یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ - ۲۳:۰۷

یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ - ۲۳:۰۷

برگزاری نشست همگانی انجمن قلم ایران (در تبعید)

انجمن قلم ایران (در تبعید)، روزهای ٧ و ٨ ماه نوامبر ٢٠٠۹ نشست همگانی خود را در استکهلم سوئد به همراه کانون نویسندگان ایران (در تبعید) برگزار کرد

در این نشست هیئت دبیران انجمن قلم، گزارش فعالیت های خود را به شرح زیر ارائه کرد:

انتشار ۵ اطلاعیه دفاعی و گفتگو در رادیو تلویزیون های گوناگون در دفاع از آزادی اندیشه و بیان.

شرکت هیئت دبیران انجمن قلم در نشست همگانی پن جهانی در شهر لینز اطریش (مرکز فرهنگی امسال اتحادیه اروپا).

تهیه یک گزارش ١۹ صفحه ای از وضعیت سانسور و فشار بر نویسندگان و هنرمندان با نام و نشان آن ها در ایران که در اختیار نمایندگان ٨٠ کشور از اعضای پن جهانی قرار گرفت.

تنظیم یک قطعنامه مشترک علیه جمهوری اسلامی، به خاطر نقض حقوق بشر و اعمال سانسور و فشار بر نویسندگان و هنرمندان به اتفاق انجمن قلم سوئد، و ارائه آن به نشست همگانی پن جهانی. این قطعنامه به اتفاق آراء نمایندگان دارای حق رای ٨٠ کشور به تصویب رسید.

گردآوری لیستی از امضاء ۹۵ نویسنده شرکت کننده در نشست همگانی پن جهانی در اعتراض به جمهوری اسلامی به خاطر سانسور و محدودیت آزادی بیان.

نشست همگانی انجمن قلم ایران(در تبعید)، پس از بررسی این گزارش و تاکید بر اهمیت و ضرورت فعالیت انجمن قلم در این شرایط حساس که مبارزات مردم ایران با جمهوری اسلامی به عنوان یکی از آزادی کُش ترین حکومت های جهان در جریان است، از هیئت دبیران به خاطر تلاش برای تهیه گزارش به پن جهانی و تصویب قطعنامه علیه جمهوری اسلامی و گردآوری لیست امضاء اعتراضی قدردانی کرد.

در پایان، پیشنهادهای گوناگون برای برنامه ریزی دوره بعدی فعالیت انجمن قلم ارائه شد و با تاکید بر همکاری و هماهنگی هرچه بیشتر انجمن قلم ایران و کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، انتخابات هیئت دبیران به انجام رسید و نعمت آزرم (پرزیدنت)، فریدون گیلانی (ویتس پرزیدنت)، سیاووش میرزاده و جواد اسدیان (مشترکاً منشی بین¬المللی و داخلی) و علی کامرانی (مسئول مالی) به عنوان هیئت دبیران جدید انجمن قلم ایران (در تبعید) انتخاب شدند.

نشست همگانی انجمن قلم ایران (در تبعید)

نوامبر ٢٠٠۹ استکهلم، سوئد

گزارش دبیران انجمن قلم ایران در تبعید به کنگره پن جهانی و قطعنامه و لیست امضاهای اعتراضی ۹۵ نویسنده جهان، همراه این بیانیه است.

گزارش وضعیت آزادی اندیشه و بیان در ایران

به هفتاد و پنجمین کنگره انجمن جهانی قلم

لنز  اتریش ۱۹- ۲۶ اکتبر ۲۰۰۹

خانم ها، آقایان،

نمایندگان محترم کنگره انجمن قلم جهانی

با درود

شما کم و بیش از طریق ارتباطات خود و گزارشات و خبرهای رسانه ها، با وضعیت دردناکی که در میهن ما ایرن جاری ست آشنائید و از طریق رسانه های بین المللی، از اوضاع کشور ما، به ویژه از تحولات ماه های اخیر اعتراض میلیونها تن از شهروندان آن که بیزاری خود را از حکومت اسلامی اعلام کرده اند آگاه شده اید.

اکنون حکومت اسلامی ایران، بیش از هر زمان دیگر ضعیف تر و درنده تر است و برای بقای خود راه دیگری جز سانسور و سرکوب و کشتار نمی شناسد.

در ماه های گذشته، با خیزش میلیونی مردم ایران، مامورین امنیتی حکومت اسلامی تعداد بی شماری از انسان های بی دفاع را در خیابان ها به قتل رساندند و هزاران نفر را دستگیر و زندانی و شکنجه کردند و تعدادی را نیز زیر شکنجه کشتند و یا مورد تجاوز جنسی قرار دادند.

در همین زمان، حتی جمع بسیاری را نیز که در میان آنها کسانی با سابقه وزارت، نمایندگی مجلس، فرماندهی نیروهای نظامی و غیره وجود داشتند به دادگاه کشیدند و آنها را واداشتند به جرایمی که مرتکب نشده اند اقرارکنند. باید یادآوری کرد که بخشی از همین دستگیرشدگان، در گذشته همین جنایت ها را در مورد مخالفین حکومت انجام داده بودند. این شیوه های غیرانسانی گرفتن اقرار و شکنجه های روحی و جسمی و تجاوز و کشتار در سی سال گذشته در زندان¬های حکومت اسلامی رایج بوده است؛ و امروز، حتی مقامات بالای حکومتی مانند کروبی رییس سابق مجلس شورای اسلامی و کاندیداهای ریاست جمهوری نیز در سطح رسمی و علنی از آنها سخن می گویند.

زندان کهریزک، یکی از زندان های مخوف که در آنجا زندانیان را در اتاقک ها روی هم تلمبار می کردند و مورد شکنجه و تجاوز و کشتار قرارمی دادند، پس از شکنجه و قتل فرزند یکی از مقامات حکومت اسلامی و اعتراض و افشاگری او و کسانی چون کروبی، و به ویژه زیر فشار همگانی مردم و بازتاب شکنجه ها در سطح جهان، به دستور علی خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی تعطیل شد.

هم اکنون در ایران، سانسور سازمانیافته فرهنگی و سیاسی و تهدید و سرکوب و ترور و زندان و شکنجه مردم، از جمله؛ نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالین سیاسی و اجتماعی مانند گذشته ادامه دارد، اما افزایش سخت گیری بیشتر در انتشار اخبار و آثار هنری و حتی تجدید چاپ کتاب هایی که در گذشته اجازه رسمی دولتی داشتند و افزایش سرکوب، نشانه شدیدتر شدن بحران سیاسی درایران امروز است.

طبق اخباری که از سوی دفتر شورای عالی امنیت ملی حکومت اسلامی انتشار یافته، با برخی از سردبیران نشریات تماس گرفته و خواسته شده است که از انتشار مطالب علیه دولت و یا وجود سانسور و سرکوب در جامعه خودداری کنند. این امر نشان می دهد که وضعیت آزادی بیان و اندیشه در ایران نسبت به گذشته به شدت بدتر شده و با اعلام ریاست جمهوری جدید احمدی نژاد افزایش اعدام ها ، سرکوب مداوم زنان، کارگران، دانشجویان، نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران شدت یافته است.

اکنون در ایرن، فعالیت کانون نویسندگان ایران، به عنوان تشکل دمکراتیک نویسندگان، از نظر ارگان های حکومت اسلامی غیرقانونی است؛ با این وجود، هیئت دبیران این کانون با جسارت بی نظیری به انتشار بیانه های گوناگون اعتراضی می پردازد و اعضای آن به طور مداوم مورد تهدیدهای امنیتی قراردارند و در همه زمینه ها برای شان محدودیت ایجاد می شود.

این، تنها مقدمه شرح وضعیت موجود در جمامعه ما ست. این گزارش می کوشد در زیر توجه شما نمایندگان محترم را به گوشه های کوتاه دیگری از سرکوب و سانسور و نقض مداوم آزادی بیان در ایران جلب کند که به طور رسمی در رسانه های دولتی و نیمه دولتی و همچنین رسانه های بین المللی و نهادهای بین المللی منتشر شده اند. قطعاً شما می توانید تصور کنید که ابعاد سرکوب  و سانسور موجود در ایران بسیار بیشتر از آن چیزی است که در رسانه ها انتشار یافته است.

فهرست گزارش ما به شرح زیر است:

* روال سانسور در ایران

* حمایت رسمی وزیر ارشاد اسلامی از سانسور

* وضعیت نابسامان ناشران ایرانی

* تشدید سانسور، هم زمان با اعتراضات میلیونی مردم ایران در ماه های اخیر

* نمونه هایی از کتاب های سانسور شده نویسندگان ایرانی

* نمونه هایی از سانسور ترجمه و انتشار آثار نویسندگان خارجی در ایران

* چاپ تصویر شاعر زنده روی کتاب ممنوع شد

* وضعیت روزنامه نگاری در ایران

* نمونه هایی از سانسور و تهدید و سرکوب روزنامه نگاران

* اعدام و ادامه دستگیری و سرکوب

* سرکوب و سانسور زنان در ایران و تبعیض در نظام آموزشی عالی

* وضعیت دانشجویان

* وضعیت کارگران

* جمع بندی

روال سانسور در ایران

در ایران، قانون مطبوعات، به حدی کلی و مبهم است که هر مامور سانسور و ممیزی، تفسیر خود را از آن دارد و برای انتشار هر کتاب، ناشران ایرانی موظفند، نسخه ای از آن را به اداره بررسی کتاب وزارت ارشاد ارسال کنند.

اگر نام نویسنده یا اثر در فهرست ممنوع القلم ها و ممنوع الچاپ ها نباشد؛ مامورین سانسور، کتاب را مطالعه و موارد حذف، اصلاح، تغییر و گاه مواردی را که باید به کتاب اضافه شود را در برگه ای بدون نام و نشان به ناشران ابلاغ می کنند.

پس از اعمال اصلاحات، مجوز چاپ صادر می شود؛ اما ناشر باید چند نسخه از کتاب چاپ شده را نیز برای بازخوانی به وزارت ارشاد ارائه دهد.

