جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۵

جمعه ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۵

هر حمله‌ای به ایران، حمله به ایران است!
امروزه گویی هیچ‌ قانون و مقرارات و توافقنامه‌ای برای مهار زورگویی به ملت‌های کم‌توانتر وجود ندارد. رفتن بدین راه، رفتن به سوی به ورطه‌ی تنازع بقا و خشونت و هرج...
۱۵ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: امیر ممبینی
نویسنده: امیر ممبینی
واکنش ها به بسته تعرفه ای ترامپ: «این اعلامیه ها یک فاجعه کامل است»
رئیس کمیته تجارت در پارلمان اروپا: سنگین ترین بار در جنگ تجاری بر دوش مصرف کنندگان در ایالات متحده است. اگر ایالات متحده حاضر به مذاکره نباشد، یک رویارویی سخت...
۱۴ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
دونالد ترامپ ظاهراً خروج ایلان ماسک را به افراد مورد اعتماد اعلام کرد
خروج احتمالی ماسک از سمت مشاوره‌اش در دولت ترامپ, باعث ایجاد سرخوشی در بازار سهام شد. قیمت سهام شرکت خودروهای الکتریکی تسلا ماسک در وال استریت به میزان قابل توجهی...
۱۴ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
دولت جدید سوریه: کابینه ای که برای تحت تاثیر قرار دادن غرب طراحی شده است
دولت جدید سوریه: کابینه ای که برای تحت تاثیر قرار دادن غرب طراحی شده است، احمد الشرع رئیس جمهور موقت هم در داخل سوریه و هم در خارج از کشور...
۱۴ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
حقوق ما، شماره ۲۳۴-۲۳۵: سندیکا و حق اعتصاب در ایران
در این شماره میخوانید: حق اعتصاب کارگران در ایران.   جنبش کارگری ایران امید به دستیابی به حقوق خود را افزایش داده است.   بررسی پیشینه و دستاوردهای سندیکای شرکت...
۱۳ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
اختلافات و جنگ قومی؛ تیشه‌ای بر ریشهٔ ایران
جنگ، چه در مرزها و چه در کوچه‌های شهرها، آتش و ویرانی به بار می‌آورد. اما جنگ قومی خانمان‌سوزتر از هر نبردی است. این نزاع و درگیری، با چماق‌های هدیه‌شده...
۱۲ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: زری
نویسنده: زری
تاریخ سفره شد و نمد
تو از کدام دیار قصه ای، که این گونه عزیز، گیسو می افشانی، از کدام قبیله و طایفه ای، که می خواهی مهربانی تقسیم کنی؟
۱۲ فروردین, ۱۴۰۴
نویسنده: کاوه داد
نویسنده: کاوه داد
کشتزار

روایت شوپِه (shupe)

می‌روم سراغ کاغذ‌هایم... دنبال مطلبی می‌گردم که همان موقع‌ها نوشته بودم... شاید ادامه مطلب را بیابم... لکه خونی می‌بینم روی یک ورق کاغذ تمیز! بی‌آنکه استفاده شده باشد اما وسطش لکه‌ای برّاق نرم بود. فکر کردم شاید از یک زخم بدون درد باشد...

بوی کال و خشک شده بافه‌های ارغوانی یونجه، رهاشده در نسیم ِولگرد ِخوش گذر، رایحه‌ی خامی که در فضا سرریز می‌شود و با همهمه‌ی باد درهم می‌آمیزد؛ همپا با هیاهوی آدمیانی که درکشتزارهای کمی دوردست مشغول کارند؛ هُرم داغ گرما، سکوت دور آسمان روی بوته‌های خودرو و علف‌های هرز و خواب ِتنبل ِگاوهای ِلمیده در علفزار، دود هیزم!، طعم تُرش تمشک، شب‌های دَم کرده و ابر افتاده بر دشت، نِفار و بانگ و هنگامه «شب پا»ی بی‌خواب و رمیدن گراز و رنج … با دوبیتی های دهاتی و دودانگی «امیری‌پازواری^»… همه و همه مرا به یاد ِآن تابستان می‌اندازد… و ماجرایی که آن جوان ِشب‌پا روایت کرده بود:

