جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۷:۴۶

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۷:۴۶

دیالوگ بر بستر تناقضات

سقراط را آنانی کشتند کە منطق دیالوگهای او را درک نکردند، و آن را مضر یافتند. همین نخبە کشی جامعە آتن، افلاطون را بدانجا کشانید کە علیرغم تاثر بیکرانش از سقراط، با خصلت ضد دمکراسی خود، پایەهای دیالوگ را محدود و یا تضعیف کند. پس در عالم واقعی یونان باستان، دیالوگ دوتا خصلت منفی جانبی هم داشت کە یا بە مرگ نخبە منتج شد، و یا بە ایدەهای محدودگرایانە افلاطون در مورد جامعە باز.

همە این گفتە سقراط را خوب می دانیم کە گفت: “خودت را بشناس!” شاید برای بسیاری این گفتە چنین تداعی می کند کە خودشناسی روندیست کە طی آن شخص در یک حالت ایزولە و در خلوت خود بە تنهائی بە تفکر می نشیند و سعی می کند از طریق تعمق و بازنگری اعمال و رفتارهای خود، بە کنە شخصیت و وجود خود پی ببرد. البتە این بخشی از روند خودشناسی است و باید بە آن اهمیت داد، اما می دانیم کە سقراط را منظوری دیگر بود. او کە خود سخت بە گفتگو و دیالوگ با دیگری (دیگران) پایبند بود، این خودشناسی را بیشتر از طریق یک کنش اجتماعی می فهمید. او در شهر می گشت، با دیگران صحبت می کرد و سعی می کرد از طریق کشف تناقضات گفتەها و ناهمخوانیها آنچە را کە حقیقت بود، از دل گفتەها استخراج کند. پس خودشناسی یک عمل اجتماعیست کە درارتباط با انسانهای دیگر معنا و مفهوم می یابد. در این عمل اجتماعی، کلمات، اندیشەها و سخنان بە عنوان یک پل ارتباطی و نیز بە عنوان خود عمل اجتماعی بە بستر زایش خودشناسی و حقیقت از طریق کاربرد عقل تبدیل می شوند.

با این وصف و بنابر این سنت دیرینە در اندیشە بشری، خودشناسی میسر نیست الا در یک رابطە دو یا چند گانە. برای اینکە موضوع را دقیقتر کردە باشیم در اینجا نفس این روند را بە اجزایش تقسیم می کنیم. برای اینکە پدیدە خودشناسی رخ دهد، بە عناصر زیر نیاز هست:

ـ وجود حداقل دو فرد،

ـ کلمات و اندیشەها (حضور لوگوس یا عقل)،

ـ داد و ستد کلمات و اندیشەها،

ـ تعمق کافی و لازم در نوع اندیشەهای همدیگر،

ـ جرات بیان آرا و عدم تحمیل آن،

ـ خواست و ارادە مکالمە،

ـ توان گوش دادن بە دیگری (این توان مطالبە می کند احترام، ارزش و مسامحە را).

بگذارید کمی بیشتر این مفاهیم را بشکافیم.

وجود حداقل دو فرد

دیالوگ بر خلاف منولوگ حداقل بە دو نفر نیاز دارد. دو نفر با حضور فیزیکی، دو تن قابل رویت و لمس. دو نفر کە می توانند بە همدیگر نگاە کنند، بە همدیگر گوش بدهند و کلمات در گوش آنها ایجاد ارتعاش کند. وجود در اینجا تنها یک وجود فیزیکی نیست، بلکە اذعان بە هستی آن و دغدغەهایش می باشد. در این حالت “دیگری” وجودیست کە برای “من” اهمیت وجودی پید می کند و بە یک منبع بالقوە حقیقت تبدیل می شود. بنابراین هر “دیگری” آنچنان اهمیت پیدا می کند و جایگاهش ترفیع پیدا می کند کە برای همیشە مورد توجە قرار می گیرد. در اینجا هیومانیسم خودبخود متولد می شود، بیخود نبود کە سقراط بە عنوان یک اندیشمند بە الهام گر انسانگراها تبدیل می شود. اهمیت فرد یا انسان آنچنان در اینجا برجستە می شود کە جائی برای تحقیر “دیگری” حال این دیگری هرکسی باشد، باقی نمی ماند.