در این مرحله گاه حذفیات، تغییرات و اضافات تازه تری مطرح و «مجوز نشر کتاب» دوباره صادر می شود. اما با وجود این اجازه دوباره وزارت ارشاد، نمونه های فراوانی وجود دارد که کتابی پس از انتشار، جمع آوری و یا مجوز چاپ دوم آن لغو شده است.

در واقع، افزون بر اعمال سانسور، چون قانون صریح و روشنی در رابطه با سانسور وجود ندارد، مامورین بررسی وزارت ارشاد با برداشت شخصی خود، سرنوشت آثار ادبی، نظری و تحقیقی را تعیین می کنند و به همین دلیل، ممنوع کردن بی رویه کتاب هایی که با مجوز رسمی منتشر شده اند، به پدیده ای رایج و معضلی بزرگ برای نویسندگان و ناشران و کل جامعه بدل شده است.

حمایت رسمی وزیر ارشاد اسلامی از سانسور

محمد حسین صفارهرندی، وزیر ارشاد اسلامی کابینه محمود احمدی نژاد، در چهار سال وزارت خود، بارها بر اعمال سانسور پیش از چاپ کتاب  تاکید کرده است.

صفارهرندی، سابقه عضویت در سپاه پاسداران را دارد و از اوایل دهه هفتاد به دنبال «طرح نظریه تهاجم فرهنگی» از سوی علی خامنه¬ای، رهبر جمهوری اسلامی به همراه گروهی دیگر از همفکارانش به روزنامه کیهان منتقل شد. وی در کیهان به سردبیری رسید و به گفته خودش «مشغول رصد تهاجم فرهنگی» بود و با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، مقامش به وزارت ارشاد اسلامی ارتقاء یافت. صفار هرندی، در آبان ۱۳۸۵ در نمایشگاه بین المللی قرآن تهران، رسماً حمایت خود را از تشدید سانسور کتاب و سایر تولیدات فرهنگی اعلام کرد و گفت: «هر فعالیتی در حوزه فرهنگ و هنر را که با ارزش های انقلاب و نظام تعارضی داشته باشد متوقف می کنیم. حتی اگر دارای مجوز باشد مجوز آن را باطل می کنیم.»

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، همچنین در همان سخنرانی تاکید کرد: «از همکارانم می خواهم که با تمام قوا مراقب تولیدات حوزه های مختلف باشند؛ چرا که وظیفه دارند جلو آن چیزی که دل خانواده های شهدا و اهل ایمان و متعهد جامعه را به درد می آورد بگیرند، حتی اگر مجبور باشیم خسارت عملکرد بد پیشینیان را بپردازیم این کار را باید انجام دهیم.»

محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی که صدور مجوز کتاب تحت نظر وی انجام می شود، کمتر از ۲ ماه قبل در سخنانی که از سوی خبرگزاری دولتی «ایسنا» انتشار یافت، گروهی از نویسندگان کشور را به «تاریک نویسی» متهم کرد و گفت: «روندی که پیش از انقلاب آغاز شده و در قبل از انقلاب ریشه دارد این است که، گروهی از روشنفکران ما که می توانستند دست به قلم ببرند، با الهام از نویسندگان سیاه قلم و سیاه بین، می نوشتند که جز یاس و ناامیدی چیز دیگری ندارد و این روند امروز هم ادامه دارد.»

طی چهار سال ریاست جمهوری احمدی نژاد، بر اساس گزارش های منتشر شده مجوز انتشار هزاران کتاب که در دوره های قبل به چاپ رسیده بود باطل شد و در مواردی نویسندگان و ناشران و حتی

مدیران وقت وزارت ارشاد، به دلیل صدور مجوز انتشار برخی از کتاب ها به محاکمه کشیده شدند که به عنوان نمونه می توان از محاکمه دو نویسنده و ناشر؛ «یعقوب یادعلی» داستان نویس و جعفر همایی، مدیر نشر نی، یاد کرد.

وضعیت نابسامان ناشران ایرانی

محمد علی جعفریه، عضو اتحادیه ناشران و کتاب¬فروشان تهران از تنگترشدن شرایط برای فعالیت این صنف و تعطیلی مداوم کتابفروشیها خبر داده است.

وی در سال جاری اعلام کرد که در سه سال گذشته، بیش از ۲۵۰ کتابفروشی تهران به دلیل مشکلات موجود در زمینه نشر تعطیل شدهاند. به گفته جعفریه، روز به روز دایره فعالیت کتابفروشان تنگتر و شرایط برای آنها سختتر میشود.

یک ماه پیش از این اظهارات، یعنی در اوایل آذرماه امسال، وزارت ارشاد اسلامی نیز که خود سهم عمدهای در مسائل مربوط به نشر و پخش کتاب دارد، نتایج بررسیهایی را منتشر نمود که طبق آن، در سراسر ایران تنها حدود ۳ هزار کتابفروشی مستقل فعالیت میکنند. منظور از «کتابفروشی مستقل» در این بررسی، کتابفروشیهایی هستند که صرفا کتاب میفروشند.

بنا به بررسیهای یادشده، از تعداد کتابفروشیهای مستقل به طور مستمر کاسته میشود. از سوی دیگر این بررسیها نشان میدهند که کتابفروشیهای کشور، عمدتاً در تهران و شماری از مراکز استانها مستقر هستند.طبق نتایج تحقیقات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برخی از شهرستانهای ایران، حتی یک کتابفروشی نیز وجود ندارد. این وزارتخانه همچنین اعلام کرده که آمار اعلام شده کتابفروشی نسبت به جمعیت کشور، یک به ۲۳۴۰۰ نفر است.

پس رفت روزافزون وضعیت کتاب و کتاب خوانی در ایران، از دید نویسندگان و دستاندرکاران نشر به عوامل متعددی برمیگردد که در میان آنها ممیزی و سانسور نقش بزرگی ایفاء میکند. بسیاری از ناشران، نویسندگان و مترجمان کشور انتقادشان این است که به ویژه در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد، بر میزان سختگیریها در عرصه ممیزی و سانسور افزوده شده است. در همین راستا، اتحادیه ناشران ایران فروردین ماه سال ۲۰۰۸ برابر با ماه مارس ۲۰۰۹، در نامهای خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار رسیدگی به وضعیت نابسامان صدور مجوز نشر کتاب شد. تاخیر در ارائه مجوز نشر، نبودن یک قانون مشخص برای تعیین خط قرمزها و یکسان نبودن سیاستها در مدیریتهای مختلف از جمله مواردی است که مورد اعتراض اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران قرار گرفته است. همچنین، طولانی بودن مدت انتظار برای صدور مجوز نشر که گاه تا یک سال و نیم به درازا می کشد، لغو مجوز انتشار بعد از صدور مجوز و حتی گم شدن کتابهایی که برای دریافت مجوز به این وزارتخانه ارائه شدهاند از دیگر موارد مورد اعتراض در نامه ناشران به وزیر ارشاد است.

در کنار سانسور، بازتولید سطح نازل فرهنگ کتاب خوانی و عدم توجه سیستم آموزشی کشور به برانگیختن شوق مطالعه در کودکان و نوجوانان از دیگر عوامل نابسامانی ست که کارشناسان نشر کتاب در ایران ذکر میکنند. به گفته اغلب ناشران، در فصلهای غیرتابستان، اکثر مراجعات برای خرید کتاب، عمدتاً شامل تقاضا برای کتابهای درسی و آموزشی است و تنها در فصل تابستان است که بر شمار خریداران کتابهای ادبی و تحقیقی افزوده میشود. از همین رو، بیسبب نیست که تیراژ اکثر کتابهای منتشرشده در ایران، از ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نسخه فراتر نمیرود.

در سه دهه گذشته، حکومت اسلامی ایران، بیش از آن که به فکر گسترش کتابخانهها عمومی باشد، بر شمار کتابفروشیهای دولتی افزوده است. وجود این نوع کتابفروشی ها، با توجه به امکانات و حمایتها رانتی، کتابفروشیهای بخش خصوصی را در تنگنای بیشتری قرار داده است. به دلیل نگاه ایدئولوژیک مذهبی به مقوله فرهنگ در حاکمیت ایران، اکثر آثار منتشر شده از سوی کتابفروشیها دولتی رویکرد مذهبی و ایدئولوژیک دارند و لزوماً پاسخگوی نیازها و انتظارات ذهنی و آموزشی بخش آگاه جامعه، به خصوص نسل جوان نیستند.

صفار هرندی، از میزان بودجه قرآنی کشور گزارشی ارائه داده و گفته است: در دولت گذشته بودجه قرآنی کشور ۶۸۰ میلیون تومان بوده که این میزان در سال گذشته ۲۵برابر افزایش یافته است… دولت نهم در مدت سه سال، تعداد کانونهای فرهنگی مساجد را به شش هزار کانون فرهنگی افزایش داد. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان این که سرانه احداث مسجد در زمان روی کار آمدن دولت نهم شش میلیارد تومان در سال بود، گفت: دولت نهم این سرانه را به حداقل سالیانه ۴۰ میلیارد تومان افزایش داد.

یکی از خواستهای همیشگی ناشران ایران این بوده است که دولت از سلطه و دخالت در همه عرصههای مربوط به نشر و پخش کتاب خارج شود و اجازه دهد که جامعه، ناشران و نویسندگان و مترجمان، خود بر عرضه و تقاضای کتاب و کیفیت آنها نظارت و کنترل داشته باشند. اما با توجه به اعمال سانسور شدید دولتی و دخالت دایمی دولت تحقق این خواست غیرممکن است.

تشدید سانسور، همزمان با اعتراضات میلیونی مردم ایران در ماه های اخیر

در ماه های اخیر، در جریان اعتراضات میلیونی مردم ایران بر علیه حکومت اسلامی و پس از آن، به دنبال سختتر شدن کنترل دولتی، گروهی از هنرمندان و نویسندگان در بیانیه ای در اعتراض به رفتار خشونت آمیز دولت اعلام کردند که از ادامه همکاری با نهادهای فرهنگی دولتی خودداری می کنند.