آسمان مهتابی بود و ستاره‌ها سوسو می‌زدند. خنکی هوا تن را مور مور می‌کرد. کشتزارهای برنج حالا دیگر جز ساقه‌های مانده از برداشت شالی، چیزی در خود نداشت… همه‌ی دشت آرام و بی‌صدا بود. جز صدای گاه‌گاهی عوعو سگی از دور، هیچ صدای نمی‌آمد. جاده‌ از دور سوت و کور بود. نه عابری گذر می‌کرد و نه وسیله نقلیه‌ای… بر نفار^^ کوچک کنار مزرعه در پناه درخت بیدی، علیرغم خستگی کار که جمع آوری کاه‌های باقیمانده ساقه‌های خوشه‌های برنج بود؛ خوابش نمی‌برد. جرعه آبی نوشید و طاق‌باز روی زیلوی کهنه به آسمان پرستاره خیره شده بود. به روزهای خوشی که در پس ذهنش بود؛ فکر می‌کرد. قرار بود در روزهای ابتدای پاییز به خواستگاری دختری از هم‌روستایی فامیلش برود. غرق این افکار بود که سکوت دشت شکست… در همان حالت خوابیده نگاهی به اطراف و آن دور دست‌ها انداخت. نوری در جاده‌ی کناری مزرعه توجه‌اش را جلب کرد. صدای اتوموبیل بود… دو ماشین… جوان همه‌ی مسیر اتوموبیل را با دقت و در همان حالت خوابیده دنبال کرد… به کناره‌های تپه رسیده بودند… و با خاموش شدن صدای موتور ِماشین‌هایشان، دشت را سکوتی فرا گرفت…

او آن‌ شب هرگز نخوابید…

می‌روم سراغ کاغذ‌هایم… دنبال مطلبی می‌گردم که همان موقع‌ها نوشته بودم… شاید ادامه مطلب را بیابم… لکه خونی می‌بینم روی یک ورق کاغذ تمیز! بی‌آنکه استفاده شده باشد اما وسطش لکه‌ای برّاق نرم بود. فکر کردم شاید از یک زخم بدون درد باشد… دست‌هایم را نگاه می‌کنم چیزی نمی‌یابم. به صورتم دست می‌کشم؛ لای ناخن‌هایم را جستجو می‌کنم؛ هیچ چیزی دستگیرم نمی‌شود. ورق کاغذ را به کناری می‌گذارم و تلاش می‌کنم حواسم را جمع کنم. تخیلاتم آرام آرام به سوی نیشدار ترین مرکز روایت می‌رود… آن تابستان که مادر به ییلاق نرفت!… بگیروببند و سنگینی نگاه‌هایی که همه را می‌پایدند!… وآن جا که هزاردستانِ آواز «کوچه ‌سار‌ شب» راخواند!… بغض فرو خورده‌ای که سر باز کرد و زخمی که هنوز باقی‌ست!…

^.«امیری‌پازواری» معروف به امیر‌الشعرا و امیر ‌مازندرانی زاده قرن ۹ ه‍.ش در منطقه پازوار. شاعر و عارف نامی. امروزه اشعار او در قالب گونه‌ای از آواز با نام «آوازامیری» در بین مردم مازندران رواج دارد… 

^^.نفار= اتاقک درختی، کومه‌ای با پایه‌های بلند، پناهگاه چوبی که در مزارع شمال ِایران برپا می‌کنند برای دیدبانی و محافظت محصولات ازحمله گرازها و خوک‌ها…  

* .شوپِه (shupe): شب پایی، بیدار بودن در شب برای مراقبت از محصول کشاورزی، بخصوص در شالیزار… 

تابستانِ آن ‌سال‌های‌ دور.

