سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۰:۱۳

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۳

احمدی نژاد دو گام به پیش با یک طرح جدید

هر چهار نامزد پست ریاست جمهوری که از مهره های اصلی خود حکومت هستند، ابتکار عمل سیاسی را از دستان خارج نشینان ایرانی ربودند. هر چهار تن اعتراف کرده اند که به ملت های غیر فارس ساکن ایران ظلم شده است. هر چهار تن قول و وعده داده اند که اصول قانون اساسی مربوط به آموزش زبان مادری را به اجرا خواهند گذاشت. از همه آن ملت ها، افرادی را به مقام های دولتی خواهند برگزید

یک فرد یا جریان سیاسی با مردم عادی این تفاوت را دارد که آن فرد یا جریان سیاسی، به سرعت به خواست های مردم پی می برد. اگر آن ها را قبول هم نداشته باشد، انکار نمی کند. به آن خواست های عمومی فرم و شکل “سیاسی” و قابل قبولی می دهد، و سپس آن را نمایندگی می کند تا حمایت آن مردم را از دست ندهد.

اما این موضوع، در میان ایرانیان این گونه نیست. احزاب و شخصیت های سیاسی ایرانی، خواست های اکثریت مردم که از قضا فارس هم نیستند را نمی بینند. چون پیشا پیش با آن ها و خواست هایشان مخالفند، وجود آنان و خواست هایشان را از بیخ و بن انکار می کنند. به خودشان اجازه نمی دهند تا خواست مردم آن مناطق را بررسی کرده و به آن شکل و فرم خاصی بدهند و به معادله ای تبدیل کنند که مورد قبول خودشان و آن ملت ها قرار گیرد.

از صدر انقلاب مشروطه تا کنون، ملت های ایرانی ترک، کرد، عرب، لر، ترکمن، سیستانی و بلوچ، خراسانی، گیلانی و مازندرانی و … خواست هایی در باره اداره امور منطقه خود، آموزش به زبان مادری، حقوق برابر سیاسی و اقتصادی و آموزشی با تهران و فارس ها را داشته اند و طلب می کرده اند. در این راه هم ده ها هزار ایرانی از ملت های ترک، ترکمن، فارس، کرد، عرب، بلوچ و … کشته شده اند، و کشته می شوند. آیا این انسان ها ثروت ملی ایران نبوده اند، و یا ارزش جان آن همه انسان از تعصب سیاسی به نوع خاصی از سیستم اداره کشور کم ارزش تر است؟

آیا انکار وجود و خواست های این ملت ها، اجازه ندادن به آنان در مشارکت و اداره سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و … منطقه خودشان این ارزش را داشته و دارد که برای آن ده ها هزار ایرانی – از همه ملت های ایرانی- کشته شوند؟ و ما به وجود و خواست های آنان بی توجه باشیم؟ آن خواست ها و رفتارهای سیاسی آن ملت ها را بررسی نکنیم؟ فرموله نکنیم؟ به آنان امتیاز ندهیم؟

آیا این نوع نگرش تعصب آمیز، به این نتیجه منطقی نمی انجامد که نه تنها حکومت های ایرانی که جریان های سیاسی و افراد سیاسی هم به آن ملت ها، به مانند ملت های مستعمره و نوکر، خادم، درجه پایین، غیر شهروند، با حقوقی نا برابر، دون و اندک و … می نگرند؟

آیا همین نگرش “انکاری” به حقوق ملت های ایرانی، باعث نشده که خود حکومت و جمهوری اسلامی ابتکار عمل را – این بار هم – در دست بگیرد و ما تنها عکس العمل نشان بدهیم؟ اگر هم برای مدتی مخالفت کنیم، بتدریج موافق خواهیم شد. چون نمی توانیم بیش از حکومت فعلی، در مقابل اراده و خواست ملل ایرانی بایستیم.

واقعیت آن است که روشنفکران و سیاستمداران داخل ایران، نه تنها سر و گردنی که تمام قدی بر سیاستمداران، احزاب و افراد سیاستمدار خارج نشین ایرانی برتری دارند. افراد روشنفکر و فعالان سیاسی چون عباس عبدی؛ روزنامه نگار و نظریه پرداز سیاسی، اکبر اعلمی؛ روزنامه نگار و نماینده مجلس و پیشگام در دفاع از حقوق ملت های ایران، حجت الاسلام مهدی کروبی؛ رئیس مجلس شورای اسلامی ششم، میر حسین موسوی؛ نخست وزیر دوران جنگ ایران- عراق، محمود احمدی نژاد؛ رئیس جمهور نهم (همین دوره رو به پایان) و حتی محسن رضایی، فرمانده سپاه پاسداران برای سال های متمادی و دبیر شورای مصلحت نظام، به وجود ملت های دیگر ایرانی در کنار ملت فارس، اعتراف کرده اند.

آن ها پذیرفته اند که تا کنون به این ملت ها ظلم شده است. نه تنها قانون اساسی سی سال قبل خود جمهوری اسلامی در باره حقوق این ملت ها اجرا نشده، بلکه حقوق آنان که در قانون اساسی مشروطه هم آمده بود، مسکوت مانده است. نه تنها مسکوت مانده که برای به سکوت کشاندن روشنفکران و پیشگامان آن ملت ها، ده ها هزار تن از بهترین فرزندان آنان را کشته و اعدام کرده اند تا حق و حقوقشان را ندهند.