جواد مجابی، نویسنده و منتقد هنری در تهران که خود از امضاء کنندگان بیانیه اعتراضی گروهی از اهل فرهنگ است، در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۹ – ۲۲ شهریور ۱۳۸۸، در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت که سخت گیری های اخیر از حد سانسور فراتر رفته و در عمل به تعطیلی فرهنگ منجر شده است. مجابی گفت که هنرمندان بسیاری در حوزه سینما گرافیک و هنرهای تجسمی عملا امکان اجرا یا به نمایش گذاشتن آثار خود را ندارند.

جواد مجابی که عضو کانون نویسندگان ایران است در مورد فعالیت نویسندگان و کانون اظهار داشت: «نویسندگان ایران و نهادهایی مانند کانون نویسندگان از اساس وجود اداره سانسور را قبول ندارند و توجیهاتی که از سوی مقامات مطرح می شود محدودیت آزادی را توجیه نمی کند.»

امیرحسن چهل تن، نویسنده دیگر ایرانی نیز، در اعتراض به سانسور از پذیرفتن جایزه کتاب سال وزارت ارشاد خودداری کرد.

نمونه هایی از کتاب های سانسور شده نویسندگان ایرانی

* در دوره چهارساله وزارت صفار هرندی در کابینه احمدی نژاد، بیش از ۷۰ درصد کتاب هایی که در دو دهه گذشته با مجوز رسمی وزارت ارشاد اسلامی انتشار یافته بود ممنوع الچاپ اعلام شدند. در این سال ها، بخش هایی از آثار شاعرانی چون سوزنی سمرقندی، خیام، مولوی، سعدی، نظامی، عبید زاکانی و ایرج میرزا و حتی لغت نامه دهخدا و فرهنگ معین حذف شده اند.

* انتشار مجموعه اشعار احمد شاملو، بار دیگر با مشکل عدم صدور مجوز بازچاپ مواجه شده است.

انتشارات نگاه که انتشار مجموع اشعار شاملو را برعهده دارد، با اصلاحیههای متعددی از سوی هیئت بازخوانی وزارت ارشاد مواجه شده که عملا چاپ و نشر این مجموعه را با مشکلات جدی روبرو ساخته و ناشر، چاپ کتاب این مجموعه اشعار را با اصلاحیههای وارده غیرممکن اعلام کرده است.

* انتشار برخی از آثار معروف ترین نویسندگان و پژوهشگران معاصر ایران نیز هم چون صادق هدایت، صادق چوبک، ابراهیم گلستان، غلامحسین ساعدی، احمد کسروی، علی دشتی، ابراهیم پورداود، لغو شده است. تلاش ناشران برای تجدید چاپ برخی از آثار برجسته غلامحسین ساعدی مانند ترس و لرز، عزادارن بیل، دندیل و توپ نیز به جایی نرسید.

* مجوز انتشار داستان بلند خروس و تجدید چاپ دو مجموعه داستان کوتاه ابراهیم گلستان نیز لغو شد و رمان های روضه قاسم، مهر گیاه، تهران شهر بی آسمان و عشق و بانوی ناتمام او، ممنوع الچاپ اعلام شده اند.

* وزارت ارشاد، دو داستان بلند اصغر الهی، سال مرگی و رؤیا را نیز بر فهرست ممنوع الچاپ های خود افزود و از صدور مجوز چاپ مجدد کتاب مردی که در غبار گم شد اثر نصرت رحمانی نیز خودداری کرد.

* وزارت ارشاد، رمان دختری با ریسمان نقره ای و مجموعه ۲۲ داستان کوتاه جمال میرصادقی را با عنوان و عشق آمد ممنوع الچاپ اعلام کرد. صادقی در واکنشی اعلام کرد که از چاپ گزیده ای از ۲۳ داستان به قلم نویسندگان نوقلم نسل سوم نویسندگان ایرانی «به دلیل حذفیات فراوان» خودداری می کند.

* رمان از شیطان آموخت، نوشته فرخنده آقایی نیز ممنوع الچاپ شد. این رمان زندگی زنی را تصویر می کند که بعد از جدا شدن از همسرش در کتابخانه های شبانه روزی زندگی می کند.

* چاپ فیلمنامه زن زیادی، نوشته تهمینه میلانی نیز به رغم نمایش عمومی فیلم ممنوع شد و تجدید چاپ جلد اول و دوم تاریخ اجتماعی ایران، نوشته مرتضی راوندی درباره قرن اول تا سوم هجری، به رغم ۶ بار چاپ قبلی ممنوع شد.

* دو اثر یعقوب یادعلی، رمان های آداب بیقراری و حالت ها در حیاط، با مجوز رسمی وزارت ارشاد منتشر شدند، اما نویسنده در شهرستان یاسوج به اتهام توهین به لرها زندانی و در دادگاه به نوشتن ۴ مقاله محکوم شد.

نمونه هایی از سانسور ترجمه و انتشار آثار نویسندگان خارجی در ایران

* به دستور وزیر ارشاد اسلامی، کتاب خاطرات «روسپیان شورزده من Memories of My Melancholy Whores»، اثر گابریل گارسیا مارکز، که در ایران با عنوان «دلبرکان غمگین من» منتشر شده بود پس از چاپ و انتشار جمع آوری گردید.

* رمان دختری با گوشوار مروارید، نوشته تریسی شوالیه با ترجمه گلی امامی که ۶ بار منتشر شده بود، ممنوع الچاپ شد.

* در سال گذشته، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله از تجدید چاپ رمان های اوالونا، اثر ایزابل آلنده، با ترجمه خلیل رستم خانی و آخرین وسوسه مسیح، نوشته نیکوس کازانتاکیس با ترجمه صالح حسینی جلوگیری کرد. چاپ اول اوالونا، با استقبالی گسترده روبرو شد و آخرین وسوسه مسیح، بیش از این ۴ بار چاپ شده بود.

* وزارت ارشاد اسلامی، با استناد به اعتراض چند کشیش ایرانی، ترجمه فارسی کتاب رمز داوینچی را از بازار جمع آوری و آن را ممنوع الچاپ کرد.

* ترجمه فارسی مجموعه آثار هنریک ایبسن، نمایشنامه¬نویس بزرگ نروژی و خالق خانه عروسک ها و دشمن مردم نیز ممنوع الچاپ شد.

* چاپ دوم مجموعه مقالات آندره ژید، نویسنده بزرگ فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبی که چاپ اول آن با ترجمه رضا سیدحسینی منتشر شده بود، زیر تیغ سانسور رفت.

* نهضت ملی کرد، از کتب مطرح دانشگاهی جهان با ترجمه ابراهیم یونسی سانسور شد.

چاپ تصویر شاعر زنده روی کتاب ممنوع شد

براساس یک قانون نانوشته، ناشران کتاب های شعر نمی توانند تصویر شاعر را روی جلد کتاب چاپ کنند. البته آن طور که ناشران می گویند؛ صورت شاعران مرده می تواند روی کتاب های شان ظاهر شود. ناشری که از دغدغه بدترشدن اوضاع نشر خود، نخواست نامش برده شود گفت: «… بله، درج تصویر شاعر زنده روی جلد ممنوع است. بنابراین تصویر محمدعلی سپانلو، محمد شمس لنگرودی، فرشته ساری، علی عبداللهی، محمد حقوقی و هر شاعر زنده ای که وجود داشته باشد نمی تواند روی جلد کتاب هایشان بیاید.» او اضافه کرد: «شاعران مرده مشمول لطف هستند و می توان از عکس چهره آن ها روی جلد استفاده کرد. چپ و راست بودن آن ها هم مهم نیست و از احمد شاملو، منوچهر آتشی، نیما و نصرت رحمانی گرفته تا قیصر امین پور و احمد منزوی را می توان استفاده کرد.» این ناشر از ذکر بقیه نام ها خودداری کرد؛ چون به قول او «تفاوت و تبعیضی وجود ندارد و هر شاعری را که بگویید مشمول این قضیه می شود… .» (روزنامه سرمایه، چاپ تهران، دوشنبه ۵ خرداد)

وضعیت روزنامه نگاری در ایران

* امسال، ایرن به همراه چین و روآندا از نظر برخورداری از آزادی مطبوعات، در بین ۱۹۵ کشور جهان در رتبه ۱۸۱ قرار دارد.

بر اساس گزارش سالانه مؤسسه مطالعات رسانهای «فریدوم هاوس» (خانه آزادی)، ایران در بین ۱۹ کشور خاورمیانه و شمال آفریقا، رتبه هفدهم را از حیث آزادی مطبوعات به خود اختصاص داده است.

* روزنامه سرمایه، چاپ تهران، طی گزارشی در تاریخ ۲۵ فروردین ۸۸، در رابطه با وضعیت روزنامه نگاری ایران در سال ۸۷، نوشت: … در سال گذشته ۵۵۵ خبر در خبرگزاریها، سایت¬ها و روزنامه ها درباره وضعیت مطبوعات ایران منتشر شده که از این تعداد ۴۷۹ مورد مربوط به نقض حق رسانه ای، حق برخورداری از انتشار آزاد مطبوعات، حق امنیت شغلی و حق امنیت قضایی برای روزنامه نگاران در محاکم دادگستری بوده است. هم چنین این گزارش حاکی از ۳۴ لغو امتیاز و محکومیت مدیرمسئول، زندانی شدن ۱۴ خبرنگار، ۳۰ محاکمه مطبوعات بدون لغو مجوز و ۳۹ مورد ارسال پرونده نشریه به دادگاه بوده است.

* مطبوعات ایران در سال ۱۳۸۷، شرایط سختی را متحمل شدند. فقط در بهار این سال پنج روزنامه تعطیل و در کل سال ۲۰۱ نشریه لغو امتیاز شد.

* براساس نظرسنجی خبرگزاری فارس «۵۴ درصد خبرنگاران مورد حمایت قانون نیستند.» و سران حکومت و مقامات اسلامی، از اینترنت به عنوان وسیلهای برای« براندازی» نام می برند. به طوری که عملا سال ۸۷، سال بسیار وخیمی برای روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و نویسندگان در ایران بود.

