سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۲۱:۵۷

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۷

انتقامجویی راهکاری غیر دمکراتیک است

تجربه انقلاب 57 و کشتارهای پس از آن به هر انسان فهیمی می آموزد که این "بخشش" تنها روشی است که می تواند ما را از دور باطل و نا خواسته "آدمکشی" و "انتقامجویی" برهاند. ما ناگزیریم که نه بخاطر آنان که امروز اسیر زندانهایی که خود ساخته اند، شده اند بلکه بخاطر آنکه ما خود در بند زندانهایی که برای ایشان آرزو می کنیم گرفتار نشویم، ببخشیم

Getting your Trinity Audio player ready...

مقاله آقای “علی فیاض” در سایت “اخبار روز” مرا بر آن داشت تاچند کلامی در باب موضوع ایشان یعنی “به نیابت از چه کسانی ببخشیم اما فراموش نکنیم” بنویسم.

نخست آنکه امیدوارم که این دوست عزیز همانگونه که من میپندارم از معتقدین به احکام شرعیه نباشند که در آن صورت بحث ما از اساس بیجا خواهد بود. چرا که بر اساس احکام شرع ما همچنان در دوران جاهلیت و بربریت بسر می بریم و باید بپذیریم که جنایتکاران همگی حکم واحدی دارند و می بایست فی الفور قصاص شوند. علت اینکه این بدیهیات را می نویسم آن است که ایشان به نحوی بسیار “لیبرال منش” همان می گویند که اعدام کنندگان نوجوانی چون “بهنود شجاعی” کردند. ایشان در مقاله خود به نحوی بسیار محترمانه برای خانوادگان جان باختگان دهه شصت جایگاهی را که حاکمان اسلامی برای خانواده مقتولین در نظر می گیرند قائلند و بر آن هستند که این بزرگواران را در منصب قاضی و مامور اجرای حکم قاتلین عزیزانشان بنشانند و العجب که انتظار دارند مردم نیز با ایشان همراه شوند. حقیقت آن است که چنین نگرشی که در فضای اعدام “بهنود شجاعی” توسط پدر و مادر مقتول و در حال و هوای تشویق حکومت “رافت اسلامی” به انتقام وقصاص توسط “اولیای دم” بیان می شود، بیش از هر چیز انسان را متعجب و شرمنده می سازد و این سئوال را در ذهن انسان بر می انگیزد که آیا ما مدافعین “آزادی و دمکراسی” خود به آنچه می گوییم باور داریم؟ ایکاش که ما روایت آن وعاظ حکومت ملایان نباشیم که در خلوت خود کار دیگر می کنیم.

نکته بسیار مهم دیگر که باید بر آن گریست، نگرش این دوست عزیز و دوستان دیگری است که علیرغم زندگی در جوامع لیبرال غربی هنوز آنچه را که باید نیاموخته اند. ایشان ضمن اشاره به دادگاههای مختلف تاریخی در جهان معاصر برای قاتلین و آمرین کشتار و نسل کشی در نقاط مختلف جهان، چنین شرایطی را برای مسئولین نظام اسلامی آرزو می کنند. البته که این خواستی به غایت پذیرفتنی است ولی اساسا چنین دادگاههایی نه برای گرفتن انتقام از سوی بازماندگان این قبیل کشتارها بل برای آشکار نمودن حقایق و انجام عدالت برپا می شوند و چه بسیار افرادی که علیرغم نقش ظاهریشان در اینگونه اعمال به علل مختلف بی گناه شناخته شده و یا اگر چه جرمشان حتی اثبات گردیده ولی مجازات نمی شوند. بهترین نمونه این افراد “پینوشه” دیکتاتور شیلی بود. البته موضوع “پینوشه” علل مشخصی داشت که خارج از بحث ما است و نکته مهم آن رفع حکم اعدام کسی است که مسئول جان هزاران شهروند شیلیایی بود و عدم نگرش انتقامجویانه ملت شیلی به پرونده کسی که فرزندان ایشان را به فجیعترین شکل کشته بود.

