یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۶:۱۵

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۶:۱۵

سکوت نشانه چیست؟

خطاب به اساتید علوم ارتباطات روزگار غریبی است. می گویند آدم ها را در موقعیت های دشوار بهتر می توان شناخت. آری درست می گویند. این نکته را وقتی بهتر می توان فهمید که موقعیت ها پی در پی هم می آیند و می روند و مدعیان خاموشند. روی سخنم (بخوانید انتقادم) در این نوشته مدرسین حوزه ارتباطات و روزنامه نگاری هستند

روزگار غریبی است. می گویند آدم ها را در موقعیت های دشوار بهتر می توان شناخت. آری درست می گویند. این نکته را وقتی بهتر می توان فهمید که موقعیت ها پی در پی هم می آیند و می روند و مدعیان خاموشند. روی سخنم (بخوانید انتقادم) در این نوشته مدرسین حوزه ارتباطات و روزنامه نگاری هستند. همان جمع محدود برج عاج نشین که دور خودشان تار تنیده اند و در محافل خصوصی شان خود را پدر و مادر ارتباطات و روزنامه نگاری این مملکت نام می نهند و بر مبنای همین نامگذاری ها برای خودشان دفتر و دستک به پا کرده اند. با شما هستم که چهار سال از عمرم را سر کلاسهاتان آمدم و رفتم اما روزنامه نگاری را از شما نیاموختم، چرا که هر روزنامه ای را باز کردم نامی از شما و نوشته ای از شما در آن نبود. سنگ روزنامه نگاری سایبر را به سینه می زنید اما در صفحات مجازی هم که به دنبالتان می گردم به جز چند سایت و وبلاگ سرد و اخته و بی روح که در پی حفظ موقعیت دست ساز خود هستند چیزی نمی بینم. شما که مدعی روزنامه نگاری علمی هستید شما که پشت سر هم کتاب می نویسید و ترجمه می کنید ـ و خدا را صد هزار مرتبه شکر ـ امکان انتشار آن را هم دارید، پس چرا همان نوشته های علمی تان را به متن جامعه نمی آورید؟ مگر ذات روزنامه نگاری همین نیست. پس چرا دنیا را هم که آب ببرد هیچ واکنشی را از سوی شما برنمی انگیزد؟ نه اینگونه نیست! جسارت می کنم و این حرف را می زنم من که روزنامه نگاری را در میان مردم و از کسانی آموختم که تا به یاد دارم یا در زندان بوده اند(همان مواقعی که شما تحصیلات خود را تکمیل و فوق لیسانس و دکترا، ضمیمه فیش حقوقی تان می کردید) یا مجبور شده اند از وطن خود بروند و در غربت بنویسند، استادان عزیز دکتر شکرخواه ، دکتر محکی ، دکتر توکلی ،پروفسور معتمد نژاد و…به همه شما می گویم؛ نه باور کنید اینگونه نیست که آدم روزنامه نگار باشد و دغدغه مسائل اجتماعی را هم داشته باشد، اما در شرایطی که شهرش و کشورش در آستانه بحران قرار می گیرد پرده ها را بکشد و برای خودش روزمرگی کند، صبح به صبح کیفش را بردارد و در دفتر کارش حاضر شود و در آرامش چای بنوشد و یا دست بالا نیم نگاه تمسخر آمیزی به حیاط دانشگاه بیاندازد و تجمع دانشجویان برای اظهار نظر در مورد انتخابات (که از قضا مسئله ای بسیار مهم و خبرساز هم هست) را با پوزخندی همراهی کند. در همین جریان انتخابات اخیر بسیاری از روزنامه نگاران دستگیر شده و در زندان اند؛ دریغ از یک خط و خبر که از آنها حمایت کرده باشید و حرفی زده باشید. ناگفته نماند در کنار شما هم هستند اساتیدی که نه مانند شما مناصب دولتی دارند که پشتشان به آن قرص باشد و نه اینکه در هر وقت و بی وقتی برایشان مراسم می گیرند و هورا می کشند، اما حضورشان و قلم شان در همین روزهای پر مخاطره دل ما را گرم کرد. محمد آقازاده را می گویم همان که می توانم استاد خطابش کنم چون هر وقت حرفی زد چیزی به من آموخت و آن نتیجه سالها تلاشش بود نتیجه منفعل نبودنش بود. مسعود بهنود را می گویم که هر روز و هر لحظه از آن سر دنیا چشمش به خیابان های ایران بود و با هر گلوله ای که شلیک می شد او هم دست به قلم می برد و خیلی های دیگر که نمی گذارند انفعال فضای مطبوعات ایران را بگیرد. شما فقط خوب حرف می زنید، اما ایران به این حرف ها نیازی ندارد؛ نشان داد که ندارد. همین مردم، همین ها که جلوی گلوله و زیر ضرب نیروهای امنیتی دوربین از دست شان نیفتاد و به حق وظیفه روزنامه نگاری شهروندی را انجام دادند به همه فهماندند که گوششان از این حرف های مفت پر است. از کنج خانه هایتان بیرون بیایید نگاه کنید واقعیت ها را. حداقل جرات کنید و از دولت برآمده تان دفاع کنید. این هم البته بار اولی نیست که این بی واکنشی را از سوی شما می بینم. هزاران اتفاق ریز و درشت در این سالها افتاد و شما سکوت کردید. از هجدهم تیر هفتاد و هشت تا همین کشتارهای امروز نشستید ببینید چه می شود دیدید چه شد؟ زنان و مردان اند که در خیابان ها می میرند، حتما که خبر دارید؟! اما سکوت زجر آور شما چه معنایی می تواند داشته باشد. اینها که می گویم تف سربالاست چرا که همیشه شما را بزرگ خودم پنداشته ام و سعی کرده ام تصوری غیر از این که امروز دارم را داشته باشم اما دیگر نمی توانم به خودم دروغ بگویم. استادان گرامی این را بدانید از زبان من که به اندازه خودم وقایع جامعه ام را می بینم و به اندازه خودم حرفم را می زنم؛ وصی روزنامه نگاری ایران شما نیستید، پدر و مادر روزنامه نگاری ایران زن و مردی هستند که به جرم نوشتن عقاید و نظریاتشان در گوشه زندان اوین انتظار تولد فرزندشان را می کشند. مسعود باستانی و مهسا امر آبادی را می گویم. وکیل و وصی ژورنالیسمی که شما داعیه اش را دارید آنانی هستند که مجبورند به خاطر گذران زندگی خود از این روزنامه به آن روزنامه در به در باشند و هرگز معنای امنیت شغلی را درک نکنند و با هزار اسم مستعار و دوز و کلک حرفشان را به مردم بزنند. اما می زنند؛ این را تعداد روزنامه های توقیف شده و زندان های انباشته از روزنامه نگاران می گوید نه سایت و وبلاگ های شما که یا مدت هاست به روز نشده یا اگر هم شده اند چیزی را می گویند که نگفتنش صد بار بهتر است.
اگر به اسامی فعالان اجتماعی و روزنامه نگاران دستگیر شده در همین چند هفته اخیر نگاهی بیاندازید متوجه می شوید که بیراه نمی گویم؛ مهندس بهزاد نبوی، فیض الله عرب سرخی، محمد جواد امام، شهاب پور قاسمی، مجید نیری، صادق نوروزی، امیر حسین مهدوی (از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)، محمد عطریانفر، هدایت الله آقایی و جهان بخش خانجانی (از حزب کارگزاران سازندگی)، محمدعلی ابطحی (عضو مجمع روحانیون مبارز)، عبدالفتاح سلطانی (عضو کانون مدافعان حقوق بشر)، محمدرضا جلایی پور (سخنگوی کمپین موج سوم حمایت از خاتمی و موسوی)، بهزاد باشو (روزنامه نگار و کاریکاتوریست مطبوعات)، احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی (سازمان دانش آموختگان دفتر تحکیم)، سعید لیلاز (روزنامه نگار)، سمیه توحیدلو (فعال جامعه مجازی)، محمد قوچانی (سردبیر روزنامه اعتماد ملی)، محمد توسلی، عماد بهاور، محسن حکیمی و علوی (نهضت آزادی ایران)، ژیلا بنی یعقوب (روزنامه نگار)، بهمن احمدی امویی (روزنامه نگار)، کیوان صمیمی (روزنامه نگار)، عبدالرضا تاجیک (روزنامه نگار)، مهسا امرآبادی و مسعود باستانی (روزنامه نگار)، مصطفی قوانلو قاجار ،کامبیز نوروزی (دبیرکمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران) عیسی سحر خیز ، محمد علی داد خواه (وکیل دادگستری)، ملیحه دادخواه، سارا صباغیان، بهاره دولو ، امیر رئیسیان، هامون شیرازی و بسیاری دیگر از اهالی مطبوعات و رسانه.
این یک نمونه کوچک آن است. حالا متوجه می شوید که اگر از شما انتظار دارم در این شرایط حضور داشته باشید و قلم خود را به سوی ظلم نشانه بگیرید انتظار بیجایی نیست وظیفه شماست که شاگردتان آن را از شما می خواهد. اگر هم توان رویارویی در این عرصه را ندارید تو را به خدا مفهوم روزنامه نگاری را خدشه دار نکنید و ادعای آن را نداشته باشید. ما هم قول می دهیم باورمان شود (هر چند تلخ و گزنده است)، که این دانشگاه هایی که یک پول سیاه نمی ارزند روزنامه نگار تربیت نمی کنند بلکه فقط گواهینامه پایان دوره تحصیلی می دهند. کلام آخر اینکه وقتی با مردم نباشید در یاد و خاطر آنها هم نمی مانید و فردای آزادی شان جایی را در روزنامه های آزادشان به شما نخواهند داد.

تاریخ انتشار : ۱۹ تیر, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران