سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۵:۴۶

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۶

نرگس محمدی و گوهر عشقی روایتی از هویت مادرانه، مقاومت و اعتراض

حضور کسانی مثل نرگس محمدی و گوهر عشقی در بطن مبارزات مدنی ایران، هر چه قدر هم که بخواهند نقش مادری را کم رنگ کنند، حضوری تاریخی است. چرا که از یک سو این دو به عنوان مادر در برابر کلیشه های رایج علیه زنان ایستاده اند و از سوی دیگر نقش مادر شدن را دگرگونه کرده اند و به نوعی در شکل و ساختار فعالیتهای مدنی تغییر ایجاد کرده اند. این حضور موجب تقویت و تشویق مادران به شرکت در فعالیت های اجتماعی می شود و موضع آن ها را از مادری ساکت و تودار، به مادری بی باک و با صدایی بلند و رسا تبدیل می کند.

یکی از ویژگی های حضور زنان در مبارزات مدنی در داخل ایران، شرکت مادران در هر نوع فعالیتهای اعتراضی و جنبش های مدنی بوده است که به خصوص در چند سال اخیر نقش بارزتر و گسترده تری به خود گرفته است. اهمیت حضور مادران نه چرخش به سمت سنتهای تحمیل شده در جامعه ایران است و نه فرار از ماهیت ذاتی مادر بودن و فرزنددار شدن، بلکه به نوعی شکل دهی مقاومت اعتراضی از طریق مادر بودن است. 

در طول سالهای گذشته مقاومت مادران در برابر به حاشیه رانده شدن منجر به تلاش برای حضور آنان در جنبش های اجتماعی و باز تعریف دوباره نقش مادری در کنار فعالیت های اجتماعی و سیاسی شده است. با اینکه سیستم سنتی و نیروهای محافظه کار و همچنین قوانین به نوعی نقش مادری را که صرفا در فرزندآوری خلاصه می شود، بر زنان تحمیل کرده است، اما از آن سو حضور مادران در جنبش های اعتراضی نوعی مقاومت در برابر تقویت این نقش های سنتی محسوب می شود. نمونه ی بارز چنین مقاومتی از سوی مادران را می توان در فعالیت مادرانی دید که فرزندانشان را در مبارزات سیاسی از دست داده اند و نهایتا به چالش با سیاست های تحمیل شده پرداخته اند. اعتراضات مادران در سالهای گذشته شکل منجسم تر و گسترده تری به خود گرفته است به طوری که امروز در هنگام زندانی شدن فرزندان، بسیاری از مادران از طریق فضای مجازی و فضاهای خبری موفق شده اند تا صدای اعتراض خود را به گوش افکار عمومی برسانند. بر کسی پوشیده نیست که در تمامی این موارد، حرکت و اعتراض مادران نه از یک فرم کلیشه ای، بلکه از پیدایش یک الگوی ساختاری جدید تبعیت کرده است. فضای رسانه و مدیا در این میان نقش گسترده تری برعهده داشت به خصوص که حرکت های اعتراضی مادران را پررنگ تر از گذشته منعکس می کند. 

متاسفانه آنچه که در این مورد همیشه نادیده گرفته شده، از یک سو فرو کاستن حضور مادران و عدم تاکید بر مادر بودن از سوی برخی از فعالان سیاسی و مدنی است و از سوی دیگر سوء استفاده ی قدرت از مادر بودن زنان برای به حاشیه راندن مادران از بطن جنبش های اجتماعی است. تضاد میان نقش پررنگ مادران به صورت سنت از سوی نهادهای حاکم از یک طرف و از طرف دیگر عدم تاکید و جدی گرفتن آن از سوی فعالان مدنی چالش جدی برای مادران فعال در عرصه های اجتماعی ایجاد کرده است.

