جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۷:۵۷

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۷:۵۷

درنگی بر معنای سوگ و تجمع های گسترده مردم به مناسبت مرگ مرتضی پاشائی

این تجربه یک بار دیگر واقعیت ظرفیت اعتراضی جامعه و اهمیت حلقه های واسط برای به حرکت در آوردن نارضایتی و خشم پنهان و انباشته شده در زیرپوست جامعه به سطح آن را نشان می دهد. پتانسیلی که روزنامه عصر ایران نسبت به آن به عنوان خطر جاری شدن سیل به زمامداران هشدارمی دهد

 

تجمع های گسترده و خودجوش مردم در شهرهای گوناگون ایران به مناسبت سوگواری هنرمند ۳۰ ساله موسیقی پاپ همه را غافلگیر کرد و توجه عمومی را به آنچه که در زیر پوست اوضاع به ظاهر آرام و جامعه تحت کنترل رژیم می گذرد جلب کرد. پایوران جمهوری اسلامی با ادعای داشتن ثبات در منطقه ای پرآشوب، با آن که در خفا نگران اند و کابوس وقوع “فتنه” دست از سر آنان برنمی دارد، همواره به خود مدال افتخار اهداء می کنند. اما تجارب تاریخی نشان داده است که قدرتمداران و حکومت های مستبد همیشه شیفته و غره به آرامش ظاهری و سکون و اقتدار برخاسته از سرکوب و اختناق می شوند و در این شیفتگی خویشتن را نیز فریب می دهند. بویژه آن ها اگر توانسته باشند جنبشی را شکست داده باشند، فکرمی کنند که می توانند همواره خود را پیروزمیدان بدانند. حال آن که وقتی جامعه تحت سلطه با یک جنبش گسترده- مثل ۸۸- مواجه شود حتی اگر حکومت آن را بتواند شکست هم بدهد، مثل سکته باراول برای یک نظام بیمار است که گرچه ممکن است رژیم را از پای در نیاورد، اما قطعا سکته دوم و سومی در راه است که جان به دربردن از آن ممکن نخواهد بود، مگر آن که حکومت ها با وقوف به آسیب پذیری خود به رفرم های مهمی مبادرت ورزند که بتوانند با تغییر شرایط نارضایتی ها را برطرف و یا لااقل به نحو رضایت بخشی کاهش دهند. نگاهی به تجارب جامعه خودمان و تجارب تاریخی گویای همین حقیقت است.

اخیرا یک مؤسسه ژاپنی وضعیت امنیت کشورهای جهان و خطرخیزش ها و اعتراضات مردمی را از منظر ریسک اقتصادی برای سرمایه گذاران، بر پایه سه شاخص عمده نابرابری اقتصادی، فساد و نارضایتی که می تواند محرک ناآرامی و اعتراضات مردمی باشد، مورد بررسی و رتبه بندی قرارداده است. ایران در این جدول رتبه چهارم را در میان کشورهائی که پتانسیل و احتمال خیزش و اعتراض مردم در آن وجود دارد بخود اختصاص داده است. در گزارش مزبور به اعتراضات هزاران نفری علیه اسیدپاشی های اخیر و نارضایتی مردم از دادن آزادی بیشتر به پلیس امنیت اخلاقی و لباس شخصی ها، نیزاشاره شده است (۱). تنظیم کنندگان این گزارش احتمالا با مشاهده ابعاد حضورغافگیرانه مردم در بدرقه و بزرگداشت هنرمند جوان به این صرافت بیافتند که نه فقط پیش بینی آن ها در مورداحتمال خیزش های مردمی چندان دور از واقعیت نبوده است، بلکه چه بسا این ریسک بیش از پیش بینی آنها باشد.

حال با این مقدمه، نگاهی بیافکنیم به معنا و نکاتی که این تجمع های گسترده هم چون برشی از جامعه و از آن چه که در زیرپوست جامعه می گذرد، پیشاروی ما قرارمی دهد:

ا– قبل از هرچیز این نکته که لایه زیرین رودخانه آن گونه که آب در سطح بیرونی و راکد خود می نماید نیست. با توجه به گستره این تجمعات که فقط ناظر بر تهران نبود و شهرهای متعددی را هم شامل شد بخوبی زمینه های مشترک و ظرفیت سراسری شدن را مشاهده می کنیم. می توان روی این محتوای مشترک و شکنندگی تعادل ناشی از سرکوب، صرفنظر از نحوه و زمان وقوعش، شرط بندی و سرمایه گذاری کرد.