ملت ما می داند و باور کرده است که جان باختگان دلیر دهه شصت انسانهای برومند و شریفی بودند که جان خود را فدای آرمانهای والایشان نمودند اما این ملت تجربه خود را از دادگاههای انقلاب اسلامی در سال ۵۸ نیز فراموش نکرده است. این تجربه امروز به ما می گوید که اگر چه امثال “هویدا” و “فرخرو پارسا” عمال همان دستگاهی بودند که فرزاندان دلاور این مرز و بوم را در دهه چهل و پنجاه به سبعانه ترین شکل در زیر شکنجه می کشت ولی اعدام این افراد نه تنها کمکی به بارور شدن نهال آزادی و دمکراسی ننمود بلکه آغازی بود بر آنکه همه ما شاهد آن بودیم. اگر سکوت برخی از عمال رژیم در دهه شصت در مقابل اعدامهای وحشیانه دگر اندیشان پذیرفتنی نیست آیا “سکوت همراه با رضایت” ما در مقابل اعدامهای سران رژیم در دادگاههایی که هیچ نشانی از محاکم صالحه نداشتند و حتی با بیدادگاههای نظامی رژیم شاه هم قابل مقایسه نبودند پذیرفتنی است و در این صورت چرا ما نباید به دادگاه احضار شویم؟

مایلم که در اینجا سئوالی را طرح کنم که شاید به نظر خیلی ها خوش نیاید و آن این است که بر اساس باورهای قالب آن روز در جنبش چپ و “نگرش انقلابی” اکثریت ما در آن روزگار که بر آموخته های “استالینیستی” استوار بود، آیا گروه یا حزبی را از آن زمان می شناسید که در شرایط مشابه و بهنگام کسب قدرت غیر از آن می نمود که نظام اسلامی بر علیه ما کرد؟ بیایید با خودمان صادق باشیم و بپذیریم که آنچه بر ما گذشت بیش از آنکه ناشی از دد منشی افرادی چون گردانندگان نظام فاسد و ضد مردمی اسلامی باشد منتج از “روح انقلابیگری” بود. آیا نمونه های حوادثی که بر ما گذشت را در تاریخ ندیده ایم و آیا آنچه در انقلاب اکتبر و انقلاب کبیر فرانسه رخ داد نمونه هایی از همین قبیل نبود؟ شکی نیست که ابعاد فاجعه در اینجا بسیار گسترده تر بود ولی بگذارید سئوال خود را به شکلی واضح تر بگویم. اگر بجای آنان که پس از بهمن ۵۷ به قدرت رسیدند، ما (هر یک از ما چه بصورت حزب و یا سازمان سیاسی و چه بصورت شخصی) بر اریکه حکومت می نشستیم و امثال “بهزاد نبوی” و “میر حسین موسوی” چه بصورت مسلحانه و چه بصورت غیر مسلحانه سعی در براندازی ما می نمودند، چگونه با ایشان برخورد می نمودیم؟ فراموش نکنیم که نگرش انقلابی آن روزگار چنان بر محور خشونت می گشت که بیشتر ما حتی جرات سئوال کردن در باره قتل عام های استالین را به خود نمی دادیم و حمله شوروی به افغانستان و کشتار مردم مظلوم این سرزمین را توجیه می کردیم.

در خاتمه لازم است تا مطلب دیگری را نیز ذکر کنم. برخی از ما هنوز آنچنان در نگرش و باورهای کهنه خود درگیریم که ناگزیر آن را در هر بزنگاهی بروز می دهیم ولی باور کنید که اگر می گویند “ببخشیم” این نه از سر رافت و یا امیال عاطفی است. تجربه انقلاب ۵۷ و کشتارهای پس از آن به هر انسان فهیمی می آموزد که این “بخشش” تنها روشی است که می تواند ما را از دور باطل و نا خواسته “آدمکشی” و “انتقامجویی” برهاند. ما ناگزیریم که نه بخاطر آنان که امروز اسیر زندانهایی که خود ساخته اند، شده اند بلکه بخاطر آنکه ما خود در بند زندانهایی که برای ایشان آرزو می کنیم گرفتار نشویم، ببخشیم. اگر امروز چنین نکنیم دیری نخواهد گذشت که روزی فرزندان ما مجبور خواهند بود تا همچون امروز ما که از قتل “هویدا” ها و “پارسا” ها و یک عمر اسارت “امیر انتظام” ها بخاطر سکوت و رضایتمندی مان در آن دوران شرمساریم، بار دیگر برای بیداد بر علیه “کروبی” ها و “خاتمی” ها شرمنده شوند و برای ما از آیندگان طلب بخشش نمایند.

تاریخ انتشار : ۲۶ مهر, ۱۳۸۸ ۹:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی