جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۲۸

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۲۸

۳ دانشجوی دیگر از دانشگاه علامه، از تحصیل محروم شدند

در ادامه سیاست های انقباضی دولت دهم در برابر فعالیت دانشجویان منتقد، كمیته انضباطی دانشگاه علامه طباطبایی، سه دانشجوی دانشكده علوم اجتماعی و ارتباطات را از تحصیل محروم و به طور مكتوب ورود آنان را به دانشگاه ممنوع اعلام كرد

این گزارش برای روزنامه “سرمایه” تهیه شده بود که به دلیل محدودیت های جدید، امکان انتشار در این روزنامه را نیافت.

محرومیت ۳ دانشجوی دیگر از تحصیل، در دانشگاه علامه، در ادامه سیاست های انقباضی در دانشگاه ها

در ادامه سیاست های انقباضی دولت دهم در برابر فعالیت دانشجویان منتقد، کمیته انضباطی دانشگاه علامه طباطبایی، سه دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات را از تحصیل محروم و به طور مکتوب ورود آنان را به دانشگاه ممنوع اعلام کرد. این نخستین بار است که این دانشکده به طور مکتوب ورود دانشجویان به دانشگاه را ممنوع اعلام می کند. این کار پیش از این به طور شفاهی انجام می شد.

همزمان شنیده می شود ۳ دانشجوی دیگر نیز در دانشگاه تهران به همین ترتیب ضمن محرومیت از تحصیل، از ورود به دانشگاه و استفاده از امکانات علمی و پژوهشی مانند کتابخانه و تماس با اساتید محروم شدند.

هفته گذشته دانشگاه علامه طباطبایی با ریاست حجت الاسلام والمسلمین صدرالدین شریعتی، طی حکمی به سلیمان محمدی، امیر یعقوبعلی و پوریا پشتاره اعلام کرد که به مدت یک ترم از تحصیل محروم هستند و حق ورود به دانشگاه را ندارد.

این برای اولین بار است که در دانشگاه های کشور، دانشجویان به صورت رسمی و برای مدت یک ترم به دانشگاه ممنوع الورود می شوند.

دانشگاه علامه، به اتهام “اخلال در نظم دانشگاه” و “بر هم زدن امتحانات” ترم گذشته این دانشگاه، پس از انتخابات ریاست جمهوری، این دانشجویان را از تحصیل محروم کرده است درحالی که به گفته این دانشجویان در جلسه بررسی اتهام در کمیته انضباطی، اصلا این دانشجویان “تفهیم اتهام” نشدند چه برسد به اینکه از خود دفاع کنند. همین طور این دانشجویان محروم از تحصیل ادعا می کنند تنها مستند پرونده شان گزارش شخصی معاونت دانشکده شان است و هیچ سند مکتوب یا مستندی بر این مدعا وجود ندارد.

او ضمن رد این ادعاها گفت:” این ادعاها دروغ محض است و من هیچ نامه یا گزارشی با چنین مضمونی علیه دانشجویان ننوشته ام”.

برخی دانشجویان ادعا می کنند که اخیرا نیز این معاونت دانشکده، گزارشی علیه شعارنویسی یکی از دانشجویان به حراست دانشکده نوشته است و دانشجویان نسبت به این اقدام او اعتراض دارند زیرا این دانشجویان معتقدند که در محیط دانشگاه، تنها وظیفه “حراست” است که به امور اینچنینی رسیدگی کند نه یک مقام علمی.

پیش از این هم سلیمان محمدی، دبیر سابق شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات به مدت ۳ ترم از تحصیل محروم و به صورت غیر رسمی _ غیر مکتوب_ به دانشگاه ممنوع الورود شده بود.

امیر یعقوبعلی هم به مدت ۳ ترم از تحصیل معلق شده بود. حکم صادره برای این دانشجویان قطعی است امکان تجدید نظر در آن وجود ندارد. اخبار رسیده مبنی بر این است که همزمان با این دانشجویان ۱۸ نفر دیگر هم به کمیته انضباطی دانشگاه علامه طباطبایی احضار شده بودند. برخی از دانشجویان محروم شده از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی تنها ۹ یا ۱۰ واحد از درسشان باقی مانده است.

اصلا به دانشگاه نیا اما امتحان بده

سلیمان محمدی، در مورد چگونگی شکل گیری این پرونده، اتهام و محکومیت نهایی خود می گوید:” در سال ۸۶ پس از آنکه چند بار به طور غیر قانونی از سوی دانشگاه “تعلیق و ممنوع الورود به دانشگاه” شدم، به دیوان عدالت اداری شکایت کردم و دیوان به نفع من رای داد و اما با وجود حکم مکتوب دیوان عدالت اداری، رییس دانشگاه همچنان به من اجازه ورود به دانشکده را نداد. دفعه بعد به همراه مامور اجرای احکام به دانشگاه رفتم اما باز هم از سوی رییس دانشکده، اجازه ورود نیافتم. طبق قانون، اگر فرد یا دستگاهی از اجرا یا تابعیت از حکم دیوان عدالت اداری، سر باز زند، باید ۲ سال از خدمت انفصال یابد اما می بینیم که آقای شریعتی هنوز بر کرسی خود تکیه زده است”.

سلیمان محمدی، این دانشجوی رشته ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی که تنها ۹ واحد از دروس او برای فارغ التحصیلی باقی مانده است، ادامه داد:” بعد از این رییس دانشگاه از من شکایتی به دیوان عدالت اداری کرد که مستندات این شکایت مبتنی بر نوشته هایی در وبلاگم بود. با این همه حکم نهایی دیوان عدالت، همسو با نظر رییس دانشگاه علامه طباطبایی و علیه من صادر شد. در نتیجه من بار دیگر برای ۳ ترم متوالی از تحصیل محروم و از ورود به دانشگاه، محروم شدم.”

این برای نخستین بار است که یک دانشجو به دلیل محتویات انتقادی وبلاگش، مورد اتهام قرار می گرفت.

امیر رئیسیان وکیل سلیمان محمدی نیز گفت:” ما نمی توانیم در مورد یک سیاست واحد که به نظر می رسد در دیوان عدالت اداری در مواجهه با پرونده های دانشجویان شاکی، وجود دارد، قضاوت کنیم. اما می توانیم بگوییم که طی ۴ سال گذشته تقریبا هیچ حکمی در این زمینه به نفع دانشجویان و علیه دانشگاه ها از سوی این دیوان صادر نشده است و یا بسیار انگشت شمار بوده است”.

این دانشجو که گویا بیشتر سال های تحصیل خود را ” ممنوع الورود” و “معلق از تحصیل” بوده است، در مورد حکم اخیر دانشگاه می گوید:” امسال و بعد از آنکه ۳ ترم تعلیقی خود را در بیرون از دانشگاه گذراندم، بالاخره به دانشگاه رفتم اما بار دیگر دانشگاه مرا احضار کرد و به من گفتند که” بهتر است اصلا به دانشگاه نیایی و لزومی ندارد سر کلاس حاضر شوی، برو و فقط سر امتحان ها به دانشگاه بیا”. من هم قبول کردم. تا اینکه حادثه حمله به کوی دانشگاه بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری، پیش آمد. عملا امتحان های دانشگاهی کنسل شده بود و من هم مثل بقیه امتحان ندادم. حدود یک ماه بعد، در تابستان احضار شدم و گفتند که متهم به ” اخلال در نظم دانشگاه و ایجاد وقفه در برنامه های دانشگاه” شده ای. نکته جالب اینکه استناد آنها به روزی است که من اصلا در آن روز در دانشگاه حضور نداشتم و رییس حراست هم بارها به این نکته تاکید و نظر مرا تایید کرده است که اصلا در روزی که آنها به من اتهام وارد کرده اند، من در دانشکده حضور نداشته ام. اما متاسفانه گوش کسی بدهکار نیست و من طبق حکمی که اخیرا دریافت کرده ام، برای باری دیگر از ادامه تحصیل محروم و ممنوع الورود به دانشگاه شده ام”.

در جلسه تفهیم اتهام، نه متهم شدیم و نه دفاع کردیم

اگرچه به نظر می رسد سوابق “تعلیقی” فردی چون سلیمان محمدی، در دریافت حکم اخیرش، بی تاثیر نباشد اما دریافت حکم مشابهی برای پوریا پشتاره، دانشجوی ترم ۴ “برنامه ریزی اجتماعی” همین دانشکده غیر منتظره به نظر می رسد زیرا او پیش از این “تعلیق” نشده بود اما به قول خودش بارها، ممنوع الورود شده بود.

