مدلهای تغییر در جوامع را معمولا بە دو دستە اصلاح طلبی و انقلابی تقسیم می کنند، اما بعد از انقلابات رنگین در بلوک شرق، اصطلاح سیاسی ‘اصقلاب’ هم وارد ادبیات سیاسی شد و بدین ترتیب ما با سە روش تحول در جوامع روبرو شدیم.
در ایران هر سە مدل تغییر از طرف نیروهای مختلف سیاسی تعقیب شدەاست. شاید بتوان گفت مدل تغییر انقلابی نظام جمهوری اسلامی از همان بدو پیدایش آن، برگرفتە از حال و هوای انقلابی انقلاب بهمن و نیز تسلط این ترم سیاسی در آن دوران، با خود نظام تولد یافتەاست؛ مدلی کە بعد از چهل و اندی سال هنوز نتوانستە خود را پراکتیزە کردە و بە شکل مسلط تحول در کشور تبدیل کند.
بە همان طریق می توان گفت کە مدل اصلاح طلبی نیز در وجود نیروهائی مانند نهضت آزادی کە بە انقلاب پیوستە بودند، وجود داشت؛ اما این جریان نتوانست بە نمایندە مسلط این نگاە استراتژیک تبدیل شود، و در واقع با شروع ریاست جمهوری خاتمی در سال ٧۶ است کە جریان اصلاح طلبی فرم مشخص و غالب خود را در قوارە نیروهای خط امامی کە تغییر ماهیت دادەبودند، باز می یابد.
در مورد اصقلاب هم می توان گفت کە این مدل با توجە بە پیروزی انقلابات رنگی، مدتی در میان بخشهائی از اپوزیسیون مطرح شد، اما در داخل کشور هیچگاە بە یک استراتژی مطرح و مسلط تبدیل نشد، و با توجە بە حساسیت نظام بە این گفتمان، بشدت بە مقابلە با آن پرداختەشد.
بە این مقدمات پرداختەشد تا بتوان وضعیت اصلاح طلبان را بعد از گام بلند حاکمیت برای یکدست کردن صفوف خود، و راندن اصلاح طلبان و بنوعی میانەروها از ارکان قدرت را دریافت. آیا ما با این تغییر مهم، شاهد آن خواهیم بود کە اصلاح طلبها بە استراتژی های دیگر بپیوندند؟ آیا کشور شاهد تغییر پارادایمی از اصلاح طلبی بە انقلابی گری خواهد بود؟١
می توان گفت ابتدا بخشی از اصلاح طلبان بعد از اتفاقات اخیر بە اردوی اصولگرایان خواهندپیوست. لایەهائی دیگر از آنان، بە نیروهای مخالف نظام روی خواهند آورد، هرچند این گرایش الزاما بە معنای شرکت مستقیم آنان و یا عضویتشان در احزاب و سازمانهای مخالف جمهوری اسلامی نخواهدبود و این میل بیشتر خود را در حوزە گفتمانی نشان خواهد داد. اما بە نظر نمی رسد کە در بافت اصلی اصلاح طلبان، تغییر عمدەای بعلت راندنشان از نظام پدید آید. کمااینکە بخشی از آنان، فرصت موجود را غنیمتی می دانند برای بازگشت بە بدنە اجتماعی خود و جامعە، و تدقیق و تطهیر نگاە و استراتژی با نگاە بە پایین. از طرف دیگر تا برخورد نظام بە آنان از حذف در بافت قدرت بە حذف در بافت جامعە (یعنی سرکوب فیزیکی)، منجر نشود، آنان امید این را خواهندداشت تا بتوانند بە بازسازی خود دست زدە و بطرق دیگری برآمد داشتەباشند. در واقع آیندە اصلاح طلبان بیشتر در نوع برخورد حکومت با آنان در بیرون از قدرت بستگی دارد، تا با برخورد بە آنان در بافت قدرت سیاسی.
پس با این حساب می توان گفت کە اصلاح طلبی درست است تضعیف شدەاست، اما هنوز از میدان بدر نشدە و بر خلاف نیروهای سیاسی مخالف کە حذف فیزیکی شدند، آنان لااقل تا مدتها از امکاناتی کە دارند استفادە خواهندکرد؛ و درست بە علت برگشتن بە بطن جامعە، منش و روش آنها بە مراتب انتقادی تر از گذشتە خواهدشد.
می توان گفت کە با لاغرشدن حاکمیت و ریزش نیرو، کە گاها آگاهانە از طرف حاکمان صورت می گیرد، جامعە بلافاصلە وارد روند انقلابی نخواهدشد و کماکان نیروی واسطەای قرار دارد کە بە تلطیف شرایط، بە مابەازاء توان خود می پردازد. و بە نظر نمی رسد حاکمیت هم فعلا برنامە حذف آنان از صحنە اجتماعی را داشتەباشد، و اساسا در شرایطی هم نیست کە بتواند خیلی سریع اقدام بدان کند.
شاید ما در آیندە، شاهد حاکمیت یکدستی خواهیم بود کە در یک بستر اجتماعی پلورال در حوزەهای سیاسی، اجتماعی و مدنی ناچار بە اعمال قدرت خواهد بود. و این خصوصیت اصلی کشور را تشکیل خواهد داد. یعنی از طرفی حاکمیتی بشدت یکدست، و از طرف دیگر جامعەای کە بە این یکدست شدن واکنش منفی خواهد داشت. البتە نظام تلاش خواهد کرد جامعە را بیشتر ببندد، اما پابەپای بستەشدن بیشتر حاکمیت، چندگونگی درون جامعە در مقابل آن کە از حوزە توان حاکمیت خارج است، برجستەتر خواهد شد.
باید منتظر آن بود کە با برگشتن اصلاح طلبان (بویژە بخش رادیکال آن) بە بطن جامعە، توان مدنی در مبارزە افزونی یابد و بە همان قیاس هم شاهد تنومند شدن مردم در مقابل حاکمان خواهیم بود. و این فرصتی است برای همە آنانی کە بە تغییر از طرق مسالمت آمیزمی اندیشند. مبارزە برای تغییر هنوز از بالای سر اصلاح طلبی نمی گذرد، بلکە همراە آن، بعنوانی یکی از نیروهای خواهان تغییر، می گذرد. جنبش تحول خواهی در کشور هنوز بە این نیرو نیاز دارد.
زیرنویس:
١ـ اساسا بحث اصقلاب مطرح نیست، زیرا نە اصلاح طلبان بە اردوی انقلابی گری پیوستند، و نە انقلابی ها توانستند بخوبی از فرصت هائی کە اصلاح طلبی در کشور ایجاد کرد بە نفع خود استفادە کنند.