سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۸:۲۷

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۷

#دایی_علی

«دایی علی» دایی مادرم بود. پیرمردی مهربان و خوش رو. دکان کوچکی داشت در محله ی «محرمدشت» روستای آبا و اجدادی. همه ی تابستان ها اورا میدیدم. همیشه لبخندی بر لب داشت و همه وقت پذیرای شیطنت های کودکی ما بود و مادر هر گاه از دکانش بسته ای چای و نیم کیلوئی قند میخرید با مقداری آب نبات های رنگی دست ساز؛ ممنون دارش بود که چشمش به ماست و هوای ما را دارد… من هم از همان وقتی که آلوده کتاب و قصه شدم؛ به فراخور برایش از کیهان بچه ها و کتاب های دیگر، مطالبی را می خواندم…

در یک تابستان و آن روزی که از مکتب خانه فرار کردم؛ میترسیدم به خانه بروم. از مواخذه مادر… بنابراین به دکان «دایی علی» پناه بردم. ماجرا را بی کم وکاست ^ برایش تعریف کردم… د ر باز مکتب خانه و فرار به یک چشم برهم زدنی… همه و همه را بازگو نمودم. لبخندی زد و به نظر می رسید حق را به من میدهد… قرارشد به مادرم بگوید که دیگر به مکتب نروم … چون مکتب دار واقعا سوادش از ما کمتر بود… قران را بد میخواند و همیشه ترکه ای در دست داشت… ^^ «دایی علی» آن روز برایم تعریف کرد که در کودکی نتوانسته بود درس بخواند و همین قدر حساب و کتاب را هم مدیون خواهرش، «خاله ناز خانم» می دانست…

دریک تابستان، یک روزسرزده گذرم به دکانش افتاد… هنوز چند لحظه ای نگذشته بود که فردی که آنجا از قبل نشسته بود؛ با لحنی تهدیدآمیز از من پرسید اینجا چه میخواهی؟ هاج و واج ماندم و نمیدانستم چه بگویم… لبخندی زورکی زدم تا نرمش کنم و در جوابش گفتم: »درس می خوانم…« و دوسه کتابی را زیر بغل داشتم؛ نشانش دادم. «دایی علی» به طرفداری از من در آمد و دستش را به نشانه حمایت روی شانه ام گذاشت… و من با دلخوری از آنجا خارج شدم… بعدها از او پرسیدم آن مرد کی بود و چرا با عصبانیت و خشونت رفتار کرد؟ گفت: «شاید به خاطر کتاب هایت…»

آن تابستان و تابستان های دیگر، هرگاه «دایی علی» را میدیدم در دکانش نشسته بود و با دقت، نظاره گر عبور و مرور رهگذران بود… علاقه ام به او سالیان سال ادامه داشت… از یک زمانی، رفت و آمدم به روستا کمتر و کمتر شد. دیگر او را ندیدم. و هیچ بخاطر ندارم که «دایی علی» کی درگذشت… پیش خودم میگفتم زندگی همین است… یک روز بخاطر کتاب هایت و این روزها به خاطر نوشته هایت… هرچند فرق است بین آنچه می خوانید وآنچه می نویسید؛ اما هراساندن و تهدید به جای خود باقیست!…

^ پانوشت:  ر .در قسمتی از تکیه کنار میدان اصلی که حالا همانند بسیاری از محله های قدیمی روستا، ابتدا مخروبه می گردد و سپس در مسیر آپارتمانسازی قرار می گیرد!… .»

^^ «ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند. صاحبدلی بر او  بگذشت. گفت: تو را مشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی؟ گفت: از بهر خدا میخوانم. گفت: از بهر خدا مخوان:گر تو قرآن بر این نمط خوانی/ ببری رونق مسلمانی» (گلستان سعدی . باب چهارم)

 

 

تاریخ انتشار : ۱ اسفند, ۱۴۰۲ ۰:۳۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی