سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۴:۲۶

یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۶

کوتاه مثل آه

یادی از «ویکتور خارا» (1)
شاعر، خواننده، گیتاریست، آهنگساز و کارگردان تاتر مردم شیلی
مردی که با مرگ قهرمانانه اش، به افسانه یی مانا تبدیل شد و هنرمندی که در برخورد با زندگی خود و جامعه اش، چون آیینه ای به انعکاس واقعیت ها پرداخت

«شعر کبوتری است در جستجوی آشیانه

رها می شود و بال می گشاید تا پرواز کند.

پرواز

آواز من آوازی است آزاد و رها

که ایثار می کند به آن که به پا خاسته است

به آن کسی که قصد پرواز به بلندای جاودانگی دارد

آواز من زنجیری است که نه بدایتی دارد ونه نهایتی

درآواز من تمام مردم را خواهی یافت

چرا که آواز کبوتری است که برای رسیدن به دریا پرواز می کند

رها می شود و بالهایش را می گشاید تا پرواز کند.»

«ویکتور خارا»

***

 

در ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳ بود که جسد تیرباران شده ی «ویکتور خارا» را – در حالی که دستان اش قطع شده بود- در کنار خیابان یافتند. مردی که با مرگ قهرمانانه اش، به افسانه یی مانا تبدیل شد و هنرمندی که در برخورد با زندگی خود و جامعه اش، چون آیینه ای به انعکاس واقعیت ها پرداخت. هنرمندی از جنس دانش و آگاهی که عشق و انسانیت را با تمام وجود فریاد می زد.

«خارا» در روستایی در جنوب «سانتیاگو» پا به آوردگاه جهان گذاشت. در سن ۱۵ سالگی مادرش را – که ترانه های فولکلور و روستایی می سرود- از دست داد. بی شک از دست دادن مادر- که «ویکتور» توسط او با ترانههای روستایی آشنا شده بود- ضربه ی بزرگی برایش بود.

«خارا» در دانشگاه بود که پی گیرانه و عاشقانه به مطالعه ی موسیقی فولکلوریک و بومی کشورش پرداخت و از این طریق توانست با فرهنگ مردم و خلق اش بیش تر آشنا شود تا بعد ها بتواند با انعکاس این فرهنگ غنی، صدای ستم خلق اش را فریاد بزند.

بعدها او در سفرش به سراسر شیلی، ترانه های بسیاری برای کارگران، روستاییان و دانشجویان وطن اش خواند. ترانه هایی که همگی عشق شدید «خارا» را به مردم- به خصوص روستاییان و زاغه نشینان- و هم چنین نفرت اش را از نابرابری ها و بی عدالتی های ناشی از روابط «کار» و «کارفرما» و«سود» و «سرمایه» نشان می داد. آشنایی «خارا» با تفکرات سوسیالیستی، تاثیرات مهمی در نوع تفکر بینش و نحوه ی زندگی اش به جای گذاشت و هویتی ضد سرمایه داری و ضد امپریالیستی به اشعار و آهنگ هایش بخشید.

همین تفکرات مترقی بود که باعث شد پس از کودتای سازمان جاسوسی سیا در«شیلی» او را همراه پنج هزار تن از جوانان مبارز در استادیوم «سانتیاگو» دستگیر و زندانی کنند.

اما مقاومت او در برابر دژخیمان، چنان شوری در استادیوم سانتیاگو افکند که خود نمادی شد از جسارت و مقاومت و مبارزه بر علیه ستم و نابرابری که طنین اش از آن استادیوم گذشت و به سراسر جهان رسید.

وقتی رییس زندان به هنرمند گرفتار نزدیک شد، از او پرسید:«آیا حاضر است گیتار بزند؟» جواب خارا مثبت بود. اما به دستور جلاد، به جای گیتار، تبری آوردند و دستان ویکتور خارا را شکستند. جلاد به طعنه گفت: «خوب چرا معطلی؟» خارا در همان حال و در حالی که از دستان اش خون می چکید، سرود وحدت از ترانه های خود را زمزمه کرد و طولی نکشید که همه ی زندانیان، یک صدا او را همراهی کردند و آواز پنج هزار زندانی گرفتار، در استادیوم سانتیاگو طنین انداز شد و پشت دژخیمان را لرزاند.

مردمی یکدل و یک صدا

هرگز شکست نخواهند خورد…

هنوز سرود به پایان نرسیده بود که دژخیمان مزدور، جسم نیمه جان او را گلوله باران کردند.

از این رو است که می بینیم هنوز هم آهنگ های «ویکتور خارا» نه تنها در آمریکای لاتین، بل که در سراسر دنیا زمزمه می شود.

در این جا به یاد و احترام «فرزند بی بدیل خلق لاتین»(۲) ترانه یی ازاو را با نام «این جا خواهم ماند»(۳)؛ با هم می خوانیم:

«سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم

و نه «با هفت دشنه ی به خون کشیده» می خواهم.

خواهان تابش نور شیلی ام

برفراز خانه ی نوبنیادم!

سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم

و نه «با هفت دشنه ی به خون کشیده» می خواهم.

سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم

برای همه مان در سرزمین ام- این جا- جا هست!

آن ها که پندارندش«زندان»، لیک

دراز راهی پیش باید گیرند و نغمه؛ جای دگر ساز کنند

توانگران

– این همیشه بیگانگان-

خوب است پیش گیرند راه میامی و جوار عمه هاشان را!

سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم

بگذار جای دگر روند و نغمه ساز کنند

سرزمین ام را پاره پاره نمی خواهم

برای همه مان در سرزمین ام- این جا- جا هست

و من می مانم همین جا؛ کارگران را ترانه می خوانم:

ترانه از تاریخی نوین و جغرافیایی نوین.»!

پی نوشت ها:

۱. ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۲ – ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۳

۲. به نقل از «آله خاندرو گازه لا» از شاعران انقلابی «امریکای لاتین» که در شعری برای «خارا» این گونه یادش می کند:

«او را در پرسه های بی پایان کولی وارش

در می یابیم

که ترنم زنگ دارش

چون ناقوس شبانگاهی

خواب مسموم قاره را آشفته می کند

ای بومیان پابرهنه

او فرزند بی بدیل خلق لاتین

ویکتور خارا است.»

۳. «خارا» درواقع ترانه یی بر روی شعر «پابلو نرودا» می سازد تا پاسخی باشد به ندای او… وقتی که «نرودا» دست کمک به هنرمندان کشور و سراسر جهان دراز می کند تا جهت تلاش برای جلوگیری از فاشیسم و جنگ داخلی در شیلی به او بپیوندند …!

تاریخ انتشار : ۲ مهر, ۱۳۸۹ ۷:۴۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعتبار معنوی جایزه‌ی صلح نوبل را از شیرین عبادی پس بگیرید!

بگردم برایتان ‌پاره‌های تن من

نه به کودک‌سربازی

طرحِ (شکست خوردۀ) موساد برای فروپاشی ایران از درون: پژوهشِ نیویورک‌تایمز از قیام‌ها

درمان زیر موشک‌باران

اختلافات ترکیه و آذربایجان بر سر ایران، موازنه منطقه‌ای را تغییر می‌دهد