یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۲۰

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۲۰

خاطرات تلخ بازماندۀ اردوگاه مرگ نازی‌ها

به گزارش فرار به نقل از اشپیگل از این بین تنها هفت نفرشان در قید حیات‌اند. اکثر بازماندگان از مشکلات جسمی رنج می‌برند، اما فیلیپ بیالوویتز هشتاد و چهارساله که پس از جنگ به آمریکا مهاجرت کرد، همچنان گرد جهان می‌گردد و داستان خود را نقل می‌کند. اشپیگل به تازگی در موزۀ تاریخ یهودیان لهستانی در ورشو مصاحبه‌ای با وی ترتیب داد که آن را در زیر می‌خوانید:

فرارو- تنها ۵۰ یهودی توانستند از اردوگاه مرگ نازی‌ها به نام “سوبیبور” در شرق لهستان جان سالم به در بردند.
 
به گزارش فرار به نقل از اشپیگل از این بین تنها هفت نفرشان در قید حیات‌اند. اکثر بازماندگان از مشکلات جسمی رنج می‌برند، اما فیلیپ بیالوویتز هشتاد و چهارساله که پس از جنگ به آمریکا مهاجرت کرد، همچنان گرد جهان می‌گردد و داستان خود را نقل می‌کند. اشپیگل به تازگی در موزۀ تاریخ یهودیان لهستانی در ورشو مصاحبه‌ای با وی ترتیب داد که آن را در زیر می‌خوانید:
 
آقای بیالوویتز، هنگامی که فهمیدید محل اتاق‌های گاز در سوبیبور پیدا شده است چه احساسی به شما دست داد؟
خوشحال شدم. بهترین لحظۀ زندگیم بود. از آنجایی که “سیبور” یک اردوگاه مرگ فوق سری در میان جنگل بود، کسی از جهان بیرون از وجود آن مطلع نبود. بعد از تعطیلی آن، آلمانها تلاش زیادی کردند تا جنایتشان را پنهان کنند. اما حالا که توانسته اند محل آن را پیدا کنند “سیبوبور” بهتر شناخته خواهد شد و نسلهای آینده می‌توانند از آن برای عبرت گیری بهره بگیرند. این یک پیروزی است، نه تنها برای ما که از آنجا جان سالم به در بردیم بلکه برای تمام بشریت.
 
از میان ۱۷۰ تا ۲۵۰ هزار یهودی که به سیبوبور فرستاده شدند، حتی ۵۰ نفر هم زنده نماندند، شما چطور جان به در بردید؟
برادر بزرگترم، سیچما، من را نجات داد. زمانی که به اردوگاه رسیدیم، یکی از نیروهای “اس اس” از ما پرسید که کسی هست که تخصصی داشته باشد. برادرم فورا جلو رفت و گفت که داروساز است و من هم دستیارش هستم. خواهرزادۀ ۷ ساله ام مرا بغل کرد و بعد از آن من و سیچما را از گروه جدا کردند. بقیه را کشتند.

 

 
از شما به عنوان “کارگر یهودی” استفاده شد. کار این قشر این بوده که مثلاً سر آنهایی را که قرار بوده به اتاق گاز ببرند بتراشند. شما در آنجا شاهد چه اتفاقاتی بودید؟
یک بار که یک قطار بزرگ از هلند به “سوبیبور” آمده بود، یکی از افسران “اس اس” برایشان سخنرانی خوشامدگویی ترتیب داد. او از هلندی‌ها به خاطر سختی سفر عذرخواهی کرد و گفت که محل اقامت مناسب به ایشان اختصاص داده خواهد شد. او به آنها گفت که به خانه نامه بنویسند و خبر بدهند که همه چیز مرتب است. بعضی ها برای او دست زدند و بعضی هورا کشیدند. بعد از اینکه کار کارت پستالها تمام شد، آلمانها به آنها گفتند که باید دوش بگیرند و ضدعفونی شوند. یکی از نگهبانان ساعت‌ها و زیورآلات آنها را جمع کرد و به آنها رسید می‌داد که مثلاً بعدا وسایلشان را تحویل بگیرند. بعد از آن همه را به ” Himmelsfahrtstras” (مسیر بهشت) فرستاند…
 