* سازمان عفو بین الملل، با انتشار بیانیه ای اعلام کرد پس از اعلام نتایج انتخابات ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۸ که پیروز آن محمود احمدی نژاد اعلام شد مقام های ایرانی محدودیت های شدیدی برای آزادی بیان در ایران به وجود آوردند. اعمال محدودیت برای روزنامه ها و خبرنگاران خارجی و نیز تحدید در فضای اینترنت از جمله مواردی است که دولت ایران از آن استفاده می کند. (رادیو فردا، ۵/۴/۸۸)

* ١٢ تیر ماه ۸۷، در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی با یک فوریت، طرح ١٣ مادهای «تشدید مجازات اخلال در امنیت روانی» به تصویب رسید.

ماده ٢ این طرح «دایر کردن وبلاگ و وبسایت مروج فساد و فحشا، الحاد» را در کنار جرایمی چون «راهزنی، سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشکیل خانه فساد و فحشا» قرار داده است.

با تصویب این قانون و با استناد به ماده ٣ آن «مرتکبین جرایمی» چون «تاسیس و دایر کردن وبلاگ و سایت های مروج فساد و فحشا و الحاد» بدون تعریف مشخصی از این مفاهیم، «اگر مستوجب حد دیگری نباشد، محارب و مفسد فی الارض» شناخته می شوند.

* صدور اطلاعیه ای به نام «انهدام تعدادی از شبکه های سازمان یافته ضد دین، امنیت، فرهنگ و عفت عمومی» که «به زبان فارسی در اینترنت» فعالیت می کردند، از سوی سپاه پاسداران در روز ۲۸ اسفند سال ۸۷.

* طبق اعلام مرکز آمار جهانی اینترنت کاربران اینترنت در ایران، ۲۳ میلیون نفر هستند. اما واقعیت این است که گرفتن آمار کاربران اینترنتی به سادگی امکانپذیر نیست. در عرصه اینترنت، ایران دارای رشدی بالاتر از سطح متوسط در منطقه است. اصلی ترین شرکت های خدمات دهنده اینترنت وابسته به شرکت مخابرات ایران هستند. دولت نقش اصلی را در این بخش بر عهده دارد و توصیه¬های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، برای اعمال سانسور به سرعت اجرا میشوند. مقررات موجود به شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی در ایران اجازه نمی دهد که سرعتی بیش از ۱۲۸ کیلو بیت در ثانیه به مشترکان خانگی ارائه دهند. ارائه سرعتهای بالاتر تنها به اشخاص حقوقی مثل شرکت ها امکان پذیر است.

همچنین بخاطر مسدود بودن بسیاری از سایت های خبری و سیاسی در اینترنت، امکان دسترسی بسیاری از مردم ایران به این سایت ها گرفته شده است. جنگی که سران و ارگان های پلیسی- امنیتی اسلامی علیه اینترنت راه انداخته اند نشان دهنده وحشت آنها از دسترسی هر چه بیشتر مردم به اخبار و رویدادهای ایران و جهان است.

* امتیاز روزنامه «صدای عدالت» به مدیر مسئولی مصطفی کزازی، به اتهام اهانت به خمینی و زیر سئوال بردن نظام، به دستور هیئت نظارت بر مطبوعات لغو گردید. از این روزنامه تاکنون ۲۲۲۹ شماره منتشر شده بود. ( خبرگزاری کار ایران ایلنا، ۵/۵/۸۸)

* در تاریخ ١٩ بهمن ماه «فرمانده امنیت اخلاقی» نیروی انتظامی به مطبوعات اعلام کرد «شناسایی سایت های ممنوعه اینترنتی» و «در استفاده غیرمجاز از سایتها که در حوزه کاری ما است، دستگیری هم داشتهایم که به مقامات قضایی معرفی شدهاند.» این اولین بار است که یک مقام پلیس ایران چنین موضعی را علنا اعلام می کند.

* سایت خبری تحلیلی دانشجویان «امیرکبیر»، برای دهمین بار به دستور کمیته فیلترینگ، فیلتر شد. ریاست این کمیته با دادستان کل کشور است. (امیرکبیر، ۱۸/۵/۸۸)

* در تاریخ ۵ بهمن ماه ۸۷، چندین سایت اطلاع رسانی بین المللی فارسی زبان، از سوی مقامات مسئول مسدود شدند.

* در سال جاری، فشار بر وبلاگ نویس ها همچنان ادامه یافت و پس از سپاه پاسداران، مجلس شورای اسلامی و وزارت اطلاعات دست به کار شدند تا وبلاگ ها و پایگاه های اینترنتی که باب نظرشان نیست تعطیل کنند و فعالین آنها را نیز به مجارات برسانند.

جلال یحییزاده، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در گفتگو با روزنامه اعتماد، گفت: «دولت میگفت؛ میخواهم هرچه سریعتر با برخی از سایتها برخورد کنم. البته فعلا سپاه در مورد سایتهای مستهجن برخورد را آغاز کرده است.»

* ایران در صدر کشورهای سرکوبگر آزادی بیان بر روی اینترنت در خاورمیانه است.

مشاور دادستان کل کشور اعلام کرده است که در ایران پنج میلیون سایت بخاطر «تهاجم به اخلاق و هویت دینی» مسدود شده اند. با این حال؛ ایران دارای فعال ترین وبلاگ نویسان در منطقه است. هم اکنون دست کم چهار وب نگار در زندان بسر می برند.

نمونه هایی از تهدید و سرکوب روزنامه نگاران و تعطیل کردن روزنامه ها

* «یعقوب مهرنهاد»، روزنامه نگار و وبلاگ نویس، تهران ، ۱۴ مرداد ماه ۱۳۸۷ برابر با ۰۴-۰۸-۲۰۰۸ در زندان زاهدان اعدام شد.

* امید میرصیافی، وبلاگ نویس، صبح ۲۸ اسفند ما ۱۳۸۷ به شکل بسیار مشکوک در زندان اوین درگذشت.

وی در ١٩ بهمن ماه ۸۷، به شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی تهران احضار و زندانی شد. این وبلاگنویس در تاریخ ١٢ آبان در همان شعبه محاکمه و با استناد به مواد ۵٠٠ و ۵١۴ قانون مجازات اسلامی برای «فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران» به شش ماه زندان و برای «توهین به توهین به آیت الله خمینی و آیت الله خامنهای» به دو سال زندان محکوم شده بود. امید رضا میرصیافی، در تاریخ سوم اردیبهشت سال جاری ۴١ روز را در بازداشت بسر برد و با سپردن وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی آزاد شده بود.

* علیرضا افتخاری ۲۹ ساله، خبرنگار سابق روزنامه ابرار اقتصادی بر اثر ضربات باتوم بر سرش و خونریزی مغزی در تاریخ ۲۵ خرداد ماه کشته شده است. پیکر او در تاریخ ۲۲ تیر ماه به خانواده اش تحویل داده شده است.(گزارشگران بدون مرز، ۷/۵/۸۸)

* مهرداد حیدری روزنامه نگار خراسانی، به دنبال انتقاد از عملکرد وزارت اطلاعات در کسب اطلاعات ساختگی در یک سرمقاله در روزنامه خراسان رضوی، به طرز مشکوکی در مشهد به قتل رسید. (پیک ایران، ۲۲/۴/۸۸)

* خبرنگار زندانی، محمد حسن فلاحیه زاده، ۱۰ اسفند ماه ناگهان و بدون اعلام دلیل به بند مخوف ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است. وی، در اوایل سال جاری پس از ماه ها بدون ملاقات بودن، توانست با همسرش ملاقات کوتاهی داشته باشد.

* اسماعیل جعفری وبلاگ نویس و روزنامه نگاراز سوی دادگاه انقلاب بوشهر به پنج ماه زندان محکوم شده بود بازداشت و روانه زندان شد. وبنگار وبلاگ «راه مردم» در روز ١٩ فروردین ۸۸، به هنگام پوشش خبری تظاهرات دهها کارگر اخراجی شرکت ایران صدرا در برابر استانداری بوشهر، بازداشت شد. وی در تاریخ ۵ اردیبهشت ماه پس از سه هفته بازداشت با سپردن وثیقه ۵٠ میلیون تومانی آزاد شد. دادگاه انقلاب اسلامی بوشهر، این روزنامه نگار را برای «تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه ها و رسانه های خارجی» به پنج ماه زندان محکوم کرد. اسماعیل جعفری، امکان دفاع از خود را در دادگاه تجدید نظر پیدا نکرد. وی با هفته نامه های نصر بوشهر و بهارستان نیز همکاری داشته است.

* سجاد خاکساری، خبرنگار قلم معلم از سال ۱۳۸۵، تاکنون سه بار دستگیر و زندانی شده است. وی آخرین بار از تاریخ ۶/۲/۸۸ به اتهام اطلاع رسانی از تجمع معلمان حق التدریسی، در جلوی مجلس دستگیر و در زندان اوین بسر می برد.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز در مورد این خبرنگار گزارش داده است: خبرنگار نشریه توقیف شده «قلم معلم» به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش و تحریک افکار عمومی در دادگاه انقلاب

به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده از ۶ اردیبهشت در بازداشت بسر می برد. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۵/۵/۸۸)

* دستگیری سه روزنامه نگار در روز ١١ اردیبهشت ۸۸، روز جهانی کارگر در کنار دستگیری دویست تن از تجمع کنندگان در پارک لاله تهران، سنندج و دیگر شهرها.

* دستگیری علیرضا ثقفی، سردبیر نشریه توقیف شده راه نو و عضو کانون نویسندگان ایران در اول ماه مه و پیش از آغاز تظاهرات، همراه با ضرب و شتم همسر و فرزندش هاله ثقفی و محسن ثقفی به خاطر اعتراض به بازداشت وی.

* احضار و بازداشت کاوه مظفری، روزنامه نگار در همین روز از سوی ماموران انتظامی.

