سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ دی, ۱۴۰۴ ۲۱:۱۶

یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۶

اعتراض مردم؛ نه به دخالت آمریکا، نه به بازی با سرنوشت ایران
اعتراض مردم ایران مشروع است. این اعتراض، محصول فقر، ناامنی شغلی، سقوط امید اجتماعی و احساس نادیده‌گرفته‌شدن است. مردمی که به خیابان می‌آیند، نه مزدورند و نه ابزار بیگانه؛ بلکه...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: مهرزاد وطن‌آبادی
نویسنده: مهرزاد وطن‌آبادی
روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند
دیاکو علوی ــ مریم فومنی: آنچه او را در این روزها امیدوار می‌کند این است که «اعتراضات کم‌هیجان‌تر اما آگاهانه‌تر است، و همین‌طور پرهیز نسبی از خشونت و تخریب و باور...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دیاکو علوی ــ مریم فومنی
نویسنده: دیاکو علوی ــ مریم فومنی
تغییر از مسیر نه‌های مداوم؛ روایت زنی که تحریم را آغاز کرد
دانشکده: برخلاف تصور رایج، رزا پارکس آن روزها نه پیر بود و نه از شدت خستگی روی صندلیِ اتوبوس نشسته بود و نه چنان‌که بعدها روایت کردند، امتناعش از بلندن...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دانشکده
نویسنده: دانشکده
نامه‌ای سرگشاده به همۀ دغدغه‌مندان آزادی و آیندهٔ ایران
ما فداییان خلق ایران، هر سه این جبهه‌ها را در تقابل آشکار با منافع مردم و کشور می‌دانیم. ما، هم‌سو با همۀ نیروهای مترقی ایران، بر این باوریم که شکل‌گیری یک...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود
شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شهناز قراگزلو
نویسنده: شهناز قراگزلو
شجاعتِ بی‌سلاح: روایت زندگی امیلی گرین بالچ
گروه کار زنان فداییان خلق ایران (اکثریت): جنگ جهانی دوم نگاه امیلی را پیچیده‌تر کرد. او همچنان صلح‌طلب بود، اما می‌دانست که در برابر شر مطلق، گاهی انتخاب‌ها دشوار می‌شوند....
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
L'Iran non ha bisogno del sostegno e dell'ingerenza di stranieri e di persone come il signor Trump per liberarsi dalla tirannia!
L'Organizzazione dei Fedayn del Popolo dell'Iran (Maggioranza) ritiene che la prima e più immediata misura per superare l'attuale crisi e neutralizzare qualsiasi minaccia e intervento straniero sia mostrare una sincera...
۲۰ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: Comitato politico-esecutivo dell'Organizzazione Fadaiana Popolare dell'Iran (Maggioranza)
نویسنده: Comitato politico-esecutivo dell'Organizzazione Fadaiana Popolare dell'Iran (Maggioranza)

بشر از مفهوم تا مصداق – سوفیستهای امروزی و “هیستوریکال کانکریتنس”‎

اين بلبشو كه ميبينيم، از امريكا تا عربستان، از اتحاد شوروي تا چين، از فمينيستها تا ترتسكيستها در مسكو يا پكن، در كانادا يا ريشدار و بي ريشها، عينك دار و لنز دارها، در حقيقت در حال غوطه وري در مجاز ناشي از بحران و رفتن بسمت مجاز جانشين، يعني طَي مسافت بين دو دوره تحولي تاريخي و ساختن و سوار شدن وسيله بعدي هستند.

تصور کنید که یک جاده یی وجود داشته باشد که در فواصلی معین کأمیون یا قطار هایی – حتا اسبها و قاطرانی بعنوان کاروان- این جاده را تشکیل داده باشند. این جاده از باصطلاح ازل بیاید و بسمت ابد برود. بشر هم باید با این وسائل نقلیه بسفر خود ادامه بدهد. این وسائل، هریک نسبت بیکدیگر، منفک، متمایز، و مشخص باشند. تشخص هریک از اینها، بیان قسمتی از راه است. حال تصور کنید که بشر باید از هریک از اینها پیاده شده و تا وسیله بعدی، مسافتی را طَی کند، مثل رفتن از توقفگاهی به توقف گاهی دیگر. نام هریک از این وسائل و توفقگاهایشان، دوران است. و برای هریک یک عنوانی بنام ” شرکت سهامی” آن دوران خاص باشد، که معمولا نام مقصد و ویژگی بارز هر راه و مسیر هستند. 

