شواهد منطقه نشان می دهد که پس از طرح صلح ابراهیم دونالد ترامپ و اجرایی شدن بندهایی از آن، تغییرات محسوسی در منطقه اتفاق افتاده است. تغییراتی که لازم است وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بهای مناسب به آن بدهد تا مانند حضور اسرائیل در آذربایجان که حدود بیست سالی به روی واقعیت آن چشم بسته بود ، گرفتار عواقب سوء احتمالی ناشی از بی تفاوتی خود نسبت به آن ها نشود. شواهد این را نشان می دهد که ایالات متحده و متحدان اروپایی و منطقه ای او در صدد هستند همان طور که به لحاظ سرزمینی و در یک اقدام هماهنگ و برنامه ریزی شده خود را به مرزهای چهار گانه ی ایران رساندند و این گربه ی خوش خواب را در محاصره ی خود قراردادند، به لحاظ “نفوذ معنوی” جمهوری اسلامی بین مردم منطقه هم او را زمین گیر کرده و تحت محاصره ی خود در آورند
شواهد نشان می دهند:
ـ پس از رونمایی از طرح صلح
ابراهیم، علی رغم توپ و تشر های مسئولین جمهوری اسلامی و نشریات و روزنامه های همسو، روابط کنسولی بین اسرائیل با بحرین و امارات متحده عربی بر قرار شد.
ـ گروه طالبان در مرزهای شرقی قدرت را در دست گرفتند، و هرچند پیش از این کشورهای سازمان ملل متحد متفق القول آن ها را تروریست می نامیدند، اما پس از یک ماه بر سر شناسایی آن مسابقه گذاشته اند.
ـ جنگ بین آذربایجان و ارمنستان درگرفت. ترکیه و روسیه بازیگران اصلی این جنگ بودند بدون توجه به ایران که جنگ در کنار مرزهایش در حال وقوع بود.
ـ یک سال پس از جنگ آذربایجان و ارمنستان، آذربایجان دو مانور با فاصله ی اندک ابتدا با مشارکت ترکیه و اسرائیل و سپس با مشارکت پاکستان و ترکیه اجرا کرد. و در جواب اعتراض ایران، حیدر علی اف پرچم اسرائیل را بالا برد.
ـ سرگئی لاورف تاکید کرد، اسرائیل می بایستی در تمامی تصمیمات منطقه ای حضور داشته باشد و این خط قرمز مسکو است.
ـ برای عادی سازی روابط با اسرائیل،نشستی در اربیل کردستان عراق برگزار شد.
ـ بعد از ده سال عبدالله بن زاید وزیر امور خارجه امارات متحده عربی برای دیدار با بشار اسد به سوریه رفت و مورد استقبال شخص اسد قرار گرفت.
آنچه در سطور بالا آمد، گوشه هایی از تحرکات انجام گرفته در همین فاصله ی اندک گذشته از برقراری بندهایی از صلح ابراهیم در اطراف این گربه ی به آسودگی خوابیده است. با توجه به این که در مجموع، این تحرکات مخالف سیاست های جمهوری اسلامی ست و لاجرم مخالفت خود را
بیان میکند، دستگاه های تبلیغاتی منطقه ای و بین المللی بیکار ننشسته و این مخالفتها را با آب و تاب بیشتری و البته به صورت منفی در ذهن مخاطب خود تزریق می کنند و به این صورت هر روز بیشتر از روز پیش از نفوذ” معنوی” جمهوری اسلامی بین مردم منطقه کم و کم تر می کنند. ضمن آن که حاکمان و مخالفان جمهوری اسلامی هم برای نشان دادن مخالفت شان با سیاست های جمهوری اسلامی تحرکاتی انجام می دهند، مانند شاخ و شانه کشیدن های الهام علی اف در جریان مانور نظامی ایران در کنار مرز با آذربایجان، با نشان دادن پهپاد اسرائیلی و ناز و نوازش کردن آن و یا عدم استقبال کثیری از مردم لبنان از کشتی های نفتی ایران با وجود نداشتن سوخت برای حتا بیمارستان ها و کارخانه های تولید برق و یا عدم استقبال از نمایندگانی که حشد الشعبی معرفی کرده بود در انتخابات عراق و بدست آوردن فقط ۱۷ کرسی نمایندگی پارلمان عراق.