۲– بی تردید هنرمند بودن (هنرمندی که آثارش بتواند بازتاب دهنده دردها و خوشحالی ها و آرزوهای مردم باشد و نه جیره خوار اربابان قدرت) و نیز شناخته شدگی وی در سطح جامعه و جوانان داخل کشور، باضافه بیماری کشنده اش در اوج جوانی فی نفسه یک تراژدی است و خود می تواند در شرایط عادی دلیل بسنده ای برای تشکیل تجمعات بزرگ باشد و نیازی به دلایل مازاد برای توجیه آن نیست. با این همه در یک جامعه بسته و سرکوب شده و مملو از مطالبات و نارضایتی انباشته شده که هر لحظه در جستجوی روزنه هائی برای خروج و فوران است، عوامل و انگیزه ها و خشم های نهفته دیگری نیز در این گونه واکنش ها دست اندرکارند که به حرکت مردم ابعاد و معنای گسترده تر و چندوجهی می دهند که به مراتب فراتر از یک حرکت تک وجهی است. سوگواری مردم و انفجار گریه ها و همنوائی نه فقط نشان دهنده سوگ از دست دادن هنرمندی است که این مردم دوستش داشتند، بلکه هم چنین بازتاب حال و احوال خود آنها و فوران درد و رنجی است که مدت هاست در خلوت و سکوت در درون خویش انباشت کرده و مجال و فرصتی برای خروج آن نیافته اند. مردم انگار قرابت و شباهتی بین سرنوشت این هنرمند جوان و سرنوشت خود می بینند. احساس همذات پنداشتن و همسان انگاشتن سرنوشت خود با سرنوشت تراژیک هنرمند جوان و ناکام در اوج شکوفائی اش که صدا و موزیک و شعرهایش بیانگر درد و حال مردم و ترجمان زخم های درونی اشان بود. سوگواری تکان دهنده و جاری شدن اشک های تلخ مردمی البته واقعیت لحظه حاضراست، اما سوی دیگر سکه این واقعیت آن است که مرگ و زندگی نمی توانند باهم قرابت چندانی داشته باشند. وجود وهویت هر کدام از آنها در جنگیدن با یکدیگر معنا می یابد و اشک های تلخ برآمده از دردهای فروخورده و سرکوب شده امروز می تواند به فوران خشم فروخورده و تعالی بخشیدن به شعله های زندگی، زندگی که در زیرُسم ُستوران مستبدان به نفس تنگی افتاده، تبدیل شود.

۳– یک بار دیگر این تجربه به اثبات می رسد که در شرایط سرکوب و اختناق که مبارزه مستقیم هزینه های سنگینی دارد و جرقه ها دشوار بتوانند به حریق گسترده تبدیل بشوند، حلقه های واسطی که هم بسیج کننده باشند و هم شکل مستقیم سیاسی و رودرروئی نداشته باشند برای آوردن جریان جاری در زیر پوست جامعه به روی صحنه، در حکم کاتالیزورهای مهمی اند. مردم برای اهدافی که مستقیما سیاسی نیستند با جسارت و گستردگی بیشتری حضور پیدا می کنند.

۴– نقش شبکه های اجتماعی در ایجاد و هماهنگی و پژواک جهانی دادن به این تجمعات بار دیگر اهمیت آن ها را در دامن زدن به جنبش ها و هماهنگی و خبررسانی و بویژه در شرایط سرکوب که سازمان و نهادهای متعارف زمینگیر اند، خاطرنشان ساخت. یک باردیگر بر این تصور بعضا رایج که گویا شبکه های مجازی جایگزین شبکه های واقعی شده اند مهرابطال زد. در حقیقت شبکه های مجازی و واقعی جایگزین یکدیگر نیستند و رابطه متقابل و مکمل آنها نقش مهمی در گستره جنبش ها دارد. این واقعیت در جنبش اعتراضی ۸۸ و نیز جنبش های بسیاری کشورهای دیگرهم اثبات شده است.

۵– برانگیختگی افکارعمومی از فاجعه اسیدپاشی را که بدلیل فشارها و دستگیری ها و تهدیدهای وسیع حاکمان نتوانست آن گونه که لازم بود به شکل اعتراضات گسترده ای که مخاطبش مستقیما رژیم بود (رژیم داعشی و به عنوان متهم اصلی) مجال بروز پیداکند، نباید در دامن زدن به ابعاد تجمعات اخیر نادیده گرفت. مردم درعین حال فرصتی یافتند که ضمن این همدردی و در پوشش آن حضور و نارضایتی ضمنی خود را به رژیم نشان بدهند. بخصوص که حکومت جمهوری اسلامی در یک افتضاح و واترگیت تاریخی هنوز هم نتوانسته است پس از گذشت یک ماه و اندی و با خیال راحت سناریوی مقبول و محکمه پسندی را در مورد اسیدپاشی های زنجیره ای به خورد عمومی بدهد.

