جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۰:۲۶

جمعه ۳۱ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۰:۲۶

رهبری، برنامه ریزی، مدیریت

دولت (استيت)، حكومت (گاورنمنت)، و جامعه نو
امروزه ايران با تناقضاتی روبرو شده است كه برغم برخوردهای ساده گرايانه، افتخارات عتيقه شده، و پوشش های ضخيم عقيدتی، خشونت و شايد جنگی ديگر را از بالقوه به بالفعل، شديدا نزديك كرده اند. "كشو" گذشته ما پاسخ را در خود ندارد، در كشو تاريخ، يعني نقد گذشته - دور و نزديك، درون و بيرون - بايد بدنبال پاسخ بود.

” سلطنت مطلقه” غرب اروپا را آنقدر تغییر می داد که امور جامعه مستقر “تصحیح” شود – در بهترین حالت قصدش این بود که به جسد کهنه دوباره روح بدهد؛ ” دسپوتیسم روشنگر” شرق اروپا کوشش وهدفش این بود که نو را درقالب کهنه مستقر سازد – در بهترین حالت قصدش این بود که به روح قدیم جسم جدید بدهد. “سلطنت مطلقه” هنوز”اعتماد به نفس” جامعه کهنه، که دیگر به “غرور” و خشونت خالص تبدیل شده بود، را در خود می دید. “دسپوتیسم روشنگر” میخواست از ساختن جامعه نو به اعتماد بنفسی بر این پایه برسد، و با آرمانگرایی، خشونت را به غرور تبدیل کند. هردو، کم و بیش، “معاصر” یکدیگر محسوب میشدند، و بطریقی هنوز می شوند، اما با همان واقعیت جاری و درگیر، دو برخورد متفاوت داشتند – یکی از ترس به عقب پناه می برد، و دیگری از ترس به جلو فرار می کرد. وقایع ” ایران”، این دو جنبه را همزمان در خود و در ادغام متقابل، نگهداشته اند (انقلاب مورب و ترنسفرمیسم محافظه گرایانه) – امروز دیگر هیچ کدام پاسخ مسایل روزگار نیستند؛ اندیشه رهبری کننده و ساختار ویژه آن، حزب، از یکسو باید راه بازگشت را ببندد، و از سوی دیگر، شایستگی و شجاعت ساختن آینده را بروز عملی دهد، طوری که نسلهای نیمه راه و پایانی تامینی داشته باشند، و درراه باز شده برای نسلهای جدید، تحقق خواسته ها، آرزوها، و پاداش رنج و فداکاریهای خود و پیشینیانشان را ببینند و تجربه کنند.

سنجیدن روند تحول کشورها باید حتما بر اساس تعریفی معین (نه اجبارا کامل یا درست) از مرحله ای باشد که کشوری مفروض در آن قرار دارد. مثلا اگر ایران امروز را با مبارزات ضد استعماری و بالاخره انقلاب استقلال طلبانه آنچه که بعدا همین ایالات متحده آمریکا شد، که با ضربه کاریش به نظام استعماری آن زمان راه را برای انقلاب فرانسه باز کرد، بسنجیم، کار غلطی محسوب می شود؟

اگر از نظر تاریخ تحول کشورها، و سر گذشت پیچیده و بسیار آموزنده تولد نخستین کشور صنعتی، و پس از آن، یعنی وقتی که دیگر یک کشور صنعتی مستقر و قدرتمند وجود داشت، چگونگی گذارکشورهای دیگر که وارد این مسیر می شدند، را مورد نظر قرار دهیم، آیا کار اشتباهی انجام داده ایم؟

اگر یک معیار بسیار کلی، ولی مهم و تعیین کننده در این تحولات و گذارها را، که همانا چگونگی و سرعت اضمحلال جامعه مستهلک، و وجود یا عدم وجود، سطح استقرار و پختگی و آمادگی جامعه جانشین بوده است را مورد توجه قرار دهیم، اشتباه می کنیم؟

اگر به یک مسئله بسیار جدی در تاریخ تحولات اجتماعی و گذار از جامعه کشاورزی به صنعتی، که چین برای نخستین بار با ابعادی هولناک با آن روبرو شد – اضمحلال کامل جامعه مستهلک در ابعاد میلیاردی بدون یک بخش مستقر قدرتمند جامعه جانشین که بتواند به میلیونها تن در زمانی کوتاه، کارو آب و نان بدهد، یعنی آنها را در خود جای دهد – توجه کنیم و ببینیم که این عملا نقطه عطفی در چگونگی گذار بوده است، اشتباه کرده ایم؟

اگر توجه کنیم که چقدر ضروریست که در دانشگاهها، و سایرمکانهای پژوهشی، و حتا روزنامه ها، چهار تجربه انگلیس (کلاسیک) ، و سپس بترتیب ایالات متحده آمریکا، اتحاد شوروی و چین – که در حقیقت میتوانند بعنوان یک پایه و سه نمونه بنیادی محسوب شوند را به موضوع درس و بحث تبدیل کنیم، کاری اشتباه کرده ایم؟

