سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۴:۱۳

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳

و سعدی عاشق را شناختم من!

دبیر ادبیات‌مان، که دستمال بر گردن می‌آویخت و کت‌وشلوارهای مد روز می‌پوشید و از شعر و شاعری تنها ابتهاج، که هم‌شهری‌اش هم بود، را می‌شناخت، و آلمان‌ها را یک‌سر فاشیست می‌خواند، دوام نیاورد و رفت. گفته شد دبیری تازه می‌آید. دفتردار مدرسه‌مان، که پس‌تر نامش در آن دفتر هشت‌هزار نام درآمد، و اما آدمی دوست‌داشتنی بود، درگوشی گفت، که دبیر نو، توده‌ای باشد!

نوجوانی بود و شور و شوقِ عشق و انقلابی‌گری.

شعر نو، انقلابی بود در شعر فارسی؛ هم عاشقانه بود و هم انقلابی. و شعر سپید؛ انقلاب در انقلاب. تازه، علاوه بر آن، دو-سه‌تایی از هم‌شهری‌های خود من هم از پیشگامانِ شعر سپید بودند.

چه رها کرد شعر سپید شعر ما را از قیدوبندها. به گمان، در این گاه، سید علی (سید علی صالحی)، دیگر تنها بازماندهٔ شاعران سپیدسرا باشد. ما سیدش نمی‌خواندیم، او خود، پس‌تر، خود را سید خواند.

کدام نوجوان است که بیست‌باری عاشق نشده باشد؟

وسعدی؟ او جایی در این میان نداشت.

سعدی نمونهٔ‌ روشن محافظه‌کاری بود برای ما، برای من.

بس حکایت‌ها که در کتاب‌های دبستانی آمده بود از سعدی. و سعدی، که عشق را نمی‌شناخت!

دبیر ادبیات‌مان، که دستمال بر گردن می‌آویخت و کت‌وشلوارهای مد روز می‌پوشید و از شعر و شاعری تنها ابتهاج، که هم‌شهری‌اش هم بود، را می‌شناخت، و آلمان‌ها را یک‌سر فاشیست می‌خواند، دوام نیاورد و رفت. گفته شد دبیری تازه می‌آید. دفتردار مدرسه‌مان، که پس‌تر نامش در آن دفتر هشت‌هزار نام درآمد، و اما آدمی دوست‌داشتنی بود، درگوشی گفت، که دبیر نو، توده‌ای باشد!

ای وای!

و دبیر آمد، پنجاه سال به بالا می‌نمود. یا این که من امروز او را در آن روز چنین می‌پندارم. آمد و سعدی به زیر بغل آمد. خود را شناساند و سعدی را گشود. اعتراض کردیم که سعدی جایی در این کلاس درس نخواهد داشت. هیچ نگفت. سعدی را بست و پرسید، چه بخوانیم؟ از چه بگوییم؟ و ما که اصلاً کتابی نداشتیم! به اتفاق رسیدیم که از خود بخوانیم؛ از کتاب‌های تازه بخوانیم و به نقد بکشیم شعرها و داستان‌های تازه بیرون‌آمده را.

می‌رفت. در پایان درس آن روز، گفت ما از ادبیات کهن هم خواهیم داشت.

و پاسخ ما، من: نه از سعدی اما! آه!‌ تمام حکایت‌های این مرد اندر باب قناعت است. … سعدی، نه!

و باز دفتردار مدرسه آمد و درگوشی گفت، تازه از زندان به در آمده است. میان زندان و خانه در سفر است.

و، وای برما! از انقلاب می‌گوییم، برای همه کار و نان می‌خواهیم و داریم نان آدمی را می‌بریم!

و ما، با هم کنار آمدیم. گاهی از سعدی هم یادی می‌کردیم. هرچند کم.

 

آن روزها گذشت. جوان شدم. انقلاب شد. و انقلاب مرد اما! عاشق می‌شدم من اما هم‌چنان!

و، سعدی را هم خواندم.

«حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی

کاین پای لایق است که بر چشم ما رَوَد»

 

خواندم، و سعدی عاشق را شناختم من!

و من بس سال‌ها پیش‌تر به سعدی نامه‌ای نوشتم. از او پوزش خواستم؛ برای جفایی که من نیز بر او بردم. به دستش رسیده باشد گر!

 

«بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جوُر است در نظر

هم جوُر به که طاقت شوق‌ات نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی، حکم از آن توست

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری‌ست با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیش‌تر نه، که از خاک کم‌تریم

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس

آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم»

 

 

 

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۵ اردیبهشت, ۱۴۰۴ ۸:۳۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران