جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۰

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۵۰

شعار محدود، مقاومت نامحدود

این تجربه ها را میتوان در تاریخ خواند و استفاده کرد. یکی از این تجربه های ارزشمند که لطفالله میثمی، از چریکهای قبل از انقلاب 57، مدون کرده این است که ما برای به نتیجه رسیدن دو انتخاب بیشتر نداریم: یا باید شعار نامحدود داشته باشیم ولی مقاومتمان محدود باشد؛ و یا بر سرِ شعاری محدود مقاومت نامحدود داشته باشیم.  

حافظهی تاریخیِ ملتِ ما پر است از تجربههای پیروزی و شکست در جنبشهای اعتراضی علیهِ حکومتها. انقلابی که سال ۵۷ به پیروزی رسید یکی از آنهاست.این تجربهها را میتوان در تاریخ خواند و استفاده کرد. یکی از این تجربههای ارزشمند که لطفالله میثمی، از چریکهای قبل از انقلاب ۵۷، مدون کرده این است که ما برای به نتیجه رسیدن دو انتخاب بیشتر نداریم: یا باید شعار نامحدود داشته باشیم ولی مقاومتمان محدود باشد؛ و یا بر سرِ شعاری محدود مقاومت نامحدود داشته باشیم.

دو حالت دیگر هر دو بیثمر میمانند: شعار نامحدود و مقاومت نامحدود بلافاصله بین مردم به افراطیگری شناخته میشود و حکومت هم به راحتی و به شکل موجهی میتواند آن را به خشنترین وجهی سرکوب کند – مثل حرکتهای چریکی با شعارهای چپ رادیکال قبل از انقلاب ۵۷. شعار محدود و مقاومت محدود هم به حکومت این آگاهی را میدهد که طرفِ مقابلاش در خط قرمزهای فراوانِ خود گرفتار است و انگیزانندگی شعارش هم که محدود است. پس به راحتی میتواند جنبش را فلج کند و فعالین آن را به یأس و سرخوردگی بکشاند. مثالِ هنوز زنده، جنبشِ اصلاحاتِ دوم خرداد است که پیشاپیش اعلام میکرد که قانونگرایی، پرهیز از حرکتهای تودهای و خیابانی، حفظِ نظام و پرهیز از خشونت از خط قرمزهایش است و فراتر از این مرزها دیگر مقاومت نمیکند، و شعارش محدود و مبهم و بیفایده بود.

در مقابل، شعارِ محدود و مقاومتِ نامحدود، نتیجهای مثل جنبشِ ملی کردنِ نفت دارد. مصدق نمیخواست نظامِ پادشاهی را عوض کند؛ شعارِ تصفیهی ارتش را نمیداد؛ نمیگفت که باید تمامِ عواملِ امپریالیزم شناسایی شوند و به مجازات برسند. تنها میگفت نفتِ ایران باید ملی شود، و بر سرِ این شعارِ محدود مقاومتِ نامحدودی نشان داد. چون این شعار از سوی مردم موجه و حداقلی شناخته میشد هر مخالفِ آن به راحتی از سر راه برداشته شد. با این حال در لحظهای که نگرانی از هدفهای نامحدودِ بعضی همراهانِ جنبش پدید آمد (مثلِ جمهوری یا کمونیستی شدنِ ایران، خطرِ حذفِ مجلس و متمرکز شدنِ اختیارات در دستِ نخستوزیر، بر افتادنِ حکومت پادشاهی و تضعیفِ شعائرِ دینی) بلافاصله گروههای محافظهکار ترمزِ جنبش را کشیدند و آن را فلج کردند به طوری که نتوانست در برابرِ کودتای مضحک ۲۸ مرداد ایستادگی کند.

در مقابل انقلابِ اسلامی برآمده از جنبشی بود با شعارهای نامحدود ولی مقاومت محدود، که از سال ۴۲ تا ۵۷ به طول انجامید. مقاومتِ آن بارها عقبنشینی کرد، شکستهای موضعی خورد، کمتر سلاح در دست گرفت و بیشتر با منبر و خطابه و اعلامیه و مجله و کتاب سر و کار داشت، رهبراناش تبعید و زندانی و اعدام شدند و در نهایت وقتی به مسیرِ پیروزی افتاد، در فاصلهی طولانی بین ۱۹ دی ماه ۵۶ تا ۲۲ بهمن ۵۷ گام به گام دستگاهِ سرکوب و حکمرانیِ حکومتِ پادشاهی را خنثا کرد و حکومت را در دست گرفت.

* * *
جنبشِ اعتراضی که در خرداد امسال پیش از انتخابات پدید آمد جنبشی بود از ابتدا با اهدافی محدود. بنابراین برای پیروزی چارهای جز مقاومتِ نامحدود بر سرِ این اهداف نداشته است. هدفِ اول برگزاری انتخاباتی سالم بود که احتمالاً میتوانست به عزلِ رئیسجمهوری منجر شود که نمادِ بیکفایتی، حیلهگری و عقدهی حقارتِ جمهوری اسلامی است. این هدف محقق نشد. بنابراین هدفِ دومی مطرح شد: ابطالِ انتخاباتِ ناسالم و یا تشکیلِ هیأتی بیطرف برای قضاوت در مورد نوعِ برگزاریِ آن. این هدف هم با مقاومتِ نامحدودِ مقامِ رهبری به نتیجهای نرسید.