تمام اینها جمعا ” تشخص تاریخی” (هیستوریکال کانکریتنس)، را تشکیل می دهند. تفاوت ادیان و سایر گونه های ادراک بشر دقیقا در همینجا خوابیده است، و هیچکدام هم براساس غلط و درست تقسیم بندی نشده اند، هریک جایگاه و نقش خود را دارد. ادیان در سطح انتزاعی بسیار بالا که هستی مینامیم قرار دارند و موضوعشان تعیین و تعریف میشود، و سایرین هم بهمین ترتیب. اولی را سرزمین الهیات و دومی را سرزمین فلسفه نامیده اند. مارکس در هگل این تفاوت را ” بو برده بود” و همین باعث چیزی شد که هگلی های چپ نامیده اند. او به ” بوی برده شده خود” گفت ماتریالیسم و به بقیه هم عنوان ایدە آلیسم را داد. 

خوب حال سوْال اینستکه این تفاوت چه بوده است و اصولا این تفکیک، و تمایز و تشخص بین کدام دو عنصری بوده اند که اینقدر مهم و تاثیر گذار بوده اند. این دو عنصر را امروزه با نامها و عناوینی متفاوت، ولی مضمونهای برابر می شناسیم. مفهوم و مصداق، مجاز و معین، و الا آخر که جمعا ایدەآلیسم و ماتریالیسم نامیده شده اند، و در کلیتی از انتزاع اعلا، الهیات و فلسفه،  تفکیک، تمایز، و تشخص یافته اند. 

مثالی بزنیم. مداد در مفهوم از تفکیک و تمایز و تشخص که زمان حاصل آن است، برخوردار نیست، یعنی انچه کانکریت مینامیم و حتما حامل زمان است، یعنی بعنوان مفهوم هر وسیله یی که بتوان با آن خطی و نشانی در جایی گذاشت، مداد است. نقاش ازل، نقاش چین و بسیاری کاربردهای ادبیات و زندگی روزمره ما بنابراین مداد هستند. اما مصداق این مفهوم مداد، مشخص است، ازل است و چینی، و سفید است و آبی، کوتاه است و بلند، کهنه است و نو. و بالاخره خودکار و قلم دوات و مشابه را نیز در بر میگیرد. هرکدام از اینها در تشخص زمانی وجود داشته و دارند، یعنی بیان و هم حامل” هیستوریکال کانکریتنس” هستند،  که ساده کنیم، وجود دارند. اما مفهوم مداد از این خصوصیت برخوردار نیست، زیرا دامنه تعریف آن از هردو سمت، باز است، بقول معروف، سر و ته ندارد. 

تروتسکی، و تمام آنهایی که بە شکاف با استالین رسیدند، حتا خود مارکس و لنین، هیتلر و لوکزامبورگ و دو سمت اینترناسیونال، و بسیاری امروزه از قبیل جبهه ملی و حزب توده، فدائیان و بسیاری دیگر، اتحاد شوروی و چین، امریکا و حتا اتحاد شوروی و انگلیس و اروپا، انقلاب امریکا و اکتبر و چین، و انقلابهای دیگر و پیش از خودشان، بر همان مبنای مثال فوق قابل دسته بندی بوده و هنوز هستند. مداد وقتی به قلم دوات و یا بە عکس تبدیل میشود، خود دوباره بر اساس مفهوم و مصداق، دسته بندیی جدید را بوجود می آورند. یعنی آنچه تشخص زمانی یا “هیستوریکال کانکریتنس” نامیده میشود، خود نیز دایما در معرض تغییر و تحول و مرزبندی ودسته بندی قرار دارد. . 

حال بازمیگردیم به سطوح بالای بشر بعنوان هستی که هم مفهوم است و هم مصداق. آن تعبیر جاده و وسائل نقلیه که در ابتدا آورده شد، نیز در حقیقت براساس همین تقسیمبندی که از یکسو تشخص زمانی دارد (هیستوریکال کانکریتنس)، و از سوی دیگر بی زمان و بنابراین غیر منفک، غیر متمایز و بدون تشخص (کانکریتنس)، میباشد، قرار دارند.