* نقی احمدی آذر، نویسنده و روزنامه نگار آذربایجانی که در ۱۵ فروردین ۸۸ توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود پس از ۷۵ روز بازداشت در سلول انفرادی اداره اطلاعات تبریز به زندان این شهر منتقل شد. (ساوالان سسی، ۴/۴/۸۸)

* کامبیز نوروزی دبیر حقوق انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در مقابل مسجد قبا توسط نیروی انتظامی بازداشت شد. ( بی بی سی، ۷/۴/۸۸)

* ابوالفضل عابدینی نصر، روزنامه نگار آزاد و مسئول روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، توسط نیروهای امنیتی در اهواز بازداشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران، ۹/۴/۸۸)

* به دنبال حکم ۱۰ سال زندان برای عدنان حسن پور، روزنامه نگار هفته نامه ئاسو که در یک دادگاه غیرعلنی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی دادگاه انقلاب سنندج محکوم شده است، سازمان گزارشگران بدون مرز طی اطلاعیه ای اعلام کرد: این حکم دستگاه قضائی مضحک و بی اساس است؛ این روزنامه نگار اول به اعدام محکوم می شود و پس از ۲ سال و کشمکش قضائی این حکم لغو و سپس با همان اتهامات بی اساس به ده سال زندان محکوم می شود. ما، همچنان بر خواست خود مبنی بر آزادی بی قید و شرط این روزنامه نگار پافشاری می کنیم. (گزارشگران بدون مرز، ۱۱/۵/۸۸)

* محمد نعیمی پور مدیرمسئول روزنامه های توقیف شده «یاس نو» و «روز نو» به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران احضار شد. (۱۱/۵/۸۸)

* رضا کفاش تهرانی، مدیرمسئول ماهنامه توقیف شده «کیان» به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع و تبلیغ علیه نظام، با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا، ۱۱/۵/۸۸)

* رضا نوربخش، سردبیر روزنامه «فرهیختگان» توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و منزل وی مورد بازرسی قرار گرفت. (سرمایه، ۱۴/۵/۸۸)

* عیسی سحرخیز، روزنامه نگار و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در منزل پس از ضرب و شتم توسط مامورین امنیتی بازداشت شد. (روز آنلاین، ۱۴/۴/۸۸)

عیسی سحرخیز روزنامه نگاری که ۴۰ روز پیش توسط ماموران امنیتی بازداشت شد، همچنان با دنده شکسته در بند ۲ الف سپاه در زندان اوین و در سلول انفرادی نگهداری می شود. نسرین ستوده وکیل مدافع عیسی سحرخیز اعلام کرد: موکلش در زندان به اتهام توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور مورد بازجوئی قرار گرفته است. (روز ۲۴/۵/۸۸)

* ابوالقاسم گلباف، مدیرمسئول ماهنامه «گزارش» به اتهام تبلیغ علیه نظام، و ثریا عزیز پناه، مدیرمسئول ماهنامه توقیف شده «راسان» به اتهام تحریص و تشویق گروه پژاک با شکایت مدعی العموم به شعبه ۶۷ دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. (روزنامه کیهان، ۱۷/۵/۸۸)

* مجید سعیدی، عکاس روزنامه خبر و یکی از برجسته¬ترین عکاسان خبری جهان، که شش دوره جایزه عکس خبری سال را به خود اختصاص داده است، توسط مامورین امنیتی در منزل خود بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شد. (عبرت، ۲۳/۴/۸۸)

* مرجان عبداللهیان، کارمند بخش فنی روزنامه همشهری و کورش جوان، عکاس روزنامه خورشید، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. ( روز، ۲۴/۴/۸۸)

* پس از زندانی شدن یک روزنامه نگار ه نام هنگامه شهیدی، بازجویان او در یک اقدام آشکارا غیرانسانی برای درهم شکستن روحیه اش، به او حکم دروغین اعدام ابلاغ کرده اند. بازجویان، برای این که این ترفند خود را واقعی جلوه دهند این روزنامه نگار زن زندانی را چند بار پای طناب دار نیز برده  و طناب را به گردن او انداخته اند. هنگامه شهیدی، از یک بیماری قلبی رنج می برد. (موج سبز آزادی، ۲۴/۵/۸۸)

* محمدصادق جوادی حصار، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده «توس» جهت محاکمه به شعبه ۱۰۸۳ دادگاه مطبوعات در مجتمع قضائی خمینی احضار شد. (اعتماد ملی، ۲۶/۵/۸۸)

* بنابر گزارش اختصاصى سایت بنیان، ماموران امنیتی در ساعت ۱۳ روز یک شنبه ۲۸ تیر ماه ۸۸، پس از اخراج خبرنگاران و اعضاى تحریره سایت آینده، دفتر این سایت را تصرف و سیدعمار کلانترى سردبیر آن را بازدداشت کردند. به نظر مى¬رسد سایت آینده نیز به سرنوشت سایت شهاب دچارشده است. چندى پیش، گروهى با پوشش امنیتى، سایت شهاب را به اتهام اقدام به ارسال اخبار و تحلیل هایى مغایر با خط رسانه اى تصرف کرده بودند. هجوم به سایت آینده، در پى آن صورت گرفت که این سایت پوششى واقع بینانه از وقایع نماز جمعه تهران داده و به اشتباهات فاحش حرفه اى خبرگزارى فارس و صدا و سیما اشاره کرده بود.

با توقیف سایت آینده، دسترسى خبرنگاران و مدیران به بخش مدیریت سایت لغو شده است و به نظر مى رسد با ادامه بازداشت سیدعمار کلانترى سردبیر آن، گروهى ناشناس و حامى دولت اداره سایت را برعهده خواهند گرفت.

شایان ذکر است هم زمان با پایان انتخابات، فواد صادقى مدیرمسئول این سایت نیز توسط نیروهاى امنیتى بازداشت شده بود. (سایت بنیان، ۲۸ تیر ۱۳۸۸)

* مهسا امرآبادى، خبرنگار روزنامه اعتماد ملی که از ۲۵ خرداد ماه بازداشت شده است هفته گذشته ممنوعالملاقات شد و خانوادهاش نسبت به این موضع بسیار نگران هستند. مادر مهسا امرآبادى با اشاره به پیگیریهاى هرروزه خود درباره دخترش گفت: «در این چند روز که به مقابل زندان اوین میرویم دیگر کسى پاسخ ما را نمیدهد. حتى ما را به راهروى دادگاه انقلاب نیز راه نمیدهند و کسى پاسخگوى ما نیست.» (روزنامه اعتماد ملی، ۲۹ تیر ۱۳۸۸)

* دکتر محمد ملکی، اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب، توسط ۵ تن از ماموران وزارت اطلاعات بازداشت گردید. ماموران هشتاد جلد کتاب، مدارک شخصی، کامپیوتر، دفترچه یادداشت و دیگر مدارک موجود در دفتر وی را ضبط کرده و با خود بردند. دکتر محمد ملکی، بیش از ۳ ماه است که مشغول مداوای سخت بیماری پروستات است. (امیر کبیر، ۳۱/۵/۸۸)

* مامورین امنیتی حکومت اسلامی، حتی برخی از خانواده های فعالین فرهنگی، هنری و سیاسی مقیم ارج از کشور را در ایران تهدید می کنند و برخی از آنان را در خارج از کشور نیز زیر فشار می گذارند. به عنوان نمونه؛ محسن نامجو، خواننده ایرانی مقیم آلمان، به شکایت عباس سلیمی به اتهام اجرای تمسخرآمیز آیات قرآن و بی حرمتی به کتاب مقدس مسلمانان، از سوی دادگاه کیفری به ۵ سال زندان محکوم شد. (خبرگزاری قرآنی ایران- ایکنا، ۲۲/۴/۸۸)

* گزارشگران بدون مرز در اطلاعیه ای تحت عنوان: «جنون سرکوب رسانه ها در ایران ادامه دارد»، در تیر ماه ۱۳۸۸ اعلام کرد: «دولت احمدی نژاد حرفه ای کاران مطبوعات داخلی و خارجی را هدف گرفته است. گزارشگر هفته نامه نیوزویک، مازیار بهاری روزنامه نگار، وب نگار ایرانی مصطفی قوانلو قاجار و روزنامه نگار مستقل فریبرز سروش به لیست ۳۳ روزنامه نگار زندانی اضافه شدند. جمهوری اسلامی ایران، با ۳۶ روزنامه نگار زندانی بزرگ ترین زندان روزنامه نگاران در جهان است.

* مدیر کل رسانه های خارجی وزارت ارشاد خبر بازداشت خبرنگار یونانی الاصل روزنامه واشنگتن تایمز را تایید کرد و گفت: از همه خبرنگاران خارجی می خواهیم زمانی که برای تهیه خبر به کشور ایران سفر می کنند در چارچوب قوانین ما عمل کرده و صرفا به کار حرفه ای خود بپردازند. زیرا در صورتی که اقدام علیه امنیت ملی و جاسوسی انجام دهند توسط نهادهای نظارتی و امنیتی دستگیر و تحویل مقامات قضایی می شوند.(روزنامه ایران، ۳/۴/۸۸ )

* پدر و مادر «ایاسون اتانا سیادیس»، خبرنگار یونانی تبار روزنامه واشنگتن که توسط نیروهای امنیتی ایران بازداشت شده است طی نامه ای از مقامات ایران خواستار آزادی فرزندشان شدند. (رادیو فردا ۴/۴/۸۸)

* کمیته حمایت از روزنامه نگاران که دفتر آن در نیویورک است طی گزارشی اعلام کرد: «در دو هفته ای که از آغاز تظاهرات خیابانی درایران می گذرد، ۴۰ روزنامه نگار بازداشت شده اند…  به گزارش این کمیته، اکثر ۴۰ روزنامه نگار بازداشت شده ایرانی هستند، اما در میان آنها یک روزنامه نگار یونانی الاصل نیز وجود دارد که برای روزنامه آمریکائی «واشنگتن تایمز» کار می کرد… (رادیو دویچه وله آلمان، ۵/۴/۸۸)

* در اطلاعیه ای تحت عنوان در سکوت زندان اوین چه می گذرد؟ که توسط گزارشگران بدون مرز صادر شد آمده است که گزارشات متعددی از شکنجه کردن بازداشت شدگان دریافت کرده است. این گزارشات می گوید: پاسداران و نمایندگان سعید مرتضوی دادستان انقلاب تهران، با برخی از روزنامه نگاران و وب نگاران زندانی رفتار خشونت آمیز دارند.

