جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۶:۲۴

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۶:۲۴

با شاعران

سیاهکل
بیژن جزنی (به مناسبت چهلمین سال جان باختن او و یارانش)
بر شما باد آتشین سوگند
بر شما باد آتشین بدرود
بر شما کز قطره های خونتان بر دشت سنگستان هزاران لاله روییده است
بر شما سوگند، با شما بدرود
...


سیاهکل

بیژن جزنی (به مناسبت چهلمین سال جان باختن او و یارانش)

بر شما باد آتشین سوگند
بر شما باد آتشین بدرود
بر شما کز قطره های خونتان بر دشت سنگستان هزاران لاله روییده است
بر شما سوگند، با شما بدرود

بر شما سوگند ای عقابان بلند اوج
ای پلنگان غرور افلاک
ای همه مردی، همه پاکی
در این دوران نامردی و ناپاکی

شما چون شیر غریدید در این شهر سکوت آذین سنگستان
شما چون ابر باریدید در این شوره زار خشک بی پایان
شما از اوج خود در عمق جنگل ها فرو رفتید و
آوای خوش آهنگ مسلسل هایتان
در َآن شبان سرد ظلمانی
خبرها داشت از فردای شورانگیز انسانی
و فریاد شما در شهر برهم زد
سکوت و خواب خوش بر خیل بدکاران
که در هر نغمه ای با ساز اربابان
به خاک و خون کشیده پیکر بیجان ملت را
چو بر خویش میلرزند و میترسند ز زرم خشماگینتان
ای پاک بازان، پاک تر مردان،
کنون،
قسمت بر آتش گرم مسلسل ها
که سوزانده ست تخم یاس را در عمق قلب ما
که تا جان در بدن داریم
و قلبی که آکنده است از مهر وطن وز شور آزادی
قدم در راه بگذاریم و
سر در راهتان بازیم و
طرحی نو در اندازیم

***

 

هنر گام زمان

هوشنگ ابتهاج

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است 
 ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است 
 گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری 
 دانی که رسیدن هنر گام زمان است 
 تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی
 بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است 
 آبی که بر آسود زمینش بخورد زود 
 دریا شود آن رود که پیوسته روان است 
 باشد که یکی هم به نشانی بنشیند 
 بس تیر که در چله ی این کهنه کمان است 
 از روی تو دل کندنم آموخت زمانه 
 این دیده از آن روست که خونابه فشان است 
دردا و دریغا که در این بازی خونین 
 بازیچه ی ایام دل آدمیان است 
 دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت 
 این دشت که پامال سواران خزان است 
 روزی که بجنبد نفس باد بهاری 
 بینی که گل و سبزه کران تا به کران است 
 ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی 
 دردی ست درین سینه که همزاد جهان است 
 از داد و داد آن همه گفتند و نکردند 
 یارب چه قدر فاصله ی دست و زبان است 
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری 
 این صبر که من می کنم افشردن جان است 
 از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود 
گنجی ست که اندر قدم راهروان است

***


شاد بودن هنر است

ژاله اصفهانی(مستانه سلطانی)

بشکفد بار دگر لاله‌ی رنگین مراد

غنچه‌ی سرخ فروبسته‌ی دل باز شود

من نگویم که بهاری که گذشت آید باز

روزگاری که به سر آمده آغاز شود

روزگار دگری هست و بهاران دگر.

شاد بودن هنر است

شاد کردن هنر والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش

که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز

بی‌خبر از همه خندان باشیم

بی‌غمی عیب بزرگی‌ست که دور از ما باد!

کاشکی آینه‌ای بود درون‌بین که در او

خویش را می‌دیدیم

آنچه پنهان بود از آینه‌ها می‌دیدیم

می‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه‌نهاد

که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن

پیک پیروزی و امید شدن.

شاد بودن هنر است

گر به شادی تو دل‌های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
***

 


بی قراری ها

پرویز حائفی

خستگی ها بود و یاری ها نبود

غم فراوان غمگساری ها نبود

 

ای دریغا چاره ی دل کار چشم

غیر بیزاری و زاری ها نبود

 

خود حصارم بر شکیب درد خویش

وای من گر پایداری ها نبود

 

گاه دوری هاست، یادی ماند و هیچ

کاشکی آن همجواری ها نبود

 

در ستیز مرگ و جان سخت کوش

بودنم جز شرمساری ها نبود

 

میز بان ام میهمان درد را

عمر من جز بردباری ها نبود

 

گنج رنج کهنه ای ویرانه ام

شوق دل جز پاسداری ها نبود

 

بی قرار روز دیدارم هنوز

هستیم جز بی قراری ها نبود

***

 


علف هرز

مهدی فلاحتی

به هرزگی آمد

و هستیِ چسبنده اش به گوشهٔ دیوار باغ:

تجسّمِ بی ریشه گانِ پلشت.

نسیمِ رام

که تابِ هرزگی اش نیست،

به ناگهان

علف به پنجهٔ خشم

کند و گذشت.

نسیم رام

که تابِ هرزگی اش نیست

به باز گشتنا به زمزمه می گفت: 

غرور و شوکتِ باغ

همیشه بیدار است،

اگرچه یک علف از هر کجا که بروید

به نیشخنده بگوید

که باغ

بیمار است!

 

 ***


به: خوزه پ پ موژیکا، عاشق مردم

رحمان

می توان کارگر بود

و به آن افتخار کرد

که ارزش آفریده ی کارگر

محصول کار اوست

اما،

افتخار کارگر در انسانیت او نیز هست

در کنار ارزش آفریده اش

که به یغما می رود

 

آیا می توان انسان بود

و ارزش آفریده ی انسان ها را تصاحب کرد؟

در جهان سوداگران

محصول کارارزشی ست

که باید نصیب سوداگران شود

و این قانون نا نوشته ی ظالمانه

قانون مقدس سوداگران

است

 

آیا می توان رئیس جمهور بود

و همانند مردم و در کنار مردم زیست

همانند مردم لباس پوشید

و از کاخ ریاست جمهوری چشم پوشید؟

و در خانه ای شخصی و محقر

با نازل ترین سطح زندگی زیست

و برقانون ظالمانه بردگی نوین نوشت:

باطل شد؟

خوزه پ پ موژیکا

بر کاخ نشینان مدافع بردگی انسان ها

بانگ برآورد:

آقایان از کاخ هایتان بیرون آیید.

و در برابر مردم

کلاه از سر بر گیرید

آقایان از کاخ هایتان بیرون آیید

پیش از آنکه

***

آدرس تماس با بخش شاعران:

vfkar1335@gmail.com

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردین, ۱۳۹۴ ۲:۰۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