آنچه مارکس از هگل ” بو برده بود” (یعنی گمان و نه فهم)، نیز راجع به همین است. از این بابت لنین بە سطحی بالا از ” فهم” دست پیدا کرده بود و استالین (نه بعنوان فرد بلکه نهاد یعنی حزب)، این را به اوج رسانده است. مثل اینکه استالین بدنبال لنین چنین گفته باشد، که بالاخره انسان یک وجود حقیقی با احتیاجات حقیقی میباشد، و جنگ هم یک واقعیت حقیقی است و تخریب و نابودی نیز بهم چنین. تمام تغییر و تحولات سرگذشت بشر هم درست در همین مرز بین مفهوم و مصداق بوده اند و در ستیزها به شقاق رسیده اند. این پدیده را در جنگ هشت ساله و خود نفس انقلاب بهمن و وقایع اش دیده و هنوز می بینیم. اینجا جاییست که تولید و باز تولید، و تامین از مفهوم به مصداق، از ازلی ابدی و باز به دوران گذار می کنند. مسافت بین دو توقفگاه طَی شده و به وسیله بعدی سوار می شویم. دوره یی از مجاز ناشی از بحران به مجاز جانشین و بالاخره مصداق دوران بعدی گذار می کند. جهان امروز از انقلاب امریکا، اکتبر، و چین در حال پیاده شدن و رفتن بە سمت وسیله بعدی ست. این بلبشو که میبینیم، از امریکا تا عربستان، از اتحاد شوروی تا چین، از فمینیستها تا ترتسکیستها در مسکو یا پکن، در کانادا یا ریشدار و بی ریشها، عینک دار و لنز دارها، در حقیقت در حال غوطه وری در مجاز ناشی از بحران و رفتن بسمت مجاز جانشین، یعنی طَی مسافت بین دو دوره تحولی تاریخی و ساختن و سوار شدن وسیله بعدی هستند. از ماتریالیسم ویران بە سمت ماتریالیسم بە دوی می روند. ولی از ترس حاضر نیستند و یا دقیقتر، قادر نیستند که از نرده انقلابهای منتفی شده در تحقیق هایشان، دست بردارند، و کماکان در پی إثبات حقانیت ضد اکتبری و کودتا دانستن آن، جبهه ضدانقلاب جهانی را با جاشنی روستایی فاشیستی تداوم بخشند. در سراسر جهان امروز. 

این دیگر ایدە آلیسم نیست، این غربت و سرگردانی و شکاکیت است. این را در نوشته هایی با عنوان  پرانتز باز کاپیتالیسم دولتی” بە طور بارز می بینیم. ” 

نه معلوم است کاپیتالیزم چیست و نه جانشین آن، یعنی عدم آشنایی با هم روش و هم مضمون” هیستوریکال کانکریتنس”.  اینها معمولا طرفداران رویای امریکایی در مناطق مختلف جهان هستند، اما هی به ” نئولیبرالیسم”، که خود باشند، لعنت می فرستند.  بقول دیوانه های متخصص سلامت روانی، در نوعی از ” خود آزاری” گرفتار امده اند. 

 

تاریخ انتشار : ۲۶ آبان, ۱۳۹۶ ۶:۰۷ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

نامه‌ای سرگشاده به همۀ دغدغه‌مندان آزادی و آیندهٔ ایران

ما فداییان خلق ایران، هر سه این جبهه‌ها را در تقابل آشکار با منافع مردم و کشور می‌دانیم. ما، هم‌سو با همۀ نیروهای مترقی ایران، بر این باوریم که شکل‌گیری یک برآمد اجتماعیِ متحد حول مطالبات روشن و مشخص، در پیوند با سازمان‌دهی متکثر و غیرمتمرکزِ اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، می‌تواند به پیروزی‌های چشم‌گیرتر مردم و تقابل مؤثرتر با جبهه‌های استبداد بینجامد. جامعهٔ مدنی آگاه، جنبش‌های اجتماعیِ درهم‌تنیده و نیروهای مردمی و سیاسی ایران بارها نشان داده‌اند که توان ایستادگی خردمندانه در برابر خشونتی را دارند که هر سه جبهۀ دشمنان مردم بازتولید می‌کنند؛ و هر بار نیرومندتر از پیش بازمی‌گردند.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

انقلاب آمریکایی: پیروزی دموکرات‌های سوسیالیست از نیویورک تا سیاتل…

گودرز اقتداری: با توجه به اینکه خانم ویلسون، شهردار سابق را ابزاری در دست تشکیلات حاکم بر حزب معرفی می‌کرد، به نظر می‌رسد کمک‌های مالی از طرف مولتی میلیونرهای سرمایه‌داری دیجیتالی در شهر که عمده ترین آنها آمازون، گوگل و مایکروسافت هستند و فهرست طولانی حمایت‌های سنتی حزبی در دید توده کارگران و کارکنانی‌که مجبور به زندگی در شهری هستند که عمیقا با مشکل مسکن و گرانی اجاره ها روبرو است، به ضرر او عمل کرده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعتراض مردم؛ نه به دخالت آمریکا، نه به بازی با سرنوشت ایران

روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند

تغییر از مسیر نه‌های مداوم؛ روایت زنی که تحریم را آغاز کرد

نامه‌ای سرگشاده به همۀ دغدغه‌مندان آزادی و آیندهٔ ایران

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شجاعتِ بی‌سلاح: روایت زندگی امیلی گرین بالچ