گزارشگران بدون مرز، در روز جهانی مبارزه با شکنجه، از جامعه جهانی خواسته است که همه توان خود را برای شکستن سکوت درباره زندانیان عقیدتی اوین به کار گیرند؛ چرا که، امروز زندان اوین، همچون استادیوم ورزشی سانتیگو شیلی در بعد از کودتای ۱۹۷۵ پینوشه، به زندانی خونین که خودسری در آن حکومت می کند تبدیل شده است. (گزارشگران بدون مرز، ۶/۴/۸۸)

اعدام و ادامه دستگیری و سرکوب

* ایرین خان، دبیرکل سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: طی بیش از ۵۰ روز که از انتخابات ریاست جمهوری ایران می گذرد دست کم ۱۱۵ نفر در این کشور اعدام شده اند، که این به طور متوسط دو اعدام در روز است. دبیرکل سازمان عفو بین الملل معتقد است: به رغم این که پیش از این نیز تعداد اعدام ها در ایران بسیار بالا بوده است، اما این آمار تازه، از افزایش چشم گیر تعداد اعدام ها در ایران حکایت می کند.

در بیانیه سازمان عفو بین الملل همچنین آمده است؛ در فاصله زمانی بین ۱۲ دی ماه سال ۱۳۸۷ تا ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ در ایران ۱۹۶ اعدام ثبت شده است که از نظر تعداد اعدام ایران را در رتبه دوم جهان قرار می دهد. (رادیو فردا، ۱۶/۵/۸۸)

* ناوی پیلاری، کمیسر حقوق بشر سازمان ملل متحد، به دنبال اعدام های اخیر جوانان، از قوه قضایی حکومت اسلامی خواست تا احکام ۳ جوان محکوم به اعدام را لغو نماید.

ناوی پیلاری، روز سه شنبه ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۸ برابر با ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹ در وین با اعلام نگرانی شدید از شیوه محکوم کردن این افراد گفت؛ حکومت اسلامی موافقتنامه ای را امضاء کرده است که بر مبنای آن مجازات اعدام تنها در شرایط بسیار شدید و پس از پایان تشریفات قانونی منصفانه می تواند به اجرا درآید.

* مامورین امنیتی حکومت اسلامی، تا کنون تعداد بی شماری از نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالین فرهنگی و سیاسی را در سال های متمادی از بین برده اند. برای نمونه مختاری و پوینده از اعضای سرشناس کانون نویسندگان ایران را نخست مامورین امنیتی حکومت اسلامی ربودند و سپس جنازه مثله شده آن ها را در حاشیه شهر تهران رها کردند.

* در جریان تظاهرات میلیونی مردم ایران در ماهها اخیر، در اثر یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر مانند، نیروی انتظامی، نیروهای بسیج و لباس شخصی ها، دهها تن در خیابان ها جان باختند و تعداد بی شماری نیز در پس از دستگیری و زندان در زیر شکنجه به قتل رسیدند.

براساس گزارش منابع خبری تاکنون هویت ۷۸ تن از جان باختگانی که در جریان اعتراضات اخیر مردمی در خیابانها و زندانهای ایران توسط ماموران انتظامی و امنیتی حکومت اسلامی کشته شده اند، انتشار یافته است.

گزارش ها حاکی است عده کثیری از این افراد در حالی که مجروح و در بیمارستان ها جهت مداوا به سر می بردند بازداشت و به مکان های نامشخصی انتقال یافتند. جسد این تعداد از جان باختگان در مراحل و به شیوه های مختلف به خانواده های آنان تحویل داده شده است.

یکی از روزنامه های رسمی ایران، به نام «نوروز»، در رابطه با این قتل ها نوشت: با پیگیری های خبرنگار نوروز از بهشت زهرای تهران، مشخص شده است در روز ۲۱ تیر ماه از بین جوازهای دفن صادر شده در قبرستان بهشت زهرا ۲۸ جواز بدون ذکر نام و نام خانوادگی بوده است که همگی در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده اند. همچنین در تاریخ ۲۴ تیر ماه ۱۳۸۸ نیز ۱۶ جواز دفن با شرایط فوق صادر شده است. یکی از پرسنل بهشت زهرا در تهران گفت در روزهای ۲۱ و ۲۴ تیرماه جنازه هایی بدون نام و مشخصات و تحت تدابیر شدید امنیتی به این قبرستان آورده و در قطعه ۳۰۲ به خاک سپرده شده اند. شمار جواز دفن شهدایی که به خاک سپرده شده اند در اختیار سایت نوروز قرار گرفته است. (نوروز، ۳۰/۵/۸۸)

* لازم به یادآوری است که حکومت اسلامی تاکنون صدها تن از فعالین سیاسی ایرانی را در کشورهای اروپایی، ترکیه، عراق و پاکستان ترور کرده است.

* شش گزارشگر ویژه سازمان ملل به نامهای مانوئلا کارمنا کاستریلو از اسپانیا رییس کارگروه و گزارشگر ویژه در مورد بازداشتهای خودسرانه، فیلیپ آلستون از استرالیا گزارشگر ویژه در مورد اعدامهای غیرقانونی و خودسرانه، فرانک لارو از گواتمالا گزارشگر ویژه در مورد ارتقاء و حفاظت از آزادی بیان و عقیده، مانفرد نوواک از اتریش گزارشگر ویژه در مورد شکنجه و رفتارها و مجازاتهای غیرانسانی وتحقیرآمیز و خشن، مارگارت سکاگیا از اوگاندا گزارشگر ویژه در مورد وضعیت مدافعان حقوق بشر، و سانتیاگو کورکوئرا از مکزیک رییس کارگروه و گزارشگر ویژه در مورد افراد مفقودالاثر، در مورد موارد نقض حقوق بشر در ایران بیانیهای صادر کردند.

در این بیانیه آمده است: «از زمان انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸، دانشجویان، روحانیون و دیگر کسانی که علیه آزار دستگاه های امنیتی سخن می گویند، هدف ضرب و جرح قرار گرفته، بازداشت و از سخن گفتن منع شده اند.»…

در ادامه این بیانیه آمده است: «از ایران میخواهیم که به دعوتنامه دائمی از کارشناسان سازمان ملل برای انجام بازدید رسمی از این کشور احترام بگذارد، و درخواستهای معوّق مانده برای تحقیق مستقل بینالمللی در مورد شرایط جاری در کشور را که توسط کارگروههای ویژه حقوق بشر سازمان ملل مطرح شده بپذیرد.» (صدای آمریکا، ۱۷/۴/۸۸)

* کانون نویسندگان ایران، در اطلاعیه ای موج گسترده کشتار و بازداشت مردم را محکوم کرد و خواستار آزادی سریع و بی قید و شرط بازداشت شدگان شد. این کانون، در پایان اطلاعیه خود، خواستار معرفی و محاکمه عاملان فجایع اخیر شده است. (کانون نویسندگان ایران، ۱۷/۴/۸۸)

* گزارشگران بدون مرز، طی اطلاعیه ای با عنوان «یک ماه اعتراض ۴۱ روزنامه نگار در زندان، سرکوب افزایش یابنده ای علیه روزنامه نگاران در جهان»، اعلام کرد امروز ایران به خطرناک ترین زندان برای روزنامه نگاران تبدیل شده است. (گزارشگران بدون مرز ۲۱/۴/۸۸)

* فدراسیون جهانی روزنامه نگاران با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: بستن انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران فقط ساعاتی پس از مراسم سوگند ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، در بردارنده پیامی هراس انگیز درباره نگرش دولت ایران به آزادی مطبوعات است. آیدان وایت، دبیرکل این فدراسیون نوشت: ایران نباید مشکلات سیاسی اش را به گردن روزنامه نگاران بیاندازد. وی که در این مورد به سفیر ایران در اتحادیه اروپا شکایت کرده است افزود: روزنامه نگاری باید به عنوان صدائی برای حقوق دمکراتیک مورد حمایت قرار گیرد. نامبرده در این ملاقات خواستار آزادی ۴۲ روزنامه نگار زندانی در ایران شد و اعلام کرد: انجمن صنفی روزنامه نگاران نیز باید اجازه فعالیت داشته باشد. (ایران امروز، ۲۵/۵/۸۸)

سرکوب زنان در جامعه و تبعیض در نظام آموزشی عالی حکومت اسلامی

یکی از سیاست های همیشگی حکومت اسلامی، سرکوب سیستماتیک زنان است. تبعیض و سرکوب زنان، توسط گرایشات ارتجاعی مردسالاری از درون خانه تا خیابان، از محیط کار تا مدارس و دانشگاه ها در جریان است. برای مثال، اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد و نزد نهادهای رسمی حکومت اسلامی شکایت کند، قبل از هر پیگیری احتمال این هست که حکم سنگسار و زندان در انتظارش باشد، و این امر اکثر مواقع مانع شکایت او می شود. به همین دلیل نمونه های فراوانی از خودکشی دخترانی که به آنها تجاوز شده وجود دارد.

اما علی رغم ایجاد چنین رعب و وحشتی که حاصل سیاست و عمل کرد و بازتولید فرهنگ و قوانین مردسالاری توسط جمهوری اسلامی است، زنان ایران روزبه روز بر مبارزه آزادی خواهانه و برابری طلبانه خود پا می فشارند و آن را گسترش می دهند.

حکومت اسلامی با حضور آزادانه و آگاهانه زنان در جامعه مخالف است، و در پی آن است که برای آموزش دختران و زنان سدهای جدید فراهم آورد. در مضمون کتابهای درسی حکومت اسلامی، به طور دایم به دختران گوشزد می شود که نقش اصلیشان در خانه و نقش مادری و نقش همسری است. از این رو، زنان در کتابهای درسی بیش از آن که به عنوان یک انسان کامل و مستقل در جامعه معرفی شوند، مادر، همسر یا خواهر معرفی می گردند. بررسی ها نشان می دهد که کتابهای درسی ایران، یکی از تبعیضآمیزترین کتابهای درسی در تمام دنیا در مورد زنان است و شاید تبعیض  زنان فقط در عربستان و یمن شرایط بدتری از ایران داشته باشد. اما علی رغم وجود این تبعیض ها، محمود احمدینژاد رییس جمهور حکومت اسلامی ایران، هنوز هم نظام آموزشی ایران را تحت تاثیر افکار سکولار میداند و خواهان یک انقلاب فرهنگی جدید است. وزیر آموزش و پرورش کابینه احمدی نژاد نیز بر ضرورت جدا کردن کتابهای درسی برای دختران و پسران تاکید دارد.

