سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۲:۵۲

پنجشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۲

یک استراتژی مبهم برای تولید انرژی

ابهام این است که با داشتن یک سمت استراتژیک انرژیائی جدید، که بر پایۀ آن می توان در عرض مدتی کمتر از 10 سال تمام استراتژی مبتنی بر انرژی هسته ای را درنوردید، توضیح مقامات برای تداوم استراتژی مبتنی بر انرژی هسته ای چیست؟"... مجموعه اظهارات آنان وقتی در کنار هم قرار داده شوند، آن گاه دیگر مجموعه ای نامتجانس و غیر قابل فهم را تشکیل می دهند که قاعدتاً برنامۀ بلندمدت جمهوری اسلامی برای تولید انرژی بر آن استوار است؛ برنامه ای که ابهام بزرگ مترتب بر آن کم و کیف تأمین منافع ملی است.

 

هفتۀ آینده، در روزهای پایانی تیرماه، اعتبار ۶ ماهۀ توافق موقت میان ایران و کشورهای ۱ + ۵ بر سر پروندۀ هسته ای جمهوری اسلامی به سر می رسد. این در حالی است که در هفته های اخیر مذاکرات سنگین و فشرده ای برای نیل به توافقی جامع و قطعی میان طرفهای نامبرده جریان داشته اند. آیا تا پایان تیر توافق قطعی حاصل خواهد شد؟ این سؤال مرکزی کنونی پیرامون مذاکرات جاری است، و اظهارات خامنه ای در روز دوشنبۀ گذشته، یعنی تنها دو هفته مانده به پایان اعتبار توافق موقت، موجب حدّت آن نیز شده است. این حدت از آنجا ناشی می شود که تا کنون طرفین از دادن اطلاعات تفصیلی در بارۀ روند و مضمون مذاکرات و از موافقتهای حاصله و مخالفتهای باقیمانده پرهیز داشتند. پس سخنان خامنه ای را که متوجه بعضی اختلافات باقیمانده اند، صرف نظر از بیان غیردیپلماتیک آنها، چگونه باید فهمید؟ سخنانی برای تسهیل توافق قطعی در فرصت باقیمانده، یا برای ترسیم مطالبات حداقلی – حداقلی اما در فرصت باقیمانده غیر قابل توافق و بنابراین برای مذاکرات بعدی پس از تمدید توافق موقت، یا نوعی بازی مرسوم پیش از مذاکرات؟

واقعیت این است که در این هفته های پایانی باقیمانده از اعتبار توافق موقت، هنوز چشم انداز روشن مشخصی برای نیل به توافق قطعی وجود ندارد. از این رو سخنان بالاترین مقام در جمهوری اسلامی، اگرچه دشوار، اما قابل فهم اند. خواه این سخنان تلاشی تلقی شوند برای رسیدن به توافق در همین دور از مذاکره؛ یا اقدامی برای ترسیم چارچوب عمومی مطالبات جمهوری اسلامی برای دور بعدی مذاکره پس از تمدید اعتبار توافق موقت؛ یا حتی صرفاً مانوری “پیشامذاکراتی” برای بالا نمایاندن کف مطالبات و ایجاد ابهام در برداشتهای طرف مقابل از کف مطالبات. اما اگر این سخنان را در متن مجموعه اظهارات و ادعاهای تاکنونی جمهوری اسلامی در بارۀ نیازهای ایران به غنی سازی در نظر گیریم و در پرتو یکی-دو اظهار و رویداد دیگر در همین ارتباط و در روزهای اخیر قرار دهیم، آن گاه این سخنان به واقع غیر قابل فهم اند و تصویری که از برنامۀ بلندمدت جمهوری اسلامی برای تأمین انرژی به دست می دهند، تصویری گنگ و کدر است.