او می گوید:” به نظر می رسد که دانشگاه علامه طباطبایی در “ممنوع الورود” کردن دانشجویان، از بقیه دانشگاه ها، فعال تر عمل می کند چون عموما دانشجویان فعال صنفی یا سیاسی نمی دانند که صبح به صبح که به دانشکده می روند، از سوی حراست، ممنوع الورود هستند یا نه؟! در اتاق حراست دانشکده علوم اجتماعی علامه، یک فهرست نصب شده که در آن هر روز اسامی افراد ممنوع الورود درج می شود. یک بار من و امیر یعقوبعلی خواستیم تا اداره آموزش دانشکده برویم، اداره حراست دانشکده، یک مامور همراه ما فرستاد که تا آخر ما را همراهی کند. انگار که ما خرابکار یا … هستیم. در حالی که دانشگاه، خانه ماست و هیچ مرجع قانونی طبق قوانین کمیته انضباطی حق ندارد با ما چنین رفتاری بکند”.

پشتاره ادامه داد:”حتی جلسه بررسی اتهامات ما در کمیته انضباطی که قرار بود طبق قانون، اتهامات به ما وارد و ما از خود دفاع کنیم، بیشتر به جلسه شوخی و خنده گذشت و رییس حراست، حتی یک سوال درباره اتهامات ما، از ما نپرسید و بیشتر در مورد سوابق ما و دانشجویان دیگر محروم از تحصیل سوال کرد. در نتیجه ما اصلا نفهمیدیم که متهم به چه و محکوم به چه هستیم؟!”

دانشجویان از حقوق قانونی خود دفاع می کنند

عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و وکیل دانشجویان، ضمن غیر قانونی خواندن برخی مفاد آیین نامه شورای عالی انقلاب و شیوه نامه کمیته انضباطی که شرایطی را برای “تعلیق” دانشجویان یا “ممنوع الورود” کردن دانشجویان فعال سیاسی و صنفی فراهم کرده است، گفت:” این دو منبع قانونی اجازه داده است که رییس دانشگاه در شرایطی خاص، دانشجویان را به دانشگاه ممنوع الورود کند که این دو مرجع قانونی، در تضاد با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هستند که حق تحصیل را برای آحاد ایرانیان، مانند حق پوشاک و حق خوراک،از حقوق اولیه و حیاتی تلقی کرده اند”.

سلطانی در ادامه گفت:” اما همین دو مرجع قانونی، دارای مفادی به نفع دانشجویان فعال سیاسی و صنفی است که متاسفانه از سوی برخی دانشگاه ها رعایت نمی شود. این نوع نگاه، همان نگاه غلطی است که منجر به این می شود که در دانشگاه ها برخورد با دانشجویان فعال سیاسی و صنفی بسیار شدیدتر و سخت تر از برخورد با قاچاقچیان مواد مخدر و معتادان در دانشگاه یا افراد خاطی در زمینه مسائل اخلاقی است. هم اکنون دانشجویان معتاد و قاچاقچی با درگیری بسیار کمتری در دانشگاه رفت و آمد و به افعال مجرمانه خود ادامه می دهند. در حالی که دانشجویان فعال سیاسی و صنفی، طبق قوانین اساسی جمهوری اسلامی، از حقوق سیاسی و صنفی و اجتماعی خود دفاع می کنند”.

امیر یعقوبعلی نیز از دیگر دانشجویان محروم از تحصیل و ممنوع الورود به دانشگاه است که از احکام صادر شده علیه خود، شکایت دارد اما نمی داند که این بار شکایتش را به کجا ببرد. امیر یعقوبعلی، دانشجویی که حدود ۴۰ واحد درسی او باقی مانده است، پیش از این ۳ بار حکم تعلیق دریافت کرده بود.

این ۳ دانشجو به احکام صادر شده از سوی کمیته انضباطی، اعتراض دارند و آن را احکامی غیر مستند و مبتنی بر حدسیات دانستند و گفتند:” ما تا به حال ماه ها و سال های زیادی را برای رسیدن به “حق تحصیل” خود تلاش کرده ایم و هر چند سال دیگر هم که لازم باشد برای رسیدن به این حق قانونی خود، تلاش خواهیم کرد و به این نحوه نگاه پلیسی به فضای دانشجویی اعتراض خواهیم کرد”.

تاریخ انتشار : ۴ آبان, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۴ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