سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۷:۲۸

یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۸

۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

خشونت عليه زنان در کشور ما را می توان از کوچکترين واحد اجتماع، يعنی خانواده، در اشکال توهين و نزاعهای خانگی و فشار ... تا بالاترين ارگانهای کشور، يعنی مجلس و شورای عالی قضائی و وزارتخانه های مختلف از جمله دادگستری و کار و يا در عرصه های مختلف فعاليت احتماعی از جمله آموزش و پرورش و کسب تحصيلات دانشگاهی، شاهد بود.

اعمال خشونت بر زنان و پیامد های آن در جامعه بشری پدیده ای ناشناخته نیست. در کشورهای مختلف، حتی کشورهای پیشرفته نیز، خشونت علیه زنان صورت می­گیرد، اما در این کشورها نهادهای مدنی که از جانب دولتها نیز حمایت می­شوند و خود دولتها بر اساس قانون با این معضل اجتماعی مبارزه می­کنند. آنچه در این مورد دارای اهمیت است، پناه بردن زنان خشونت دیده به قانون است. کشورهای پیشرفته این امکان را به زنان می­دهند که در صورت بروز خشونت به سازمانها و ارگانهای مختلفی که در این زمینه فعالیت دارند، مراجعه کنند تا امکان برخورد با عامل خشونت و جلوگیری از تداوم و یا اعمال بیشتر آن بر زنان، فراهم آید. اما انچه موضوع بحث این مقاله است اعمال خشونت بر زنان با شرایط فرهنگی و قوانین اسلامی در کشور ایران است؛ آنجائی که قانون زنان را شهروند درجه دو قلمداد می­کند؛ دیه و ارث­ زن را، نصف دیه و ارث مرد به حساب می­آورد؛ ولایت قهری پدر بر فرزند را مطرح می­کند، بگونه ای که حتی در صورت تمایل پدر نیز،  ولایت فرزند به مادر واگذار نمی گردد؛ و در نبود پدر، اگر پدربزرگ بچه هم زنده باشد، مادر هیچ حقی بر فرزند خود ندارد و از حق تصمیم گیری برای فرزندش محروم است؛ فحشا را در لوای “صیغه” قانونی می­کند و مجلس قانون­گذار، ازدواج پدر با فرزند خوانده را تصویب می­کند؛ و … بدین ترتیب در­می­یابیم که به دلیل حمایت قانون، رواج خشونت علیه زنان در کشور ما، ابعادی بسیار فاجعه‌آمیز به خود می گیرد. زنان در جامعه ما از محدودیت­های زیادی رنج می­برند که این محدودیت­ها فقط به خاطر زن بودنشان است. آنان برای رهایی از این محدودیت­ها و رنج­ها راهی ندارند زیرا نمی­توانند زن نباشند. زنان همواره هویت جنسی را با خود همراه دارند و به همین دلیل نیز مورد تبعیض قانونی و خشونت قرار می­گیرند.

خشونت علیه زنان در کشور ما را می توان از کوچکترین واحد اجتماع، یعنی خانواده، در اشکال توهین و نزاعهای خانگی و فشار در شکل عدم پرداخت خرجی و یا کتک خوردن زن در صورت عدم تمکین به مرد، که در ادامه به خشونت جنسی نیز منجر می شود، تا بالاترین ارگانهای کشور، یعنی مجلس و شورای عالی قضائی و وزارتخانه های مختلف از جمله دادگستری و کار و یا در عرصه های مختلف فعالیت احتماعی از جمله آموزش و پرورش و کسب تحصیلات دانشگاهی، شاهد بود. حکومت اسلامی در اعمال خشونت بر زنان، نیروی زیادی را صرف تعیین حدود آزادی و نقش زنان در اجتماع کرده و تبعیض جنسی را در عرصه سیاسی و فرهنگی حاکم کرده­ است. برای نمونه با اعمال تفکیک جنسیتی و سهمیه­بندی دانشگاه­ها و جلوگیری از ورود دختران به بسیاری از رشته­ های تحصیلی در دانشگاه­ها، موجب محدودیت زنان در زمینه تحصیل و آموزش در سطوح عالی گشته و این باعث دور شدن زنان از جامعه و محرومیت آنان از حقوق شهروندی و انسانی شده است. قوانین اسلامی خشونت بر زنان را تا آنجا پیش برده­ اند که بر اساس ماذه ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی پدر و مادر از مجازات قصاص معاف اند و در ادامه قانونگذار چنین مطرح می­کند که چنانچه دختری به دست برادر، عمو و یا سایر بستگان خود کشته شود، اولیای دم (پدر، مادر و جد پدری) باید پیگیر این قضیه باشند که در اغلب اوقات نیز اولیا شکایتی نمی­کنند و به نوعی قانون از قتل ناموسی حمایت می­کند و دادستان یا مدعی‌العموم پیگیر قضیه نمی­شود. گسترش قتل­های ناموسی در سال­های اخیر و تبعات آن، به روندی “عادی” در کشور ما تبدیل شده اند.

