نیروهاى آزادیخواه ایرانى باید با شعارهاى «نه به جنگ براى اورانیوم»، «نه به فقر براى اورانیوم» و «نه به انزوا براى اورانیوم»، پاسخ دعوت به «مجاهدت بزرگ» را بدهند. این جنگ مردم ایران نیست، جنگ امثال احمدى نژاد است که باید بهایش را نیز خود آنها بپردازند
محمود احمدى نژاد رئیس جمهورى اسلامى ایران در یکى از آخرین سفرهاى زنجیره اى خود به استانها، از مردم ایران خواسته است خود را براى آنچه او آن را یک «مجاهدت بزرگ» خوانده است آماده کنند. توضیحات بعدى وى در این سخنرانى، حاکى از آنست که مراد او از چنین مجاهدتى، بهایى است که مردم ایران باید براى ماجراجویى هسته اى حکومت بپردازند. این از نخستین نشانه هایى است که دال بر روى آوردن رژیم جمهورى اسلامى از پراکندن خوش خیالى به دعوت به آماده شدن براى سختى دیده مى شود. تا پیش از این، مسئولان حکومت به سیاق بنیانگذار جمهورى اسلامى مى گفتند «آمریکا هیچ غلطى نمى تواند بکند» و در هر مرحله از سقوط ایران به ورطه انزواى بین المللى، گرفتار شدن به مرحله بعدى را منکر مى شدند. تا ساعاتى پیش از رأى گیرى شوراى حکام آژانس بین المللى انرژى اتمى مدعى مى شدند محال است روسیه و چین علیه جمهورى اسلامى رأى دهند، و تا همین چند روز پیش از راضى شدن روسیه به غنى سازى محدود در خاک ایران سخن مى گفتند، طرحى که وزیر خارجه روسیه در دیدار با وزیر خارجه آمریکا از اساس منکر وجود آن شد.
اما شدت بحران هسته اى ایران به حدى است که دیگر نمى توان منکر آن شد. از این رو است که در کنار تبلیغات خام کننده که کماکان ادامه دارد، فراخوان هایى براى «محکم تر بستن کمربندها» به رسانه هاى حکومتى راه مى یابد. خامنه اى در دیدار با اعضاى مجلس خبرگان براى آنکه بابت فاجعه اى که دارد رخ مى دهد از خود و حکومت سلب مسئولیت کرده باشد، گفته است «مشکل ما دشمن بهانه گیر است» و افزوده است اگر هم جمهورى اسلامى در قضیه هسته اى عقب بنشیند، آمریکا به بهانه اى دیگر براى اعمال فشار به رژیم متوسل خواهد شد. احمدى نژاد نیز اکنون از «مجاهدت بزرگ»ى که در انتظار مردم ایران است بشارت مى دهد. انگار ٢۷ سال حکومت افراطیون مذهبى بر ایران، براى مردم ما چیزى جز «مجاهدت» و مصیبت به ارمغان آورده است! گویى این ٢۷ سال، دوران استراحت و تفریح ایرانیان بوده است و آنان اکنون باید آماده سختى شوند.
مردم ایران بیش از یک ربع قرن است تاوان ماجراجویى ها، ندانم کارى ها و جنایات حکام فعلى را با «مجاهدت» مداوم مى دهند. در همان سال نخست انقلاب، بنیادگرایان مذهبى که اتفاقاً اکثر آنان بعدها مدعى اصلاح طلبى شدند، صرفاً به منظور یک تصفیه حساب داخلى با نیروهاى ملى – مذهبى، بدعتى بسیار زشت در مناسبات دیپلماتیک گذاشتند و با حمله به یک سفارت خارجى که اعضایش با اعتماد به تضمینهاى امنیتى دولت ایران در تهران به سر مى بردند، دیپلماتهاى آمریکایى را به مدت نزدیک به ١۵ ماه به گروگان گرفتند. آنچه پس از آن رخ داد، یادآور حادثه تاریخى کشته شدن فرستاده چنگیزخان مغول به دست خوارزمشاهیان و عواقب آن بود.
