کلارا ستکین، یک زن مبارز فیمینیست کمونیست بودکه درسال۱۸۵۷ درشرق آلمان بدنیاآمد، نام حقیقی او “کلارا آیسنر” بود ولی بعدازازدواج بایک نجارتبعیدی چپ روس بنام “اوسیپ ستکین” درسال ۱۸۷۸،اونیزنام ستکین رابرای خودانتخاب کرد.مورخین مبارزات اجتماعی اشاره میکنند که نام اوسالها تداعی مقاومت بود.اومیگفت آنجا که زندگی است، مبارزه است، وآنجا که مبارزه باشد، زندگی است. او نماینده جناح رادیکال جنبش زنان آلمان بود وتمام سیاست زنان رادرچهارچوب مبارزه درراه سوسیالیسم قبول داشت. وی یکی ازمروجین مهم سوسیال دمکراسی وجنبش فیمینیستی زنان کارگرنیز بود. بیوگرافی نویسان او را معمولن: سیاستمدار، تئوریسین فمنیستی، خالق جنبش سوسیالیستی زنان، وپایه گذار گروه کمونیستی اسپارتاکوس نامیده اند. اودرزمینه تعلیم وتربیت، جنگ وصلح، مبارزه علیه فاشیسم ، برابری زن ومرد، و کار زنان، دارای تئوریهای سوسیالیستی بود.
وی درسال ۱۸۵۷ بدنیاآمد ودرسال ۱۹۳۳،چند روزپیش از به قدرت رسیدن هیتلر، درمسکودرگذشت ودرپای دیوارکرملین به خاک سپرده شد، طبق گزارشی، بیش ازنیم میلیون نفردرمراسم خاک سپاری وی شرکت کردند. پدربزرگ وی یک افسرناپلئونی بود که بعداررفتن فرانسویان ، درشرق آلمان سکونت گزیده بود. پدرومادر کلارا ستکین هردوازهواداران انقلاب ۱۸۴۸ آلمان بودند. خانواده آنان مدافع ایده آل های انقلاب فرانسه مانند: آزادی، برابری، برادری، وروشنگری بود. کلارا ازطریق دوستی با اوسیپ ستکین؛ یک سوسیال دمکرات فراری روس، آشناشد. اوسیپ اورانخستین باربامارکسیسم آشنانمود. وی بعداز مبارزه علیه قوانین” شکریاشلاق” بیسمارک، همراه کلارا به فرانسه تبعید شد ودرسال ۱۸۸۹ درسن ۳۶ سالگی براثر بیماری سل درآنجا درگذشت. آواره گی ومبارزات جدید کلارا همراه دوکودکش ازآنزمان شدیدترشد. کلارا نخستین زنی بود که آنزمان بدون مراسم رسمی وکلیسایی درکنار همراه مبارزاتی اش زندگی راآغازنمود. کلارا ستکین دردوران تحصیل، آموزش زبانهای مدرن را یاد گرفت وسالها به شغل آموزگاری مشغول بود.
غیرازشرکت درمبارزات عملی واجتماعی، کلارا ستکین خالق مقالات وکتابهایی مانند: “دانشجو و زن”، “هنر و پرولتاریا”، “جنبش کارگری زنان آلمان”، “خاطراتی درباره لنین”، “انقلاب وزنان”، “درقفقازآزادشده”، “برای آزادی زنان”، “انقلاب برای روز بین المللی زن”، “نامه به بوخارین”، “نامه به ویلهلم پیک”، و “برابری”- مجله ای برای علایق زنان کارگر، نیزمی باشند.
هیچکس تاکنون مانند کلارا ستکین درجنبش فمنیستی ودرتاریخ مبارزات اجتماعی این چنین موردبحث ومشاجره موافق ومخالف قرارنگرفته است. ویلهلم دوم، امپراتورآلمان، آنزمان اوراخطرناکترین زن جادویی آلمان نامید. آراگون، شاعر آوانگاردفرانسوی، کلارا ستکین را زن مدرن زمان حال ومساوی بامرد بشمارمی آورد. زنان لیبرال، بورژوا، وسوسیال دمکرات، اوراقدرت طلب، مدافع دیکتاتوری حزبی و یکی ازمقصرین نابودی نخستین دمکراسی جوان آلمان، یعنی جمهوری وایمارمیدانستند. ماریا ریزه درسال ۱۹۳۲ نوشت اوتنها زنی بود که درمسکو شهامت انتقاد ازاستالین را ازخود نشان داد. درآلمان شرقی سابق اوراقهرمان زحمتکشان نامیدند ودهها خیابان، میدان، ومدرسه رابنام او نامیدند. درآلمان غربی درسال ۱۹۹۴ اورایک کمونیست دگماتیک نامیده واسم اورا ازروی تابلومدارس وخیابانها برداشتند. ژیلبرت بتینا ،نویسنده فرانسوی درباره او یک بیوگرافی ۴جلدی نوشت. بعدازترور روزا لوکزمبرگ و کارل لیبکنشت، درجمهوری وایمار، اورانیزبه مرگ تهدید نموده وبسوی خانه اش بمب پرتاب کرده وسگهایش را مسموم نمودند. کلارا ستکین درزمان اقامت درمسکو به انتقادازاستالین ونبود دمکراسی درحزب پرداخت. درمحافل سیاسی، اورانه تنهانماینده جنبش زنان کارگربلکه سوسیالیست، کمونیست، پاسیویست، پداگوک، ادیب، سخنران، فمنیست، ومبارزنامیده اند.
اومی گفت که زنان بیشترتحت تاثیرفرهنگ هستند تا زیرتاثیرطبیعت، ودردرون حزب کمونیست بایدروش وسازمانی برای تشکلات زنان وجودداشته باشد، وحق رای مانع استثماروفشاربه زنان نمی شود، وکارماشینی درکارخانه های سرمایه داری برای زنان موجب نقص جسمی ونژادی آنان می گردد، وازآغازمالکیت خصوصی، زنان نیزملک خصوصی مردهاشده اند واین رابطه مالکیت ازنظرایدئولوژیک زیرتاثیر مسیحیت، ایده آلیسم، وفلسفه حقوق طبیعی، محکم شده است، وبه سبب طبقاتی بودن، زنها نه تنها ملک خصوصی مردها بلکه ملک خصوصی سرمایه داران نیزگردیده اند، وازطریق دستکاری سرمایه داری، زن، ملک مرد دربازارکارشده، درحالی که زن باید رفیق مرد درمبارزه برای عدالت اجتماعی باشد. کلارا ستکین برای حل مسائل طبقاتی ازمارکسیسم کمک گرفت. اومی بایست میان سنت سوسیالیستی وسنت لیبرالی فمنیستی، میان جنس ها، ومیان طبقات، تصمیم می گرفت. اومی گفت که خواست حق رای برای زنان زحمتکش، مشکل برابری را حل نمی کند، ولی قدمی مترقی ویا وسیله ای موثر برای سازماندهی زنان می تواندباشد، وحق رای بدون آزادی اقتصادی، قدمی ناچیزاست که تغییری بوجود نمی آورد. کلارا ستکین می بایست به مبارزه علیه دائرت المعارف کلیسایی پاپ نیزمی پرداخت. اودرمخالفت باآموزش طبقاتی بورژوازی درمدارس، خواهان تربیت کارگری وسوسیالیستی برای فرزندان زحمتکشان بود. اودرجنبش کارگری زنان، خالق نظریه برابری بود و یکسال پیش ازبه قدرت رسیدن فاشیسم، درمجلس آلمان شعاراتحاد علیه به قدرت رسیدن حزب ناسیونال سوسیالیست یعنی حزب نازی راعمده نمود. وی درسنت روزا لوکزمبورگ، یک کمونیست سازمانده مخالف جنگ، یک انقلابی سوسیالیست ومدافع حقوق زنان بود.
کلارا ستکین نخستین باردرسال ۱۸۸۲ اعلامیه های گروه” پست سرخ” را از سوئیس به آلمان منتقل نمود، ودرسال ۱۸۹۵ به عنوان نخستین زن وارد کمبته مرکزی حزب سوسیال دمکراسی آلمان گردید. اوبعدازمرگ شوهراولش بایک نقاش کمونیست بنام فریدریک زوندل ازدواج نمود ولی بعداز۱۸سال ازاو طلاق گرفت. اونخستین باردرسال ۱۹۰۹ با لنین دیدارکرد وتا سال ۱۹۱۵بارها دستگیروزندانی شد. درسال ۱۹۱۶ ا و همراه روزا لوکزامبورگ وکارل لیبکنشت از پایه گذاران سازمان اسپارتاکوس بود. اودرطول زندگی مبارزاتی خود درمقاطع مختلف، عضو احزاب کمونیست، سوسیال دمکراسی، اسپار تاکوس، واتحاد سوسیالیستها بود، ودردرون حزب سوسیال دمکراسی به مبارزه علیه رویزیونیسم پرداخت، وسرانجام ازآن حزب خارج شد ووارد حزب کمونیست آلمان گردید. اودرسال ۱۹۲۰ به شوروی ودرسال ۱۹۲۳ به قفقازسفرکرد وگزارشاتی تهیه نمود، ودرسال ۱۹۲۷ به رهبری حزب کمونیست آلمان نوشت که از اجرای مراسم تشریفاتی ویادبود به مناسبت سالگرد تولدش خودداری کنند، چون او خودرا فقط مدیون: زندگی،مبارزه، وخواسته هایش می داند.
کلارا ستکین با لیبکنشت و کائوتسکی مکاتبه نامه ای داشت ودرخانه اش مهمانانی مانند روزا لوکزامبورگ وآگوست ببل رفت وآمد می کردند. اوباهمسر لنین ولوکزامبورگ یک دوستی خصوصی وسیاسی داشت. درمنابع وآثار انگلیسی زبان، اورا یک تئوریسین طبقاتی می دانند ونه یک نظریه پردازفمنیستی. ازدیگرخواسته های کلارا ستکین این بود که می گفت از فاحشه هایی که به دلیل فقرمالی تن فروشی می کنند، بایداعاده حیثیت نمود وبه آنان شغل مورد علاقه شان را واگذارنمود، یا به عبارت دیگر: درآنجا باید مبارزه نمود که زندگی جریان دارد.
————————————-
Clara Zetkin 1857-1933