در تداوم آنچه که تحت لوای «قوانین اسلامی» به زنان کشور ما تحمیل می شود، مجلس بدون توجه به تبعات زیانبار آن امکان قانونی ازدواج با فرزندخوانده را فراهم می کند و شورای نگهبان نیز با تفسیری که از احکام شرع بر می­گیرد، بر این قانون صحه می گذارد. با تصویب چنین قانونی ناامنی در محیط خانواده برای دخترانی که به فرزندخواندگی پذیرفته شده­اند ایجاد می­شود و شرایط برای سوء­استفاده جنسی از دختران در سنین کودکی، فراهم می­ گردد.

حکومت اسلامی از هر اهرمی برای اعمال خشونت بر زنان استفاده می­کند و این با دگرگونی­هایی که در جامعه بوجود آمده هماهنگی ندارد. ارتقاء آگاهی زنان از حقوق خود موقعیت زنان را تغییر داده، بین موقعیت و منزلت زنان با فرهنگ مردسالاری، گفتمان سنتی ایدئولوژیک و قوانین جمهوری اسلامی شکاف عمیقی به وجود آمده است. با دگرگونی های اجتماعی، مبارزه زنان علیه تبعیض جنسیتی شکل گرفته است. زنان و نیروهای مترقی و مدرن خواهان رفع تبعیض جنسیتی و تامین برابر حقوقی با مردان اند.

در این زمینه در برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) آمده است: قانون موظف است با هر گونه اعمال “خشونت علیه زنان”، در حوزه‌هاى خصوصى و عمومى مقابله کند. خرید و فروش، تجاوز و سوء استفادۀ جنسى از زنان به هر شکل و هر نام باید تحت پیگرد قانونى قرار گیرد. قوانینى که آزار و اذیت روحى، جسمى و جنسى زنان را امکان‌پذیر مى‌سازند، باید لغو و کلیه اشکال خشونت علیه زنان ممنوع گردند. براى دفاع از زنان که مورد انواع خشونت قرار مى‌گیرند، باید تمهیدات قانونى و حمایتى و در صورت لزوم خدمات درمانى و آموزشى و اسکان آن ها در خانه‌هاى امن پیش‌بینى شود.*

در ادامه در همین سند آمده است:

ـ در تمامى عرصه‌هاى فعالیت، رقابت و مشارکت سیاسى، زنان باید از حقوق برابر با مردان برخوردار باشند. براى مقابله با تضییقاتى که در مشارکت سیاسى و اجتماعى زنان تاکنون وجود داشته است، ما معتقدیم که در یک دوره انتقالى سیاست‌هاى جبرانى به شکل امتیاز مثبت براى زنان در نظر گرفته شود.
ـ ارتقاء فرهنگ و دانش عمومى، امرى اساسى و ضرورى در رفع “تبعض جنسى” و “خشونت علیه زنان” است. همه نهادهاى اجتماعى، فرهنگى، هنرى، آموزش رسمى و غیررسمى، رسانه‌هاى جمعى، سازمان‌هاى طبع و نشر و نظایر آن باید در ترویج فرهنگ برابرى زن و مرد بکوشند.**

تنها با تلاش و روشنگری خستگی ناپذیر در سطح کل جامعه و اعمال فشار به حکومت با هدف حذف قوانین زن ستیز است که می توان مبارزه با معضلات بیشماری را، که در مقوله «خشونت بر زنان» می گنجند و در سطور بالا فقط به اندکی از آنها اشاره شد، پیش برد و در سمت مقابله با این پدیده ضد انسانی حرکت نمود.

__________

* برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، مصوب کنگره ۱۳ . بخش برنامه های اجتماعی.

** همانجا

تاریخ انتشار : ۳۰ آبان, ۱۳۹۲ ۷:۱۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

چگونه رژیم ایران خیابان‌ها را دوباره تصرف کرد!

فینانشال تایمز: این اعتراضات به سرعت به جنبشی بسیار گسترده‌تر علیه خود رژیم تبدیل شد و شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور» در شهرهای مختلف کشور طنین‌انداز شد. شاهد دیگری در غرب تهران به فایننشال تایمز گفت که حدود دوازده مرد تنومند، «شبیه کماندوها» را دیده است که لباس‌های سیاه مشابهی پوشیده بودند و در منطقه می‌دویدند و از مردم می‌خواستند خانه‌های خود را ترک کنند و به اعتراضات بپیوندند. او گفت: «آنها قطعاً سازماندهی شده بودند، اما من نمی‌دانم چه کسی پشت آنها بود.»

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

برای تغییر ایران، غرب به صبر نیاز دارد، نه زیاده‌روی!

چگونه رژیم ایران خیابان‌ها را دوباره تصرف کرد!

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

“همگامی” از تظاهرات کلن حمایت می کند

Washington’s Gallery of Puppets

Scylla and Charybdis