خامنه ای نیاز ایران به غنی سازی را از زبان مسئولان ۱۹۰ هزار “سو” (مخفف Seperative Work Unit به معنای واحد کار مجزا) در سال اعلام می کند و تصریح دارد که “ممکن است این نیاز مال امسال و دو سال دیگر و پنج سال دیگر نباشد، امّا این نیاز قطعى کشور است.” علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، یعنی یکی از معتبرترین مسئولان مورد نظر خامنه ای، در مصاحبه با خبرگزاری فارس و در توضیح همین سخنان می گوید: “نیاز ما برای یک فاصله زمانی مورد توافق، هشت ساله آینده برای تامین سوخت نیروگاه اتمی بوشهر، حدوداً ۱۹۰ هزار “سو” است تا بتوانیم پس از پایان این قرارداد، سوخت مورد نیاز این نیروگاه، راکتور تحقیقاتی تهران و همچنین راکتور آب سنگین اراک را تامین کنیم”. او سپس با اشاره به برنامه‌‌های بلندمدت جمهوری اسلامی برای تاسیس نیروگاه‌های هسته‌ای جدید می افزاید: “ما باید برای تأمین مطمئن سوخت مورد نیاز این نیروگاه‌ها پیش بینی‌های لازم را انجام دهیم و این بدان معنا نیست که بخواهیم تمام سوخت خود را در داخل تولید کنیم و اگر شرایط عادی باشد می‌توانیم بخشی از سوخت مورد نظرمان را از خارج وارد کنیم”.

پس صالحی:

اولاً اعلام می کند که در سالهای آینده رآکتور “آب سنگین” اراک نیز به اورانیوم غنی شده نیاز دارد؛ به عبارت دیگر مستتراً اعلام می کند که بر سر این که رآکتور مذکور به رآکتور آب سبک تبدیل شود، توافق شده است؛ زیرا رآکتور آب سنگین به اورانیوم غنی شده نیاز ندارد. البته اگر چنین توافقی صورت گرفته باشد باید از آن استقبال کرد.

ثانیاً تصریح می کند که در شرایط عادی می توان بخشی از سوخت هسته ای مورد نیاز را از خارج وارد کرد. بیائیم اظهارات تاکنونی در مورد ضرورت “خودکفائی اجرائی” در امر تأمین سوخت هسته ای را تماماً به دوران احمدی نژاد نسبت دهیم. نیز مفروض گیریم که صحبت بر سر مذاکراتی است که هدف شان عادی کردن شرایط است. بنابراین با توفیق مذاکرات، وارد کردن بخشی از سوخت هسته ای از خارج کشور نه تنها تابو و خطا نخواهد بود، بلکه مدنظر مقامات ایران نیز هست. می ماند این محاسبه که غنی سازی اورانیوم در داخل مقرون به صرفه اقتصادی است یا خرید آن. این محاسبه پیشتر انجام شده است: برای غنی سازی مقرون به صرفه باید از ظرفیتهای غنی سازی میلیون واحدی برخوردار بود. بنابراین در شرایط عادی ایران می تواند تمام اورانیوم غنی شده مورد نیاز را هم، با هزینه ای کمتر از هزینه های “غنی سازی بومی” از خارج وارد کند.

ثالثاً نکته ای را که خامنه ای نیز به آن اشاره دارد، مشخصتر بیان می کند: “این نیاز مربوط می شود به پس از پایان قرارداد با روسیه برای تأمین سوخت نیروگاه بوشهر، یعنی پس از هشت سال دیگر”. اما آنچه مفهوم نیست، این است که مذاکره کنندگانی در کار مذاکره برای عادی کردن شرایط باشند، در آن شرایط عادی بتوان اورانیوم غنی شده را با هزینه ای کمتر از خارج وارد کرد، و با این وجود گره اصلی مذاکره کم و کیف غنی سازی در آن سالهای شرایط عادی باشد.