دولتى که این چنین با فرستادگانش رفتار شد و تصادفاً قدرتمندترین دولت تاریخ بشر است، به تلافى این نقض خشن سنن صدها ساله در امان دادن به سفرا و پیک ها، بلایى به سر ایران آورد که کشور ما هنوز از آن کمر راست نکرده است. اگر نبود گروگان گیرى دیپلماتهاى آمریکایى در آبان ١٣۵٨ و تداوم بیش از یک ساله آن، صدام حسین در تجاوز به ایران از پشتگرمى آمریکا و غرب بهره مند نمى شد و جنگ هشت ساله روى نمى داد. صدها هزار ایرانى قربانى آتش جنگ نمى شدند، آبادان و خرمشهر ویران نمى شد، این همه معلول و آسیب دیده جنگى نداشتیم، اقتصاد ایران در معرض هشت سال لطمات جنگ قرار نمى گرفت و …
از همان روزى که دانشجویان خط امام از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند تا کنون، مجاهدت از پى مجاهدت است که چون بلایى آسمانى بر سر مردم ایران نازل مى شود. از تحریم اقتصادى آمریکا گرفته تا لشکرکشى عراق به ایران، از اصرار بر ادامه جنگ پس از آزادى خرمشهر به مدت شش سال تا بحران اتمى، همه و همه ثمرات زهرآگین سیاستهاى خانمانسوز رژیم فقها بوده است. مردم ایران براى چه این مصیبتها را متحمل شده اند؟ براى آنکه آیت الله خمینى براى حذف لیبرالها از حکومت راهى بهتر از تنش زدایى در مناسبات با آمریکا ندید، براى آنکه بنیانگذار جمهورى اسلامى جنگ را «موهبتى الهی» مى دانست که در خدمت تحکیم قدرت اوست، براى آنکه جانشینان او به بمب اتمى همچون بیمه عمرى براى دولتشان مى نگرند. اکنون دوباره زمزمه «کمربندها را محکم ببندید» بلند شده است. در افق تیره ایران، ابرهاى سیاه تحریم اقتصادى یا حتى حمله نظامى آمریکا دیده مى شوند. بحرانى کاملاً اجتناب پذیر در روابط جهانى ایران ایجاد شده است که مسئولیت اصلى آن بر عهده حکام ایران است، حکامى که اکنون دم از مجاهدت بزرگ پیش رو مى زنند.
کندذهن ترین اعضاى هیأت حاکمه ایران بر این گمانند که شرایط کنونى ایران و جهان با ٢۵ سال پیش قابل مقایسه است و پیش خود حساب مى کنند همان گونه که رویارویى یک ربع قرن پیش ایران با غرب، در نهایت به سود حکومت ایران تمام شد، این بار نیز تحریم هاى اقتصادى و سیاسى و فرهنگى و حتى بمباران تأسیسات هسته اى، صفوف ایرانیان را پشت سر حکومت منسجم تر، و رژیم را مستحکمتر مى کند. اما در حکومت، آنها که ذره اى واقع بینى دارند مى دانند که در سال ٢٠٠۶، نه از شرایط بین المللى آن زمان خبرى است و نه از اوضاع داخلى ایران در پایان دهه ۵٠ خورشیدى. اگر در شرایط جنگ سرد جمهورى اسلامى مى توانست میان دو بلوک جهانى مانور دهد، امروز دیگر چنین نیست.