راستی شما و منی که در این همه سال ها در باره حقوق قانونی آن ملل سکوت کرده ایم، و با “اقلیت قومی” نامیدنشان از دادن حقوقشان طفره رفته ایم، در آن کشتن ها و کشتارها چه نقشی داشته ایم و داریم؟ آیا این نقش ما در کشتار این انسان ها کمتر از نقش سران جمهوری اسلامی در کشتارهای دهه شصت است؟

آیا آن ملت ها را اقلیت ننامیدیم تا به اقلیت ها، حقوق انسانی و اولیه یشان را ندهیم؟ آیا هنوز هم نگرش شما و من به موضوع “اقلیت” و “حقوق”، به همان شیوه ایرانی و قدیمی و استعماری نیست؟

آیا حاضریم که به اقلیت های ملی یا قومی هم حقوقی را بدهیم که خودمان از آن ها بهره مندیم؟ حقوق مساوی و برابر در همه زمینه ها؟ آیا تا کنون از خودمان پرسیده ایم که چرا ملت های غیر فارس ایران می خواند از ایران و فارس ها جدا شوند؟ آنان در پی کدام نوع از امتیازها هستند؟ آنان چه می خواهند بدست بیاورند که با بودن با فارس ها، بدست نمی آورند و باید از ما جدا شده و کشور مستقلی تشکیل بدهند تا آن حقوق و مزایا را بدست بیاورند؟

اگر مخالف تجزیه ایران هستیم، چرا خواست های آنان را در چهارچوب ایران عملی نکنیم که بهانه ای برای تجزیه نداشته باشند؟ و خودشان را برده و مستعمره نبینند؟ آیا حاضریم از امتیازها و منافعی که از آنان عایدمان می شود، تا اندازه ای بنفع خود آنان چشم بپوشیم؟

هر چهار نامزد پست ریاست جمهوری که از مهره های اصلی خود حکومت هستند، ابتکار عمل سیاسی را از دستان خارج نشینان ایرانی ربودند. هر چهار تن اعتراف کرده اند که به ملت های غیر فارس ساکن ایران ظلم شده است. هر چهار تن قول و وعده داده اند که اصول قانون اساسی مربوط به آموزش زبان مادری را به اجرا خواهند گذاشت. از همه آن ملت ها، افرادی را به مقام های دولتی خواهند برگزید.

افتخار طرح این موضوع در این مرحله، متعلق به اکبر اعلمی است که از لیست نامزدها حذف شد. در میان این چهار تن، افتخارپیگیری حقوق ملت های غیر فارس ایرانی، عاید حجت الاسلام کروبی است. موسوی تبریزی هم به او پیوست اما با وسواس و تردید که متهم به “ترک گرایی” نشود. ترک گرایی یا پان ترکیسم همان است که اغلب ترک های صاحب منصب در حکومت های ایران را وادار به سکوت و حتی افراط در فارس گرایی می کند (کاسه داغتر از آش) تا موقعیت خودشان را تثبیت کنند. محسن رضایی هم قول داد تا در دولتش، از همه اقوام استفاده کند.

اما احمدی نژاد که تا کنون در این باره سکوت کرده و از قافله سه نامزد دیگرعقب مانده بود، شورای عالی انقلاب فرهنگی را مجبور کرد تا با تصویب لایحه ای سیاست عملی او در همین دوره از ریاست جمهوریش را هم به مردم نشان دهد. محمود احمدی نژاد رئیس آن شورا است. آن شورا تصویب کرد که از سال آینده دو واحد درسی در هر استان به زبان مادری مردم آن استان، در دانشگاه ها آموزش داده شود.

طرح احمدی نژاد هم بد نیست. اما همه نامزدها هم می دانند که این طرح آنی نیست که ملل غیر فارس ایران می خواهند. آن ها می خواهند تا زبانشان در هر استانی که در اکثریت هستند، زبان رسمی آن منطقه باشد. تصور می کنم که هر جریان، فرد، حزب، سازمان، تشکیلات و حتی هر نامزدی که بتواند این خواسته را فرمول بندی کرده و خواست های ملل غیر فارس را بیشتر نمایندگی کند، موفق خواهد شد. چرا که این داستان، در همین چهار سال آینده، حل نخواهد شد و ادامه خواهد داشت.

به عقیده من باید فعالان ملل ایرانی غیر فارس: ترک ها، ترکمن ها، قشقائی ها، عرب ها، سیستانی ها و بلوچستانی ها، کردها، لرها، بختیاری ها، گیلانی ها، مازندرانی ها، ساحل نشینان خلیج فارس و … باید به نامزدهای ریاست جمهوری، بیش از گذشته نزدیک شوند و آنان را با خواست های خودشان بیشتر آشنا کنند. یادتان باشد که اگر هم کاندیدای شما برنده نشد، شما برنده خواهید شد. چون هر کدام از این چهار تن، از مهره های اصلی حاکمیت هستند که تحت تاثیر اندیشه های شما قرار گرفته و عقاید شما را با خود با دورن سیستم خواهند برد و سیستم در آینده تسلیم شما خواهد شد.

 انصافعلی هدایت- ژورنالیست آزاد و مستقل

تورنتو – کانادا

تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد, ۱۳۸۸ ۸:۳۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

رویاهای من برای ایران

وقتی کارگران در جنبش توده ایی حل می‌شوند: بحران سازمان‌یافتگی در خیزش‌های سراسری ایران!

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان: اعتصاب ۲۹ بهمن، عزای عمومی برای رویاهای ناتمام دانش‌آموزان

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم

بیانیه ۴۱۶ کنشگر سیاسی و مدنی ایران در اعتراض به بازداشت‌ معترضان به کشتار دی‌ماه و تاکید بر شکل‌گیری «جبهه نجات ایران» در انتقال قدرت به مردم

بازتعریف نقش ایرانیان مهاجر در قبال جنبش‌های داخل کشور