بازویرایش از کار آنلاین
انسانی کردن مجازات و بعدها لغو اعدام همیشه از دغدغه های روشنفکران و مبارزان راه آزادی و برابری بوده و قدمتی طولانی دارد. در عصر رنسانس تلاشهای زیادی برای انسانی کردن مجازاتها صورت گرفت و در مواردی مجازات مرگ به جریمه های نقدی تقلیل پیدا کرد. در فرانسه سزار بکاریا در سال ۱۷۶۴ در کتاب “جرایم و مجازات” به بحث در باره غیرموثربودن مجازات اعدام پرداخت. انتشار این کتاب به بحث جدی و جنبشی در باره لغو اعدام دامن زد که ولتر هم در آن شرکت داشت. سالها بعد ویکتور هوگو در کتاب “آخرین روزهای یک محکوم” بحث را دوباره باز کرد و با زمینه سازی ایجاد شده در جامعه طرح لغو اعدام را به مجلس برد، ولی پیشنهاد در مجلس رای نیاورد. مبارزه برای لغو اعدام در سراسرقرن ۱۸ و ۱۹ ادامه داشت. قرن بیستم قرن ثمر دادن تدریجی مبارزات است. البته لازم به یاد آوری است که اولین لغواعدام در چین در سال ۷۴۷ توسط خاندان تانگ صورت گرفت، سرزمینی که امروزه بیشترین تعداد اعدام را دارد. بعد در سال ۱۷۸۶ میلادی ایالت توسکانیای ایتالتا مجازات اعدام را لغو کرد. در امریکا، ایالت میشیگان در سال ۱۸۴۶ به نوبه خود این مجازات را لغو کرد.
اما در قرن بیستم ابتدا کشورهای امریکای لاتین و بعد به تدریج کشورهای اروپایی مجازات اعدام را لغو کردند. پرتغال، المان، ایتالیا، اسپانیا از پیشتاران بودند. متاسفانه فرانسه علیرغم زمینه فراوان و تلاش روشنفکران و مبازران، تنها درسال ۱۹۸۱ و با تلاش فراوان روبرت بدانتر وکیل سرشناس و سوسیالیست در حکومت سوسیالیستها مجازات اعدام لغو شد. چند کشور و از جمله ترکیه اخیرا اعدام را لغو کرده اند.
درسال ۲۰۰۱ و بر بسترمبارزاتی طولانی، یک سلسله سازمانهای غیردولتی از جمله عفو بین الملل، لیگ حقوق بشر، انجمنهای قضات، شخصیتهای سیاسی و… برای یافتن راه حلی در جهت مبارزه برای لغو مجازات اعدام در جهان، در استراسبورگ گرد هم آمدند. یک سال بعد در رم این تجمع، با امضای منشوری، “ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام ” را تشکیل داده و روز ۱۰ اکتبر را به عنوان “روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام” اعلام کرد. هدف این گردهمآیی، جهانی کردن مبارزه علیه اعدام ولغو آن در کشورهایی است، که هنوزمجازات اعدام در آنها وجود دارد.
ائتلاف جهانی علیه مجازات اعدام، هر ساله در کنگره های خود تلاشهای بسیاری را در این جهت انجام داده است. در پی این تلاشها اتحادیه اروپا در ۱۰ اکتبر ۲۰۰۳ قطعنامه ای راجهت لغو مجازات اعدام صادر کرد و در ۱۹ ژوئن ۲۰۰۷ قطعنامه مذکور را به مرحله اجرا در آورد. از ۱۰ اکتبر ۲۰۰۷ این ائتلاف تلاش کرده است تا قطعنامه ای رابه سازمان ملل ارائه دهد و خواهان لغو اعدام و قبول آن به وسیله تمامی اعضای آن شود. با توجه به نفوذ دو کشور امریکا و چین (دو کشوری که در آنها هنوز مجازات اعدام وجود دارد) این امر با مشکلات جدی روبرو است. ازاین رو این ائتلاف، از سال ۲۰۰۹ کمپین گسترده ای را برای قبول این قطعنامه به وسیله حداکثر اعضای سازمان ملل به راه انداخته است.
تاکنون حدود ۱۴۰ کشور در سراسر جهان لغو مجازات اعدام را پذیرفته اند. طبق آمار سال ۲۰۰۹ عفو بین الملل، هنوز در ۵۸ کشور مجازات اعدام اجرا می شود. از بین این کشورها چین، ایران، عربستان، پاکستان، امریکا و عراق در رده بالای جدول قرار دارند.
ایران هر چند به لحاظ تعداد اعدامها در رده دوم بعد از چین قرار دارد، اما به نسبت جمعیت در رده اول قرار می گیرد.
مجازات اعدام در ایران نه تنها سیاست “چشم در برابر چشم” که سیاست ترور و وحشت برای حکومت کردن است. در ایران کودکان (افراد زیر ۱۸ سال)، دیوانگان، اقلیتهای مذهبی و قومی، هموسکسوئلها، مرتدین، محالفان سیاسی، زنان، کفرگویان و… اعدام می شوند.
جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدا پایه حاکمیت خود رابر چوبه دار بنا نهاد. دادگاه انقلاب اسلامی (نوعی دادگاه صحرایی) ستون اصلی استقرار حکومت جمهوری اسلامی شد. دستگاه قضایی و قانونگذاری به سرعت تنها به ابزاری در دست حکومت دینی تبدیل گردیدند.
بر بستر چنین شرایطی، تنها حاکم بر سرنوشت مردم، دولت دینی است که برای حکومت خود همه چیز را مجاز می شمارد. کشتارمردم کردستان و ترکمن صحرا، اعدامهای بی شمار دهه ۶۰، قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، قتلهای زنجیره ای، کهریزکها، کشتار و اعدامهای خیزش اخیر مردمی نمونه ای از کارنامه سیاه سی و چند ساله حکومت جمهوری اسلامی است که به بهانه و روشهای مختلفی به حذف فیزیکی انسانها دست زده است.
قربانیان دیگر اعدام در ایران، قربانیان سنگسار – این وحشیانه ترین نوع اعدام، رانده شدگان از جامعه، قربانیان فقر اقتصادی و فرهنگی هستند که جمهوری اسلامی با حذف فیزیکی آنها از علل پیدایش جرم، که خود مسبب اصلی آن است طفره می رود و با ادعای استقرار امنیت در جامعه، با ظاهر قانونی، خود به قتل افراد دست می زند.
وظایف ما
دفاع از حق زندگی و نپذیرفتن هیچ بهانه ای برای گرفتن آن. حق زندگی، این پایه اصلی حق انسانی که حقوق دیگر، بدون آن بی معنا است. دفاع از حق شهروندی در وهله اول دفاع از حق حیات و در نتیجه مخالفت بی قید و شرط با مجازات اعدام است. چرا که اعدام بیهوده، غیرموثر و ناعادلانه است و بر خلاف استدلال طرفداران آن، مطالعات متعدد در کشورهای مختلف نشان داده است که حکم اعدام نه تنها مانع خشونت در جامعه نشده که باعث افزایش آن شده است. در کشورهایی که مجازات اعدام وجود دارد جرم و جنایت کاهش نیافته که افزایش نیز یافته است (نمونه مشخص آن ایران و امریکا است). اعدام راه فراری است برای نیافتن علل اصلی جرم و جنایت. چشم بستن است بر نابرابریهای اقتصادی-اجتماعی در یک جامعه طبقاتی، وجود فرهنگ دیرپای پدرسالاری، فقر فرهنگی و عدم آموزش، که این عوامل خود، باعث پیدایش و افرایش خشونت وجرم و جنایت در جامعه می شوند. در نتیجه اعدام ابزاری است برای حذف فیزیکی انسانها و نپذ یرفتن مسئولت برای بازسازی افراد. نقش یک دستگاه قضایی مستقل در یک جامعه، نه طرح و برنامه ریزی کردن برای قتل افراد به صورت قانونی، بلکه فراهم کردن یک محاکمه عادلانه و بیطرف و زمینه برای بازسازی افراد و بازگشت آنها به جامعه است. هر چه در جامعه ای شان و منزلت انسانی بیشتر رعایت شود، خشونت در آن بیشتر کاهش می یابد. بهبود وضیعت اقتصادی، تامین حداقل زندگی، مبارزه مستمر با فرهنگ پدرسالاری، برابرحقوقی و برابری در عمل بین زن ومرد، آموزش و پرورش همگانی موثرترین راه های مقابله باخشونت در جامعه اند. در نتیجه وظیفه ما است که برای کاهش خشونت، در وهله اول با خشونت دولتی یعنی اعدام مخالفت کرده وبرای لغو مجازات اعدام مبارزه کنیم. در این راه می توان مبارزات و تجربیات کشورهایی که در این راه موفق بوده اند، را راهنمای عمل خود قرار داد.
آیا برای ما علیرغم تجربیات پربار کشورهای دیگر و با توجه به آنچه در جمهوری اسلامی بر ما روا رفته است، یعنی حداقل هزاران هزار کشته، باز شکی باقی است؟
من فکر می کنم بیش از هر زمان وقت آن فرا رسیده است که همگان فریاد بر آوریم “نه به اعدام!” و لغو بی قید و شرط مجازات اعدام را از همین امروز پی گیریم. ازهمین امروز!
سخن را با این عبارت زیبا و بسیار انسانی روبرت بدانتر به پایان می برم که بعد از پیروزی لغو اعدام در فرانسه گفت: “علیرغم لغو اعدام در فرانسه، برای من مبارزه تا زمانی که مجازات اعدام در سراسر دنیا لغو نشود ادامه دارد، تا زماتی که آخرین دولت آن را بپذیرد. برای من حقوق بشر مرزی نمی شناسد؛ پس من کار خود را تمام شده نمی دانم و در کنار شما جهانیان مبازره را ادامه می دهم.”
برای آن که اعدام در ایران و سراسر جهان لغو شود از پای ننشینیم.
به امید آن روز