تبعیض جنسیتی در نظام آموزشی ایران، ابعاده مختلف و گسترده ای دارد: به طور مدوام به ابعاد مذهبی تاکید می شود؛ نابرابریهای مختلف بین زن و مرد در متنها و تصاویر کتابهای درسی موج می زند؛ برخورد به اقلیتهای مختلف ملی و مذهبی ساکن ایران، برخوردی تحقیرآمیز و غیرانسانی است. اقلیت های ملی در ایران، حتی از آموزش زبان مادری خود محروم هستند و هرگونه فعالیت فرهنگی در این راستا، تجزیه طلبی معرفی می شود و جرایم سنگینی دارد.

هدف گیری و سیاست حکومت اسلامی در کتاب های درسی این است که ارزشهای اساسی ایدئولوژیک دانشآموزان با واژه هایی هم چون شهادت، ایثار و جهاد همگون شود. اما، با وجود آپارتاید جنسی و محدودیت های بی شمار برای کار و تحصیل و حضور زنان در جامعه، بیش از ۶۵ درصد دانجشویان دانشگاه های ایران را زنان و دختران تشکیل می دهند. تعداد رماننویس زن، شاعر زن، نقاش زن و فیلمساز زن و غیره بسیار بالا ست. آمار نشان می دهد از هر سه پزشک که در دانشگاه تربیت میشود دو نفر زن است؛ از سه فارغالتحصیل رشتههای علمی، دو نفر دخترند؛ از چهار فارغالتحصیل رشتههای هنر، سه نفر دخترند و جامعه عملا با حضور و مقاومت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی زنان در همه عرصه ها روبرو ست. حضور گسترده اجتماعی و فرهنگی زنان، برای گرایشات ارتجاعی مردسالاری و حکومت اسلامی غیرقابل تحمل است. به همین خاطر هم همواره طرح هایی همچون «مبارزه با بدحجابی»، «جداسازی دختر و پسر»، «طرح بومی سازی پذیرش دانشجو»، «طرح سهمیه جنسیتی در دانشگاهها» و غیره از جمله سیاست هایی ست که حضور زنان در جامعه را هر چه بیشتر محدودتر می کند.

مطابق گزارشهای وبسایتهای زنان، از ۲۲ خرداد ۱۳۸۵ تا ۲۲ خرداد ۱۳۸۷، فعالان جنبش زنان ۱۵۶ بار بازداشت و زندانی شدهاند، یک میلیارد و ۶۰ میلیون تومان وثیقه و کفالت برای آزادی گذاشتهاند، مجموعاً ۲۰ سال حکم حبس تعلیقی و ۹ سال و نیم حبس قطعی گرفتهاند.

از جمله؛ روناک صفارزاده، دانشجو و فعال زنان، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به ۶ سال حبس محکوم شده است. نامبرده حدود ۲۳ ماه است که در زندان بسر می برد. (روز، ۱۴/۵/۸۸)

وضعیت عمومی کارگران ایران

هرگونه اعتصاب و اعتراض کارگران ایران، توسط مامورن امنیتی و انتظامی حکومت اسلامی سرکوب می شود و فعالین کارگری تحت پی گردهای پلیسی قرارمی گیرند. دستمزد کارگران ایران بسیار پایین است و کفاف زندگی آنها را نمی دهد. اما همین دستمزدهای ناچیز نیز به موقع پرداخت نمی شود و خانواده ها کارگری را در پریشانی و بحران نگه می دارد و به فرزندان آنها آسیب های فراوان می رساند.

برای نمونه، حسین علی حاجی، فرماندار کاشان اعلام کرد ۲۵۰۰ کارگر شرکت ریسندگی و بافندگی کاشان مدت ۲۲ ماه است که حقوق دریافت نکرده اند، کارگران این شرکت ۱۷ سال سابقه کاری دارند. وی افزود حدود ۳۰۰۰ بازنشسته این شرکت بین ۲ تا ۵ میلیون تومان طلب دارند. مدیران شرکت وام های دریافتی را به کارگران و بازنشستگان نمی دهند. (ایلنا، ۲۰/۵/۸۸).

در این میان دستگاه دولتی هیچ اعتنائی به شکایات کارگران ندارد و هرگاه کارگران برای گرفتن حقوق خود دست به اعتراض و اعتصاب می زنند و مطالبات شان را مطرح می کنند بی درنگ با هجوم نیروی انتظامی روبرو می شوند و نمایندگان آنان دستگیر و به زندان می افتند. در حکومت اسلامی، کارگران اجازه سندیکای کارگری و حزب سیاسی خود را ندارند؛ حتی در انتشار نشریه آنان مشکلات فراوانی ایجاد می شود. بخش اعظم کسانی که در اعتراضات اخیر علیه حکومت اسلامی شرکت کردند کارگران و فرزندان آنها بودند. اعتصاب در ایران، «غیرقانونی» است اما با این وجود، کارگران روزی دهها اعتصاب سازمان می دهند. با این که ایجاد تشکل مستقل کارگری «غیرقانونی» است و برای فعالین کارگری مجازات¬های سنگینی از جمله زندان و شکنجه و بیکاری و غیره به همراه دارد، کارگران اقدام به برپایی تشکل می کنند.

کارگران ایران، سالی حدود دو تا سه هزار اعتصاب راه می اندازند. این آمار حتی در رسانه های حکومتی نیز انتشار یافته است. معلمان ایران، به خاطر دستیابی به حقوق خود، اعتصابات چند ده هزار نفری سازمان می دهند. پرستاران نیزبارها و بارها در اثر فشار کار دست به اعتصاب زده اند و کلیت جامعه کارگری ایران، در اعتراض و اعتصاب و زیر سرکوب است. نمونه این سرکوب ها را می توان در دستگیرشدگان تظاهرات اول ماه می ها و هشت مارس ها دید؛ از جمله می توان به دستگیری ها و محکومیت های تازه زیر اشاره کرد:

* علی نجاتی و رحیم بسحاقی، از اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، به خاطر فعالیت های صنفی، به دادگاه های انقلاب اهواز و شوش احضار شدند. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ۱۸/۵/۸۸)

* شیوا سبحانی، فائق کیخسروی و منصور کریمیان، از فعالان کارگری بازداشت شده در مراسم اول ماه مه سال جاری در سنندج، به اتهام اخلال در نظم عمومی، در شعبه ۱۰۵ دادگاه سنندج هر کدام به ۶ ماه حبس تعزیری و ۴۰ ضربه شلاق محکوم شدند. (اتحادیه آزاد کارگران ایران، ۱۹/۵/۸۸)

* جواد اسماعیلی، کارگر خباز و عضو انجمن صنفی خبازان سنندج توسط مامورین امنیتی بازداشت و به قرنطینه زندان مرکزی سنندج منتقل گردید. (کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، ۲۵/۵/۸۸)

* محمد حیدری مهر، فریدون نیکوفر، نجات دهلی، جلیل احمدی، رضا درخشان و علی نجاتی اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به اتهام تبلیغ علیه نظام، ارتباط با افراد معاند نظام، تشکیل سندیکا و تحریک کارگران علیه سران نظام در شعبه دوم دادگاه انقلاب دزفول محاکمه شدند. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۲۷/۵/۸۸)

وضعیت دانشجویان ایران

ایران حدوداً دارای سه میلیون دانشجو ست. دانشجو نیروی جوان و آرمانخواهی ست که در تمام دنیا نوجوئی و پیگیری و آزادی خواهی اش آشکار است؛ اما دانشجویان ایران از آزادی اندیشه و بیان و تشکل و داشتن رسانه های مستقل خود محروم اند و هرگونه تلاش آن ها برای دستیابی به آزادی در این عرصه ها، به شدیدترین وجهی توسط ارگانهای امنیتی حکومت اسلامی سرکوب می شود.

اما علی رغم این محدودیت ها، هر حرکت و فعالیت  دانشجویی سران حکومت اسلامی و مسئولین آن در دانشگاه ها را آن چنان به هراس می اندازد و همواره در پی ایجاد محدودیت بیشتر برای دانشجویان و تخریب هر نهال هر نهاد نوپای آنان هستند. حاکمیت اسلامی در ایران، مرتب برای دانشجویان فعال سیاسی پرونده سازی می کند و آنان را مورد تهدیدهای دائمی قرار می دهد. گزارشات تازه حاکی از آن است که:

* حداقل ۴۰ دانشجوی دانشگاه رازی کرمانشاه به اتهام اخلال در نظم، جهت بازجوئی به کمیته انضباطی احضار شدند. (امیرکبیر ۲۵/۵/۸۸)

* بیش از۵۰ دانشجوی دانشگاه مازندران جهت بازجوئی به کمیته انضباطی احضار شدند. در میان احضار شدگان اسامی فعالین دانشجویی این دانشگاه همچون رضا عرب، علیرضا کیانی، میلاد حسین کشتان، سیاوش صفوی، علی نظری، علی اصغر آدینه وند، آرنوش ازرحیمی، مرجان فیاضی، سیاوش رضائیان، مهدی داوودیان، مهدی محمدی تکدام، مازیار یزدانی نیا به چشم می خورد.

* ۲۰ نفر از دانشجویان احضار شده در ۲۵ و ۲۶ خرداد با حمله نیروهای امنیتی لباس شخص دستگیر، و به مدت ۱۰ روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات مورد بازجوئی و شکنجه قرار داشتند. (امیرکبیر، ۲۶/۵/۸۸)

* بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شکیبا و محمد حسین جنیدی دانشجویان دانشگاه زنجان به اتهام تشویش اذهان عمومی و تحریک به تجمع غیرقانونی به قصد بر هم زدن امنیت کشور در دادگاه هر کدام به یک سال زندان محکوم شدند. همچنین علیرضا فیروزی دیگر دانشجوی این دانشگاه به اتهام اقدام علیه نظام به یک سال و چهار ماه زندان محکوم شد. (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ۱۳/۵/۸۸)

* علیرضا داودی، سخنگوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اصفهان و سردبیر نشریه دانشجویی راه خاکی که در تاریخ ۲۴ بهمن ماه ۸۷ بازداشت و در ۵ اردیبهشت ۸۸ با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود در تاریخ ۷ مرداد ۸۸ در سن ۲۶ سالگی در بیمارستان فوت کرد.

