چنگیز آیتماتف ، نویسنده سوسیالیستی ، متولد شکر در قرقیزستان، و خالق نوول عاشقانه مشهور جمیله، تا چند روز دیگر ۷۶ ساله می شود. پدر او که کارمندی جزء بود در پاکسازی های توطئه آمیز استالینیستی، به اتهام حمایت از ریویزیونیست ها، درسال ۱۹۳۷ به قتل رسید و چنگیز نزد پدربزگش در دامن کوه و صحرا، میان چادر و چراگاه رشد نمود. به این سبب قرقیزیستان در آثار ادبی او جای خاصی دارد. غیر از آن، داستان هایش، تصفیه حسابی حسابگرانه با گذشته استالینیستی شوروی نیز است. آیتماتف بعدها در دانشگاه به تحصیل مهندسی کشاورزی و باغ وحش شناسی پرداخت و با کشف استعداد قلم زنی اش، اجازه یافت تا در دانشگاه نویسندگی مسکو نیز به تحصیل بپردازد.
او یکی از نخستین نویسندگان دوره آزادی های گلاسنوس زمان گورباچف بود که به مسایل جدیدی مانند: اعتیاد، رشد دین، محیط زیست، شکار غیرقانونی و غیره می پردازد. داستان و رمان های او میان افسانه و واقعگرایی در نوسان هستند. داستایوسکی، بولگاکف و همینگوی را می توان از جمله آموزگاران ادبی او به شمار آورد. او غیر از زبان قیرقیزی، غالب آثارش را به زبان روسی نوشت تا شاید با کمک ترجمه آنان، وارد ادبیات جهانی شود. او در زمان گورباچف، سفیر شوروی در لوکزامبورگ و ازسال ۱۹۹۵ به بعد سفیر جمهوری قرقیزیستان در بروکسل شد. از جمله جوایز دریافتی آیتماتف: جایزه لنین درسال ۱۹۶۳، جایزه دولتی شوروی درسال ۱۹۸۳ و جایزه ادبی کشور اتریش در سال ۱۹۹۴ می باشند.
آیتماتف خالق آثاری مانند : وداع با گلزری ، نخستین معلم، نوول جمیله، مرد جوان و دریا، نمایشنامه صعود به قله فوچی یاما، کشتی بخاری سفید، ابر سفید چنگیزخان، یک روز طویل تر از زندگی، میدان اعدام، و اتوبیوگرافی دوران کودکی در قیرقیزیستان هست.
او درآثارش به برخورد میان فرهنگ آسیایی و فرهنگ اروپایی – یا فرهنگ عشایری و فرهنگ صنعتی مدرن سوسیالیستی می پردازد، و در پایان با کمک مارکسیسم، وحدتی دیالکلیتکی بین آنان را، ممکن معرفی می نماید. احساسات، افکار، زندگی، آداب، رسوم، عناصر فولکلوریک، حساسیت زبانی، روانشناسی مردمی، سرنوشت، عقاید و فرهنگ آسیایی. مناظر زیبای وطن، اسطوره، افسانه، زورگویی و خودسری های بوروکراتیک استالینستی، نیز در آثار او جای مهمی دارند.
او موضوعات و مشکلات عملی نمودن سوسیالیسم در جمهوری های آسیایی شوروی سابق را نیز در آثارش به نقد می کشاند و به معرفی اسطوره و افسانه هایی می پردازد که همچون نیرویی مذهبی یا سیاسی، برای ایدئولوژی مارکسیسم ایجاد دردسر می نمایند. در نوول مشهور او ، جمیله، دختر قرقیز جوانی است که علیه اخلاق و فرهنگ سنتی به مبارزه می پردازد. و در داستان گلزری، بر اساس خوشبینی رئالیسم سوسیالیستی، خواننده باید با “ آخر خوش شاهنامه “ روبرو شود . این داستان او را شبیه نوول “پیرمرد و دریای “ همینگوی به حساب می آورند.