سی و یک شهریور امسال، سی و شش سال از آغاز جنگ هشت سالە ایران و عراق می گذرد، جنگی ویرانگر کە در جریان آن، خسارات جانی و مالی شدید و گستردەای بە ایران و عراق وارد آمد، و این دو کشور را سالها از مسیر ترقی و پیشرفت عقب نگە داشت، جنگی کە ماحصل آن تلف شدن بیش از یک میلیون انسان و ۱۱۹۰ میلیارد دلار خسارت بە هر دو طرف درگیر بود، جنگی ارتجاعی، کە بجز تحکیم پایەهای ارتجاع در این دو کشور، از نظر سیاسی دستاورد دیگری برای مردمانشان بدنبال نداشت.
زمانی کە جنگ شروع شد، و با هجوم وحشیانە هواپیماهای تجاوزگر رژیم بعث بە مهمترین فرودگاههای کشور، کسی تصور نمی کرد کە جنگ هشت سال مدید طول بکشد و چنین سرمایەهای مالی و جانی کشور را بە کام سیاە خود فروکشد. تصور این بود کە بعد از مدتی نە چندان طولانی، بعلت شکست ناپذیری هر دو طرف و اهمیتی کە این دو کشور بالکل در منطقە داشتند، جنگ خاتمە یابد و دوبارە صلح بر منطقە حاکم گردد، اما نە تنها چنین نشد، بلکە بعد از فتح خرمشهر و بیرون راندن قوای بعث از خاک میهن کە بهترین موقعیت برای شروع صلح و پایان دادن بە جنگ بود، حاکمان وقت بە جای صلح، ادامە جنگ را برگزیدند و با سردادن شعارهای غیر واقع بینانە و خیالی، ایران را بیش از پیش بە کام فاجعەای راندند کە هنوز از پیامدهای وحشتناک آن می نالد. مهمترین این پیامدهای دهشتناک و ارتجاعی، تصفیە حسابهای سیاسی در زیر سایە جنگ در مسیر انحصار قدرت از طرف جناح مذهبی شرکت کنندە در انقلاب بهمن بود کە بە حق از عهدە آن هم برآمد. فضای جنگ، تبلیغات لجام گسیختە جهت زندەکردن اسطورەهای مذهبی، بسیچ سرتاسری و مظلوم نمائیهائی کە هم وجهە مذهبی داشتند و هم وجهە ناسیونالیستی، آن امکان را فراهم آوردند کە رژیم در فرایندی نە چندان درازمدت بە ترتیب نیروهای دیگر شرکت کنندە در انقلاب بهمن را از طریق سرکوب و اعدام و زندان از صحنە خارج کند، و خود بە حاکم بی چون و چرا و بی رقیب در کشور تبدیل شود. در آن شرایط، انگ زدنهای بی بنیان و بی اساس بە نیروهای دگراندیش، از جملە جاسوس خواندن آنها و یا بە خیانت متهم کردنشان، با توجە بە امر جنگ و تسلط بی چون و چرای آن بر کشور، افکار عمومی نە تنها فرصت آن را نیافت کە چگونگی آن را بە بحث نشیند و صحت و سقم آن را بسنجد، بلکە برایش بە موضوع درجە چندم تبدیل شد و بدین ترتیب حکام مذهبی کە تنها بخشی از نیروی شرکت کنندە در انقلاب بهمن بودند، توانستند بە آسانی روند بە انحصار در آوردن قدرت سیاسی و تسلط بر ماشین حکومتی را بە پایان برسانند و برای همیشە بنوعی خود را از پلورالیسمی کە دستاورد انقلاب بهمن بود، برهانند. بیخود نبود کە همان زمان خمینی جنگ را یک نعمت الهی خواند. نعمتی کە صدام پیامبر و پیام آور آن بود، و حکام مذهبی از آن بخوبی در جهت منافع خود استفادە کردند.
اما جنگ علیرغـم نعمت خواندن آن، چنان دیو پلشت و آنچنان هیولای مخوفی بود کە نمی توانست برای همیشە نعمت بماند. سرانجام ایران زیر فشارهای ویرانگر آن، کمر خم کرد و حکام جمهوری اسلامی بر خلاف میل خود تن بە پذیرش قطعنامە ۵۹۸ داد، پذیرشی کە خمینی آن را بە نوشیدن جام زهر تشبیە کرد. محدودیتهای اقتصادی، نظامی، مالی، انسانی و سیاسی رژیم در بسیج امکانات بیشتر، رژیم را متوجە خطری ساخت کە ادامە بیشتر جنگ متوجە بنیانهای وجودی آن می کرد. و چون در این حکومت، حفظ نظام از اوجب واجبات است، پس بە جنگ خاتمە دادند.
البتە هنوز بعد از سی و شش سال از آغاز جنگ ایران و عراق، هستند افراد، عناصر و جریانات ویرانگر و جنگ طلبی کە در رویای کشانیدن ایران بە جنگهای دیگر از جملە جنگ علیە آمریکا هستند. اینان کە عمدتا همانا افراد منسوب بە جبهە پایداری و دلواپسان هستند، نە تنها پذیرش قطعنامە ۵۹۸ از جانب خمینی را کار خیانتکارانە افراد خاصی می دانند کە دوروبر رهبر نظام در آن زمان بودند (از جملە رفسنجانی) و او را وادار بە پذیرش قطعنامە کردند، بلکە بە صراحت می گویند کە هدف از انقلاب ۵۷ نە ایجاد ایرانی آباد و آزاد و پیشرفتە، بلکە نابودی استکبار در تمام جهان بودە است، و چونکە هنوز این هدف متحقق نشدە است پس باید سیستم و نظام را چنان رهبری کرد کە بتوان بزودی این هدف را متحقق کرد! بە زبانی دیگر، این افراد هنوز در رویای برپایی جنگی مشابە جنگ هشت سالە هستند، و البتە این بار با توجە بە پیشرفت غیرقابل تصور فن آوری تسلیحاتی در جهان، بسیار خطرناکتر و ویرانگرتر.
در سی و ششمین سالگرد جنگ ایران و عراق، نیروهای صلح دوست و بویژە مردم مهین ما باید بهوش باشند و خطر نیروهائی از نوع جبهە پایداری و دلواپسان را کماکان جدی بگیرند. هنوز خطر جنگ خانمان برانداز دیگری از نوع جنگ ایران و عراق و این بار بمراتب بدتر، کاملا از میهن ما رخت برنبستە است. سیاست و ایدەئولوژی جنگ طلب، اگرچە دست بە عصا، اما هنوز در تکاپوی پیمودن راهیست کە کشور و مردم را بە جبهەهای کشتار، ویرانی و نابودی دیگری می کشاند.