رفیق صادق، تمرکز سومین کنفرانس پروژهی وحدت چپ، روی اختلافها و اشتراکات منشورهای ارائه شده بود. با توجه به بحثهای تاکنونی در نشست، روند پیشرفت پروژه در این زمینه را چگونه دیدید؟
اگر بخواهیم به گذشته برگردیم و مقایسه کنیم، به نظر من، در تمام زمینهها، پروژهی وحدت خوب پیش رفته است. بسیاری از موانع و پیشقضاوتهایی که اعضای سازمانهای مختلف و کنشگران نسبت به هم داشتند، در اثر آشنایی و کار مشترک با همدیگر از میان رفته است و ما به تفاهمهای خیلی زیادی دست پیدا کردهایم. این تفاهمها کمک میکند که در یک جو، خوب، مناسب و آرام، هرکسی مطالبی را که دارد مطرح کند و وقتی مقایسه میکنیم که از نظر برنامهای چقدر به همدیگر نزدیک شدهایم، میبینم که پیشرفتها قابل توجه است و حداقل راجع به کلیات ما الان با همدیگر اشتراک نظر داریم و فکر میکنم میشود با همین وضعی که الان هست، امیدوار بود که پروژهی وحدت به سرانجام برسد و حزب چپ واحد تشکیل بشود.
بحثهایی هم که دیروز شد، به نظر من، بسیار امیدوارکننده بودند. البته نه اینکه اختلاف نظر در این مورد یا آن مورد وجود ندارد، بلکه همانطور که دیروز هم از جانب بعضی افراد مورد تاکید قرار گرفت، میشود روی اشتراکات کار کرد و این اشتراکات مبنایی بشود برای اینکه بتوانیم راههای مناسب برخورد با ابهامات و اختلافات موجود را پیدا کنیم.
یکی از موارد مورد اختلاف که امروز در کنفرانس طرح شد، مسئلهی نام تشکل آینده است. تعدادی از اعضای فعال در سازمان اتحاد فداییان خلق و همینطور سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بر باقی ماندن عنوان «فدایی» در تشکل آینده اصرار دارند و در برابر، فعالینی در درون پروژه هستند که اصرار بر حذف این عنوان دارند و میگویند با تشکلی که این عنوان را با خود داشته باشد، نخواهند بود. شما فکر میکنید چه راهحلی برای این مشکل میتوان یافت؟
به عقیدهی من، اگر ما روی برنامه به توافق برسیم و بتوانیم برنامهای داشته باشیم که بتواند همه را پوشش بدهد، در مورد نام هم میتوان توافق کرد و راهحلی پیدا کرد. انتخاب نام دشوارتر از رسیدن به توافق بر سر برنامه و چگونگی ساختار حزب نیست. به همین دلیل، من فکر نمیکنم نام مشکل چندانی ایجاد کند. راههای متفاوتی وجود دارد و قطعاً میتوان راهی پیدا کرد که بر سر نام هم توافق بشود. به نظر من، روی نام نباید خیلی تعصب نشان داد؛ چه از سوی کسانی که خواهان بودن عنوان «فدایی» هستند و چه آنهایی که تشکل آینده را بدون این نام میخواهند. ما میتوانیم نام جدیدی انتخاب کنیم. پیشینیهی ما به جای خود باقی است. به فرض اگر تغییر نام تصویب بشود، به این معنا نخواهد بود که پیشینهی فداییان از بین میرود. این پیشینه هست و پشتوانهی این حزب است و در حرکتهای حزبی هم حتماً به مناسبتهای مختلف به آن رجوع میشود. بنابراین، از نظر من، با اینکه روی اسم ظاهراً خیلی تعصب وجود دارد، بحث قابل حلی است.
خود کنفرانس را از نظر تدارک بحثها و پیشبرد برنامهای که در نظر گرفته بود؟
منشورهای مختلفی به کنفرانس ارائه شد که میتوانستند در حداکثر دو منشور جای بگیرند و حتی فراتر از آن، میخواهم بگویم که منشوری را که رفیق بهروز خلیق ارائه کرده بود، همهی نظرات دیگر را میپوشاند. چون در آن، از یک طرف راه برای سیاستورزی در رشتههای مختلف باز گذاشته شده و از آن طرف روی چپ و ماهیت حزبی و اصول پایهای تاکید دارد و مباحثی که همه روی آن اصرار دارند، مانند مبارزه با استبداد و گذر از جمهوری اسلامی هم در آن قید شده است. البته نگاه من به این منشور، به این خاطر اینکه هم من و هم رفیق بهروز خلیق اکثریتی هستیم، شکل نگرفته، بلکه با توجه به مطالعهی همهی منشورها، به این نتیجه رسیدم که منشور بهروز خلیق میتواند گرایشات مختلف را تا حدود خیلی زیادی پوشش بدهد و هیچکدام از دیگر منشورها این خصوصیت را ندارد.