اگر از مهر ١٣۵۹ به بعد، صدها هزار جوان ایرانى داوطلبانه به میدانهاى جنگ شتافتند، امروز جمهورى اسلامى بر نسل جوانى حکومت مى کند که در پاسخ به فراخوانهاى حکام خواهد گفت: «مجاهدت بزرگ؟ ارزانى خودتان باد!» امروز در میان ایرانیان جوان، گوش شنوا براى این سخن بسیار است که «تصور کن جنگ شود اما کسى به جنگ نرود». مردم ایران راضى نیستند بهاى مجهز شدن حکومت به غنى سازى اورانیوم را با «مجاهدت بزرگ» بپردازند، چه مى خواهد از نوع جنگ باشد چه از سنخ تحریم بین المللى.
رژیم نازى هنگامى که سرانش دریافتند نابودى رایش سوم حتمى است، وفادارترین پیروانش را در سالنى در برلین گرد آورد تا یوزف گوبلز وزیر تبلیغات براى آنان سخنرانى کند. گوبلز در این سخنرانى از جمع حاضر پرسید: «جنگ تمام عیار را مى خواهید؟» هزاران نازى کف بر لب آورده، فریاد زدند «آری!» آنچه پس از آن رخ داد، نابودى شهرهاى آلمان زیر آتش بى امان هواپیماهاى متفقین بود و اشغال خاک این کشور توسط ارتشهاى آنان، که تنها حدود دو سال پس از سخنرانى گوبلز، به سقوط برلین انجامید. هنگامى که هواپیماهاى انگلیسى بارها در این دو سال، منطقه صنعتى رور آلمان را بمباران کردند، در این بخش از غرب آلمان، این شعر حاوى نیش به برلین (واقع شده حدود ۵٠٠ کیلومتر به سمت شرق و دورتر نسبت به مبدأ پرواز انگلیسى ها) رواج یافت:
lieber tommy, fliege weiter,
wir sind arme bergarbeiter.
fliege weiter nach berlin,
die haben alle ‘ja’ geschrien.
ترجمه با اندکى تغییر:
تومى ها (*)، یک کمى دورتر برین،
ما کارگر معدنیم، مگه نمى بینین؟
برین، برین تا برلین،
از اونجا «آره» رو شنیدیدن.
(*) تومى لقبى است که آلمانیها در جنگ به انگلیسى ها داده بودند.
این شعر زبان حال مردم ایران است، با این تفاوت که مردم ایران آرزو و امید دارند که اصلاً کار به جنگ و درگیرى نظامى نکشد. اما خطاب مردم ایران به جامعه بین المللى، بى شباهت به سخنى نیست که کارگران معادن رور، به متفقین مى گفتند. مردم ایران نباید بهاى ماجراجویى هاى حکومت را بپردازند. این حکومت اسلامى است که جهان را به مبارزه طلبیده است نه مردم ایران. اگر قرار باشد جامعه جهانى جمهورى اسلامى را مجازات کند، این مجازات نباید دامن مردم ایران را بگیرد که به اندازه کافى از خود وجود جمهورى اسلامى مصیبت دیده اند. اگر قرار باشد کسانى «مجاهدت» کنند و بهاى این مجاهدت را بپردازند، همان بهتر که آن کسان، احمدى نژاد، رهبرش و سایر مسئولان بحران کنونى در حکومت باشند. مردم ایران به مشى ماجراجویانه حکومت اسلامى «آری» نگفته اند و نخواهند گفت. بنا به گزارشى از یک نظرسنجى توسط یک ارگان حکومتى، اکثریت مردم ایران دستیابى به غنى سازى اورانیوم را هدفى ملى نمى دانند و طبعاً حاضر به پرداختن بهاى سنگین آن نیستند.
نیروهاى آزادیخواه ایرانى باید با شعارهاى «نه به جنگ براى اورانیوم»، «نه به فقر براى اورانیوم» و «نه به انزوا براى اورانیوم»، پاسخ دعوت به «مجاهدت بزرگ» را بدهند. این جنگ مردم ایران نیست، جنگ امثال احمدى نژاد است که باید بهایش را نیز خود آنها بپردازند.
٢٢ اسفند ١٣٨۴