اما مهمترین اتفاق نزدیکی لاک پشتی عربستان و اسرائیل به یکدیگر است که با وساطت امارات متحده ی عربی در حال شکل گیریست. اتفاقی که نباید وزیر امیرعبداللهیان و وزارت امور خارجه، چه میدان و چه دیپلماسی، از آن غفلت کنند چرا که در غیر این صورت شاید چندان به درازا نکشد که مجبور شوند انگشت حسرت به دهان به گزند. به لحاظ نفوذ مادی و معنوی بسیار گسترده ی عربستان در جهان عرب و کشورهای مسلمان در غرب و شرق آسیا، شاه کلید تسهیل در بازگشت اعتماد به جمهوری اسلامی در منطقه را باید در عربستان و در دست محمد بن سلمان جستجو کرد. اتفاق مهمی که در آخر دولت حسن روحانی افتاد باز شدن باب گفتگو با عربستان با وساطت عراق بود. این روند در دولت ابراهیم رئیسی هم ادامه پیدا کرد، اما ناگهان قطع شد. گفتگو ها یک طرفه و از جانب عربستان قطع شد. اما چرا؟ آمریکا بعد از اتفاقاتی که در افغانستان افتاد، نسبت به برچیدن پایگاه های نظامی خود در عربستان هم اقدام کرد و به عدم فروش تسلیحات به عربستان ادامه داد. عربستان از این موضوع ناراحت شده و آن را بی احترامی به خود فرض می کرد. پیش از این و در مطلبی دیگر به امیر عبداللهیان پیشنهاد شده بود تا از این فرصت برای بهبود روابط
با عربستان استفاده کند. اما فرصت سوزی به عادتی در وزارت امور خارجه ، بدون تفاوت در هر کدام از جمهور ها، تبدیل شده است. پس بر حسب عادت، او هم مانند سلف خود، این فرصت را از دست داد. غافل از این که کشورها برای منافع ملی منتظر نمی مانند و فرصت ها را حتا در حد پشیزی به خدمت می گیرند. در برابر غفلت جمهوری اسلامی برای استفاده از فرصت پیش آمده، امارات متحده دست بکار شد و برای دور نگه داشتن جمهوری اسلامی از عربستان پا به میدان گذاشت. با وساطت های امارات، اجازه ی پرواز از دبی به تل آویو و از آسمان عربستان داده شد و پرواز انجام گرفت. سپس در مانورهوایی آمریکا در آسمان خلیج فارس که با اسکورت هواپیما های اسرائیلی همراه بود، هواپیماهایی از عربستان هم به آن ها ملحق شد و جمع سه کشور در آسمان خلیج فارس مانوری مشترک دادند و هنوز هواپیما ها به زمین ننشسته، قرارداد فروش تسلیحات
بین آمریکا و عربستان بسته شد و مهر قرارداد خشک نشده قطع یک طرفه گفتگوهای ایران و عربستان را خطیب، سخنگوی وزارت امور خارجه اعلام کرد.
شرایط منطقه اقتضاء می کند تا وزارت امور خارجه، میدان و دیپلوماسی، دست از لجاجت بر دارند و چشمان را باز کرده و ببینند که برای انزوای جمهوری اسلامی، بنا به توصیه های استعمار گر پیر، انگلستان، ایالات متحده پس از محاصره سرزمینی، به محاصره “نفوذ معنوی” جمهوری اسلامی هم روی آورده است. وقت تنگ است.