اگر بگوییم که تحولات اجتماعی و ضروریات آنها را می توان آرمانی کرد، ولی نباید عقیدتی – ارزشی کرد، و بنابراین در چاهک ها و دست اندازهای این روندها چنان فرو افتاد که نتوانیم ضرورت نقش رهبری دولت (استیت) برای حفظ نسبت بین اداره کنندگان، و سازندگان را ببینیم – طوریکه “اسب ها پشت کالسکه” بسته نشوند – کار اشتباهی کرده ایم؟

نباید بگوییم که تمام دولت های کشورهای صنعتی غربی، حتا ایالات متحده که پیشینه فئودالی و “اشرافیتی” اش را نیز نداشته است، اساسا حافظ ساختار دولتهای فئودالی – چه در حوزه سیاسی قدرت، و چه در حوزه اقتصادی آن- بوده اند؟

پس مسئله یعنی چه، کجاست، و چه باید کرد؟

جواب در چگونگی پاسخ به پرسش های فوق است.

آیا چنین نیست؟

برای این پرسش و پاسخ ها، به متفکر و متخصص تحولات بزرگ اجتماعی و گذار های بزرگ احتیاج است؛ این کار متخصص های معمول که تعریفشان این است که ” هیچی نمی دانند، جز یک چیز – آنهم ناچیز”، نیست.

متفکر و متخصص، از نوع ضرور برای تحولات بزرگ، تعریفش این است که ” همه چیز می د اند، به جز یک چیز که بیشتر از بقیه چیزها می داند”.

متخصص اول برای شرایط عادی است، و نوع دوم، برای شرایط استثنایی، بخصوص گذار های بزرگ است. اولی فرمانبر است، و دومی رهبری کننده.

متخصص اول مبتکر و آفریننده نیست (اساسا، بنا به تعریف، چنین نباید باشد)، در حالی که دومی، شاید بی جا نباشد که بگوییم، اساسا، تخصص اش ابتکار و آفرینندگی است. این نوع آدم از دانشگاه ها و موسسات پژوهشی جدی و با شعوراز نظر شم تاریخی شروع می کند، و اصولا، فرد نیست و خود یک نهاد است، وتنها در چارچوب یک نهاد هم می تواند فایده اش را برساند – این نهاد محفل چهارتا ” منور الفکر”، “تاجر زیرک و با هوش”، ” پروانه های دور شمع یک شخص” نیست؛ این فرد- نهاد، تنها در نهادی بنام واقعی حزب قابل تولید نهایی و کاربرد است، و شرایط انتقالش به نسلهای بعدی را فراهم می سازد.

شاه عباس به یک روایت، و امیر کبیر به روایتی دیگر، و سپس وقایع و شخصیت های پس از آنها، تماما در گیر و دار “سلطنت مطلقه” تا “دسپوت روشنگر” بوده اند. هر جاسوس، مستشار، یا سفیری از کشورهای دیگرهمیشه بر این “شتر دوکوهان” سوار بوده است. ایران بالاخره بجایی رسیده است که این وضعیت را می تواند و باید پشت سر بگذارد. جامعه و شرایط جهان و منطقه، و اصولا تحول و شرایط ساختن جامعه نو، فرود از این “شتر” و ساختن سازو کارهای شناخته و تایید شده مناسب این مسیر و هدف را می طلبند. غیر از این، سردرگمی و نابسامانی را سریعا غالب خواهد کرد. امروزه ایران با تناقضاتی روبرو شده است که برغم برخوردهای ساده گرایانه، افتخارات عتیقه شده، و پوشش های ضخیم عقیدتی، خشونت و شاید جنگی دیگر را از بالقوه به بالفعل، شدیدا نزدیک کرده اند. “کشو” گذشته ما پاسخ را در خود ندارد، در کشو تاریخ، یعنی نقد گذشته – دور و نزدیک، درون و بیرون – باید بدنبال پاسخ بود. تمام اساس “سلطنت مطلقه” و “دسپوتیسم روشنگر” در این بود که در “کشو” گذشته بدنبال پاسخ بودند، و نه در” کشو” نقد آن، یعنی تاریخ. امروز بر سر همان “دوراهی” یی هستیم که روزی “حزب رستاخیز” سر در گم در “بیست و هشت مرداد” ایرانی- آمریکایی، “سلطنت مطلقه”، و بالاخره “دسپوتیسم روشنگر” از دل آن “مرده به دنیا” آمد. ما نمی خواهیم بپذیریم که در” کشوهای” گذشته ما تنها مشتی استخوان و جمجمه موجودند، مهم نیست که چند صد بارو با کدام “تدبیر” و تعبیر آنها را بیرون بکشیم و هربار بزور اسکلتی از استخوانهایی که حتا معلوم نیست که بکدام دوره و جسد متعلق اند، “بسازیم” یا برپاکنیم. دوران “شاه کشی” برای جانشینی، یا بازپرانی و برنده شدن “حسن کچل” قصه های کودکی مان، ویا “دلواپسی” نازا بودن ملکه و تعویض آن برای سرهم کردن “پسری کاکل زری” که سایه خدا در زمین، و اگر لازم شد، خود خدا نیز باشد، به پایان رسیده اند. ادعایی – علنی یا نهفته – که “سقوط” شوروی، آمریکا، و چین ما را بر سریر اقتصاد، سیاست، و عقیدت قدرت جهان خواهد نشاند اگر “کودکی” نباشد، بیخبری از تاریخ هزاران ساله بشر، و بخصوص گذشته خود منطقه ای که ایران تکه ای از آن است، می باشد. از سوی دیگر، “خرده فکر” های نحیف “خرده تولید کنندگان” خود کفا و مبتکر برای ساختن جامعه یی پاسخگو به ضروریاتش در زمانه امروز، نیز ره به ناکجا آباد و اتاق انتظار روزگاران “یاران را فرامش شد عشق”، است. انتخابات پیشرو کجای این وضعیت قرار دارد. یک نکته را نباید فراموش کرد که این “وضعیت” مربوط به ایران است که شامل تمام عوامل تشکیل دهنده آن نیز می باشد – در قدرت، پیرامون قدرت، و بیرون آن، هیچکس مصون نیست و نخواهد بود. روزی که میلیون ها نفر به خیابانها آمدند، هم عمق مسئله را نشان دادند، و هم نقشه راه خروج به آینده. متاسفانه تاکنون، اول اشرافیت ساخته شده است و بعد در پی ساختن بنایی از زیرینیان برای نگهداشتن آن؛ سی و خرده یی سال پیش این کاررا ناشدنی دانست.

تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند, ۱۳۸۷ ۱:۵۹ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

اعتراضات علیه حجاب اجباری که بعد از قتل مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، سراسر ایران را فراگرفت، با وجود سرکوب، به یک معضل برای حکومت تبدیل شده است. گشت ارشاد نمونه کوچکی از جنگ هر روز حاکمیت با زنان بوده و سرکوب هر روزه زنان در خیابان یعنی اعتراف به تداوم جنبش زن زندگی آزادی.

عمر آشور: چگونه حملات ایران به اسرائیل چشم انداز مناقشه خاورمیانه را بازتعریف کرد!

مقیاس و گستره نیروهای متحد ایران نیز برای اولین بار مشاهده می‌شد. متحدان غیردولتی ایران ‌توانستند حملات را به طور همزمان هماهنگ کنند، از موشک‌های بالستیک دوربرد و متوسط و موشک‌های کروز شلیک شده توسط حوثی‌ها در یمن تا موشک‌های ۱۲۲ میلی‌متری گراد که توسط حزب‌الله در جنوب لبنان پرتاب شد، تا موشکهای پرتاب شده توسط شبه‌نظامیان عراقی.

دیوید هرست: نحوه حمله ایران ضعف اسرائیل را آشکار کرد!

پس از چنین حمله‌ای، تصاویر بصری بد به نظر می‌رسند: اسرائیل به دیگران برای دفاع از خود نیاز دارد و در انتخاب نحوه عکس العمل نیز آزاد نیست. این حمله اگر صورت گیرد باعث می‌شود که حامی اسراییل، ایالات متحده، گزینه‌های سیاسی دیگری را انتخاب کند.

یادمان ۴٩مین سالگرد جانباختگان تپه‌های اوین به‌دست دژخیمان سلطنت پهلوی

یادمان ۴٩مین سالگرد جانباختگان تپه‌های اوین به‌دست دژخیمان سلطنت پهلوی –
جمعه، ٣١ فروردین ١۴٠٣ (١٩ آپریل ٢٠٢۴ میلادی)،
ساعت: ٢١:٣٠ به‌وقت ایران (٢٠ به‌وقت اروپای مرکزی)

نظام مالی جهانی و بازارهای مالی و پولی و ابزار آن

درک و دریافت و آموزش اقتصاد سرمایه داریِ جهان امروز׳ بدون شناخت لایه های پنهان یا کمتر شناخته شده نظام مالی و تجارت جهانی و گردانندگان و سوداگران آن و آشنایی با سویه ها و دگرگونی های شتابنده و یا گام به گام آن شدنی نیست و نیازمند واکاوی سنجشگرانه است׳ که در این بخش کوشش می شود تنها به گونه ای فشرده به آنها اشاره شود.

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

عمر آشور: چگونه حملات ایران به اسرائیل چشم انداز مناقشه خاورمیانه را بازتعریف کرد!

دیوید هرست: نحوه حمله ایران ضعف اسرائیل را آشکار کرد!

یادمان ۴٩مین سالگرد جانباختگان تپه‌های اوین به‌دست دژخیمان سلطنت پهلوی

نظام مالی جهانی و بازارهای مالی و پولی و ابزار آن

اینترسپت: گزارش نظامی درگیری ایران-اسراییل!