سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۶:۱۶

دوشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۶

ابرام ساندویچی و مشتری پولدارش !

بدون آن که سخنی در پاسخی بدهم، به خیابان زدم وساعت ها بی هدف قدم زدم تا شاید بتوانم قیافه ی غضبناک ابرام ساندویچی وسیمای جوان شرمزده و سخنان گزنده تلخ تر از زهر پیرایشگر را از مغزم بزدایم وتسکین خاطر یابم.

به علت اندک کسالتی، امروز سر کار نرفتم. برای آنکه خانه نشینی حوصله ام را سر نبرد رفتم روزنامه ای بخرم.  به آرامی وآهسته در خیابان به سوی دکه روزنامه فروشی می رفتم. در میدان مرکزی شهر که پر از جمعیت بود، هر کس با عجله به سویی می رفت. یکهو صدای جیغ و فریاد بلندی برخاست. جوانی، تند و هراسان با گامهایی  بلند به چابکی می دوید. وبه دنبالش پنج شش نفری از اویش هم سریعتر. نعره های گوش خراش بگیریدش، آی دزد بگیریدش به یکبارگی فضای میدان را فراگرفت و بر زوزه  های اتومبیل های رنگ وارنگ عبوری غالب آمد.چند عابر درشت هیکل توانستند سد راه گریزشتابناک جوان شده، کتک زنان به داخل مغازه ای بیاندازندش.   صاحب مغازه پیرایشگری ازآشنایانم بود. قبل از بستن درب شیشه ای دکان، از سر کنجکاوی به داخل تپیدم. انبوه جمعیت در خیابان گرد آمده   آنچنان خیره، چشم بر مغازه دوخته بودند، گویی نمایش معرکه ای را تماشا می کنند. جوان کاملا خود را باخته با سر و صورتی سرخ شده از سیلی هایی که بر آن نواخته بودند. با چشمانی ور قلمیده، هراسان و مرعوب ومبهوت، به افراد پیرامونش  گیج و پریشانحال می نگریست.  بعد ازلحظاتی چند، تعقیب کنندگان که عصبیت و خشم سراپایشان را فرا گرفته بود، له له زنان سر رسیدند و با فشردن و چرخاندن محکم دستگیره درب مغازه، همگی از لای درب به داخل سریدند. سر دسته متعاقبین ابرام ساندویچی بود. ساندویچ فروش معروف سرکوچه ما. از سالها پیش که در شرکتی سر کارگر بودم و او نیز آبدارچی شرکت بود همدیگر را می شناختیم. پس از مدتی کار در شرکت را رها نموده، با نونوار کردن مغازه ای که از پدرش به ارث رسیده بود،  ساندویچ فروشی دایرکرد. فرد ی فوق العاده بد اخلاق، بد دهن و عصبی مزاج بود. از آغاز آشنایی مختصر احترامی برایم قائل می شد.

دو پسرش و تنی چند از همسایه های مغازه دارش
به همراهش بودند. رسیده نرسیده ناسزاگویان جوان را با مشت ولگد به باد کتک گرفتند.
پسر جوان که هفده هیجده ساله می نمود داشت از حال میرفت. خودم را وسط انداخته با
تغییر گفتم: ابرام بس کن بچه مردمو کشتی. ابرام با دیدن حال زار و وحشت زده جوان،
بر روی صندلی نشست. با صدایی دو رگه وپر ارتعاش گفت “آخه اگه بدونی این نامرد
چه بلایی بر سرم آورده به من حق می دهی”. گفتم : لیوانی آب بخور وفعلا به
اعصابت مسلط شو. به سوی جوان برگشتم، وی را که مثل موش آب کشیده، خونین و مالین می
لرزید به طرف رو شویی هل دادم. تا سر وصورتش رابشوید. ابرام ناله می کرد وبه زمین
و زمان فحش می داد. پرسیدم موضوع چیه؟ ابرام که لیوان خالی آب را دردستانش می فشرد
گفت: خودت بهتر از همه می دانی با چه بدبختی و فلاکتی توانسته ام مغازه فسقلی ام را
بعد از عمری دربدری راه بیندازم. بفرما این هم مثلا از مشتری که صبح الطلوع به تور
ما خورده

. با لحنی که آشکارا می رساند ازعصبانیت و حرص وجوش دارد از درون آتش می گیرد، گفت: این آقا پسر گفت: برایم همبرگر بده . ناکس با چنان افاده ای هم سفارش همبرگر مخصوص داد، که گمان بردم از آن بچه پولدارهای نازپروده است. دستور شازده را با جان ودل اجرا کردم. نامرد خورد، اونهم چه خوردنی مثل اژدها می بلعید. منتظر بودم دست ببرد به جیبش و پول در آورد. یکهو از در مغازه مثل اجل معلق فلنگ وبست والفرار. شانس آوردم پسرهام آنجا بودند وگرنه در رفته بود با چه عذابی دنبالش کردیم. آخه بابا اینهم شد کار…. روحیه ابرام را می شناختم . با مراعات احوالات روحی اش گفتم: ببین ابرام آقا یک عمر میهمانی ها داده ای. ساندویچ که نه کباب هایی واسه بساط مهمان هایت گذاشته ای که بیا وببین. حالا این بنده خدا حتما پول نداشته.  حساب کن تصدق سر بچه هایت  یک ساندویچ بهش داده ای. این قشقرق ها اصلادر شان تو نیست . … با شنیدن حرف هایم، ابرام کاملا آرام شده بود. پس از لختی تامل در کنارپسرانش وسایر همراهانش به سوی مغازه اش رفت. بعد از پراکتده شدن جمعیت، جوان که سر و صورتش را شسته و پاک نموده بود، با شرم رویی ضمن تشکر از من و پیرایشگر وگفتن اینکه ابدا اینکاره نیست. شدت گرسنگی به این کار وادارش کرد، مودبانه اجازه خواست برود. به همراه پیرابشگر بدرقه اش کردیم ، رفت. در حین خروج از مغازه ، پیرایشگر خوش سیما با صدایی  که از آن رنج وغم می تراوید، گفت، می دانی این آقا ابرام فرد کم ظرفیت و بی گذشتی است وگرنه از این جوانان بیکار که همیشه به جای پول شپش در جیبشان ول می خورد، برای اصلاح سر  اینجا هم می آیند و بعد از اتمام کار به بهانه شستن دست وصورت ازروی  صندلی در می روند. ولی من دنبالشان نمی افتم. خوب آخه فقر و نداری آدمو به هر کاری وا می داره به هر حال باید مدارا کرد.

بدون آن که سخنی در پاسخی بدهم، به خیابان زدم
وساعت ها بی هدف قدم زدم تا شاید بتوانم قیافه  ی غضبناک ابرام ساندویچی
وسیمای جوان شرمزده و سخنان گزنده تلخ تر از زهر پیرایشگر را از مغزم بزدایم
وتسکین خاطر یابم.

 

 

تاریخ انتشار : ۲۷ دی, ۱۳۹۶ ۶:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب اتحاد ملت ایران در محکومیت بازداشت آذر منصوری و دیگر فعالان اصلاح‌طلب

گاهنامه‌ی “برابری” نشریه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زنان

اطلاعیهٔ پخش زندهٔ کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

در کنار مردم؛ علیه سرکوب؛ برای آزادی و عدالت – در دفاع از سوسیالیسم(۹۲)

۱۹ بهمن شعله‌ای که خاموش نمی‌شود- در دفاع از سوسیالیسم (۹۳)

فیروزه بنی‌صدر: چرا دفاع از اصل استقلال برای پیروزی جنبش حیاتی است؟