شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۲:۵۵

شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۲:۵۵

در انتخابات دو مجلس “خبرگان” و “شورای اسلامی” شرکت نمی کنیم

اجتناب از رفتن پای صندوق این "انتخابات"، نه گفتن است به نظارت استصوابی، مخالفت با شورای نگهبان و ایستادن در برابر ولایت فقیه به منظور پس نشاندن آن. با چنین نگاهی، سخن مشترک ما اینست:

جمهوری اسلامی در روز ۷ اسفند ماه و از طریق انتخابات مهندسی شده، در پی آرایش ترکیب دو مجلس “خبرگان” و “شورای اسلامی” است. این دو “انتخابات” نیز مانند هر انتخابات دیگر در این حکومت، غیر دمکراتیک هستند. نه تنها آزاد نیستند، بلکه دست اندرکاران ولایت ابتدا نامطلوب‌های ولایت فقیه و کاندیداهای “غیرخودی” ‌را کنار می گذارند و آنگاه از ملت که امت پنداشته می شود، می خواهند تا با حقی محدود و مدیریت شده دست به گزینش از میان نامزدهای “خودی” زده و با نظام “بیعت” کند.

جامعه آگاه سیاسی این را هم می داند که آمران قدرت، علیرغم مهندسی‌ پیشاپیش هر انتخاباتی در جمهوری اسلامی، به نتیجه هر انتخاباتی تنها آن زمان رضایت می دهند که حاصلش برای ولایت فقیه قابل تحمل باشد. در غیر این صورت، باید که ماجرا آفرینی‌های امنیتی چون کودتای انتخاباتی سال ۸۸ از سوی دستگاه ولایت را انتظار داشت. انتخابات در این حکومت، ابزاری است برای توزیع قدرت میان دسته بندی‌های آن به محوریت ولایت فقیه و نه تنظیم رابطه بین دولت و ملت. حال آنکه در انتخابات آزاد، حق انتخاب آزادانه مردم به رسمیت شناخته می شود، احزاب، مطبوعات و رسانه ها آزادند، و شهروندان برابر حقوق قادرند تا در یک ساز و کار دمکراتیک بر تصمیمات متخذه برای امروز و فردای کشور تاثیر بگذارند.

انتخابات در جمهوری اسلامی اما این دور، بیش از هر وقت دیگری و بگونه فوق افراطی جنبه انتصابی به خود گرفته است. قدرت ولایی که مدام در جهت تقویت اقتدار ولایت فقیه و تضعیف جمهوری حرکت می کند، این بار پیشاپیش دست به وسیع ترین قلع و قمع‌ها زده و با توسل به ابزار “قانونی” و غیر قانونی خود، منکوب کردن جامعه‌ایی را در پیش گرفته که جرم آن فقط مطالبه حق شهروندی خویش و بهره گرفتن از مسالمت آمیزترین شکل این حق است.

در مقابل البته، نیروی دمکراسی خواه ایرانی نیز خود را هشیارتر از قبل نشان می دهد. این نیرو نه تنها در برابر زورگویی‌های بیش از اندازه و پا از گلیم دراز کردن‌های نوع “رستاخیزی” ولی فقیه از مقاومت باز نمانده است، بلکه ایستادگی‌ مدنی در برابر آن را مدام تعمیق می برد و هردم گسترده تر می کند. هفتم اسفند ماه، محل نمایش تقابل حق انتخاب شهروندی با انتصاب و “استصواب” در این حکومت است.

ما با تاکید بر اینکه در مبارزه خشونت پرهیز و مدنی جامعه ایران علیه دستگاه ولایت، دوره‌های انتخاباتی را عرصه‌‌های مهم و متنوعی از رودررویی جامعه با ولایت و  در هر دوره‌ایی نیز مقتضی شرایط مشخص همان مقطع می شناسیم، رویکرد خود در برابر دو انتخابات روز ۷ اسفندماه را عدم شرکت در آنها بر می گزینیم. اجتناب از رفتن پای صندوق این “انتخابات”، نه گفتن است به نظارت استصوابی، مخالفت با شورای نگهبان و ایستادن در برابر ولایت فقیه به منظور پس نشاندن آن. با چنین نگاهی، سخن مشترک ما اینست:

۱) شرکت نکردن در رای گیری برای “مجلس خبرگان” روحانیت، زیرا که نهادی است بنیاداً ارتجاعی، ضد دمکراتیک و منحصر به مردان. یک جمهوریخواه دمکرات سکولار، با اصل ولایت مخالفت دارد، ولی فقیه را نفی و وجود آن را نقض جمهوری می داند و علیه هر ارگانی می ایستد که وابسته و یا خدمتگزار این نهاد استبدادی است. ما راهکار مناسب در قبال این “انتخابات” را، عدم شرکت در آن می دانیم تا از این طریق، اراده جامعه در برابر ولایت نمایان تر شود. حال اگر شهروندی به نیت تاثیر گذاری در ترکیب مجلس “خبرگان” قصد شرکت در انتخابات آن را  داشته باشد، از نظر ما کمترین کاری که می تواند انجام دهد همانا ندادن رای به منصوبینی است که برای تامین قدرقدرتی خامنه‌ای ولی فقیه و سنگر گرفتن پشت او  حاضر به انجام هر رذالتی‌اند.