در اینجا جنبش بر سرِ یک دوراهی قرار دارد: یا باید شعارهایش را کاملاً رادیکال کند (برای مثال تغییرِ نظامِ یکهسالار مذهبی به نظامی قانونمدار و عرفی) و از مقاومتِ فعلی دست بکشد، نگاهش را به دوردستها بدوزد و با کارِ فکری و فرهنگی در دهههای آینده به ثمر برسد؛ و یا باید شعارِ محدود دیگری انتخاب کند و بر سرِ آن همچنان ایستادگی نامحدود داشته باشد.

تغییر به شعارِ رادیکال باعث میشود بخشِ بزرگی از همراهانِ کنونیِ جنبش از آن کناره بگیرند. از جمله رهبرانِ کنونیِ جنبش، آقایان موسوی، کروبی و خاتمی؛ کسانی که همواره تأکیدشان به پیروی از منویاتِ آقای خمینی و حفظِ نظامِ جمهوریِ اسلامی بودهاست. با این حال امیدِ آن هست که بسیاری از این افراد، به خصوص افرادِ جوانتر که هنوز به انجمادِ ذهنی نرسیدهاند بعدها با مشاهدهی تبلورِ نهایی و آرمانیِ حکومتِ اسلامی، به عمقِ فاجعه پی ببرند و به جنبش باز گردند. این روند البته زمان خواهد برد.

اما راهِ دیگر آن است که شعارِ محدودِ دیگری انتخاب شود که مثلِ شعارِ انتخاباتِ سالم یا ابطالِ انتخاباتِ تقلبی قابلِ دور زدن نباشد. شعارِ محدودِ پیشنهادیِ من، برکناریِ حضرت آیتالله خامنهای از مقامِ رهبریِ جمهوریِ اسلامی است.

ممکن است این شعار در ابتدا بسیار رادیکال به نظر برسد در حالی که این طور نیست. آقای خامنهای تنها یک فردِ تصادفی است که بیست سال پیش از قضا و قدر روزگار به منصبِ رهبری رسید. ایشان هیچ ویژگی و صفتِ منحصر به فردی ندارد. نه فقیه برجستهای است، نه عارف و حکیم الهی، نه از مقدسین است نه از فضلای برجسته. تنها خطیب و سیاستمداری است قوی که فنِ اصلیِ سیاستمداریاش جذب عواطفِ گروهی از مردم است و ترساندنِ گروهی دیگر که جذبِ این شعبدهبازی با عواطفِ مردم نمیشوند. از قضا افتخارِ ابداعِ این گونه سیاستمداری هم به شخصِ ایشان نمیرسد: موسولینی سالها پیش این فن را با توفیقِ فراوان به کار بسته است.

با درخواستِ عزلِ آقای خامنهای از رهبری، جنبش شعارِ محدودی داده است چرا که:
•همچنان خودش را در چهارچوبِ قانونِ اساسیِ جمهوریِ اسلامی تعریف میکند. بنا بر هیچ معیاری، درخواستِ برکناریِ یک فردِ خاص پس از بیست سال حکومت، «براندازی نظام» نیست چون آقایان خود بارها تأکید داشتهاند که هیچ فردی برابرِ نظام نیست.
•میتواند از نظراتِ آقای خمینی، بنیانگذارِ جمهوری اسلامی در موردِ شرایطِ ولیِ فقیه استفاده کند و آشکار کند که آقای خامنهای حتی با معیارهای آقای خمینی هم نمیتواند ولیِ فقیه باشد.
•میتوان نشان داد که در تاریخِ اسلام و پیشوایانِ شیعه هم، تنها حکومتهایی دست به سرکوبِ مردم و تلاش برای بقا به هر قیمت داشتهاند که از منظرِ شیعی حکومتهای غاصب و جائر شناخته میشدهاند، نه حکومتِ نایبانِ امام غائب.
•با مقاومتِ آقای خامنهای در برابرِ این شعار، مسأله «شخصی» خواهد شد و تمامِ نقابِ «حفظِ نظام» و «حفظِ تقدسِ رهبری» به کنار خواهد رفت تا نیتِ اصلیِ «حفظِ قدرتِ فردی» آشکار شود. حتی اگر این شعار به توفیق نرسد صرفِ همین کنار رفتنِ حجابهای حکومتِ فردی و نشان دادنِ آن که «نظام» و «قانون» چه آسان به «فرد» تقلیل پیدا میکنند بسیار مثبت خواهد بود.
•شعارِ برکناریِ آیتالله خامنهای از رهبری شعاری است که جمعِ کثیری از معتقدانِ به نظامِ جمهوری اسلامی هم میتوانند با آن همدلی و همراهی داشته باشند.

تاریخ انتشار : ۹ مرداد, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