جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۴۸

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۴۸

برای محمد مختاری و جعفر پوینده

مردم، تاوان چه چیزی را باید این گونه بپردازند؟ آزادی، بــه تو چگونه می توان دست یافت؟ تا کی باید بر آستان تو قربانی داد؟ صد سال و بیشتر "صور اسرافیل ها، ارانی ها، گلسرخی ها، بیژن ها و حالا مختاری ها پویندهها. این تسلسل خون و گلوله در رژیم اسلامی این نوادگان حاج میرزا آغاسی ابعاد وسیعتری یافت. جنایت پیشگان راز بقای خود را در خذف خونبار روشن اندیشانی یافتند، که سهم شان در تعهد به قلم یک متر مفتول فلزی گردید که بر گردنشان حلقه شد.

به جستجوی هم

با ماه سخن گفتیم

با ابرها گریستیم

سر بر خاک نهادیم

زمین ندای مان داد

بر من زخم هزاران خنجر است!

سال هفتاد و هفت، ده سال پس از کشتار زندانیان سیاسی، زخم ها عمیق و داغ ها تازه، کودکان زندان، به مدرسه می روند. کلمه به کلمه با زندگی آشنا می شوند. جمله می سازند. تا فردا جملگی ایران را بسازند. آنانی که در این وضعیت دشوار یاد و خاطراتی از گذشته دارند، با نگاه به پشت سر زمان را به جلو می برند.

هر سال، در اندیشه یاران، در جمعشان، خفتگان در خاوران، رازهای در سینه مانده را به هم باز می گوییم، و با نگاه به چشمان هم به درون هم می رویم. آن شب، از ماه اذر، یکی از ان شب ها بود. جامعه متورم شده بود. هر روز یک گوشه ی ان منفذی باز می شد و گویشی نو به گوش می رسید.

هشت سال صدارت هاشمی، صاحبانی نو به جامعه عرضه کرد. طبقه جدید ظهور کرده بود. پادگان ها با انبوه نظامیان متورم شده .جنگ و جهادعقیده پایان یافته و هر سال درجه ها ترقی یافته، سرداران مانند قارچ زاده می شدند. در کنار مدیران امنیتی راه مکیدن از مجرای سردار سازندگی را تجربه می کردند.

در چنین اوضاعی نباید، هیچ کس از هیچ چیز سر در بیاورد. صد و سی و چهار نویسنده و روشنفکر در اعتراض به وضع موجود نامه ای منتشر کردند. مافیای قدرت و ثروت را خوش نیامد. فرمان صادر شد. لیست ها در داخل و خارج تهیه گردید. راز بقای خود “قتل درمانی” یافتند.

قدرت در پیوند با سرمایه، ستیز خود را با اندیشه ورزان می دید. آن شب پس از سلاخی پروانه و داریوش، طعمه های دیگری را در دستور داشتند. در این رهگذر قلب هایی را از حرکت باز ستاندند که با هر تپش خود هزاران آرمان و آرزو را نوید می دادند.

آنان حذف محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، و حذف افراد بیشمار دیگری را در برنامه داشتند. آنان زمان را به خدمت گرفته بودند. با هر قتل فجیعی که انجام می دادند، فکر می کردند، می توانند جامعه را به محــاق برند. دکههای روزنامه فروشی هر دم متراکم می شد. روزنامه ها به چاپ دوم و سوم و توقیف می شد. همه جا بیم مرگ و نیستی، فضا آکنده ار درد و دانستن بود.

آن شب، شبی از ماه آذر؛ دهمین سالگرد دو تن از خاورانی ها، در شهرستانی کوچک و دور از پایتخت، در آن فضای سرد و سربی که هنوز ضربا ت دشنه دژخیمان بر پیکر دو عاشق آزادی، پروانه و داریوش را براعماق وجود تک تک خود حس می کردیم و با دهانی بسته فریاد می زدیم، چـرا؟ چـرا؟

مردم، تاوان چه چیزی را باید این گونه بپردازند؟ آزادی، بــه تو چگونه می توان دست یافت؟ تا کی باید بر آستان تو قربانی داد؟ صد سال و بیشتر “قرهالعین ها ،صور اسرافیل ها، عشقی ها، ارانی ها، فاطمی ها، گلسرخی ها، رضایی ها، بیژن ها، سعید سیرجانی ها و حالا مختاری ها پوینده ها. این تسلسل خون و گلوله در رژیم اسلامی این نوادگان حاج میرزا آغاسی ابعاد وسیعتری یافت. جنایت پیشگان راز بقای خود را در خذف خونبار روشن اندیشانی یافتند که سهم شان در تعهد به قلم یک متر مفتول فلزی گردید که بر گردنشان حلقه شد.

آن شب ، شبی از ماه آذر، آن شب را میزبان محمد بودیم. نیامد. تماس ها هیچ چیز را روشن نمی کرد. بی خبری مطلق، چند روز بعد جعفر ناپدید شد. بغضی درون گلو گیر کرده بود و سر باز شدن نداشت .اشک ها در چشمخانه لحظه ها را می جست، در تلاقی دو نگاه و یاد محمد و جعفر بی اختیار پهنای صورت را طی می کرد و تلخی آن از درون ما را می فسرد. کاش شب، روز و روز ، شب نمی شد. کاش دروغ بود و دوباره آنان را می دیدیم.

جعفر و کفتمانش از حقوق بشر، به سخره گرفتن نوعی از زندگی و نگارش، چقدر انانی که فرزندی دختر داشتند، کتابش را دوست داشتند و به جعفر به خاطر هدیه ای که به جامعه پیشکش کرده بود، مدیون بودند.

محمد، با تمرین مدارایش، با طنین صدایش از شبان رمگی، محمد که لرزش صدای محزونش با آن حجب همیشگی اش، پرواز برگی از شاخه درختی در پاییز را می توانستی با او قسمت کنی، با رستم اش در شاهنامه و سیر و سلوک در فضای اساطیری درونش، چه زخم عمیقی را باید متحمل می شد آستان آزاد اندیشی میهن ما، وچه زود این زخم خود را نمایاند. محمد با پیکری در هم تنیده یافت شد. به فاصله چند روز جعفر هم چون محمد خاک را در آغوش گرفت.

و اینگونه پایان پذیرفت. بعد از مدتی ، قیفی در دهان مجری پدید آورنده این تراژدی نهادندوداروی نظافت به حلقش تخلیه کردند، تا سر به مهر بماند آمران و عا ملان جنایات تکرا و باز هم تکرار، امروز یازده سال بعد از ان تراژدی ستیز با اندیشه رو به روی ما صف بسته اند.

زمین و زمان سخن می گویند. ما شـعار می دهیم، علیه استبداد، ما شعار می دهیم علیه خشونت، ما سرود می خوانیم برای آزادی ، و آنان مانند ددی زخمی، کف بر دهان ،از دخمه های خود به بیرون پرتاب می شوند، و به ما یورش می آورند.

در کارنامه سی ساله شان، نام ما را ثبت کردند، در زندان ها، شکنجه گاه ها، دفتر های دفن شبانه گورستان ها، اما ما امروز به اتاق خواب آنان راه یافته ایم ، ما خاموش نمی شویم. نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم. ما ایستاده ایم، تا آخر!

تاریخ انتشار : ۹ آذر, ۱۳۸۸ ۹:۴۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