آنچه بر ابهام این اظهارات و ناروشنی منطق برنامۀ بلندمدت جمهوری اسلامی برای تأمین انرژی می افزاید، خبری است از آسوشیتدپرس به تاریخ ۱ ژوئیه (۱۰ تیر) در بارۀ یک پروژۀ تولید انرژی در روستای سیچانلو[۱]. بنا به این خبر “… دولت روحانی که آیندۀ روشنی را در انرژی خورشیدی می بیند، امسال ۶۰ میلیون دلار صرف پروژه های خورشیدی کرده است. در حالی که در سال گذشته ۱۲ میلیون دلار در این زمینه صرف شده است.” آسوشیتدپرس آن گاه از قول جعفر محمدنژاد، یک مقام عالیرتبه در وزارت نیرو، اطلاع می دهد که “مقامات امیدوارند ظرف دو سال آینده ۵۰۰۰ مگاوات انرژی را از محل منابع تجدیدپذیر تولید کنند.” محمدنژاد می گوید: “ایران از منابع غنی نفت، گاز و دیگر فسیلی ها برخوردار است. با این حال تصمیم گرفته است به منابع تجدیدپذیر رو آورد. این مبین سمت استراتژیک انرژیائی جدیدی است.”

امیدواری مقامات جمهوری اسلامی که ظرف ۲ سال آینده، معادل ۵ برابر ظرفیت تولیدی نیروگاه هسته ای بوشهر، انرژی را از منابع تجدیدپذیر تولید کنند، قابل تردید اکید است. اما سوای این تردید، روی آوردن جمهوری اسلامی به منابع تجدیدپذیر انرژی را تنها می توان به فال نیک گرفت. ابهام اما در این جا این است که “با داشتن این سمت استراتژیک انرژیائی جدید، که بر پایۀ آن می توان در عرض مدتی کمتر از ۱۰ سال تمام استراتژی مبتنی بر انرژی هسته ای را درنوردید، توضیح مقامات برای تداوم استراتژی مبتنی بر انرژی هسته ای چیست؟”.

این مجموعه اظهارات وقتی در کنار هم قرار داده شوند، آن گاه دیگر مجموعه ای نامتجانس و غیر قابل فهم را تشکیل می دهند که قاعدتاً برنامۀ بلندمدت جمهوری اسلامی برای تولید انرژی بر آن استوار است؛ برنامه ای که به این ترتیب ابهام بزرگ مترتب بر آن کم و کیف تأمین منافع ملی است.

 

تاریخ انتشار : ۲۱ تیر, ۱۳۹۳ ۱:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

پیروزی هم‌میهنان‌ و رزمندگان‌مان در این مقاومت ملی را تبریک می‌گوییم!

هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از اولین لحظات اعلام خبر بمباران های کشور، این تهاجم امپریالیستی را محکوم کرده و خواستار توقف خشونت و پیگیری از طریق مذاکرات مستقیم دیپلماتیک و بر اساس حقوق حقه و با تضمین تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمینی کشورمان بوده است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آتش‌بس: پیروزی صلح‌خواهان جهان

چاک شومر، سناتور ارشد دموکرات، گفته است که دونالد ترامپ «عقب‌نشینی کرده» و اکنون «به‌دنبال راهی برای فرار از لفاظی‌های تند خود درباره نابودی کامل ایران» است. و اکنون، در داخل آمریکا صداهایی بلند شده که «آتش‌بس کافی نیست» و ترامپ باید به کنگره توضیح دهد چرا کشور را تا آستانه جنگ با ایران پیش برده است. در داخل ایران نیز این امید وجود دارد که حاکمان جمهوری اسلامی از این بحران درس گرفته باشند و به خواست و نیازهای مردم ایران توجه نشان دهند. به مردم بازگردند. یک پرسش باقی است: پادوی اعظم نتانیاهو چه خواهد کرد؟

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آتش‌بس با شرایط ایران، اشتباه استراتژیک آغاز جنگ را برجسته می‌کند!

اوج بی‌قانونی و بی‌رحمی: نامه سینماگران به مجامع جهانی در چهلم شهادت کودکان میناب

موج گسترده بیکاری؛ گزارش «شرق» از تعدیل‌های وسیع در بخش‌های مختلف

هشیاری پس از توافق آتش بس

چند نکته مقدماتی در بارۀ آتش‌بس جاری