۶– حضور خیابانی و حرکت های مستقل مردم بیگمان نقش زیادی در ایجاد اعتماد به نفس و خنثی کردن هراس افکنی و سیاست شوک درمانی رژیم با ارتکاب فاجعه اسیدپاشی دارد. فقدان یا اندک بودن این نوع ابراز وجودها در دانشگاه ها و مدارس و خیابان ها و … که نقش مهمی در تقویت اعتماد به نفس مردم و تضعیف اعتماد به نفس رژیم دارد، حلقه های مفقوده شرایط کنونی است؛ حلقات واسطی که هم چون بستر و کانال های اتصال برای جاری شدن پتانسیل اعماق به سطح جامعه عمل کند. هم چنین این تجمعات و نیز حرکت چندهزارنفری اهالی اصفهان در اعتراض به اسیدپاشی ها، نشان دهنده آنند که مردم امیدی به دولت محلل روحانی و وعده و وعیدهای آن، از جمله در مورد معرفی اسیدپاشان واقعی ندارند، و این به نوعی بیانگرعبور آنها از دولت است. در عین حال این پدیده می تواند موجب تشدید تضادهای داخلی حاکمان نیز بشود.

۷– یکی از تاکتیک های شناخته شده رژیم مصادره سوژه های مردمی و حرکت های اعتراضی آنهاست. تا بدین ترتیب با فرار به جلو، تقابل مردم با خود را پنهان سازد و بتواند سوار بر موج آسیپ پذیری خود را از دیده ها پوشیده نگهدارد. نمونه تلاش مذبوحانه برای مصادره ندا و تلاشی که برای مصادره موسیقی جوان پسند پاپ وهنرمندان آن انجام می دهد از جمله آنهاست. چنان که در مورد مرتضی پاشائی هم با غافلگیرشدن در برابر موج گسترده حضور خیابانی و همدردی مردم و ناکامی در تلاشی که برای مسکوت گذاشتن و جلوگیری از تجمعات مردم داشت، بر آن شد که از طریق خانواده اش پاشائی را هم چون هوادار نظام و مذهب حکومتی جا بزند و تجمعات مردم را به سود خود مصادره کند. علیرغم این تلاش های مذبوحانه در این عرصه هم چون عرصه های دیگری نبرد خزنده ای بین رژیم و مردم حول مصادره و ضدمصادره جریان دارد و دیده ایم که معمولا هم در این نبردها، رژیم طرف بازنده است. چرا که این نوع مصادره ها فقط ظاهری و ریاکارانه بوده و جنبه تبلیغاتی دارد و در عمل دقیقا بدلیل مورد توجه وعلاقه مردم بودن شروع به انواع اقدامات برای جلوگیری از مطرح شدن آنها از جمله انواع تضییقات و کارشکنی ها پیرامون آثار و برگزاری یادبودها می کند. چرا که برای یک رژیم تمامیتخواه که تمامی هم و غمش کنترل جامعه است، هر اقدام و تجمع بیرون از خود حتی اگر رنگ و بوی سیاسی هم نداشته باشد، ترسناک و خطرآفرین محسوب می شود. البته در جامعه انباشته از نارضایتی غلط هم فکر نمی کند و از قضا همین حساسیت های رژیم به این گونه حرکت ها رنگ و بوی سیاسی می دهد.

بهرحال این تجربه یک بار دیگر واقعیت ظرفیت اعتراضی جامعه و اهمیت حلقه های واسط برای به حرکت در آوردن نارضایتی و خشم پنهان و انباشته شده در زیرپوست جامعه به سطح آن را نشان می دهد. پتانسیلی که روزنامه عصر ایران نسبت به آن به عنوان خطر جاری شدن سیل به زمامداران هشدارمی دهد(۲).

 

۱- ده کشورجهان از جمله ایران در خطرخیزش های مردمی (رادیو فرانسه) ۱۵ نوامبر

۲- عصرایران: دو نکته در باره تجمعات مردم: زیر پوست جامعه زندگی دیگری جریان دارد!

تاریخ انتشار : ۲۷ آبان, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