کلمات واندیشەها (حضور لوگوس یا عقل)

ـ کلمات و اندیشەها در این حالت بر بستر لوگوس یا عقل جاری می شوند و چنانکە مرسوم است منظور ازعقل همانا بکارگیری ئارگیومنت در جریان مباحث است. دراین کیفیت تمام آن ادلەها می توانند دوبارە مورد بازخوانی قرار گیرند. دیگر جائی برای هیچ تقدسی باقی نمی ماند. همە چیز می تواند دوبارە مورد پرسش و تفحص ریشەای واقع شود. این امر باعث می شود کە “دیگری” یا فرد منبعی برای لوگوس فرض شود. تسلط بر زبان، بکارگیری منطق درون زبانی و فراخواندن عین بە درون تفکر، شرایط کافی و وافی را برای دیالوگ فراهم می کنند.

ـ داد و ستد کلمات و اندیشەها

کلمات در فرم مادی خود تبادل می شوند. کسی می گوید و کسی می شنود و برعکس. در اساس کل روند بر اساس همین تبادل ممتد است و البتە آنکە می گوید، می خواهد بگوید و اندیشەورزانە می گوید و آن کسی هم کە گوش می دهد، می خواهد گوش بدهد و اندیشەورزانە گوش می دهد. در تمام روند، ما شاهد این حضور “خواستن” و “اندیشیدن” در فرم متقابل هستیم. در صورت غیبت هر کدام از این دو اجزا، کل روند معنی خود را از دست می دهد.

تعمق کافی ولازم در نوع اندیشەهای همدیگر

ـ در بالا از اندیشیدن گفتیم. و البتە اندیشیدن خود نوعی تعمق است، اما اینجا “تعمق” بصورت جداگانە رویش تاکید می شود زیرا کە می شود بدون تعمق کافی و لازم اندیشید. و یا می توان تنها بر اساس معیارها، خواستەها و منظورهای خود اندیشید. تعمق درواقع بدین معناست کە سعی شود تنها از نوع نگرش خود حرکت نشود، بلکە نقطە عزیمت بنوعی نقاط مورد نظر طرف مقابل هم باشد. تنها و تنها در این حالت است کە می توان بە زبان نسبی مشترک و منطق نسبی مشترک برای رسیدن بە یک نتیجە نسبی مورد قبول برای هر دو طرف دست یازید. در غیاب چنین اشتراکی درحقیقت دیالوگی روی ندادە است. دیالوگ تنها تبادل رای نیست، بلکە رسیدن بە نتایج مشخصی هم هست کە می تواند بنوعی مورد قبول طرفین باشد. دیالوگهای سقراط گواە خوبی بر این حقیقت هستند.

جرات بیان آرا و عدم تحمیل آن

ـ هر جا احساس کردیم سخنی داریم، باید بیان شود، و چنان بیان شود (آرگیومنت) کە طرف احساس نکند ما سعی در تحمیل آن داریم. در واقع عدم جرات اظهار رای و تحمیل، بشدت بە کل روند دیالوگ آسیب می رساند. عدم جرات و تحمیل دو سوی متناقض پدیدەای هستند بە اسم “سخن”. “سخن” در میان این دو قرار گرفتە است. عدم جرات، بە نازائی “سخن” می انجامد و “تحمیل” بە هستی زبر و خشن آن. جرات بیان آرا و عدم تحمیل آن، بە پیدایش پدیدەای در درون آدمی منجر می شود کە می توان بر آن نامهای “آرامش”، “اعتماد بنفس” و “استحکام” نهاد.