پهلوان 

@apahlavan

تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۴۰۲ ۱۰:۴۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

آیا وجدان بشریت هنوز در مقابل این نسل کشی بیدار است؟

با آتش‌بس امیدی برای پایان جنگ و برداشتن سایه سنگین آن از سر مادران، کودکان، پیران و جوانان فلسطینی به وجود آمده بود، اما این امید با نقشه شوم جنایتکاران از بین رفت، نقشه‌ای که فراتر از یک جنگ معمولی بوده و هدف نهایی آن نابودی و آواره‌سازی یک ملت کهن از سرزمینش و تصرف باقی‌مانده خاک فلسطین است.

ادامه »
سرمقاله

ریاست جمهوری ترامپ یک نتیجهٔ تسلط سرمایه داری دیجیتال

همانگونه که نائومی کلاین در دکترین شُک سالها قبل نوشته بود سیاست ترامپ-ماسک و پیشوای ایشان خاویر مایلی بر شُک درمانی اجتماعی استوار است. این سیاست نیازمند انست که همه چیز بسرعت و در حالیکه هنوز مردم در شُک اولیه دست به‌گریبان‌اند کار را تمام کند. در طی یکسال از حکومت، خاویرمایلی ۲۰٪ از تمام کارمندان دولت را از کار برکنار کرد. بسیاری از ادارات دولتی از جمله آژانس مالیاتی و وزارت دارایی را تعطیل و بسیاری از خدمات دولتی از قبیل برق و آب و تلفن و خدمات شهری را به بخش خصوصی واگذار نمود.

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته
یادداشت

قتل خالقی؛ بازتابی از فقر، ناامنی و شکاف طبقاتی

کلان شهرهای ایران ده ها سال از شهرهای مشابه مانند سائو پولو امن تر بود اما با فقیر شدن مردم کلان شهرهای ایران هم ناامن شده است. آن هم در شهرهایی که پر از ماموران امنیتی که وظیفه آنها فقط آزار زنان و دختران است.

مطالعه »
بیانیه ها

آیا وجدان بشریت هنوز در مقابل این نسل کشی بیدار است؟

با آتش‌بس امیدی برای پایان جنگ و برداشتن سایه سنگین آن از سر مادران، کودکان، پیران و جوانان فلسطینی به وجود آمده بود، اما این امید با نقشه شوم جنایتکاران از بین رفت، نقشه‌ای که فراتر از یک جنگ معمولی بوده و هدف نهایی آن نابودی و آواره‌سازی یک ملت کهن از سرزمینش و تصرف باقی‌مانده خاک فلسطین است.

مطالعه »
پيام ها

پیام تبریک سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به‌مناسبت پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در صعود به جام جهانی!

با کمال تاسف روی‌کرد سیاسی مقابله با ایران از سوی برخی کشورهای ذی‌نفوذ در جهان در کنار تحریم‌های غیرقانونی و ظالمانه علیه کشور ما، مانعی عمده در برابر برگزاری دیدارهای دوستانه در مقابل تیم‌های قوی جهان، حتی امکان برگزاری اردوهای آمادگی، و وجود تجربهٔ بازی در این سطح برای ملّی‌پوشان ایران است.

مطالعه »
برنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

هر حمله‌ای به ایران، حمله به ایران است!

واکنش ها به بسته تعرفه ای ترامپ: «این اعلامیه ها یک فاجعه کامل است»

دونالد ترامپ ظاهراً خروج ایلان ماسک را به افراد مورد اعتماد اعلام کرد

دولت جدید سوریه: کابینه ای که برای تحت تاثیر قرار دادن غرب طراحی شده است

حقوق ما، شماره ۲۳۴-۲۳۵: سندیکا و حق اعتصاب در ایران

اختلافات و جنگ قومی؛ تیشه‌ای بر ریشهٔ ایران