پدر وی گفت علیرضا هنگام بیماری اعلام کرد که سه روز وی را آویزان کرده بودند. مادر این دانشجو به آسیب های شدید روحی که در مدت زندان به پسرش وارد شده بود اشاره کرد و گفت شدت این شکنجه های روحی به حدی بود که علیرضا پس از آزادی از زندان هر شب کابوس های زیادی داشت. البته او از شکنجه های جسمی که در زندان بر او اعمال شده بود چیزی نمی گفت؛ اما آثار شکنجه وسوختگی با سیگار به روی دست های پسرم تا روز مرگ به وضوح مشخص بود. (کمیته گزارشگران حقوق بشر، ۱۸/۵/۸۸)

* بنا به گزارش پایگاه اینترنتی امیرکبیر، هم اکنون حدود ۳۰ دانشجوی در ایران زندانی هستند.

* در سال جدید آموزشی، صدها دانشجوی از تحصیل محروم مانده اند و تعداد زیادی از داشحویان دانشگاه های سراسر کشور، به حراست دانشگاه احضار شده و مورد تهدید قرار گرفته اند. دهها دانشجو، تنها به دلیل فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شان زندانی هستند.

* استادان ترقی خواه و آزاده دانشگاه نیز از هجوم دستگاه در امان نیستند؛ بنا به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در ۲ شهریور ۱۳۸۷ برابر با ۲۳ آکوست ۲۰۰۸، بازنشستگی اجباری ۲۱ اساتید برجسته دانشگاه تهران موجی از اعتراضات را به همراه داشت.

حمله به خوابگاه های دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز در ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ و سرکوب و بازداشت گسترده فعالان جنبش دانشجویی، از جمله این اقدامات است. این رویداد جرقه ای شد که دانشجویان در اعتراض به این تهاجم به خیابان ها بریزند و با حمایت و پشتیبانی مردم جان به لب رسیده و آزادی خواه به اعتراض وسیعی دست بزنند. این حرکت دانشجویان، در داخل و خارج کشور بازتاب بسیار گسترده ای پیدا کرد و هجوم میلیون¬ها تن از مردم ایران به خیابان ها را در پی داشت. و سرانجام نیروهای انتظامی حکومت این اعتراض را به شدت سرکوب کردند.

* دانشجویان دانشگاه تهران اولین روز بازگشایی دانشگاه را بعد از پایان تعطیلات تابستانی در ایران با اعتراض علیه سانسور و سرکوب حکوت اسلامی آغاز کردند.

* سه شنبه ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۸ برابر با ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، حدود ۲ هزار دانشجوی دانشگاه آزاد تهران سومین تجمع اعتراضی خود را برگزار کردند. در جریان برگزاری این تجمع که با هدف اعتراض به حکومت اسلامی و سیاست های سرکوبگرانه آن در جامعه و محیط دانشگاه و با فریاد شعار «مرگ بر دیکتاتور» صورت گرفت، نیروهای بسیجی و امنیتی با استفاده از گاز اشک آور و اسپری فلفل به دانشجویان حمله کردند. اعتراضات دانشجویی در دانشگاه های سراسر ایران در جریان است.

* مساله دانشگاه ها و تظاهرات ها و اعتراضات مداوم دانشجویان، این روزها به مشغله اصلی سران حکومت تبدیل شده است. خامنه ای فقط طی یک هفته دو بار با دانشجویان بسیجی و انجمن های اسلامی و اساتید طرفدار حکومت، دیدار داشت و بر اسلامی کردن دانشگاه ها تاکید کرد. این تلاش ها نشان دهنده هراس سران حکومت اسلامی از اوج گیری اعتراضات دانشجویی است.

* خامنهای، رهبر حکومت اسلامی و محمود احمدینژاد مدعی شده¬اند که مطالعه کتب و ایدههای سکولار، پرورشیافتگان دانشگاهها را برای ناآرامی سیاسی در ماه های اخیر آماده کرده بود.

به گزارش خبرگزاریهای دولتی و نیمه دولتی، خامنهای در مقطع بازگشایی دانشگاه ها و آغاز سال تحصیلی جدید گفته است؛ مطالعه علوم انسانی «شک و تردید را ترویج میکنند».

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، علی خامنه ای، در جمعی از دانشجویان و استادان دانشگاهها گفت: «بسیاری از علوم انسانی و هنرهای لیبرال بر پایه فلسفه کسانی است که اساس آن ها ماتریالیسم و بیاعتقادی به آموزههای خدایی و اسلامی است.» آموزش این «علوم به از دست دادن اعتقاد به خدا و دانش اسلامی میانجامد.» وی از «مدافعان راستین اسلام» خواست تا علوم انسانی را که در ایران تدریس میشود مورد بازنگری قرار دهند.

جمع بندی

آنچه که در بالا به آنها اشاره شده است فقط بخش کوچکی از نمونه های سرکوب و سانسور در ایران است. ایران آبستن وقایع مهمی است و هر لحظه اتفاق تازه ای در آن روی می دهد.

حکومت اسلامی، یکی از نادرترین حکومت های جهان در عصر حاضر است که نه تنها به هیچ وجه به حقوق انسان و آزادی هایش اهمیتی نمی دهد؛ بلکه موجودیت انسان را نیز به طور گسترده ای زیر سئوال برده است. هیچ عرصه ای از زیست و زندگی و فعالیت شهروندان ایران، در سطح اجتماعی و خصوصی  از تعرض و تهدید و تعقیب مامورین حکومتی مصون نیست.

حکومت اسلامی، با اعمال سانسور شدید بر آزادی بیان و قلم و اندیشه، پافشاری بر ادامه ممنوعیت تشکل های دمکراتیک مردمی و سازمان ها و احزاب سیاسی و رسانه های مستقل، با اعدام های گسترده و حتی اعدام کودکان در تلاش است جامعه را مرعوب کند.

حکومت اسلامی، همواره ملیت های مختلف ایران را نه تنها از تدریس زبان مادریشان محروم کرده است، بلکه هرگونه تلاش آنها برای برابری همه شهروندان ایران بدون در نظر گرفتن ملیت و جنسیت، به بهانه «تجزیه طلبی» سرکوب میگردد.

اعضاى اقلیتهاى مذهبى همچنان از تبعیض، آزار، دستگیری و زندان در امان نیستند. برخى از کسانی که از اسلام به ادیان دیگر گرویده بودند دستگیر شده اند. معتقدان به آیین بهایى همچنان از دسترسى به آموزش عالى محروم ماندند و برخى از اماکنى که از سوى آنان مقدس شناخته میشود تخریب شده است. رهبران و سایر اعضاى طریقت صوفی گنابادى مورد آزار قرار گرفت و دستگیر شده اند.

آیا در غیاب آزادی مطبوعات، روزنامه نگاران، نویسندگان، هنرمندان، جنبش های اجتماعی و آزادی احزاب و سازمان ها و سرکوب سیستماتیک زنان، یعنی محروم کردن نصف جامعه ۷۵ میلیونی از حقوق خود، سرکوب ملیت ها، سرکوب شدید اعتراضات و اعتصابات کارگران، دانشجویان و وبلاگ نویسان و اعدام های گسترده و غیره می توان یک زندگی انسانی داشت؟

فساد و دزدی و دروغگویی در میان سران و ارگانهای حکومتی و دستگاه های به حدی است که حتی برخی مواقع بازرسان دولتی و یا برخی از نمایندگان مجلس و قوه قضاییه نیز به آنها اقرار می کنند.

در چنین شرایطی، همبستگی با مبارزات آزادی خواهانه و عادلانه مردم ایران به خاطر دستیابی آنها به یک جامعه آزاد و برابر و انسانی وظیفه آگاهانه و داوطلبانه هر فرد انسان دوست در جهان است.

در این راستا، ما از شما نویسندگانی که از کشورهای مختلف جهان در این کنگره حضور دارید انتظار داریم که افزون بر دادن رأی مثبت به قطعنامه مشترک انجمن قلم ایران (در تبعید) و انجمن قلم سوئد بر علیه سانسور و اختناق حکومت اسلامی، تلاش مردم ایران برای تغییر نظم موجود در ایران را به شکل گسترده  به اطلاع مردم جهان برسانید تا افکار عمومی جهان در همبستگی و یاری با مبارزات مردم جامعه ما هرچه بهتر شکل بگیرد.

از نظر اعضای انجمن قلم ایران در(تبعید)، شما نمایندگان محترمی که در این کنگره حضور دارید و تشکل های دموکراتیک شما در کشورهای تان حلقه پیوند مهمی در این همبستگی جهانی به شمار می آئید.

تاریخ انتشار : ۲۹ آبان, ۱۳۸۸ ۰:۵۶ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

مثل یک باد

شبیه آن رنگین کمان،
پس از باران,
دیدم او را,
گریان بود,
مانده بودم در خود،
این گریه از بهر چه هست؟
شادی یا اندوه دگر؟

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

ما شما را مورد خطاب قرار می‌دهیم زیرا به عنوان کارمندان دولت فدرال و کارکنان دولتی به اصول قانون اساسی متعهد هستیم. ماده ۲۵ تبصره ۱ قانون اساسی دستور عمل عمومی در خصوص حقوق بین‌الملل است. طبق نظر دادگاه قانون اساسی فدرال، این ماده به این معنی است که «قواعد عمومی حقوق بین‌الملل، بدون وجود یک قانون تبدیلی، یعنی بدون واسطه، مستقیماً به سیستم حقوقی آلمان راه پیدا می‌کند.

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!

«اگر هزینه این اعدام‌ها را برای جمهوری‌اسلامی بالا نبریم، بیم آن می‌رود که در ماه‌های آینده صدها نفر به اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر اعدام شوند. ما از تمام نهاد‌ها و فعالان حقوق‌بشری و کنشگران سیاسی می‌خواهیم تا در یک کارزار جهانی ویژه برای توقف اعدام‌های مرتبط به جرائم مواد مخدر شرکت کنند.»

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!

یک روشنگر منتقد و عدالتخواه، دمکرات، مردمی آرامانگرا