اما در عین حال، همانطور که صحبت شد، این منشور را میتوان با آوردن عناصری از منشورهای دیگر و تطبیق آن با نقاط مشترک در منشورهای دیگر، قویتر کرد و برای اینکه بتواند پوشش وسیعتری به خود بگیرد، اصلاحاتی در آن به وجود آورد. سایر برنامهها هم عناصر بسیار مشترکی با هم دارند. اختلافات در یکی دو منشور زیاد است، ولی در سایرین اختلافات کم است.
شعار کنفرانس «پیش به سوی شکلدهی تشکل بزرگ چپ» است. اما واقعیت این است که جمعی از چپ حول پروژهی وحدت و این کنفرانس جمع شده است. چپی که در درون ایران حضور دارد، به دلایل مختلف، اثرگذاری کمی در اینجا دارد و نسل جوان چپ هم تقریباً حضوری ندراد. با این وجود فکر میکنید این جمع ظرفیت آن را دارد که در ادامهی حرکت خودش به این شعار جامهی عمل بپوشاند؟
البته الان نمیتوانیم در مورد آینده قضاوت کنیم، اما میتوانیم بگوییم که قدرت این حرکت چقدر است و چقدر میتواند تاثیر بگذارد. به عقیدهی من، این گرایش در داخل کشور هم مورد حمایت بخشهای وسیعی از نیروی چپ است و اگر بخواهیم تفاوتهای چپهای داخل کشور را هم در نظر بگیریم، اختلافات دیدگاهی آنان نیز کموبیش مشابه اختلافات دیدگاهیای است که در میان فعالین این پروژه وجود دارد. بنابراین این حرکت تناقضی با چپ در داخل ندارد و حتی میتواند در جهت تقویت آن باشد. به این شکل که امید ایجاد کند و در شرایطی که کشور ما از مصیبتهای زیادی رنج میبرد؛ فقر و فلاکت و بیکاری و فشار و انواع تبعیضها، از تبعیض طبقاتی تا تبعیض جنسی وجود دارد، حرکت این پروژه به سمت شکلدهی تشکل بزرگ چپ میتواند برای داخل کشور هم انگیزه و محرکی بشود.
به اضافهی اینکه چپ بالاخره باید از جایی شروع کند. درست است که این پروژه در حال حاضر همهی نیروهای چپ را دربر نمیگیرد. چپ دستکم دو گرایش دارد و طیفهایی که در آن گرایش دیگر (گرایش رادیکالتر) هستند، فعلاً تمایلی به این سمت ندارند، اما معلوم نیست که در آینده هم همینطور باقی بماند. اگر این پروژه موفق باشد، برنامههای موجود در آن این ظرفیت را دارد که طیفهای وسیعی از همان چپهای رادیکال را هم جلب کند.
نکتهی سوم این که، تجربههای دنیا را که نگاه میکنیم، میبینیم همه دارند به این نتیجه میرسند که یک حزب واحد بر مبنای «سانترالیسم دمکراتیک» دیگر نمیتواند پاسخگوی نیازهای امروز باشد و همانطور که میبینیم، از همین طریقی که ما برای وحدت تلاش میکنیم، در کشورهای امریکای لاتین همین تجربه پیش رفته و دستآوردهای بسیار مثبتی داشته است. در اروپا نیز این تلاش صورت گرفته، اما از آنجایی که من امریکای لاتین را به شرایط خودمان نزدیکتر میبینم، میتوانم به برزیل اشاره کنم که در آنجا چپ، هم توانسته رونق و پیشرفت اقتصادی به وجود بیاورد و هم بیش از ۴۰ میلیون مردم را از زیر خط فقر نجات بدهد. در سایر کشورهای امریکای لاتین هم مشابه این شرایط پیش رفته است. که به نظر من، اگر چپ متحد نمیشد و نمیپذیرفت به رغم اختلافاتی که دارد در حوزههای معینی با همدیگر همکاری کند، شاهد دولتهای چپ و تغییر و تحولاتی که چنین دولتهایی در این کشورها ایجاد کردند، باشیم. برزیل تجربهی خوبی میتواند باشد، از این نظر که ما سر مسائل اقتصادی و همینطور اجتماعی چگونه باید برخورد کنیم.