که مستقیماٌ به اتاقهای گاز می‌رسد. به عنوان یک برده کارگر، به فکرتان خطور می‌کرد که دیر یا زود شما را خواهند کشت؟
ما همه این موضوع را می‌دانستیم. بوی دود سوزاندن اجساد را میشنیدیم. اما ما از خودمان دفاع کردیم. سال ۱۹۴۳، من و برادرم در یک گروه مخفی بودیم و همراه چهل نفر دیگر قصد داشتیم اغتشاش کنیم. اسیران روس به ما یاد داده بودن که چطور بجنگیم. ما قبل از آن اصلا چیزی بلد نبودیم. یکی از رهبرانمان به ما گفت که اگر کسی از ما زنده بماند باید برود به جهان بگوید اینجا چه خبر است. من به قول دادم. وقتی که ماجرا آغاز شد (۱۴ اکتبر ۱۹۴۳) من پیام رسان بودم. من پیش “اس اسی‌ها” رفتم و گفتم یک سری چگمه و کت چرم داریم که میخواهیم نشانشان بدهیم. وقتی آمدند ۱۱ نفرشان را با تبر و چاقو کشتیم. بعد خطوط برق و تلفن را قطع کردیم. بعد از سیم خاردار بالا رفتم و شروع به دویدن کردم. مستقیم به سمت محل سکونت آلمانها.
 
چرا؟
چون با خودم گفتم که آن مسیر را مین گذاری نکرده اند و حدسم درست درآمد و فرار کردم.
 
بعد چه شد؟
ما با یک گروه از شبه‌نظامیان لهستانی برخورد کردیم. اما زمانی که فهمیدند یهودی هستیم، دیگر رفتارشان با ما دوستانه نبود. در نتیجه دوباره فرار کرد. آخر سر، یک کشاورز لهستانی به نام “مازورک” من و برادرم را در مزرعه‌اش پنهان کرد تا زمانیکه ارتش سرخ شوروی به لهستان رسیدند.
 
در آن زمان شما یک نوجوان بودید. امروز بیش از ۸۰ سال عمر کرده اید و هنوز به جاهای مختلف جهان سفر می‌کنید.
من این کار را انجام می‌دهم به این خاطر که قسم خورده‌ام تا زمانی که بتوانم این طرف و آن طرف بروم و داستان “سوبیبور” را به جوانها بگویم. نباید بگذاریم آنچه که روی داده فراموش شود.
 
آخرین بازمانده ها هم در سالهای آتی از دنیا خواهند رفت، آن زمان چه خواهد شد؟
از خدا می خواهم که چند سال دیگر به من عمر دهد. اما زمانی می‌آید که کسی نیست این ماجراها را نقل کند و به همین خاطر اهمیت کشف “سیبوبور” بسیار بالاست. آموزش کلید رسیدن به دنیایی بهتر است. موزۀ جدیدی میخواهند در سیبوبور بسازند، اما نیاز به پول دارند. آلمان باید مسئولیت پرداخت این پول را بپذیرد.

تاریخ انتشار : ۷ مهر, ۱۳۹۳ ۲:۱۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

مسلماً انتخابات در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، کم‌ترین تاثیری بر زندگی روزانه مردم ندارد و همواره نیز پرسروصداترین اتفاق در کشور است که چندین ماه فضای رسانه‌ای و حتی خیابانی ایران را تسخیر می‌کند و هر چه جلوتر آمده‌ایم، این تاثیر کم‌تر و آن سر و صدا اعتراضی مردم بیش‌تر شده است.

عشق گفت بنویس، من نوشتم

وقتی که به تو فکر می کنم، لبخندت باران می شود;
نگاهت زلال و زلال، و من چه بی پروا، می چینم آن لبخند را.

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

طبق برآورهای آماری، بیش از یک‌سوم ساکنین کره زمین طی سال جاری میلادی به پای صندوق‌های رای رفته و مقام یا ارگان اولیه حاکمیت سایسی کشور خویش را انتخاب خواهند کرد. تب انتخابات تمامی کره زمین را فراگرفته و حتی کشورهایی که در آن‌ها انتخاب امسال برگزار نمی‌شوند، به صورت غیر مستقیم و به شدت تحت تاثیر انتخابات در کشورهای هم‌جوار یا دیگر کشورها قرار خواهند گرفت.

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

سرمایه‌داری برای زنده مانی و حل بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی پیش روی جامعه انسانی، نیازمند بازنگری همه جانبه در رویکردها و سازو کارهای پیشین خود است…در جهان امروز به گونه‌ای چشمگیر انتقادها از نظام سرمایه‌داری حتی در میان اندیشه‌پردازانِ این نظام بالا می‌گیرد. گفته می‌شود که راهکارهای اقتصادی دیروز پاسخ‌گوی چالش‌ها و دشواری‌های امروز و فردا نیستند. جهانی شدنِ دیروز بیش از بیش جای خود را به شکل‌گیری بلوک های دشمن می‌دهد. تورمِ روزافزون׳ زمینه‌ساز گسترش شکاف میان فقر و ثروت می‌گردد.

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سلب حق اسکان دانشجویان خوابگاهی در دانشگاه علامه طباطبایی

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

عشق گفت بنویس، من نوشتم

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!