در چند هفته ی گذشته که فعالان مدنی برای آزادی نرگس محمدی تلاش کرده اند، از یک سو عده ای با پررنگ کردن نقش او به عنوان مادر مخالفت ورزیده اند و از سوی دیگر نهادهای امنیتی و قضایی با تحت فشار قرار دادن نرگس محمدی و کودکان او به نوعی سعی در عقب راندن او و زنانی چون او داشته اند. اینکه برخی هویت فعالان زن را جدا از مادر بودن آنان فرض می کنند و تاکید بر زن بودن، جدا از مادر بودن شان دارند، احتمالا این مسئله را در نظر نمی گیرند که الگوهایی که مادران در مبارزات مدنی ارائه می دهند می تواند به شکل کارسازی به الگوهای تاثیرگذارتر و مهم تری در جامعه تبدیل شود. در این میان آن چیزی که اهمیت بسزایی دارد ولی متاسفانه فراموش شده، حضور زنانی چون نرگس محمدی برای شرکت در جنبش های اجتماعی و فعالیت و مقاومت در کنار مادر بودن است. نرگس محمدی که در چند هفته ی گذشته بازداشت شده است در طول سالهای گذشته با وجود فشارهای دستگاه امنیتی بر خود و خانواده اش هم چنان در صحنه ی مبارزات اجتماعی و برابری خواهانه ایران فعال بوده است. نرگس محمدی را نه مادر بودن خانه نشین کرده و نه مجبور به ترک فعالیت کرده است. نرگس محمدی در این میان تنها نبوده است. گوهر عشقی مادر ستار بهشتی نیز نقش متفاوتی را در این میان داشته است. مادر بودن گوهر عشقی بوده است که او را از فضای سنتی درون خانه، از یک زن عادی به زنی شجاع و بی باک و فعال تبدیل کرده است. گوهر عشقی بارها گفته است که فعال سیاسی نیست و تنها مادر است و همین مادر بودن اوست که صدای اعتراضی اش را بلندتر کرده است. گوهر عشقی از یک زن عادی به زنی مبارز تبدیل شده آن هم برای خونخواهی فرزندنش، او دیگر یک مادر عادی نیست، مادر بودن او حال تبدیل به الگویی برای یک حرکت اعتراضی و سمبلی برای مبارزه مدنی شده و سبب شده که گوهر عشقی را به نمادی حقیقی تبدیل کند. دادخواهی مادر برای فرزند، گرچه یک فلسفه ی تاریخی است، اما حرکت و حضور او در کنار تمام کسانی که برای گرفتن حق آزادی تلاش می کنند نمونه ی دیگری از تغییر شکل در کلیشه های رایج مادرانگی است.

آن چیزی که در این میان اهمیت دارد عدم نادیده گرفتن مادر بودن در این مبارزات است چرا که به عنوان انگیزه و عاملی تاثیرگذار برای کسانی چون گوهر عشقی بوده است. او که از هیچ چیز نمی هراسد و فریاد می زند و تنها حقش را می خواهد. همین الگوی مبارزه ی او و حرکت اش از یک مادر عادی به یک مادر مبارز، حال به هر نحوی که می خواهد باشد، یک الگوی مقاومتی است که در جامعه شکل می گیرد. گاهی که مادر بودن کسانی مثل گوهر عشقی توسط برخی از فعالان حقوق مدنی حربه ای برای به حاشیه راندن او می شود باید این نکته را متذکر شد که همین انگیزه خودش نوعی شکل گیری فرم جدیدی از مبارزه است. الگویی که به دلیل همین مادر بودن و عشق به فرزندش ناشی می شود و سبب می شود که او از هیچ صدایی نهراسد و تا می تواند صدایش را بلندتر کند.

حضور کسانی مثل نرگس محمدی و گوهر عشقی در بطن مبارزات مدنی ایران، هر چه قدر هم که بخواهند نقش مادری را کم رنگ کنند، حضوری تاریخی است. چرا که از یک سو این دو به عنوان مادر در برابر کلیشه های رایج علیه زنان ایستاده اند و از سوی دیگر نقش مادر شدن را دگرگونه کرده اند و به نوعی در شکل و ساختار فعالیتهای مدنی تغییر ایجاد کرده اند. این حضور موجب تقویت و تشویق مادران به شرکت در فعالیت های اجتماعی می شود و موضع آن ها را از مادری ساکت و تودار، به مادری بی باک و با صدایی بلند و رسا تبدیل می کند. هر چند که متاسفانه همین مادر بودن برای نهادهای امنیتی به عنوان حربه ای برای فشار به این زنان به کار گرفته می شود، حربه ای که خوشبختانه تاکنون تاثیرگذار هم نبوده است و نتوانسته است نقش فعال زنان را در عرصه های اجتماعی کمرنگ کند، اما در عین حال بر کسی پوشیده نیست که این شکل از مبارزه بیشتر و عمیق تر می تواند در بطن جامعه ای چون ایران رخنه کند و بر زندگی سایر زنان و مادران در دراز مدت تاثیر گذارد.

آزاده دواچی

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد, ۱۳۹۴ ۹:۳۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی انسانیت از تمدن عقب می‌ماند!

تجدید نظرطلبی یا بازاندیشی در مفهوم امپریالیسم و ضد امپریالیسم

فناوری بهتر فقط می‌تواند در یک سیستم پساسرمایه‌داری توسعه یابد

شلیک موشک‌ها؛ آغاز جنگ یا آخرین فرصت برای مذاکره؟

جنگ که می آید همه شکست می خورند

بیانیه اعتراضی حزب اتحاد ملت نسبت به تداوم روند اعدام‌ها