این است که من از هر منظر که به این حرکت نگاه میکنم، آن را بسیار مثبت میبینم و اگر هر کسی نخواهد دنبال سلیقهی خودش باشد و مسائل کلی و عمومی را بپذیرد، صددرصد به تشکل فراگیر آیندهی چپ ایران منجر خواهد شد.
شما از فعالین پروژه هستید، در کنفرانسها حضور داشتهاید و مباحث را دنبال کردهاید و الان هم بسیار امیدوارانه نسبت به پیشرفت پروژه صحبت میکنید. ولی در سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) و همینطور سازمان اتحاد فداییان و قطعاً در میان فعالین دو سازمان دیگر دخیل در پروژه، هنوز دغدغهها و نگرانیها و حتی مخالفتهایی نسبت به این پروژه وجود دارد. پاسخ شما به این نگرانیها و مخالفتها چیست؟
میتوانم بگویم که اگر میخواهیم یک پایهی اجتماعی برای چپ ایجاد کنیم، اگر میخواهیم چپ تکه تکه باقی نماند و اگر میخواهیم در جبهههای ضداستبدادی و جمهوریخواهی و غیره، چپ حضور فعال و تاثیرگذاری داشته باشد، باید اول خود را متحد کنیم. چپ چند پاره، هرچند انقلابی و رادیکال و یا رفرمیست باشد، نمیتواند بدون درست کردن یک پایهی قوی با همدیگر، روی مسائل سیاسی به سود جامعه و زحمتکشان اثر بگذارد.
به همین دلیل، من میخواهم به این رفقا بگویم که رفقای عزیز! ما مشترکاتمان زیاد است، یک سری اختلاف هم با هم داریم، که این اختلافات در پروسه میتواند به نفع این یا آن نظر حل بشود، انرژیمان را بگذاریم روی مسائل کلی. مسائلی که در کشورمان وجود دارد؛ ما حرفهایمان در رابطه با بیکاری، فقر، استبداد، تبعیض نژادی و…. مشترک است. اینها مسائل کوچکی نیستند. چپ اگر بتواند این مسائل را حل کند، به پیروزی بزرگی رسیده است. بنابراین دنبال ایدهآلها نباشیم، این ما را تضعیف میکند و در عین حال چنین ایدهآلهای دست یافتنی هم نیستند. هرکدام از ما باید قدری کوتاه بیایم و متوسط افکار و نظریاتی که در میان ما وجود دارد، تبدیل بشود به پایه و اصول کار ما.
در همین سازمانهایی که ما الان در آن فعالیت میکنیم نیز اختلافاتی وجود دارد که ما با آنها کنار میآییم. چنانچه در سازمان اکثریت راجع به مسائل مختلف اختلافنظرهایی وجود دارد و ما سالهاست که علیرغم این اختلافات با هم کنار آمدهایم، کار کرده و پیش رفتهایم و کسی به فکر انشعاب و جدایی نیافتاده است.
نقدی که از سوی برخی فعالین در این سازمانها، نسبت به پروژهی وحدت وجود دارد، نقد بر وحدت چپ به طور کلی نیست، بلکه نقدی است بر این پروژهی مشخص. آیا شما نیز نسبت به این پروژه نقدی دارید؟ یا اگر نه، پاسختان به منتقدین چیست؟
پروژهی وحدت در آغاز کار با مشکلات زیادی روبرو بود و کمتر کسانی باور داشتند که به نتیجه برسد. ولی به نظر من، مدیریت پروژه بسیار قوی عمل کرد و موفق شد. ما از طریق گفتوگو به جستوجوی راههایی که بتواند راه همکاری و در واقع راه پروژه را هموار کند، پرداختیم و تلاشمان در این زمینه موفق بوده است. از ابتدا نقدهایی نسبت به پروژه وجو داشتند که همانطور که در این نشست در میان صحبتهای رفقایی که پیشتر ناقد برخی مسائل بودند، شنیدیم، فروکاسته شدهاند. به عقیدهی من این نشانهی پیشرفت است و این نقدها به تدریج میتوانند پاسخ مناسب و شایسته بگیرند.
به نظر من، مدیریت این پروژه قوی است و تواناییهای خوبی از خود نشان داده است و از این به بعد هم میتواند این کار را پیش ببرد. به خصوص در این جلسه، جو حاکم بر نشست این احساس را به من داد که کار حزب تمام شده است و بحث روی جزییات باقی مانده است و الان مدیریت پروژه باید سعی کند به این جزییات بپردازد.