چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۶:۴۶

چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۶:۴۶

هجرانی

تو را از یاد نمی‌توان برد.
تو را که از دوست داشتن معنای ساده‌ای داری
زیرا هرروز
با نان و نمک
آن را با همسایه‌ات تقسیم می‌کنی.

 

چشمه‌ای با آبی روشن

به زلالی اندوه بامدادان

رودی جاری

ترنم سنگ و آب

جرنگا جرنگ بی‌امان زنجیری رونده

ماری سفید و خفته

میان برنجزاران

نگارین به چرخ گاری‌ها

سم اسب

سپیدارانی بلند و دور از دسترس

دستان سبز کشیده خاک

در حواشی جویباران

آواز دخترکی خردسال

در میدانچه خلوت دهکده.

 

تو را از یاد نمی‌توان بُرد

نه کوچه‌های تنگ

نه خیابان‌های بی‌درخت

نه خاموشی مطلق‌ات را

یادآور سکوت سنگ‌ها

درآمیخته با دردهای خفته

چون دیوار ساکت زندان و رویای سپیده دم یک تبعیدی.

نه شادی نابهنگام‌ات را

آنگاه

که با انفجاری از شکوفه‌های ارغوان

عریان می‌شوی.

 

سکوت و تحمل

این میراث ابدی

جواهر پُر بها

یادگار قدیمی اجدادت را

– خالی با رنگی قهوه‌ای

سبز

ماه گرفتگی-

قرن تا قرن با خود می‌کشانی. 

زنان تو

آبستن بقا

با پستان‌های پر شیر شکیبایی

دختران تو

با دو پروانه شعله‌ور از وفا

رقصان

با چهره مهتابی‌شان

به دیدار تو می‌آیند

از همیان انتظار و شب بیداری‌هاشان

بذری بر خاک و آسفالت

در گذرگاهها می‌افشانند

تا هجرانی را

در عطر پونه‌های رویان

از یاد ببری

رنجی را که از خار ستم

در جان‌ات خلیده بود.

 

آن جا که گرسنگی

بویی قدیمی و آشناست برای همه

نامی برای شناختن

بهانه‌‌ای برای دیدار

عشق ورزیدن

زیستن

تو شهر به شهر و دیار به دیار می‌روی

که حصه آن‌ها را

شادی‌های اندک

تحمل‌های طاقت فرسا

رنج‌های بی‌مر

شکیبایی‌های شگفت انگیز

بین‌شان تقسیم کنی.

 

تو را از یاد نمی‌توان برد.

تو را که از دوست داشتن معنای ساده‌ای داری

زیرا  هرروز

با نان و نمک

آن را با همسایه‌ات تقسیم می‌کنی.

 

به بازیچه‌ات می‌گیرند

تو را از خود می‌گریزانند

به بیهودگی نامت را تکرار می‌کنند

اما چون کفش کهنه‌ای

بر پیشانی در خانه‌هاشان

بر میخ‌ات می‌کشند

تا هر صبح و پسین

تو را بر کاکل‌‌هاشان داشته باشند.

 

تو را از یاد نمی‌توان برد

نه کوچه‌های سوگوارت را

در روزهای عزا

نه پنجره‌های بسته‌ات را

با پوشال‌های کاه

نه بازوان بلند و کشیده‌ات را

که از معبرهای پیچ در پیچ می‌گذرد

چون آه.

 

آن جا

اخبار روزانه منتقل می‌شود

نام جانباختگان به زبان می‌آید

آمار زندگان و مردگان

چون بازی “دامنه”

بالا و پایین می‌رود

عشقی کهنه و قدیمی

با زبانی الکن افشا می‌شود

یکی صدا‌ها را رنگی ارغوانی می‌زند

یکی شبنم می‌فروشد

یکی در میان همهمه و غوغا

گوشه می‌گیرد

تا به آواز زنجره‌ای تنها گوش کند.       

آنگاه

همه هجوم می‌برند

درهای مقفل را می‌شکنند

از سردابه‌های تو در تو می‌گذرند

تا گلبوته‌ای را

که در تاریکی روئیده

در آفتاب نشا کنند.

 

آنان مرگ را باور نمی‌کنند

جز در لحظه‌ای که رخ می‌دهد

آنان تاریکی را باور نمی‌کنند

شب را باور نمی‌کنند

مهلتی می‌دانند

تا تابندگی فسفرین آب دریاها

به خود خیره شان کند.

آنان گذر زمان را باور نمی‌کنند

عقربه ساعت هاشان

به شاخه نیلوفری بسته شده

که هر روز رویش پنهان گیاه را می‌نمایاند.

ساعت‌ها تکرار ثانیه‌های بیهوده نیست.

صداها را اندازه می‌گیرد

لبخند‌ها را وزن می‌کند

حجم دیدار‌ها را معین می‌کند

از  تعدد آفتاب‌های رفته

از آواز آخرین پرندگانی که در سپیده دم

در اقیانوس تن شستند

سخن می‌گوید.

 

راستی نام تو چیست؟

در شهر زاده شدی

یا در روستا؟

کسی نمی‌داند.

تو بر فراز هزاران کاکل پریشان

دستادست می‌گذری

تا به چهار راه می‌رسی.

در این سفر نام‌ات گم می‌شود.

در این سفر بوی‌ات گم می‌شود.

چه کسی نخستین بار رخت‌های تو را دوخت؟

چه کسی نخستین بار کفش‌های تو را وصله کرد؟

بر سر کدام شاخه درخت بلند

نخستین بار افق دور را نطاره کردی؟

مدهوش کدام صدا و رنگی

که هنوز

در کوچه‌های خاطره

آن را دنبال می‌کنی.

 

پوستینی از اعتماد

دستی بخشاینده عدالت

قطره اشکی برای آزادی

مرهمی برای زخم‌های دوست

رویایی

که کبوتران از آن می‌نوشند

تا با پرهای سوخته

گرد هاله ماه پرواز کنند.

 

نیاسودن

هرگز نیاسودن

پوئیدن

از تکرار آن واژه هرگز باز نایستادن

آن را چون عقیقی سفتن

تراشیدن

تراشیدن با تیشه نور

در کوره دل آب کردن

آن را به هیئت خاکی درآوردن

او اکنون کودکی است

که در آهنگر خانه کار می‌کند

او اکنون مادری است که با گل سرخی بر سینه

به دیدار  فرزند زندانی‌اش می‌رود

او اکنون جوانی است

که در چهار راه‌ها می‌جنگد

در کوچه‌ها شبنامه پخش می‌کند

صدایی است

که از پس میله‌ها فریاد می‌شود

کاسکت‌ها را می‌ترکاند

سر نیزه‌ها را زنگار می‌زند

گهواره‌ها را می‌جنباند

در پشت پلک نوزادان می‌خزد

تا پستان احتیاط را رد کنند

آنگاه ستاره باران سقفی سخی

و سرریز آفتاب‌های بی شمار

در کوچه‌های بی‌شمار

آنگاه رنگین کمان بازوان تو و آفاق خیابان‌ها

تغزل عاشقانه دست‌ها و لب‌ها

سیلاب مهر و دانایی در ازدحام میدان‌ها

تولد کودکان بی شمار

در  دامان هزار سوی تو

که تنها به فردا می‌اندیشند

تو را از یاد نمی توان برد

تاریخ انتشار : ۱۴ اردیبهشت, ۱۴۰۰ ۲:۳۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

پیش و پس موشک‌ها!

جمهوری اسلامی به دولت‌های عراق، عمان، عربستان و اردن خبر ‌داد که تصمیم به عملیات هوایی از خاک ایران به خاک اسرائیل دارد. عملیاتی که ناگزیر از آسمان کشورهای حد فاصل خواهد گذشت. با این کار، قدرت‌های جهان و کشورهای منطقه مرتبط با فضای جنگی و نیز مشخصاً دولت اسرائیل را از قبل نسبت به حمله، آگاهی سیاسی و نظامی داد.

در انتظار باران

دیروز از صبح،
در انتظار باران بودم،
می‌گفتند نمی‌آید،
ابرهای بارور را باد،
به آن سوی اقیانوس‌ها برده،
و چنین می‌پنداشتند، اما آمد …
چه روز زیبایی بود

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

پیش و پس موشک‌ها!

در انتظار باران

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد