده خود را بگشاید.

جناحها و کسانی از همان ابتدا بیانیه میر حسین را عقب نشینی تعبیر کردند، که ظاهراً چنین نیز می نماید، زیرا چنان که گفته شد در این خواستههای پنجگانه اسمی از لغو نتایج انتخابات ۲۲ خرداد برده نشده است. اما با دقت در مطالبات طرح شده در این بیانیه باید گفت که این بیانیه از امر انتخابات مذکور و نتایج آن فراتر رفته، و کل ساختار حاکمیت کنونی را نشانه می رود. در واقع با طرح این بیانیه موسوی نشان می دهد که هدف وی نه تنها لغو نتایج این انتخابات، بلکه تغییر در ساختار قدرت سیاسی در ایران است. عدم مشخصتر کردن بیشتر این خواستهها آنگاه که چگونگی نیروهای شرکت کننده در این آزادیها مطرح می شود، چیزی از این واقعیت کلی نمی کاهد. در واقع آن طور که موسوی در پایان بیانیهاش گفته است، این گونه موارد را می شود با طرح پیشنهادات بیشتر در آن گنجانید. دولت کودتا در صدد است که جامعه ایران را با سلاخی خود قوانین موجود در قانون اساسی به شرایط دیکتاتوری محض هول دهد، و بیانیه موسوی با آگاهی بر این امر و با دست گذاشتن بر اهمیت آزادیها و امر جوابگو بودن دولت، در مقابل کل این پروسه ایستاده است. طرح آزادیها و انتخابات آزاد در مرحله کنونی آن شعار فراگیری است که از “رای من کو؟” بسیج کنندهتر است و می تواند بیشتر منعکس کننده پروسه تحول در جامعه ما باشد.

اما می توان از زاویه دیگری نیز به تحلیل این بیانیه پرداخت. این بیانیه، بیانیه سد کردن خشونت در فضای سیاسی کشور هم هست. زیرا با عدم طرح مستقیم امر انتخابات بیست و دو خرداد و اشراف بر پافشاری خامنهای برای نگه داشتن احمدی نژاد در قدرت، مستقیما آن جناحها و کسانی را در طرف روبرو خطاب می گیرد، که از شیوه اداره کردن کشور توسط احمدی نژاد و دولت وی ناراضی اند. این به منزله ایجاد تشتت در جبهه مقابل است در شرایط شتابگیری روند بسیج در میان آنان. جنبش سبز که جنبشی مدنی، زندگی مدار و خشونت گریز است، نمی تواند طالب خشنتر شدن فضای سیاسی و مطالباتی کشور باشد. این جنبش احتیاج دارد که در مسیر راه خود آن گاه که جو از طریق خشونت سازیهای عامدانه دارد به شرایط دیگری رانده می شود، با درایت و کاردانی و تحلیل دقیقتر شرایط، کل جنبش را در همان چهارچوب مبانی اعتقادی خود نگه دارد.

بیانیه شماره هفده موسوی، علیرغم کاستیهای خود، بیانیه انعطاف و تعرض همزمان در شرایط کنونی است. بیانیه، حرکت و تغییر از یک شعار مشخص سیاسی “رای من کو؟” به طرح مطالبات عمومی تر در چهارچوب خواستهای گذار سیاسی می باشد. رسیدن به این خواستهها در واقع زدودن همه آن شرایطی است که منجر به پدیدههائی مثل پدیده دولت احمدی نژاد می شود.

البته یکی از بازیهای تاریخ این است که گذار به این مرحله نوین در طرح مطالبات جنبش، با شدت گیری خشونت در تظاهرات اخیر امکانپذیر شد. خشونتهائی که همه را به امکان انقلابی از نوع انقلاب بهمن رهنمون شد. اما این بار جنبش با دور زدن خشونت و تلاش برای آرام کردن شرایط، دور جدیدی را از درایت خود به منصه ظهور رسانید. عدم نام بردن مستقیم از دولت کنونی و در همان حال به چالش کشیدن آن با طرح خواستههای عمومی سیاسی، از نیت، خواست و اراده واحد کودتاگران برای سرکوب بیشتر بیگمان می کاهد. جنبش، با طرح خواستههای نوین خود در واقع از برخورد فیزیکی مستقیم با دولت احمدی نژاد حذر می کند تا بتواند کودتاگران را در شرایط دشوارتری قرار دهد و همزمان امکان بسیج بیشتر نیروهای خود و پیوستن دیگران را به آن، بیشتر فراهم آورد.

تاریخ انتشار : ۱۳ دی, ۱۳۸۸ ۸:۲۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!