۲) در انتصاب – انتخاب “مجلس شورای اسلامی” نیز شرکت نمی کنیم، زیرا که در آن  امکان کاندیداتوری و رقابت برای حتی منتقدین یکه تازی‌های ولایت نیز به حداقل رسیده است. حکومت، از منتقدین خود و حتی ما مخالفین خود می خواهد که فقط در رای دادن، آنهم رای به کسانی شریک شویم که از تنگ ترین صافی تصفیه گذشته‌اند. چنین شراکتی، ارزانی خود ولایت باد. ما خود هر آیینه اگر از حق شرکت در چنین انتخاباتی محروم نبودیم، علیرغم مخالفت‌مان با بنیاد قانون اساسی سراپا تبعیض جمهوری اسلامی آمادگی این را داشتیم که برای بهره گرفتن از چنین تریبونی و معرفی برنامه‌هایمان و از جمله فضا سازی جهت تغییر بنیادین همین قانون، خود را در معرض انتخاب جامعه قرار دهیم. اکنون اما در این شرایط مشخص، خود را موظف می دانیم تا شهروندانی را که می پندارند می توان بر نتیجه این “انتخابات” مطلقاً نابرابر و غیر دموکراتیک تاثیر گذاشت، به در نظر گرفتن مواردی چند دعوت کنیم.

– به مخالفت با آن دسته از منصوبین شورای نگهبان برخیزید که مخالف “برجام”  هستند و علیه این توافق کارشکنی می کنند. نیات کاندیداهای مدافع ماجراجویی‌های مبتنی بر تز “عمق استراتژیک” حکومت ولایی در منطقه و تشبثات خامنه‌ای دایر بر “خطر نفوذ دشمن” را برملا نمایید. با استفاده از رای، مخالفت خود با کاندیداهایی را نشان دهید که از عقب نشینی ناگزیر این حکومت در برنامه خانمان برانداز هسته‌ایی ناخشنودند و سینه چاک حضور نظامی ایران در برونمرز‌ند؛ مخالفت با آنانی که، علیه برقراری مناسبات متقابل کشور ما با همه کشورهای جهان هستند‌.

– دست رد بر سینه هر آن کسی بگذارید که برای “نظارت استصوابی” یقه درانی می کند و در راستای هرچه بیشتر انتصابی کردن انتخابات گام برمی دارد.

– هر کاندیدایی را که مستقیم و یا غیر مستقیم عامل سپاه پاسداران می دانید به همگان بشناسانید و با استفاده از رای خود، در برابر نامزدهائی که مدافع دخالت سپاه در سیاست و اقتصاد هستند ایستادگی کنید.

– آن کاندیداهایی را تلخکام بدارید که دم از “فتنه” می زنند، برای “حصر” و “حبس” کف بر دهان می آورند و در پی پر کردن زندان از مخالفین و منتقدان هستند. اینها کسانی‌اند که مستقیم یا غیر مستقیم، از نهادهای امنیتی و نظامی و قضایی، همزمان خط و مزد می گیرند.

– کاندیداهائی را که در زمینه تصویب و تضمین قانون حداقل دستمزد برای کارگران و زحمتکشان ساکت هستند و پیرامون ضرورت تشکل های صنفی و مدنی جهت مقابله با انواع تضییقات و تبعیضات حکومت سکوت کرده‌اند، از رای خود محروم کنید. کاندیداهائی را که متهم به سوء استفاده از منابع مالی می باشند و نیز هر نامزد انتخاباتی مفتخور موسسات و بنیادهای غیر قابل کنترل دیگر را قاطعانه کنار بگذارید.

– از هویت کاندیداهایی پرده بردارید که حرفه‌شان زن ستیزی و تخصص‌شان عربده کشی در عرصه “حجاب” و “عفاف” است. از طریق رای خود، مدافعان فضای امنیتی کنونی و جریان‌ها و کسانی را که در جهت تنگ تر کردن فضای دانشگاهها و مراکز ادبی و هنری عمل می کنند، و نیز پاسداران سرکوب حقوق ملی- قومی در کشور و همه سودجویان از طریق ویرانگری محیط زیست ایران را پس برانید.

محمداعظمی- بهزادکریمی     

 اول اسفند ماه ۱۳۹۴                                                                                                           

  

تاریخ انتشار : ۱ اسفند, ۱۳۹۴ ۱:۴۰ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است. در شرایطی که رژِیم بیش از ۸۰ در صد از جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