خواست و ارادە مکالمە

ـ می تواند لوگوس، جرات رای، عدم تحمیل و تمامی خصوصیات دیگری کە ذکر شد وجود داشتەباشند، اما کماکان دیالوگی اتفاق نیافتد. در این حالت آنچە غائب است خواست و ارادە مکالمە است. این حالت کە تابع ارادە است و بنابراین بیشتر در حوزە روانشناسی و “اخلاق” می گنجد، نیروئیست کە کل روند را بە جریان می اندازد. بنابراین تنها وقوف بردیالوگ کافی نیست بلکە ارادەای برای زائیدن آن نیز واجب است.  

توان گوش دادن بە دیگری (این توان مطالبە می کند احترام، ارزش و مسامحە را)

ـ در بالا بە نوعی بە این مورد اشارەای شد، بویژە بە مورد ارزش (ارزش انسانها). اما آنچە کە در اینجا باید رویش تاکید کرد مسئلە احترام و مسامحە است، احترام بە وجود هر انسانی (کە از جایگاە ارزشی آنان برمی خیزد)، و مسامحە (کە از عدم تحمیل رای خود و احترام بە وجود آرای متفاوت بر می خیزد). آنجا کە احترام، ارزش و مسامحە دست بە دست هم می دهند، توان گوش دادن متولد می شود.

دیالوگ در دنیای واقعی

طنز تاریخ در آن بود کە افلاطون کە خود راوی دیالوگهای سقراط بود، ضد دمکراسی بود و حکومت نخبگان را می پسندید. افلاطون، عامل شکست “آتن” درمقابل “اسپارت” را سیستم دمکراسی آتن می دانست، سیستمی کە در آن بە قول وی عوام حکمرانی کردند و بنابراین بە علت عدم شناخت کافی از جهان، آتن را بسوی شکست رهنمون شدند. می گوئیم طنز، زیرا کە وجود دمکراسی یکی از پیش شرطهای وجود دیالوگ است. افلاطونی کە عاشق عقل ورزی سقراط بود با خصیصە ضد دمکراسی خود در واقع پایەهای وجود دیالوگ را تضعیف می کرد، و یا اینکە آن را تنها بە درون چهارچوب دیوارهای آکادامی خود محدود می کرد و بدین ترتیب “دیگری” را از وجود آن بی بهرە می کرد.

سقراط را آنانی کشتند کە منطق دیالوگهای او را درک نکردند، و آن را مضر یافتند. همین نخبە کشی جامعە آتن، افلاطون را بدانجا کشانید کە علیرغم تاثر بیکرانش از سقراط با خصلت ضد دمکراسی خود، پایەهای دیالوگ را محدود و یا تضعیف کند. پس درعالم واقعی یونان باستان، دیالوگ دوتا خصلت منفی جانبی هم داشت کە یا بە مرگ نخبە منتج شد، و یا بە ایدەهای محدودگرایانە افلاطون در مورد جامعە باز. همین نمونە نشان می دهد در جامعەای کە دیالوگ نهادینە نشدە است، دیالوگ و گفتگو چقدر می تواند پیامدهای منفی هم داشتە باشد.

جامعە آن زمان یونان ما را بە حقیقت دیگری رهنمون می شود کە آن نیز همانا این است کە در صورت غیبت لازمەهای دیالوگ (کە در بالا بە آنها اشارە شد)، این پدیدە علیرغم صلح آمیز بودنش، چقدر می تواند دیگران را بە جنگ افروزی و یا خشونت برانگیزاند.

اما آیا در واقع این گناە و تقصیر دیالوگ است یا آنانی کە آنرا درک نمی کنند؟ دیالوگ از هیچ گناە ذاتی بهرەمند نیست، اما مانند هر پدیدە دیگری بر بستر شرایط معین و مشخص می تواند از نتایج گوناگونی برخوردار شود. 

 

تاریخ انتشار : ۲۲ تیر, ۱۳۹۲ ۹:۲۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